پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، اندیشه شیعی، اصحاب ائمه(ع)، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

در دیدگاه شیعه و سنی یکی نیست و مهمترین اختلاف در تعریف اجماع سنی و شیعه در حجیت آن بنا نهاده شدهاست؛ اجماع در اندیشه شیعی به خودی خود حجت نیست بلکه اجماع زمانی حجت است که کاشف از رای معصوم باشد اما در اندیشه اهل تسنن حجیت اجماع مستقل است. اجماع در این دو مذهب اشتراک لفظی و تباین معنایی دارند.دومین اجماع در تاریخ اسلام، اجماع مردم بر خلافت امام علی(ع) است. امام علی(ع) بعد از رسیدن به مقام جانشینی پیامبر(ص)، 35 سال از خلافت دور ماندند، اما بعد از کشته شدن عثمان به اجماع مردم به خلافت مسلمانان رسیدند. امام علی (علیه السلام) در خطبه ۵۶ نهج البلاغه ماجرای اجماع مردم بر خلافت خود را چنین شرح میدهند:

فَتَدَاكُّوا عَلَيَّ تَدَاكَّ الْإِبِلِ الْهِيمِ يَوْمَ وِرْدِهَا وَ قَدْ أَرْسَلَهَا رَاعِيهَا وَ خُلِعَتْ مَثَانِيهَا حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُمْ قَاتِلِيَّ أَوْ بَعْضُهُمْ قَاتِلُ بَعْضٍ لَدَيَّ ترجمه :مردم همانند شتران تشنه‏اى كه به آب نزديك شده، و ساربان رهاشان كرده، و عقال (پاى بند) از آنها گرفته، بر من هجوم آوردند و به يكديگر پهلو مى‏زدند، فشار مى‏آوردند، چنان كه گمان كردم مرا خواهند كشت، يا بعضى به وسيله بعض ديگر مى‏ميرند و پايمال مى‏گردند.
حال آنکه خلافت هیچ یک از خلفای سه گانه پیشین چنین اجماعی را به چشم ندیدهبود. این نمونه از اجماع در خلافت امام علی(ع) موردی است که می تواند دمکراتیک ترین جلوه اجماع باشد. در دوره بعد از امام علی(ع) نیز مضمون اجماع مطرح شدهاست. اکثر فقها معتقدند که عنوان اجماع از بعد از معصومین مطرح شده است، گرچه قولش از زمان معصوم(ع) است، اما اجماع در زمان معصوم(ع) نداریم. اجماع از ناحیه معصوم(ع) برای ما آمده و تاییدیه را معصوم(ع) به ما دادهاست ولی اجرای اجماع یا به تعبیری عملیاتی شدن این اصل چهارم، بعد از معصوم؛ یعنی بعد از زمان غیبت است. اما کاربرد این واژه در دوران ائمه را نمی توان انکار کرد. می توان کابردی متفاوت از کاربرد دوران غیبت را برای آن در نظر گرفت. ‌در قرن دوم و در حالى كه عالمان اهل سنت بر اعتبار اجماع و استدلال به آن پاى می فشردند، واژه اجماع در وارد ادبيات مكتب اهل بيت(ع) شد.(مبلغی،269:1381) علت وارد شدن این واژه در اندیشه شیعی این بود که اولین گفت و گو های داغ بین شیعیان و سنیان آغاز شده بود و این مجال را فراهم کرده بود که شیعیان برای اثبات آرا و عقاید خود از «اجماع» استفاده کنند. شیعیان اجماعهای اهل سنت را نمی پذیرفتند و بلكه تنها در مقام نظر به روايات سنيان قرار داشتهاند و درصدد روشنگرى اين واقعيت بودهاند كه تنها مهر قطعى و حتمى بودن را آن گاه مى توان بر روايات اهل سنت زد كه شيعه نيز آنها را درست بداند. پافشارى شيعه بر نقش اجماع مسلمانان در ثابت كردن عقايد كلامى، خود در