پایان نامه با واژگان کلیدی تجدید حیات، گیاهان دارویی، بین النهرین، درون مایه

دانلود پایان نامه ارشد

مجدد انسان صورت نمی گیرد بلکه از طریق شرکت در برخی از مناسک دگرگونی انجام می گیرد.( یونگ، ۶۲:۱۳۶۸-۶۴)
در مجموعه رمان های ̎ پارسیان و من̎ ، راویان و قهرمانان داستان، از جهان معاصر به دوران اساطیری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Transmogrification
.۲ Resurrection
می رسند و در آنجا نقش های اسطوره ای و تاریخی آن شخصیت ها را بر عهده می گیرند. سیاوش و
بردیای امروزی مبدل به شاهزادگان کهن ایران، می شوند. نکته جالب توجه در پایان داستان درباره شخصیت قهرمانان امروزی این است؛ که در نقش های جدیدی که برعهده گرفته اند، یعنی قالب شاهزاده بودن، باقی می مانند.
در پایان رمان ها حادثه رستاخیز اتفاق می افتد، و سیمرغ به ترتیب این گونه بردیا، سیاوش و اردشیر را مورد خطاب قرار می دهد:« سیمرغ گفت: نقشه آنها همان طور که خواستند پیش رفت گئومات به نیابت از تو(بردیا) خودش را خلع کرد…… سیمرغ گفت: بلندشو سیاوش، افراسیاب تو را کشت اما کیخسرو انتقام تو را خواهد گرفت و اینک تو زنده هستی……سیمرغ گفت: نترس اردشیر و به من اعتماد کن و بدان من به یاد می آورم روزی را که ماننا تو را به این معبد آورد…»(آرین،۱۳۹۲،ج۲۲۳:۳-۲۳۰) بر اساس نظریه یونگ اگر این پدیده مورد توجه قرار گیرد؛ قهرمانان امروزی در رمان های ̎پارسیان و من̎، تجربه انتقال نفس یا هجرت روح، رستاخیز و ولادت مجدد دارند.
از میان صورت های مختلف نوزایی، ̎ ولادت مجدد ̎ بسیار در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، اتفاق می افتد.کوپ معتقد است:« اساس دین، الگوی مرگ و باززایی است.»(کوپ،۲۶:۱۳۸۴) این اهمیت به گونه ای است که درون مایه اصلی ایزد شهید شونده نیز، ولادت مجدد است. ریشة اسطوره ای آن، به آسیای غربی باز می گردد که بخشی اساسی در تمدن دینی بین النهرین و بومیان سرزمین ایران داشته است. این ایزد شهید می شود، ولی دوباره بازمی گردد؛ همانند سیاوش۱ که شهید می شود و کیخسرو بازمی گردد.
بهار درباره تجدید حیات معتقد است:« زیر خاک رفتن الهه های نباتی یا ایزد شهید شونده، در واقع مرگ نباتی است. ولی بعد طبق افسانه ها دوباره می آیند و می روند. نتیجه ای که می توان از این اسطوره
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. سیاوش پسر کیکاوس است. نخستین بار وقتی نام او در شاهنامه می آید، که خدای کاوس را که به آسمان پرواز کرده است، از مرگ می رهاند؛ زیرا می خواهد سیاوش را از پشت وی پدید آرد. از آن جایی که کاوس از ستاره شناسان می شنود، این کودک آینده ای پریشان دارد. رستم را به درگاه می خواند و سیاوش را به وی می سپرد، تا بپرورد. رستم سیاوش را به زابلستان می برد و او را پرورش می دهد. بعد از آن سیاوش دلتنگ پدر می شود و به درگاه بر می گردد.(رستگارفسایی،۲۴۸:۱۳۶۹-۲۵۵)
ها گرفت، همان تجدید حیات در لباسی دیگر است.»(بهار،۲۴۵:۱۳۸۴-۲۹۰) در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، قهرمان امروزی اردشیر، در ابتدای رمان از طریق دالانی زیر زمینی به درون خاک می رود. بعد از سفرش در حالی که دگرگون شده و شخصیت دیگری پیداکرده است؛ بازمی گردد. این شخصیت جدید، تجدید حیات در لباسی دیگر است. همچنین در پایان داستان نیز، درون معبدی زیر زمینی قرار می گیرد:
« هاج و واج توی تونل خم شدم..چهار دست و پای توی تونل پیش رفتم..نخستین کسی که سر از تونل بیرون آورد، من بودم.خدایا، نه برفی بود و نه جنگل زمستان زده ای. نه گرگی بود و نه دشمنی! انتهای تونل دشتی سبز و خرم بود..کاوه گفت امروز سیزدهمین روز بهار و نوروز است.(آرین،۱۳۹۱،ج۲۵:۱-۲۷)….پایین رفتم در حالی که زیر پایم دره ای بود…دهانه ورودی را یافتم و دقایقی بعد من به درون معبد خزیدم!.(همان،۲۲۱)
اعمال قهرمانان ̎ پارسیان و من̎، بی شباهت به کردار الهه های نباتی و ایزد شهید شونده۱ نیست. مرگ و رستاخیز مجدد حادثه اصلی در اسطوره پرسفونه۲، آدونیس۳، آتیس۴، ازیریس۵ و دیونیزوس۶ است.( فریزر،۴۸۵:۱۳۹۲)« جاودانگی روح که اصول دین بر آن تکیه می کند؛ روح را برتر از گذرا بودن انسان فانی می نهد و نوعی صفت ماورای طبیعی به آن می بخشد.»(یونگ،۳۳:۱۳۷۳)داستان فنقی – یونانی آدونیس ( Adonis ) قرینه داستان اوزیریس است. این اسطوره متضمن ولادت مجدد است و به طورخلاصه آن است: خرسی وحشی آدونیس را از پای در می آورد که بعداً آفرودیته، الهه عشق و باروری رومی۷ ( Venus ) او را در هیأت یکی از خدایان زنده می کند. آدونیس هر سال بهار از نو متولد می شود.(کوپ،۲۳:۱۳۸۴) از میان قهرمانان در مجموعه̎ پارسیان و من̎ اردشیر، به این صورت تجدید حیات می کند؛ در بهار دوباره متولد می شود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ God martyr Storage .۴ Attis . ۷Venus
.۲ Persephone .۵ Osiris
.۳ Adonis .۶ Dionysus

