پایان نامه با واژگان کلیدی تحلیل محیطی، منابع سازمان، شهرستان خمین

دانلود پایان نامه ارشد

می کند، که در آن اعضای گروه خود را در ارتباط با نیروهای عالی تر احساس می کنند این نیروهای عالی تر، که به توتم ها یا تأثیرات الهی و یا خدایان نسبت داده می شوند، در حقیقت بیان نفوذ و تأثیر جمع بر فرد است .تشریفات و شعایر، از نظر دورکهایم، برای پیوند دادن اعضای گروه ضروری است. از این روست که آن ها نه تنها در وضعیت های عادی پرستش، بلکه در بحران های گوناگون زندگی که در آن تغییرات و گذرهای عمده اجتماعی تجربه می شوند، مانند تولد، ازدواج و یا مرگ نیز، یافت می شوند. عملاً در همه جوامع، آیین های شعایری و تشریفاتی در این گونه گردهمایی ها برگزار می گردند. دورکهایم استدلال می کند که تشریفات جمعی در زمانی که مردم مجبور به سازگار شدن با تغییرات عمده در زندگیشان هستند همبستگی گروهی را مجدداً تأیید می کند. (توسلی ،1380).

2-10-3- وبر و دین46
وبر تحقیق خود را در باره ادیان جهان به عنوان یک طرح واحد در نظر می گرفت. بحث او درباره تأثیر آیین پروتستان بر توسعه غرب جزئی از کوششی جامع برای درک تأثیر مذهب بر زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگ های مختلف است. وبر با تحلیل ادیان شرقی نتیجه می گیرد که آن ها موانع غیر قابل عبوری در برابر توسعه سرمایه داری صنعتی، آن گونه که در غرب رخ داد، فراهم کردند. این نه از آن روست که تمدن های غیر غربی عقب مانده اند، آن ها صرفاً ارزش هایی متفاوت با آنچه را که در اروپا مسلط گردید پذیرفته‌اند.
وبر یاد آور می شود که، در چین و هند قدیم در دوره های معینی توسعه قابل توجه تجارت، صنعت و شهر نشینی وجود داشت، اما در این جوامع الگوهای اساسی دگرگونی اجتماعی که در ظهور سرمایه داری صنعتی در غرب دخالت داشت بوجود نیامد و دین عامل عمده ای در جلو گیری از این دگرگونی بود. برای مثال، آیین هندو چیزی است که وبر آن را دین آن جهانی می نامد این بدان معناست که، عالی ترین ارزش های آن برگریز از رنج های دنیای مادی به سوی سطح عالی تری از هستی معنوی تأکید می کند. احساسات مذهبی و انگیزش هایی که آیین کنفوسیوس نیز مانع کوشش برای توسعه اقتصادی به مفهومی که در غرب درک می شود، گردیده و به جای اینکه تسلط جدی بر جهان را تشویق کند هماهنگی با آن را مورد تأکید قرار می دهد اگر چه چین زمانی دراز
قدرتمند ترین و از نظر فرهنگی توسعه یافته ترین تمدن در جهان بود، ارزش های مسلط دینی آن همچون عاملی بازدارنده در برابر تعهد شدید نسبت به توسعه اقتصادی به خاطر خود آن عمل می کردند.
وبر مسیحیت را به مثابه یک دین رستگاری در نظر می گیرد، که متضمن این عقیده است که انسان ها اگر اعتقادات دینی را بپذیرند و از اصول اخلاقی آن پیروی کنند می توانند رستگار شوند. مفاهیم گناه و نجات یافتن از گناهکاری به مرحمت خداوند در اینجا دارای اهمیت هستند این مفاهیم نوعی تنش و پویایی عاطفی ایجاد می کنند که اساساً در ادیان شرقی وجود ندارد. ادیان رستگاری یک جنبه انقلابی دارند. در حالی که ادیان شرق یک نگرش انفعالی نسبت به نظم موجود در درون مؤمن پرورش می دهند. مسسیحیت متضمن مبارزه ای دایمی علیه گناه است . و از این روی می تواند علیه وضع موجود شورش برانگیزد. رهبران دینی مانند عیسی ظهور می کنند که اصول عقاید موجود را از نوبه شیوه ای تفسیر می کنند که ساخت قدرت موجود را به رویارویی فرا می خواند. از نگاه اورفتار دینی در دین پروتستانی دست کم به طور نسبی عقلانی وهمسو با منطق اقتصاد جدید است. اوبرآنست که باید میان دید دینی اعتقادی معطوف به رستگاری در آخرت، که زندگی انسانی در این جهان را کم اهمیت وخوار می شمرد و دینی که بدنیا توجه دارد، تفاوت اساسی گذاشت.
ماکس وبر در دید جامعه شناختی دین، تمایز میان جادو و دین پیامبرانه قائل شده است. از نظر اوجادو به توسلِ به خدایان و نیروهای عینی به منظور حل مسائل کنونی وشخصی اشاره دارد و در مقابل دینداری کاهنانه، به خدایان برای علایق اجتماعی تر و گسترده تر توسل می جوید و با فرا رفتن از جادو و با سرسپردگی به “امر الهی”، به اجتماع روح و نظم و جهت می بخشد. نه یهودیت و نه اسلام، بلکه تنها دین پروتستانی به مثابه عادتی تجلی می کند که پیامد آن کاربرد عقل در برابر جادوست. عقل در اینجا دگرگون کننده زندگی شخصی و آشکار کردن جایگاه شخصی در اجتماع گسترده تر است. عقلانی شدن عامل مؤثر در توسعه دینی است و به واسطه پیام آسمانی برای اجتماع به توفیق وسیع تری دست می یابد.( مقتدایی،1390).

