پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، انقلاب مشروطه، روابط قدرت، انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ه اسلام بکار گرفتهاند و تمرکز خود را بیشتر بر تبارشناسی تحولات صدر اسلام گذاشتهاست.
کتاب دیگری که به لحاظ روششناختی بیشتر مورد استفاده این پژوهش قرار گرفته است کتاب تحول گفتمان سیاسی شیعه در ایران اثر جمیله کدیور میباشد. موضوع این کتاب بررسی رابطه اندیشه شیعه با حکومت بودهاست. این پژوهش بیشتر از نظریه تحلیل گفتمان فوکو استفاده میکند. از آنجایی که تبارشناسی در نظریات جدید فوکو رابطه این همانی با گفتمان دارد، در حین بررسی گفتمانهای مختلف در نهان آن به تبارشناسی نیز پرداخته شدهاست.
تفاوت پژوهش ما تمرکز بیشتر بر روی تبارشناسی است. ضمن اینکه از مفهوم گفتمان در اندیشه فوکو نیز سود جستهایم اما تمرکز پژوهش خود را بر رابطه قدرت ـ‌ دانش گذاشتهایم تا با شناسایی گفتمانهای غالب از تأثیر آنها بر شکل دادن به مفاهیم مختلف سخن بگوییم، به عبارتی به طور غیر مستقیم رابطه قدرت و مفهوم را دریابیم یا به نوعی به قدرت مفاهیم برسیم

4. سؤال
سؤال اصلی: مفهوم اجماع در تاریخ اندیشه سیاسی اسلام دچار چه تحولاتی شده است؟
سوالات فرعی:‌
در دوران قبل از انقلاب مشروطه چه برداشتی از مفهوم اجماع وجود داشته است؟
در دوران بعد از انقلاب مشروطه چه برداشتی از مفهوم اجماع وجود داشته است؟

5. فرضیه
فرضیه اصلی: مفهوم اجماع در طول تاریخ اندیشه سیاسی شیعه دچار تحول از منطق نخبهگرایانه مبتنی بر استنباط احکام فردی به منطق دمکراتیک مبتنی بر استنباط احکام جمعی شده است.

فرضیه های فرعی:
در دوران قبل از انقلاب مشروطه با توجه به روابط قدرت ـ‌ دانش در آن دوران، برداشتی نخبه گرایانه؛ محدود، در حیطه احکام فردی از اجماع حاکمیت داشت.
در دوران بعد از انقلاب مشروطه با تحول روابط قدرت ـ دانش در آن دوران ، برداشتی دمکراتیک؛ عملگرایانه، در حیطه احکام زندگی جمعی از مفهوم اجماع حاکمیت یافت.

6. روش
این پژوهش تاریخی ـ‌ تحلیلی است. برای جمع کردن اطلاعات در زمینههای لازم از روش کتابخانهای ـ اسنادی استفاده کردهایم. در این روش که تا حدودی نزدیک به روش تبارشناسی نیز هست سعی کردهایم به ریشه یابی مفهوم اجماع و برداشتهای مختلف از این مفهوم در هر دوره تاریخی بپردازیم هرچند بر این امر واقفیم که تبارشناسی مربوط به دوره های تاریخی گذشته است، و حتی برخی اینگونه مباحث در دل دوران معاصر را درقالب جامعه شناسی سیاسی تحلیل میکنند، ولی باور نگارنده این است با توجه به اینکه نوعی نگاه ریشه شناسانه و در عین حال تاریخی در شناخت مفهوم اجماع وجود دارد، لذا میتوان گفت از روش تبارشناسی بهره گرفته شدهاست.

