پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، اصل برون بودگی، تغییرات اجتماعی، انسان گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

با قدرت و نبوغ خود، حیات دوباره و رشد تازهای به این مسئله عطا کرده است.وی با وارد کردن فرمول ریاضی «حساب و احتمالات» و با روشن کردن این نکته که آنچه از طریق اجماع کشف میشود روایت خاصی نیست که مفقود شده باشد و به دست ما نرسیده باشد و با آشکار کردن روح و شرایط کاشفیت اجماع توانسته زوایای اجماع را برای کاربرد جدید غیر از دوران صحابه مشخص کند.(قدسی،1387: 5) در حال حاضر فتاوایی که اکنون از علمای شیعه در دست ماست نمی تواند آرا و نظریات همه فقها حتی در یک عصر باشد، چه برسد که بخواهد بیانگر آرا فقهای همه اعصار قرار گیرد زیرا شکی نیست که تعداد فقهای شیعه به مراتب بیشتر از این مقدار است. با بیان مزبور ما دیگر تابع عنوان اجماع کل فقها نیستیم و کافی است فتاوای فقهایی را داشته باشیم که از نظر تاریخی در مجاورت ائمه باشند که میزان این کشف نیز به تعبیر شهید صدر حساب احتمالات است که در کاربرد جدید مفهوم اجماع نشان دهنده اجماع حدسی است. در واقع فتوای یک فقیه در مسئلهای از مسائل شرعی، در واقع تخمین او نسبت به دلیل شرعی و قول معصوم است و اگر این حدس متواتر شود، احتمال مطابقت آن با رأی معصوم فراهم میشود و در نهایت خبر متواتر موجب رسیدن به یقین می شود. لذا اگر این هدف با اتفاق چند نفر از استوانههای فقهی حاصل شود، حجیت آن ثابت میشود و نیازی به تایید همه عالمان ندارد.(قدسی،1387 : 7) برداشت مجمدباقر صدر از مفهوم و کاربرد اجماع به نوعی جنبه ابتکار جویانه اجماع را در برخورد با مسائل جدید فراهم میکند و در مقابل دیدگاه متقدمان شیعه قرار می دهد، وی اجماع را به عنوان یکی از طرق استنباط روشهای زندگی از منابع دینی با حساب و احتمال رأی اکثریت در مسائل اجتماعی و فردی مطرح میکند. ازینرو برداشتهای جدید از مفهوم اجماع را می توان در قالب نظریات محمدباقر صدر از مفهوم اجماع بسط و گسترش داد.

2.چارچوب روشی (تبارشناسی فوکو)
روش تبارشناسی اولین بار توسط فوکو در مقابل روشهای سنتی ـ تاریخی بکار گرفته شده است.در این روش در بررسی یک واقعه آنرا درون زمینه تاریخی ـ فرهنگی خود قرار داده و علتهای وقوع آنرا تحلیل میکنند،‌ مصداق این روش کار ماکس وبر در تحلیل رشد سرمایه داری است.(ساعی، 27:1386) در این روش یافتن قوانین عام در تاریخ دور از انتظار نیست چرا که پژوهندگان روش سنتی ـ تاریخی مسیر تاریخ را مسیری خطی در روندی رو به تکامل میدانند که در راستای اندیشه هگل میباشد.