2-11- تعریف مدیریت 47
برای مدیریت تعریف های گوناگونی از ابعاد مختلف ارائه شده است. اگر مدیریت فرآیندی باشد که مدیر برای تحقق هدفهای سازمان آن را پی می گیرد، تعریف فرآیندی ارائه می شود.مدیریت عبارت است از فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسی برای رسیدن به هدفهای تعیین شده سازمان. در جای دیگر مدیریت به صورت فرآیند دستیابی به هدفهای سازمانی با همکاری افراد، از طریق آنان و سایر منابع سازمانی تعریف شده است.
این تعریف سه ویژگی دارد که بر اساس آن مدیریت :
1- مجموعه فرآیندی از فعالیتهای مستمر و مرتبط است
2- متمرکز بر تحقق اهداف سازمانی است
3- از طریق همکاری با افراد و استفاده از سایر منابع سازمانی به این اهداف دست می یابد.
مدیریت به عنوان هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران نیز تعریف شده است.( فیضی، 1383).

2-12- مدیریت کارآمد48
مدیریت کارآمد، فرایند تجزیه و تحلیل محیطی سازمان و گرفتن تصمیم‌ها و اجرای فعالیت‌هایی است که سبب ایجاد و تقویت سازمان می‌شود. اگرچه رویکرد مدیریت کارامد به سازمان، برونگراست، توجه به محیط درونی سازمان و نگرش جامع به هر دو محیط از نقاط قوت آن به شمار می رود. مدیریت کارامد را می‌توان راهکار خلق آینده سازمان نامید.مدیریت کارامد به جای پیش‌بینی آینده در ساختن آن نقش ایفا می‌کند. این رویکرد به مدیریت سبب پویایی سازمان می شود و واکنش فعال و سازنده آن را در برابر تغییرات سریع محیطی در پی‌خواهد داشت. مدیریت کارامد رویکردی منعطف به مدیریت است و به جای برنامه‌ریزی محض به داشتن دیدگاه جامع در وضعیت متحول محیطی تأکید می‌کند. در این خصوص داشتن تفکر خلاق، لازمه مدیریت کارامد سازمانی است.
بنابر آنچه بیان شد، حرکت به سوی چنین سازمان و مدیریتی در پی تجزیه و تحلیل محیطی سازمان تحقق خواهد یافت و لازمه آن دارا بودن مهارت ادراکی از سوی مدیران و رهبران آن سازمان است (سجادی،1391).