۲ـ۳ـ۲ـ۳. جاودانگی۱
شیوه های مختلف تصور مرگ به انسان ها اجازه می دهد، که مرگشان را مرگی معنا دار کنند؛ اما
شکل معینی هم به زندگی می دهد. جاودانگی روح، پس از مرگ را بیشتر الگوهای دینی القا می کنند. این الگوهای دینی جاودانگی، نه تنها در تجربه مرگ وساطت می کنند؛ بلکه امکان هایی برای شیوه درست زیستن ارائه می دهند. از نظر ̎ چایدستر۲ ̎ الگوهای جاودانگی عبارتند از:« الگوهای جاودانگی نیایی، تجربی، فرهنگی و اسطوره ای.»(چایدستر، ۴۴:۱۳۸۰)
جاودانگی اسطوره ای یعنی این که فرد در رویارویی با مرگ، ملموس ترین شیوه جاودانگی دینی را در نوعی از آخرت، تصور کرده است. جاودانگی اسطوره ای در داستان ها، شهودها و انتظاراتی نهفته است؛ که به گونه ای تخیل آمیز مرگ را انتقال به قلمرو دیگری از تجربه می داند. جاودانگی در رمان های پارسیان و من از این نوع می باشد. جاودانگی نیاکانی، تجربی و فرهنگی نیز از عناصر اسطوره ای بهره مند هستند. « جاودانگی اسطوره ای معمولاً مبتنی است؛ بر التزام به بقای شخص پس از مرگ، حال در زمین، چه در جهان زیرین، یا در آسمان، و چه در محل های ثواب و عقاب؛ به هر حال تصور این است که شخص با مرگ جسم از میان نمی رود.»(همان:۵۵-۵۹)
در رمان های̎ پارسیان و من،̎ با آن که قهرمان امروزی در هر داستان می میرد. ولی هنگامی که به زمان معاصر باز می گردد، دوباره سلامتیش را باز می یابد؛ مثلاً اردشیر راوی نوجوان جلد اول ̎ پارسیان و من̎، با آن که در حال جان دادن در دوران کهن است. زمانی که به دوران معاصر باز می گردد، سلامت است:« اریکشاد از کنارم عبور کرد و زوزه ی شمشیری از پهلویم گذشت…..زمانی که پدر بر پهلوی من دست کشید، دیدم دستش سرخ شد… خون بود!خون من!؟…..نوری سبز از همه سو بر من هجوم آورد…چشمانم را گشودم…من غرق در برف و
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Eternity .۲ Chaydstr

گل، روی زمین افتاده بودم.» (آرین،۱۳۹۱،ج۲۱۶:۱-۲۱۸) این زنده ماندن قهرمانان امروزی در داستان، نشان دهنده همان جاودانگی اسطوره ای است.
برخی از گرایش های نوین در صدد آن هستند که به اسطوره اعصار عالم و حتی افسانه بازگشت جاودانه از نو بها دهند. این گرایش ها نه تنها مکتب اصالت تاریخ، بلکه خود تاریخ را نیز نادیده می گیرند.از نظر الیاده:« این موضع گیری ها تنها به صورت مقاومتی در برابر تاریخ نه، بلکه به صورت عصیان در برابر زمان تاریخی می باشد. در نتیجه زمان تاریخی را دوباره به زمانی بر می گرداند که جنبه کیهانی و دوری دارد، و بی کران است»(الیاده:۱۳۸۴:۱۵۸)می توان گفت هدف این جاودانه بودن و بازگشت، رسیدن به ابدیت است.
ابدیت نماد چیزی است که از نظر زمانی محدودیتی ندارد. ابدیت۱ نشان دهنده ی بی پایانی زمان، و
مستقل از هرگونه حدوث محدود کننده است. ابدیت تاکید بر وجود در نفی زمان است. یعنی به ترتیبی نمادین زمان بشری ثابت، تغییر ناپذیر و منتظم در مقابل زمانی قرار بگیرد که از انسان در مقابل آن کاری ساخته نباشد. معمولاًحیواناتی چون گوزن، فیل، ققنوس و اژدها به دلیل طولانی بودن عمر نماد ابدیت شناخته شده اند.
در رمان های ̎ پارسیان و من̎، حضور سیمرغ در کنار قهرمان و راویان امروزی نشان دهنده این ابدیت می باشد. از جلد دوم̎ پارسیان و من̎، حضور سیمرغ دیده می شود، و این حضور تا پایان داستان مشهود است. سیمرغ نوعی حامی و نگهبان راویان رمان محسوب می شود، که در آخر رمان هر سه راوی یعنی اردشیر، سیاوش و بردیا سوار بر سیمرغ در دامنه ی کوه دماوند فرود می آیند. همچنین پیوند زمان در رمان ̎ پارسیان و من̎، به گذشته های دور، و در آخر رمان زمان فرشگرد؛ نشان این ابدیت و جاودانگی می باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Eternal