شناخت پدیدهها در روش سنتی ـ تاریخی به چند دلیل حائز اهمیت میباشد: الف) ضرورت شناخت تغییرات اجتماعی ب)شناخت گذشته برای دستیابی به پیش بینی آینده ج)پیوست واقعیت و امتداد تاریخی آن(ساروخانی، 199:1383) به نظر میرسد این پژوهشها با الزامی شناختن قواعد جبری یکسان حاکم بر تاریخ راه اشتباهی رفتهاند، اندیشه فوکو در واقع در مقابل این دید سنتی به تاریخ قرار دارد اگرچه یافتن اشکالاتی که فوکو در این روش میبیند کار سهلی نیست، اما «بی تردید تمامیت گرایی، غایت گرایی،‌انسان شناسی یا انسان گرایی در مجموعه مشکلاتی که فوکو به آن میپردازد جایگاه ویژهای دارد»(کچوئیان، 37:1382)
به نظر میرسد امروزه اصرار پژوهندگان به دست یافتن به کشف جوهر پدیدهها باعث شده که به سمت روش جدیدی گرایش پیدا کنند. «فوکو علم یا روشی میخواهد که به او امکان درک تغییرات یا انقطاعات معرفتی (پیدایی حدود تازه و نه ادامه حدود قبلی ) را فراتر از آگاهی عاملین تاریخی (دانشمندان و نوابغ)‌ بدون ارجاع به غایات از پیش تعیین شده بدهد»(کچوئیان،‌40:1382) فوکو معتقد است که بکارگیری این روش سودی ندارد چرا که «هیچ اصل ومنشایی بیرون از تاریخ و رد خلوص ادعای آن وجود ندارد هرچه هست تاریخ است و تاریخ است و بس. هر متن و گفتمانی همان است که در برابر ما قرار گرفته و این متن جز آنچه در ظاهر می گوید معنایی در بطن خود نپرورانده و حامل نیست» ( کچوئیان، 61:1382)
رسالت فوکو برای آغاز تفسیر و تعبیر از همان نوشتههای اولش آغاز گردید، ولی در روش دیرینهشناسی به اوج خود رسید. روش دیرینهشناسی شیوهی متفاوتی در تحقیق است که راهی برای شروع تبارشناسی بوده است، اکثر اندیشمندان تبارشناسی را کامل کنندهی روش دیرینهشناسی میدانند. در روش دیرینه شناسی به روابط گفتمانی پرداخته میشود اما در روش تبارشناسی روابط غیرگفتمانی نیز موضوع بحث قرار میگیرد. «در نگاه دیرینه شناسی علم به عنوان تنها یکی از اشکال صورت بندی گفتمانی به صورت بی طرفانه نگریسته میشود اما در تبارشناسی نگرش انتقادی پدید میآید که در آن بر تاثیرات قدرت تاکید گذاشته میشود»(دریفوس، رابینو، 22:1382) در منطق دیرینهشناسی، قواعد حاکم بر گفتمان میباید عناصر درونی خود آن باشد و رویههای گفتمان خودمختار و مستقلند، ازینرو کردارهای غیرگفتمانی، اجتماعی، سیاسی، نهادی در تشکیل آنها نقشی ندارند و یا نادیده گرفته میشوند. ازینرو هنگامی که فوکو از دیرینهشناسی به تبارشناسی میگذرد، نقطه عطفی در تفکرات او بشمار میرود. تاکید بر تلاقی قدرت و دانش و تاثیر کردارهای غیرگفتمانی به کردارهای گفتمانی از مسائلی است که در تبارشناسی بیشتر به چشم میآید.(دریفوس، رابینو، 22:1382)
بنابراین تبارشناسی به عنوان روش جدید در پژوهشهای تاریخی و اجتماعی توسط فوکو بکارگرفته شد. حال به ویژگیهای این روش و هدف آن میپردازیم. به نظر میرسد فوکو در بررسیهای خود جایگاه ویژهای برای تبارشناسی قائل است اما با این حال تبارشناسی را علم نمیداند و آنرا ضد علم میخواند چرا که تبارشناسی تحلیلی نقادانه از امور است که میکوشد دانشهای رایج درباره امور و اشیا را درهم بشکند. به عبارت دیگر تبارشناس چیزی تجویز نمیکند و درآن جایی برای روشنگر اصلاحگر، ‌مهندس اجتماعی و رهبر انقلابی وجود ندارد(دریفوس، رابینو، 37:1382). تبارشناس در پی یافتن گسستها در حوزههایی است که دیگران در آنها چیزی جز روند تکامل مستمر نیافتهاند. تبارشناسی جایی که دیگران پیشرفت و ترقی و جدیت مییابند،‌ چیزی جز تکرار و بازیچه نمییابد و تاریخ گذشته بشریت را ثبت و ضبط میکند تا ماهیت واقعی سرود پرهیبت پیشرفت و ترقی را برملا سازد. تبارشناسی از جستجو در اعماق میپرهیزد و در عوض به سطح وقایع و جزئیات کوچک، جابجاییهای جزئی و خطوط ظریف میپردازد. تبارشناسی به عمق فکر اندیشمندان بزرگی که دست پرورده سنت فرهنگی انسان هستند، بیاعتناست و دشمن بزرگ از نظر تبارشناسی، افلاطون است.