2-13- مدیریت فرهنگی49
وقتي سخن از اصول مديريت فرهنگي در ميان است، مقصود قواعد و معيارهايي است که در فرآيند مديريت فرهنگي بايد آنها را مراعات کرد، و به هيچ وجه، امکان ناديده انگاشتن و تخطي از آنها وجود ندارد. اين اصول، تضمين کننده ي نتيجه بخش بودن فرآيند مديريت فرهنگي است. دستیابی به بسترفرهنگی مناسب جهت رشد و توسعه، نیاز به یکپارچگی فرهنگی جامعه دارد و رسیدن به یکپارچگی فرهنگی در جامعه و نهایتاً بستری آمادۀ توسعه، لزوم مدیریت فرهنگی جامعه را مطرح می کند و برای اثر بخشی مدیریت فرهنگی هر جامعه، سامان دادن به تعارضات فرهنگی-اجتماعی در اولویت فعالیت مدیران فرهنگی قرار دارد. هرچند اصطلاح مدیریت فرهنگی جامعه بسیار گسترده تر از مدیریت فرهنگی در سازمان ها و بخش های فرهنگی به عنوان زیر مجموعه های جامعه است، اما برای اجرا و کاربرد ، تفاوت چندانی ندارد. مدیریت فرهنگی با اتکاء به ارزش های جامعه باید در پی اعتلای فرهنگ باشد و شرایطی را فراهم کند که اهداف مورد نظر به گونه ای مطلوب حاصل شود: چرا که دستیابی به اهداف مطلوب فرهنگی، تأثیر قابل توجهی بر دیگر فعالیت ها خواهد داشت (وحید.1382: 13). مدیریت فرهنگی باید مدیریتی پویا پیشنگر و آیند ه نگر باشد. تمام شکلهای مدیریت، دارای سه جزء تشکیلات، طرح و منابع هستند. مدیریت فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست و می توان آ نرا به عنوان گروهی از مردم تعریف کرد که برای پیشبرد یک سیاست، از منابع بهره برداری می کنند. در تمام کشورها دو نوع مدیریت فرهنگی وجود دارد :
1. مدیریت فرهنگی(عمومی) دولتی که معمولا در سه سطح مختلف ملی، منطقه ای ومحلی وجود دارد که در برگیرنده ی ابزاری برای پیشبرد یک سیاست فرهنگی در تمام سطوح است.
2. مدیریت جامع، که در برگیرنده ی سازمان ها ، نهادها و انجمن هاي فرهنگي است (احمدیان شیجانی ،1392)