7. مشکلات و موانع
شاید نا آشنایی نویسنده با زبان عربی مهمترین مشکل انجام این پژوهش بود، چرا که تقریباً تمام منابعی که برای اجماع به عنوان یک مفهوم فقهی وجود دارد کتابهای عربی است که ترجمه نشدهاند. بنابراین محقق به دلیل مسلط نبودن به زبان عربی منابع دست اول برای تحقیق خود ندارد. از سوی دیگر اجماع از جمله مفاهیمی است که در مورد آن پژوهش صورت نگرفتهاست، کمبود منابع و زبان و اصطلاحات فقهی ثقیل منابع موجود از جمله مشکلات این تحقیق بودهاست. از سوی دیگر دوره مورد بررسی برای اثبات تحول از شروع غیبت امام زمان(عج) آغاز و تا انقلاب اسلامی ادامه داشته است، طولانی بودن این دوره، کار را برای شناختن گفتمانهای موجود در این بستر زمانی طولانی دشوار کرده بود.
8. سازماندهی
این پژوهش را در چهار فصل نظم دادیم .فصل اول شامل کلیات پژوهش است. فصل دوم مبانی نظری و قالب پژوهش است که با تاکید بر گفتمان فوکو و تبارشناسی فوکویی سامان یافته است.
در فصل سوم مفهوم اجماع را از آغاز غیبت کبری تا قبل از انقلاب مشروطه بررسی کردیم. در این فصل ابتدا به تبارشناسی اندیشه شیعه و حقایق تغییرناپذیری چون امامت و عصمت در اندیشه شیعه و تاثیر این اصول بر برداشت شیعه از حجیت اجماع پرداختیم. در بخش دوم به با بررسی روابط قدرت در این دوره اثبات خواهیم کرد که سلطنت مطلقه با دو بعد خلافت اسلامی و سلطنت ایرانی اکثرا در قالب حکومتهای غیر شیعی شکل گرفتهاست و شیعه در این دوران به این دلیل که در موقعیت یکباره غیبت امام معصوم(عج)‌ قرار گرفتهاست حکومتهای سلطنتی و جائر را غاصب حق امام دانسته و از امور اجتماعی و سیاسی دوری گزیده و گفتمان حاکم در فقه این دوره با توجه به تقیه علما در رابطه با قدرت و پادشاهان، فقه در امور فردی انعکاس می یابد و گفتمان نخبهگرایانه اجماع مبتنی بر احکام فردی شکل می گیرد. در بخش سوم نیم نگاهی به این گفتمان انداختیم. در بخش چهارم به طور مفصل به برداشت رایج این عصر از مفهوم اجماع در بستر سلطنت مطلقه و انزوای علما از سیاست و شرایط غیبت امام زمان(عج) پرداختیم. دراین بخش پس از تعریف اجماع و برشمردن انواع آن، اجماع را در شاخصهایی از قبیل موضوع( فردی یا اجتماعی ـ‌ سیاسی)، روش اثبات اجماع( اجماع تضمنی یا حدسی)، گستره حجیت تمسک به اجماع( مسائل عقلی ـ اعتقادی یا صرفا مسائل شرعی اعتقادی)، کاربرد اجماع ( اجماع منقول یا اجماع محصل) و در تعامل با مفاهیم همسوی اجماع از قبیل شورا، اجتهاد، تقیه، رجعت و