فضايى اين گونه، سبب شده بود كه در موردهاى بسيار، شاهدان گفتگوها، هر چند كه خود سنى بودند، ولى پس از پايان گفتگو، به تأييد گفتگو كننده شيعى بپردازند (مبلغی،1381: 273) در واقع شیعه می خواست فقط اجماعهایی از اهل سنت مورد قبول باشد که شیعه نیز آنان را پذیرفته باشد، بکارگیری اجماع در این دوران تنها در پرسمانهای فقهی نبود بلکه بیشتر اجماع برای روایتها بکار میرفت در واقع اجماع را برای هر روایتی(فقهی، کلامی، اخلاقی) که شیعیان با استفاده از آن میتوانستند در قانع کردن اهل سنت موفق شوند، بکار میبردند. (همان،270)
در قرن دوم و سوم، اهل بيت(ع) و شيعيان در تنگنا بودند و به سختى روزگار مىگذراندند. اين تنگناها، سخت گيريها و به انزوا كشاندنها، به محروم شدن و بىبهرگى از تواناييها براى برقرارى پيوند انجاميد. تقيه و پناه آوردن به سخنهاى چندپهلو و چندگانه، تنها راهى بود كه مى توانست شيعه را از آن باتلاق و روزگار دشوار و توان فرسا گذر دهد. و نيز به امامان(ع) توانايى و مجال داد تا بتوانند به اثرگذارى و هدايتگرى در جامعه ادامه دهند. از ديگر سوى، بهره گيرى از ابزار تقيه، رفته رفته وضعيتى را پيش آورد كه بروز نايكسانيها و اختلافها را بر سر پارهاى از احكام ميان اصحاب پرهيزناپذير مى كرد، اين پراكندگى تا آن جا در جامعه شيعيان ، اثر گذارده بود كه در موردها و جاهاى بسيار، اصحاب ائمه(ع) از دست وجود چندگانگى در نقل روايات به امامان(ع) شكايت بردند و چاره جويى را خواستار شدند. امامان(ع) براى رهايى جامعه شيعى از پيامدها و بازتابهاى ناشى از اين اختلافها، عمل به اجماع را سفارش كردند(همان،273و274)
اجماع به معنی استنباط احکام زندگی به گونهای که آینه نظریات امام باشد در دوران غیبت و به ویژه غیبت کبری آغاز شد. در این دوران شیعه با مسائل جدیدی روبرو بود و از طرفی از حضور امام معصوم برای پاسخ گویی به این مسائل محروم بود. بنابراین اجماع و توافق نظر عالمان و فقیهان در موضوع را به شرطی که با حضور و رضایت امام باشد به عنوان سومین منبع استنباط احکام زندگی شناخت. بنابراین نظریه اجماع تضمنی به عنوان اولین نظربه اجماع مطرح شد. نخستین کسی که قانون اجماع را نگاشته ابوعمر کشی، شاگرد عیاش سمرقندی بود و پس از وی شیخ طوسی در کتاب اختیار معرفه الرجال دیدگاه وی را به رشته تحریر کشیده.(‌ربانی،241:1380)
بنابراین اجماع برای اولین بار در دوران رحلت پیامبر توسط سنیان در ماجرای سقیفه بنی ساعده بکار گرفته شد، در دوران ائمه معصومین با کاربردی جدید همراه بود که برای مهر تایید زده شدن اجماع اهل تسنن با پذیرش آن توسط شیعیان و رهایی از آشفتگی های حاصل از تقیه در دوران معصومین بکار میرفت. اما کاربرد مورد نظر این پژوهش از اجماع از اوایل دوران غیبت کبری آغاز شدهاست که در آن اجماع بعد از قرآن و سنت به عنوان سومین منبع استنباط احکام زندگی بکار گرفته میشود و اساس آن بر پایه اتفاق نظر علما و فقها در یک امر است که آینهای از دیدگاه امام معصوم محسوب میشود.
