پایان نامه با واژگان کلیدی تحلیل روایت، اسلام سیاسی، زن در ادبیات، نام گذاری

دانلود پایان نامه ارشد

ی طولانی، به ویژه در ادبیات و تحقیق تاریخی، برخوردار است. و همانطور که مک اینتایر اشاره میکند، تحلیل روایت مطالعه اعمال، زندگیها و سنتها است.لوبوف در تحلیل روایت شش جرء تشخیص میدهد که یکی از اساسیترین آنها، کنش است. در تحلیل روایت تاکید بر کنش و عاملیت است و نه تحلیلهای ساختاری و یا متغیرهای ایستا. تحلیل روایت بر چارچوب روایی ساده شامل شخصیت، طرح و موقعیت روایی استوار است. او در تجربههای شفاهی و روایتهای معمولی گویندگان عادی ساختار شش بخشی زیر را تشخیص میدهد:
1. چکیده: بیان خلاصههای از داستان
2. سویهگیری: چه کسی، کجا و چه زمانی؟
3. کنش مکمل: چه اتفاقی افتاد و بعد چه شد؟
4. ارزشگذاری: چرا و چگونه این داستان جالب است؟
5. نتیجهگیری: بالاخره چه اتفاقی افتاد؟(راه حل)
6. پایانبندی

تجربههای فردی به گونهای یکنواخت و یکسان نشان دهنده ساختار فوق نیستند. آنچه در زندگی داستانها را قابل تعریف میکند و شیوه داستانپردازی ما و شیوهای تفسیر داستان دیگران مبین پیش فرضهای فرهنگی و تجربه گذشته ما است. ساختارهای انتظارات و افق انتظارات انسانها متفاوت است، تفاوتی که دین، قومیت و جنسیت در آن نقش دارد. این امر باعث میشود که روایتها به طرزی تغییرناپذیر حامل بار سیاسی و ایدئولوژیکیاند. باید گفت که تحلیل روایت فراتر از کشف شیوهای داستان سرایی افراد است. فراتر از اینکا آنها چگونه تجربههایشان را شکل میدهند، آنها را یادآوری میکنند و آنها را گزارش میدهند. بلکه شیوه تولید دانش از امور غایب است و به ما کمک میکند و به ما کمک میکند پیچیدگیهای زندگی خودمان را درکی کنیم.(طلوعی، 1393: 530 -532)
کثرت الگوهای نظری و روشی و کثرت کاربردهای این روش تحلیلی عرضه طرحی منسجم از روش روایی را با مشکل مواجه میکند. از وجوه اشتراک بین تمامی این منظومه متنوع آن است که اول، همه گزینههای تحلیل روایی بر سوژه تمرکز دارند. اصولا روایت بر بنیاد فهمی رابطهای و حادثی از نسبت میان انسان و محیط اجتماعی و فرهنگی استوار است. نقطه آغاز در این الگوی تحلیل فرد و الگوی فردی او در ساختارمند کردن تجربه خود از محیط در یک الگوی روایی است. دوم؛ علاقه به زندگی روزمره و تجربه روزمرگی از جوانب ساختاری زندگی اجتماعی است. نکته سوم توجه به کثرت و چندگانگی موجود در ساختارهای روایی است یک پژوهشگر تحلیل روایی همواره از دریچه یک روایت خاص به این چندگانگی نزدیک میشود و آنگاه از زوایه نسبت میان روایتهای چندگانه مذکور میتواند به ارزیابیهای فربه نسبت به موضوع پژوهش خود واصل شود. و سرانجام آنکه هر تحلیل روایت بر فهمی انتقادی از نسبت میان روایت و واقعیت روایی استوار شده است.(کاشی،1393:494-495)
1-7-2 مراحل تحلیل روایت
در مراحل تحلیلی که در زیر به صورت فهرست وار ارائه میشود روشهای دست یابی به دادهها و تحلیل آنها به صورت گام به گام عرضه شده است:
گام اول: قصهها را بشنوید و احساسات راوی را تجربه کنید.

این اصل که هر روایت چگونه روایتش را آغاز میکند و چگونه در صدد آن بر میآید که احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد مهم است. همچنین راوی از ژانری برای قصهگوییاش بهره خواهد برد که باید شناخته شود.
گام دوم: مواد استخراجی از روایت را بازنویسی کنید.
این مرحله از این حیث اهمیت دارد که اهم موارد شاخص در روایت را پیش روی محقق میآورد. بازنویسی روایت به دست محقق روشن بینی او را خواهد افزود. در این مرحله به این موارد باید توجه کرد:
• آیا بخشی از روایت را مغفول گذاشتهاید؟چرا؟
• اگر روایتتان را از روایت برای مشارکان بفرستید تا آن را بررسی کنند گمان میکنید چه اندازهای آن را تغییر دهند؟
• بار دیگر اهداف پژوهشیتان را در ذهن مرور کنید و بر این اساس ببینید آیا بیشتر به نحوه روایت توجه کردهاید یا به آنچه روایت شده است؟ آیا به مکثها انقطاعها، و امثال آنها توجه کردهاید یا نه؟
• آیا برای استخراج اطلاعات تعلیم لازم را دیدهاید؟
• آیا استخراج اطلاعات در بازنویسی روایت شما مبتنی بر اهداف پژوهش شماست؟
• اگر از کس دیگری بخواهید که روایت را بازنویسی کند، تا چه حد با روایت بازنویسی شما مطابقت خواهد داشت؟
• آیا این مرحله را از این حیث هزینه و زمان در طرح پژوهش خود در نظر گرفتهاید؟
در این گام لازم است که اطلاعات استخراج شده و روایت تلخیص شده را به راویان بازگردانده یا با روایت اصلی مطابقت دهید.
گام سوم: تفسیر نوشتهها