انتظار، نیت و … که حاصل گفتمان احکام فردی بودند، بررسی کردهایم. اجماع با توجه به این شاخصها در امور فردی و شرعی بکار گرفته میشود و روش استنباط قول معصوم در آن اجماع تضمنی بوده، ضمن اینکه در مسائل اعتقادی عقلی نیز تمسک به اجماع پیشینیان رایج بودهاست و در واقع مفهوم اجماع به نقل قولهای مکرر اجماعهای علمای پیشین محدود شده بود. در برداشت اولیه مفهوم اجماع تصلب و جمود از طرفی و کاربرد برای استنباط احکام فردی از سوی دیگر موج میزند.
در فصل چهارم نیز مطابق فصل پیشین کاربرد جدید از اجماع را بررسی میکنیم، ابتدا به زمینه تحول مفهوم اجماع در بستر تحول روابط قدرت در زمینه وقوع انقلاب مشروطه میپردازیم، در این دوران دو تحول، روابط قدرت را نسبت به دوره پیشین متفاوت کرد: یکی ورود روحانیون به عرصه اجتماع و سیاست و دیگری ورود تجدد به ایران. در روند انقلاب مشروطه پایههای انقلاب اسلامی نیز نهاده شد، به نوعی انقلاب اسلامی در دو بعد دین و تجدد شکل میگیرد و حاصل آن نظام اسلامی مدرن است. به تعبیر فوکو قدرت از شکل سرکوب به صورت قدرت مشرف بر حیات تغییر میکند که موضوع قدرت افراد و اشیا و شیوهی زیست آنهاست. تعبیرهای فوکو در مورد پیدایش و گسترش قدرت مشرف برحیات روشن میسازد که دانش یکی از عناصر تعیین عملکرد قدرت در جهان جدید است و رابطه همپیوندی وجود دارد.(دریفوس، 335:1382) در بخش دوم به طور مختصر به گفتمان دمکراتیک اجماع مبتنی بر احکام جمعی را که در پی دینی شدن سیاست و ورود تجدد شکل گرفت، میپردازیم و در بخش بعدی مفهوم اجماع را در بستر این گفتمان بررسی میکنیم. در این بخش تحول مفهوم اجماع را در شاخصهای فصل قبل بررسی میکنیم و به تعامل آنها با مفاهیم متحول شده همسو از قبیل شورا و اجتهاد و انتظار فعال و تقیه موردی اشاره میکنیم. در این بخش خواهیم دید که مفهوم اجماع از اجماع برای استنباط احکام فردی به اجماع برای استنباط احکام اجتماعی تحول یافته، تمسک به اجماعهای منقول پیشینیان در مسائل عقلی ـ اعتقادی کنار نهاده میشود و روش اجماع تضمنی که برای استنباط کاشفیت اجماع از رای امام در اندیشه سنتی بیشتر استفاده میشد به روش اجماع حدسی تحول پیدا کرده و اینکه کاربرد نقل اجماع به اعتبار اجماع عملی در مسائل و مقتضیات زمانه، رو به افول نهاد. به نظر میرسد، نهادهایی مثل هیئت نظار مجلس مشروطه و شورای نگهبان و مجلس خبرگان با گرتهبرداری از مفهوم اجماع سامان دادهاند. آخر نیز به جمعبندی و نتیجهگیری پرداختیم.