از نظر شوالیه و گربران:« ابدیت، گذر از ورای تضادها در زمینه کیهانی و معنوی است. میل به ابدیت در انسان مبارزه ی بی وقفه ی او را با زمان منعکس می کند و یعنی نشانگر مبارزه ی شدیدی است با مرگ، برای فتح زندگی ابدی.»( شوالیه،گربران،۱۳۸۴،ج۲۸:۲-۲۹)شاید این میل در قهرمانان امروزی ̎ پارسیان و من̎، وجود دارد؛ چون برای فرار از مرگ، به زمان های کهن می رسد و انگار به نوعی جاودانگی دستمی یابد. حضور کتاب زندگی در جلد دوم ̎ پارسیان و من̎، نقش رسیدن به جاودانگی راوی و قهرمان امروزی را مشهودتر می کند؛ زیرا پیرمرد نابینا نیز به دنبال این کتاب، برای رسیدن به جاودانگی است. اما سیاوش است، که به کتاب دست می یابد. دست یافتن به کتاب زندگی، بی شباهت به رسیدن چشمه زندگی نیست:« جادوگر نابینا لحظه ای مکث کرد و بعد با تاکید ادامه داد: نام آن کتاب، کتاب زندگی است و هرکس آن را به دست بیاورد به زندگی جاوید دست می یابد……کتاب را روی سکو گذاشتم( سیاوش) و دو دستم را روی دو صفحه کهن و بزرگش قرار دادم….»(آرین،۱۳۹۱،ج۱۲:۲-۱۹)
در بازگشت جاودانه همه چیز روان است، و باز می گردد و جاودانه می شود. چرخ وجود همه چیز می میرد، و از نو دوباره شکفته می شود. سال های وجود از هم جدا می گردند و دوباره به هم می رسند. در مجموعه ̎پارسیان و من̎ راویان و قهرمانان امروزی، از زمان خطی و تاریخی امروزی جدا می گردند و به زمان بی کران و جاودانه دست پیدا می کنند. موتیف جاودان شدن و بازیافت جوانی، نشان بسیاری از شخصیت های اسطوره ای مخصوصاً گیلگمش۱، اسکولاپیوس۲، اسکندرو خضر می باشد.« اسکولاپیوس شخصیتی است که موفق می شود، قهرمانان بسیاری را زنده می کند.»(پین سنت،۱۲۹:۱۳۸۰)گیلگمش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Gilgamesh
۲. اسکولاپیوس(Askvlapyvs) فرزند کورونیس و آپولو است، کورونیس دوشیزه ای زیبارو و بسیار سپید بود که آپولو عاشق او می شود. ولی کورونیس به جای اینکه عاشق ملکوتی خود باشد؛ عاشق یک انسان فناپذیر می شود. وقتی آپولو متوجه این کار می شود کورونیس را می کشد و فرزندش را که نزدیک به دنیا آمدنش است؛ می رباید و به کیرون می سپارد تا او را بزرگ کند، و نامش را نیز اسکولاپیوس بگذارد. اسکولاپیوس بزرگ می شود و در استفاده کردن ازگیاهان دارویی ، شربت های آرام و افسون گری بی زیان استاد می شود و هر بیماری را شفا می دهد و مرده ای به نام ̎ هیپولیتوس ̎ را زنده می کند. به همین دلیل مورد خشم خدایان قرار می گیرد و او را می کشند. اسکولاپیوس هرچند مورد خشم خدایان بود. اما در زمین از چنان قداستی برخوردار بود، که هیچ یک از انسان ها در آن درجه نبودند. (همیلتون،۳۸۶:۱۳۸۳-۳۸۷)
احتمالاً چهره ای تاریخی بوده، که در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کهن الگوها، خودآگاهی، پورنامداریان، ناخودآگاه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اسطوره قهرمان، بین النهرین، ناخودآگاه جمعی، ارزش های اخلاقی