در این مرحله محقق به تفسیر نوشتههای حاصل از گام دوم میپردازد و در صورتی که مصاحبه صورت داده باشد، یا به گروهی از مشارکانی مصاحبه کرده باشد به تفسیر هر یک از نوشتههای حاصل از هر راویی میپردازد. برای روایات مکتوب نیز در این مرحله تفسیر روایت محقق صورت میپذیرد.
گام چهارم: حوزهای متفاوت تجربیات عرضه شده را در تلاقی با هم بررسی کنید
هدف عمده در این بخش از تحلیل روایت، به دست دادن جنبههای بین فردی داستانها و روایات است که ممکن است به صورت بین ذهنی- تنی در حین روایات شفاهی به صورت تلقی بین الاذهانی در روایات مکتوب ظهور کند. محقق لازم است که برای کشف این جنبهها از منظر راوی به مخاطب و ارتباط بین مخاطب و راوی بنگرد و آیا راوی با صراحت یا با کنایه مخاطب را در روایت دخیل دانسته است یانه. جنبههای دیگری که در این گام باید بررسی شوند عبارتاند از جنبههای فرهنگی که عمودتاً به گروههای بزرگ و مجموعههای از قواعد فرهنگی راجعاند و جنبههای ساختاریکه معمولاً با دیگر جنبههای داستان همپوشانی دارند ولی با رعایت و تأثیرپذیری از سیاستهای عام وو نظام اجتماعی مشخص و متمایز میشوند.

گام پنجم: امر شخصی را به امر سیاسی پیوند دهید.

این گفته فمنیستها که «امر شخصی همان امر سیاسی است» در تحلیل روایت به کار میآید. در خلال این مرحله از تحلیل روایت به کار میآید. در خلال این مرحله از تحلیل روایت لازم است که محقق ارجاعات روایت به گفتمان غالب را بررسی کند. گاه فهم عامه در روایت از طریق گونهای شوخ طبعی عرضه میشود. خواه این شوخ طبعی نقیضه باشد، طنز باشد یا هجو و امثال آنها، زمینهای را برای بیان پیچیدگیهای معانی فراهم میکند.

گام ششم: به شباهتها و تفاوتهای راویان یا راوی با مخاطبان یا مخاطب توجه کنید. شباهتهای این روایت با مجموعه مشابهی از آن را در نظر بیاورید.

به احتمال فراوان ارتباط پیرنگها، اتفاقات یا مضامین در روایات تشکیل مجموعههایی میدهد که تحلیل آن برای محقق آسانتر خواهد بود. از طریق دریافت این ارتباط و نشان دادن تفاوتها و شباهتهای بین مجموعهای از روایات یا یک روایت خاص در بین یک مجموعه ایدههای جدیدی برای تحلیل پیشنهاد میشود.
گام هفتم: تهیه گزارشی آکادمیک در قالب روایتی درباره روایت

این مرحله مخصوصاً برای روایتهای شفاهی اهمیت خاصی مییابد. زیرا عموماً تبدیل روایت شفاهی به مکتوب دشوار است. در همین مرحله است که دانش نهفته در روایت باید خود را بازنمایی کند. کاری که محقق در این مرحله انجام میدهد همگن سازی دادههای حاصل از روایت و شکل دهی به دادهها برای روایت حقیقتی است که از رویکرد پژوهشیاش حاصل شده است.
با دنبال کردن مراحل هفت گانه فوق گونههای تحلیل روایت سامان خواهد یافت که از شنیدن یا خواندن روایت آغاز و در نهایت به تهیه گزارش تحلیل منجر خواهد شد. ( طلوعی،1393: 534-542).