فوکو در مقاله «نیچه،‌فروید،‌مارکس» از تبارشناس به عنوان تعبیرگر یاد میکند و معتقد است چیزهایی که در نگاه پژوهشگران سنتی عمیق و ابهام آمیز مینماید در دید تعبیرگر تبارشناسی معنای آن در کردارهای سطحی یافت میشود درهمین مقاله فوکو میگوید: «در حالیکه تعبیرگر میباید همچون کاوشگری به عمق اشیا فرو رود،‌ لحظهی تعبیر (تبارشناسی) همچون نگاهی کلی و اجمالی از بالا و بالاتر است و اجازه میدهد تا عمق به صورتی هر چه عمیقتر مشاهده میشود، در پیش چشمان او قرار گیرد.»(فوکو،187:1381)
بنابراین تعبیر کار پایان ناپذیری است که به جایی ختم نمیشود و درپی شکستن حقایق تغییر ناپذیر است و درپی رد نظریههای توسعه و ترقی است. فوکو به صورت مشخص در کتاب مراقبت و تنبیه و کتاب تاریخ جنسیت بر اولویت تبارشناسی در مطالعات تاکید میکند ، ویژگی بارز این کتابها این است که فوکو با مثالهای تجربی و عینی و جزئی به تحلیل مفهوم تبارشناسی میپردازد. در کتاب مراقبت و تنبیه مسئله تغییر در انواع مجازات و تشکیل زندان مطرح میشود که طی آن روابط پیچیده قدرت و دانش مورد بررسی قرار میگیرد و بدن به عنوان موضوع اصلی تکنولوژیهای قدرت در کانون بحث قرار میگیرد. فوکو تحول در روشهای مجازات را به عنوان فرایندی رو به تکامل نمیبیند، بلکه نظام جزائی جدید روح را به جای جسم آزار میدهد که خشن تر نیز هست. «هدف اصلی کتاب، تبارشناسی مجموعه علمی ـ حقوقی پیچیدهای هست که قدرت اعمال مجازات از درون آن مبانی و توجیهات و قواعد خود را بدست میآورد، پیکر انسان به عنوان موضوع دانش و موضوع اعمال قدرت مطرح میشود.» (دریفوس، رابینو، 25:1382)
ویژگیهای روش تبارشناسی فوکو و پیشفرضهای این روش به صورت خلاصه این چنین است:
1.هیچگونه ماهیت ثابت،‌ قوانین بنیادی و یا غایت متافیزیکی در کار نیست (دریفوس،‌رابینو،‌206:1382)
2. بجای نقطه آغاز و منشا، از پراکندگی و تفرق سخن گفته میشود.
3. تحول صرفا به منظور تکامل نیست، بلکه نمایش تنوع است.
4. دانش به معنای ناب و خالص آن بر پایهی فاعل شناسا وجود ندارد و تبارشناسی به دنبال کشف روابط دانش ـ قدرت در همه وقایع است.
5. حقیقت ساخته دست بشر و برساختهی گفتمانها و نظام دانایی مختلف است.
6. نگاه به پدیدارها عمقی نیست بلکه بیرونی است.