3ـ2. ادبیات نظری
مفهوم اجماع از جمله مفاهیمی است که با وجود اهمیت آن پژوهشهای کافی در مورد آن صورت نگرفتهاست. در منابع فارسی یا ترجمه شده می توان به خلاصهای از تحقیقات و منابع موجود اشاره کرد. در واقع منبع کتابی که در مورد موضوع اجماع نوشته شود وجود ندارد اما در لابلای مباحث فقهی می توان به اشاره های کوتاهی در مورد این مفهوم دست یافت. از جمله کتاب محمد ابراهیم جناتی و کتاب ابوالقاسم گرجی جز این دسته منابع هستند که در ضمن پرداختن به دوره های تاریخی فقهی شیعه و سنی، در لابلای بحثهای خود هر چند به صورت کوتاه از مفهوم اجماع یاد کردهاند.
در پژوهشهای پایان نامهای سالهای اخیر نیز هیچ پژوهشی در این مفهوم صورت نگرفتهاست. در بررسی این موضوع به تعداد بیشتری از پژوهشها در قالب مقاله برمیخوریم، در دسته بندی این مقالات می توان به چند نوع پژوهش در باب اجماع رسید: دسته اول که بیشترین مقالات را به خود اختصاص داده است، مقایسه تعریف اجماع از دیدگاه شیعه و سنی است. احمد قدسی با نوشتن دو مقاله «اجماع در نگاههای فریقین» و «اجماع در نگاه محققان شیعه و نقش آن در استنباط» با تکیه بر کتاب موسوعه الاجماع فی الفقه ا لاسلامی، از ویژگی های فقه امامیه و ممیزات آن توضیح دادهاست. وی به این نتیجه می رسد که در نگاه اهل سنت اجماع دلیلی در عرض کتاب ، سنت و عقل است اما در نگاه امامیه اجماع صرفا کاشف از سنت است. خالد زهری در مقاله «گفتمان اجماع و تقریب بین مذاهب» با ذکر دعوی بر اجماع بر بیعت ابوبکر، کفر ابوطالب هنگام مرگ و حجیت قیاس یا عدم حجیت آن شواهدی را بر بطلان هر کدام از این دعاوی میآورد. وی اجرای نادرست این قاعده را موجب اختلاف مذاهب میداند، ضمن اینکه در پژوهش خود اجماع را از دید مذاهب مختلف تعریف میکند. ابوالحسن محمدی با مقاله «اجماع» پس از تعریف اجماع و عناصر آن،‌ آنرا از دیدگاه شیعه و سنی مورد بررسی قرار داده و در نهایت به طور مختصر به مقایسه دکترین حقوق و اجماع میپردازد. جعفر ساعدی با مقاله ای تحت عنوان «اجماع در اندیشه شیعه» از پیشینه تاریخی، تعریف ،‌اقسام،‌ مبانی حجیت، شرایط، دلالت و احکام فقهی اجماع سخن میگوید،‌در این مقاله به نقد آرا شیعه و سنی در باب اجماع پرداخته شده است. در این پژوهشها تأکید بر این موضوع است که اجماع در فقه شیعه صرفاً وقتی حجت و اعتبار دارد که کاشف از رأی معصوم باشد و بر این اساس به نقد اجماع از دید سنی میپردازند که حجیتی ندارد.
دسته دوم پژوهشها به شمردن انواع اجماع یا به عبارتی راههای کشف اجماع میپردازند و با ریز بینی فقهی، تفاوت روشهای مختلف را در کشف وجود امام در اجماع بر میشمارند. به طور مثال مقاله «اجماع مدرکی» از مسعود امامی نام برد . محمد حسن ربانی نیز در همین موضوعات مقاله «سیر تاریخی قاعده اجماع » به همین منوال در بحثهای فقهی مربوط به اجماع از تمامی علما نام برده و فقط به این مورد که اجماع نزد آنان حجیت دارد یا نه، به طور مختصر پاسخ میدهد. پژوهش حسن انصاری قمی نیز به نام « امامیه و اصول روایی اصحاب اجماع» در این دسته قرار میگیرد. وی به نقل و نام بردن از اصحاب اجماع میپردازد و اصول فقهی اجماع را بررسی میکند.