1-7-3 چگونگی به کار بردن روش در پژوهش

در پژوهش پیش رو طبق موضوع پژوهش یعنی« زن در ادبیات اسلام سیاسی سه دهه قبل از انقلاب اسلامی ایران » به دنبال باز خوانی متون سه دهه قبل از انقلاب از نخستین متون اسلامگرایان، به دنبال چگونگی و چرایی سیاسی شدن زن در ادبیات اسلامگرایان بودیم. روایت سیاسی شدن زن و چگونگی بیرون آمدن وی از پستوی خانه و رفتن به خیابان برای انقلابی اسلامی – سیاسی را میتوان از اولین نشریههای اسلامگرایان که تبلیغ افکار آنها بود فهمیده شود.
اینکه آیا زن در این مسیر، هویتی جدید ساخته است یا برای او ساختهاند و تا چه اندازه تحت تاثیر گفتمان اسلام سیاسی بوده، به وسیله روش تحلیل روایت بازگو میشود. زیرا به دلیل استفاده از سه نشریه از سال نشر تا 1356حجم عظیمی از داده ها در دست بود که در این کار کلان روش تحلیل روایت میتوانست مناسب ترین روش برای رسیدن به پاسخ سوالها باشد.
در این تحقیق پس از جمع آوری تمامی مقالات از هر سه نشریه با موضوعیت زنان، و خلاصه کردن تمامی مقالهها، به صورت تصادفی چند نمونه گزینش شد و بعد طبق شاخص لوبوف شش شاخص برای این روایات یا مقالات تعیین شد. اینکه داستان چه بود؟ چه اتفاقی افتاد؟ عوامل آن چه بود؟ پیادهای آن چه بود؟ راهحل چیست و چه وضعیت مطلوبی در نظر است؟.
پس از تعیین شش شاخص به مقالات انتخاب شده رجوع شده و این شاخصها را از اصل مقاله استخراج کرده و سپس به تحلیل آن پرداخته شد. در حین تحلیل برای هر بخش از متون مشابه در هر شاخص مجزا در متن طبق شاخص دال مرکزی یا نام گذاری صورت گرفته است و همچنین کل داستان نیز حول یک مضمون بوده است. انتخاب نام پس از تحلیل داده بود زیرا توالی زمانی و توجه به دال مرکزی متون، راوی را به سمت حول مرکزی داستان میکشاند. همچنین در روش تحلیل روایت پس از تحلیل متن باید برای داستان یا روایت بازگو شده راوی نامی انتخاب کند. در تحلیل متون راوی نقش منفعلی نداشته اما تمام تلاش اصلی را برای توصیف و بیان آنچه منظور نویسنده بود داشته است. پس از تحلیل چهار روایت از سه مجله بر طبق شاخص های بولوف، متونی که تحلیل شده بودند با کنار هم نهادن نام گذاریهای که در هر قطعه از هر متنی انجام شده بود یک جدول مقایسهای از هر چهار روایت تهیه شد و با کمک همین جدول، جدول نهایی و روایت واحدی که از روایتهای هر ستون به دست میآید ما را به هویت یکپارچه زن در اسلام سیاسی میرساند و نتیجه گیری نهایی یا گزارش نهایی به مخاطب داده میشود.
1-8 سازماندهی پژوهش:
این پژوهش در هفت فصل که در انتها به نتیجهگیری ختم میگردد، سازماندهی شده است. در فصل اول به کلیات پژوهش پرداخته شده است. در این فصل بیان مساله، اهداف پژوهش، سوالات، فرضیهها ، ادبیات پزوهش و روش پژوهش عنوان گردیده است. در فصل دوم چارچوب مفهومی پژوهش که مبتنی بر تحلیل روایت و هویت روایتی است بیان شده است. از فصل سوم تا ششم، چهار روایت از زن ارائه میشود؛ ظهور زن فاسد، زن صاحب حق، زن کانون خانواده، و زن مبارز. در فصل هفتم نیز مقایسه این چهار روایت و نتیجهای که میتوان از آن داشت و ارائه هویت یکپارچه زن در اسلام سیاسی آورده شده است.

فصل 2- فصل دوم:

چارچوب مفهومی

2-1 . مقدمه
بررسی ساختار معنایی زن سیاسی شده یک موضوع هویتی است. بنابراین در ابتدا باید به مقوله هویت پرداخته شود. این که هویت از چه بار معنایی برخوردار است و مولفهها و شاخصهای آن چیست؟ همچنین به دلیل آنکه سوژه مورد بررسی در این تحقیق زن میباشد به هویت جنسیتی که در شکل گیری هویت نقش اساسی دارد و بخش مهمی از بحث هویت است پرداخته میشود.
از آن جایی که مساله سیاسی شدن زن در سه دهه قبل از انقلاب، روایتی است که نحوه سیاسی شدن زن را بازگو میکند و به دلیل آنکه هویت به مثابه امری برساخته در گذر زمان و از رهگذر روایتگری ساخته و پرداخته میشود از این سو ارتباط هویت با روایت نیز بررسی میشود.
2-2 تعریف مفهوم هویت
هویت، مفهومی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و فلاسفه علوم انسانی بوده و نظریات و تفسیرهای متفاوتی پیرامون آن ساخته و پرداخته شده است. امروزه دو نظریه درباره هویت وجود دارد. یکی هویت سنتی که برخی عوامل مانند طبقه، نژاد، مذهب و جنسیت را در پدید آوردن یک هویت مشخص و منسجم سهیم میداند. و دیگری هویت ساختگی که برآن است هر هویت در فرایندی مشخص و معین شکل میگیرد. در این نعریف از هویت فرد هویت خویش را در رابطه خود با دیگران و براساس عضویت در ردهها و گروههای گوناگون اجتماعی کسب میکند. هویت فرد وابسته به برداشت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اسلام سیاسی، تعدد زوجات، کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی هویت جنسی، هویت جنسیتی، ساختار زبان، هویت اجتماعی