2-14- اهمیت مدیریت در عملکردهای فرهنگی50
در خلاصه ترین تعریف می توان گفت: « مدیریت عبارت است از هنر و علم انجام کارها از طریق دیگران». مدیریت وظیفه بسیار پیچیده ای است که مستلزم مسئولیت پذیری افراد در پنج حوزه برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، سرپرستی و اعمال کنترل می باشد. از آنجا که هدف گذاری و برنامه ریزی، ضرورت مدیریت محسوب می شوند، تحقق این دو بدون شناخت وضعیت موجود (که مبتنی بر گذشته است) امکان پذیر نمی باشد. همچنین برای مدیریت بهینه در هر حوزه ای ، لازم است سیاست های متناسب با آن حوزه اتخاذ شود و مسیر را برای رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب هموار سازد.(ناظمی اردکانی ،1386).مديريت فرهنگي در کشور ما هنوز يک مديريت تخصصي نيست. از اين رو گاه افرادي که در رده هاي بالاتر سازمان قرار مي گيرند، تخصص، تجربه و حتي دانش به مراتب کمتري از زيردستان خود دارند. يک مدير فرهنگي، بايستي توانايي و تجربه استفاده از ابزارها، تکنيک ها، روش ها و رويه هاي عمل براي انجام يک وظيفه مشخص را داشته باشد.
بديهي است انجام اين وظايف يا فعاليت ها، مستلزم وجود معلومات تخصصي، تسلط در استفاده از ابزارها و شيوهاي انجام کار و ارائه محصولات فرهنگي مي باشد.نکته بسيار مهم اين است که مديران فرهنگي، بايستي واجد دو دسته از مهارت ها و تخصص ها باشند:
1. مهارت هاي مديريتي به معناي عام که همان توان و تجربه لازم براي انجام فرايند مديريت (برنامه ريزي، اجرا، نظارت و ارزشيابي) است؛
2. تخصص لازم در شناخت و ارزيابي برنامه ها و محصولات فرهنگي ؛ از آنجا که مدير فرهنگي مرزبان فرهنگ يک اجتماع است، بايد به معناي حقيقي نسبت به فرهنگ آن جامعه احاطه داشته باشد و بر زواياي پنهان و آشکار آن واقف باشد. مثلاً در حوزه فرهنگ اسلامي، کسي نمي تواند مدعي مديريت در اين حوزه باشد، مگر آنکه اسلام شناس بوده و بر زواياي پيدا و پنهان آن احاطه داشته باشد و از سوي ديگر عمل و رفتار او نيز مبتني بر همان فرهنگ اسلامي باشد (شریفی وقاسمی سعادت آبادی،1392 ).

2-15- تحقیقات داخلی51
بختیاری (1392) در تحقیقی با عنوان” نقش امامزاده سید محمد در مدیریت فرهنگی شهرستان خمینی شهر” با روش پیمایشی از نوع معادلات ساختاری نشان داد امامزاده سید محمد، یکی از مهمترین مراکز فرهنگی مورد اعتماد مردم شهرستان خمینی شهر محسوب می شود و در زندگی مردم و حیات اجتماعی آن تأثیر بسزایی دارد. این زیارتگاه، نه تنها مأمنی برای تقرب جستن به خدای تعالی است بلکه محیطی سرشار از شور و نشاط زندگی با آرمان های معنوی است. حضور منظم و پیوسته زائر در حرم امامزاده بهترین فرصت برای نهادینه کردن فرایض و احکام دینی در ضمیر آنان را فراهم می آورد. لذا محفل نشر حقایق و زنده نگه داشتن خط اهل بیت (ع) و سجده گاه بندگان خالص خداوند است.این زیارتگاه در سه مرحله جذب، تثبیت و رشد در مدیریت فرهنگی شهرستان نقش مهمی ایفا می نماید. رسیدن به والاترین هدف خلقت انسان که همان تقرّب جستن به خداوند تعالی است و در واقع مهمترین هدف مدیریت فرهنگی در جوامع اسلامی است؛ می تواند در سایه ی کرامت و شفاعت امامزاده سید محمد تحقق یابد. این زیارتگاه، قطب فرهنگی شهرستان محسوب می شود و بیشتر برنامه های معنوی هفتگی شهر را پوشش دهد و در راستای ایجاد برتری در ارزش های الهی به تقویت وحدت و همبستگی مسلمانان بر محور فرمان های الهی می پردازد و نقش مهمی در انتقال معنویت و معارف شیعی در شهرستان دارد. برای تداوم و رشد ارتباط زائران به ویژه زائران شهرستان، فعالیت هایی فرهنگی و اجتماعی در خور توجهی صورت گرفته که امید است در آینده برنامه های متنوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ارزش های اجتماعی، آداب و رسوم، نابرابری ها Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی بقاع متبرکه، توسعه گردشگری، گردشگری زیارتی