فصل دوم: چارچوب نظری و روشی

1.چارچوب نظری: نظریه حساب و احتمالات آیه الله محمد باقر صدر
در مورد اجماع نظریات مختلفی وجود دارد: ابن حزم(متوفی 456 ه.ق) فقیه و متکلم ظاهری با قاطعیت میگوید: «اجماع تنها اتفاق آراء یکپارچه اصحاب پیامبر اکرم(ص) درباره یکی از احادیث نبوی است و لاغیر. آن هم توافقی که خود در اعلام و تصریح آن مراقبت کردهاند، به نحوی که تمام مردم از‌ آن آگاهی یافتهاند.»)ترکی، 1368: 25) ابن حزم معتقد است به علت گرایش سرشت آدمی به اختلاف و نیز به سبب فواصل جغرافیایی موجود مسئله اجماع اساساً غیر ممکن است و هر نوع توافق دیگر در هر سطح از مردم چندان قابل قبول نیست و در تعبیر ابن حزم توافق نظر فقیهان در مسائل دینی را دخالت آدمی به صورت هر نوع تعبیر شخصی فقیهان در دین میداند و معتقد است منظور از اجماع به هیچ وجه اجماعی نیست که عقیده و نظری را کسی اظهار داشته باشد (اجماع اجتهادی) بلکه منحصرا توافقی است درباره متنی منقول از حدیثی از پیامبر که تنها اصحاب ایشان قادر به انجام آن هستند.
ابن حزم جز اجماع روشن اصحاب پیامبر بقیه اجماعها را ساخته و بدعتی میداند که علمای فقه در منازعات مذهبی که میانشان در میگیرد به عنوان حربه از آن استفاده میکنند. ابن حزم با لحنی قاطع می گوید: همینکه جایی اختلاف پدید میآید مدعیان میگویند که از این مواردی است که برآن اجماع واقع شده و به نقل آرای اجماعی میپردازند، در حالیکه از بیانات همین اجماعها به روشنی استنباط می شود که خود اعتقاد چندانی به موارد اجماعی نداشتهاند، آنهم به علت امکان همیشگی بروز اختلاف نظرها. در مقابل ارزش ذاتی اجماعهای صحابه (اجماعهای مرزبندی شده و محدود) در نظر ابن حزم چنان است که مخالفان آن را مستوجب مجازات تکفیر میداند.(ترکی، 1368: 25تا 30)
اکثر عالمان و نظریهپردازان متأخر شیعه اجماع را فقط در صورتی حجت میدانند که کشف از قول معصوم باشد. بنابراین چنین اجماعی در دوران غیبت معصوم نیز اتفاق میافتد. اجماع در این نظریهها به حکم عقل نظری بر کشف اجماع از رأی معصوم یا دلیل معتبر است. به طوری که گفته شده بین اجماع عالمان بر حکمی معین و کشف آن از رأی معصوم ملازمه وجود دارد، امکان ندارد بتوانیم فتاوای بسیاری از عالمان بر یک مسئله را از رأی معصوم جدا کنیم، زیرا هریک از این فتاوا سبب ظن به رأی معصوم میشود و هرگاه تعداد فتوا دهندگان زیاد شود، ظن به نظر معصوم نیز افزایش مییابد تا جایی که برای انسان قطع حاصل میشود که رأی آنها مطابق رأی معصوم است و اجماع علما از رأی معصوم جدا نیست. نائینی، شهید صدر و امام خمینی از این دید به اجماع نگریستهاند. شهید صدر به دلیل پرداختن به احتمالات در نظریه اجماع جنبه ابتکارجویانه اجماع و استفاده از این اصل در مسائل روز را گسترش داده است.
شهید صدر یادآور شدهاست که مانعی ندارد بگوییم تراکم موارد محتمل، گاهی به سبب کثرتشان سبب قطع انسان به واقع می شود. طبق این دیدگاه هرگاه تعداد اجماع کنندگان فراوان باشد احتمال نزدیکی آنان به واقع و رأی معصوم زیاد میشود. هرگاه در زمان غیبت امام معصوم(ع) تمامی عالمان معاصر بر حکم معینی فتوا دهند روشن میشود که این حکم مأخذی دارد چون ممکن نیست چنین بزرگانی بدون مأخذ و دلیل به چیزی فتوا دهند، همچنان که بعید است اینان از مقتضای قاعده اولیه مخالف با این فتاوا غافل باشند، زیرا خود اینها این قواعد را برای ما نقل کردهاند. این قواعد روشن است و بوسیله آنها در موارد مشابه به کار رفته است بنابراین دلیل و مأخذی وجود داشته که این بزرگان بر اساس آن از مقتضای قاعده اولیه خارج شدند و این مأخذ در بدو نظر دو احتمال مردد است یکی اینکه آنها با استناد به روایتی که به ما نرسیده این فتوا را داده باشند که به نظر بعید میرسد و دیگر اینکه چیز دیگری غیر از روایت به نام ارتکاز عمومی وجود داشته که با استناد به آن فتوای خویش را اعلام کردهاند.ارتکاز روایت معینی نیست که نقل شود بلکه از مجموع دلالتهای سنت شامل فعل ، قول و تقریر معصوم استفاده شده است(ساعدی، 173:1384تا175)
شهید محمد باقر صدر عصاره مباحث خود راجع به اجماع را در کتاب «دروس فی علم الاصول» نوشته است و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، اندیشه شیعی، اصحاب ائمه(ع)، نهج البلاغه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، اصل برون بودگی، تغییرات اجتماعی، انسان گرایی