بر اساس این نکات به طور کلی چهار اصل ثابت در همه پژوهشهای فوکو عبارتند از:
1. واژگونی(reversaity): این اصل پیش فرض سه اصل دیگر است و به این معنی است که وقتی سنت یا مکتبی تفسیر خاصی از رویدادی عرضه میکند، می توان با طرح تفسیر و تعبیر مقابل آن زمینهی اندیشه تازهای را در آن خصوص مهیا کرد. به عبارت دیگر وقتی پدیدهای از زاویهی خاص مورد پژوهش قرار میگیرد میتوان زاویه و افق دیگری را نیز مطرح کرد، نباید اندیشه و گفتمان متکی برآن را امری قطعی و عقلی بدانیم. در واقع میان گفتمان و گویندهی آن مناسبتی قطعی وجود ندارد. هدف فوکو از اصل واژگونی در نظر، گفتمان قطع نظر از پدیدآورنده آن است، برای مثال مفهوم دیوانگی مقولهای مطلق و تغییرناپذیر نیست، بلکه باید آنرا هویتی ناپایدار شمرد که بر حسب مقتضیات اراده معطوف به قدرت و به عنوان ابژه دانش، ماهیت و کارکرد تازهای میپذیرد.
2. ‌گسست و انقطاع(discontunity): این روش که اصل مهم در تبارشناسی نیز محسوب میشود بیانگر این است که تداوم و پیوستگی میان رویدادها نیست بلکه تبارشناسی در پی کشف گسستها و ناپیوستگیهاست که مورد غفلت قرار گرفتهاست.پژوهندگان سنتگرا به دنبال اثبات اصل تداوم و تکامل در تاریخ هستند. به نظر فوکو تاریخ فراگردی است پرنشیب و فراز دارای جهش و تغییر و افت و خیز . به نظر او تاویل هر دوره تاریخی باید همساز با ارادههای علمی، ‌فرهنگی، اجتماعی همان عصر باشد و ابزار خود را از عقلیت همان دوره استخراج کند، فوکو به شرایط متنوعی در هر دوره اشاره میکند اما هیچ گاه روشن نمیسازد که چرا عصری آغاز یا پایان یافت و در واقع اصل گسست به فوکو اجازه میدهد که ساختار و ساختمان هر دوره را به دقت بررسی کند و نقاط تفکیک و تمایز هر دوره را به روشنی نشان دهد.
3. اصل ویژگی یا دگرسانی(sepecificity): این اصل متضمن واژگونی این فرض متداول است که گفتمان نمود و نماد واقعیتی فراگفتمانی است. در نظر فوکو گفتمان چیزی نیست جز خشونتی که ما به پدیدهها روا میداریم. به باور فوکو جهان هیچ گویایی خاصی از خود ندارد تا وقتی که ما آن را به زبان خود برمیگردانیم بنابراین نمی توان قاعدهای خاص و ثابت را در شکل بندی نظام گفتمانی در هر موضوع استخراج کرد. وی بر اساس اصل دگرسانی یادآور میشود که رویههای گفتمانی وحدت و استمرار و استقلال خاص خویش را دارند و میکوشند مجموعهی احکام و گزارههایی که از دل مقولات خاص آن حوزه استخراج شده تحلیلی کند. برای مثال سه عصر نوزایی و کلاسیک و مدرن نوعی دگرسانی از یکدیگر متمایز میکند.
4. اصل برون بودگی(exteriority): پژوهندگان از دیر باز پیوسته به دنبال فهم معنا و واقعیت نهان امور به ژرفکاوی پرداختهاند و حقیقت را از درون پدیدهها جستجو کردهاند. اما فوکو معتقد است ژرف کاویها باعث میشود انسان از پیش پا افتادهترین مسائل غافل بماند. فوکو بر خلاف مارکس که علتهای عمیقی چون علل اقتصادی را برای شکل مجازاتهای گوناگون مورد توجه قرار میدهد،‌ به کنشهای گفتمانی توجه دارد.(ضمیران، 1387: 37تا60)
تبارشناسی هم به نوبهی خود تابع این اصول بودهاست.آنچه تبارشناسی را از همه آثار فوکو متمایز ساخته است توجه و اهمیتی است که فوکو به اهمیت رابطهی قدرت و دانش مبذول

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، انقلاب مشروطه، روابط قدرت، انقلاب اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط قدرت، تبارشناسی، طبقه حاکم، روابط انسانی