دسته سوم پارا فراتر نهاده و این موضوع را از نگاهی «آینده پژوهانه» بررسی کردند. در این مورد نیز میتوان از دو مقاله می توان نام برد که در پژوهش ما نیز موثر بوده اند. اولی مقاله عبدالمجید ترکی به نام « اجماع از جوهر عقیدتی تا واقعیت تاریخی» است. وی مفهوم مفهوم اجماع را البته بر طبق سنت اهل تسنن بسط داده و از اندیشمندان جدیدی به نام کمال فاروقی پاکستانی و گلدزیهر نام میبرد. وی براین اساس که اجماع را جوهری میداند که شامل اصل تغییر ضمن استمرار است، آن را به مفهوم دمکراسی نزدیک میداند وی دورنمایی برای آینده ترسیم میکند که اجماع بتواند اصل دمکراسی را تبیین کند و در آن از رای 75 درصدی سخن به میان میآورد. مقاله دیگری که با دید نسبتاً انتقادی نوشته شده است، مقاله احمد مبلغی به نام نگرشی تاریخی به اجماع است که بحثی در حول انتقاد به رواج اجماع منقول برای باز شدن راه جهت شکوفایی استعداد نهفته در مفهوم اجماع است.
هر سه دسته از این پژوهشها صرفا با دید فقهی نوشته شدهاند به جز پژوهش عبدالمجید ترکی که آنهم به این دلیل که در قالب نظریات اهل تسنن نوشته شده است کمتر مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین در کل می توان گفت اثر پژوهشی منسجمی که اجماع را از زاویهای غیرفقهی مورد پژوهش قرار داده باشد، وجود نداشت. این پژوهش ضمن استفاده از مقالههای فوق برای رسیدن به استنباط در تحول مفهوم فقهی اجماع، روش و دید متفاوتی برای بررسی این مفهوم داشته است.در این پژوهش سعی بر آن بوده است که برداشت جدید از اجماع را که در دستگاه اجتهاد تولید شده است مورد پژوهش قرار دهیم و از این برداشت به عنوان مفهومی که پویایی را به جای تصلب در دین جایگزین میکند نام ببریم. در این مجال با الهام از نظریه توفیق الشاوی که با پر رنگ کردن بعد سیاسی شورا نظریات جدیدی ارائه می دهد و مفهوم شورا در دین را مبنای یک نظام سیاسی اسلامی قرار میدهد، سعی در برداشت جدید از مفهوم اجماع در قالب سیاسی داشتهایم.

3ـ3. ادبیات روشی
روش این پژوهش تحت عنوان تبارشناسی است که فوکو را مبتکر این روش میدانند. بی گمان استفاده از روش گفتمانی فوکو در پژوهشهای اخیر نقش پررنگی داشته است. پایاننامههای زیادی از این روش سود جستهاند.اما روش این پژوهش تاکید بر تبارشناسی فوکو است. فیرحی در کتاب دانش، قدرت و مشروعیت در اسلام از روشی استفاده کردهاست که بر تبارشناسی فوکو تاکید دارد. چیزی که تبارشناسی را از مفهوم گفتمان فوکو جدا میکند تاکید بر رابطه قدرت ـ‌دانش است. فیرحی ضمن اشاره به وجود دو نوع رابطه بین قدرت و دانش که شامل تقدم قدرت بر دانش و تقدم دانش بر قدرت است که اندیشمندان مختلف نظریاتی متفاوت در این باره دارند. بر تقدم قدرت بر دانش تاکید کردهاست. اما پژوهش حاضر با تاکید بر رابطه هم پیوندی بین قدرت ـ‌ دانش تاکید کرده و گفتمانها را بر این اساس بررسی میکند. فیرحی تبارشناسی را در دوره میان

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه علوم اجتماعی، جامعه شناسی، کارشناسی ارشد، خشونت علیه زنان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، انقلاب مشروطه، روابط قدرت، انقلاب اسلامی