پایان نامه با واژگان کلیدی تامین خواسته، حقوق زنان، نهاد خانواده، جامعه ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

ایمان و زندگی پدر و مادر را تاراج کرده، و اینک با مقدماتی که از بیان آن صرفنظر می کنیم قدم بخانه ی شوهر گذاشته و نقش همسر را به عهده گرفته است».(آشتیانی،1344: 9)
در این متن دختر اجتماعی و سینمایی و هنرمند برای کل خانوده خطرناک است چرا که موجب اضمحلال خانواده شده است. این دختر با شکستن قوانین جاری سنت و حضور در اجتماع خانهی اخلاق و ایمان و حتی زندگی پدر و ماردش را به یغما برده است. حضور یک زن و دختر در اجتماع که تشکیل دهنده هویت ریس خانواده یعنی پدر و بعد برادران است اخلاق و شرافت خانواده، پدر و بعد تمام مردان که تشکیل دهنده و گویی خود اجتماع هستند را با مخاطره مواجه میکند. نگرانی اصلی نویسنده عبارت از آن است که دختری که از حریم خانواده بیرون رفته، و در عرصه عمومی به مفاسد اجتماعی آلوده شده است، نباید به خانواده بازگردد. چرا که از آن پس نیز همچنان به تخریب نهاد خانواده ادامه خواهد داد. تصریح به اینکه این دختر چگونه قدم به خانه شوهر می‌گذارد و نقش همسر را ایفا می‌کند، قابل بیان نیست، ناظر به این است که دختری آنچنان دیگر نباید به خانواده بازگردد. در جایی دیگر از متن نمونه مشابهی مثل متن بالا میبینیم:
«خود خواهی و شهرت طلبی سبب شد که دختران مسلمان ایرانی تن به هر ناپاکی داده و از هر دری درآمده و هر راه شیطانی و شهوت را پیموده و هر روزی باسمی و عنوانی گوی میدان و آلت دست و بازیچه هوی و هوس مردان شهوت پرست و اهریمنان به صورت انسان درآیند که انان را به هر سوی بگردانند».(آشتیانی،1345 :5)
اتفاقی که در این متن هشدار داده میشود این است؛ دخترانی که تا دیروز مطیع امر خانواده و پدر و برادر و تعاریف مردسالانه بودند اکنون شهرت طلب و خودخواه شدهاند. سپس نویسنده با عصبانیتی که استفاده از کلمات و عناوین منفی و حروف اضافه پشت سر هم آن را نشان میدهد این دختر را به ناپاکی، شهوترانی و بازیچه دست هوا و هوس مردان شهوت پرست و شیاطینی در لباس آدمیزاد متهم میکند.
فرزانه میلانی در مقاله مناسبات جنسیتی در ایران از دلایل این ترسها و نگرانی ها از جنس زن و دختر می گوید: غيرت ، نجابت ، ناموس و حجب و حيا بر حول انسجام جنسي زنان ميچرخد . بكارت دختران مجرد ، وفاداري زنان متاهل ، و پرهيزكاري جنسي بيوگان ، نمادهاي شرافت عمومي قلمداد ميشوند . با توجه به وجود چنين تاكيدي بر تحديد و كنترل جنسيت زنان ، زناي به عنف ابزاري نيرومند براي انتقام و ارعاب محسوب مي گردد .(میلانی،بیتا،2). در مقاله دیگری می‌خوانیم:
«دختر هنرمند یا اجتماعی وقتی به خانه شوهر میرود برای رسیدن به امیال و هوسهای خود شوهر را حتی به قیمت پشت کردن به خانواده اش کاملا تسخیر خود میکند».(آشتیانی،1345: 5)
جنس دختر به خودی خود دارای خطرها و مفاسدی برای خانواده مخصوصاً پدر و مردان است. مسالهای که این خطر را چند برابر میکند وجود یک دختر هنرمند یا اجتماعی است. به زعم نویسنده این دختران اگر هم به خانه شوهر بروند یا ازدواج کنند شوهران خود را کاملاً مسخر کرده و موجب میشوند آنها به خانواده خود پشت کنند. نکتهای که در اینجا میتوان به آن اشاره کرد اینکه مردها از زنان اجتماعی به دلیل قدرتی که در اعمال نفوذ در مردان دارند و یا به دلیل اینکه پایبند قواعد سنتی که مرد برایش تعریف کرده نیستند نوعی واهمه و حتی تنفر دارند زیرا قدرت سلطه مرد در اینجا به خطر افتاده است.
5-3-3 . مردان دل به زنان فرنگی بسته‌اند
نویسندگان نشریه مسجد اعظم، از یک رویداد نگران کننده دیگر سخن به میان می‌آورند و آن از دست رفتن یکپارچگی اجتماعی و ورود زنان فرنگی در داخل حریم همگن اجتماعی است. زنان فرنگی، به موازین یک جامعه دینی تعهد ندارند و این نکته جامعه ایرانی را به ورطه از دست رفتگی و گسیختگی رسانده است.
«در قبال1700جوان ایرانی که در اروپا وآمریکا ازدواج کرده و عروس فرنگی گرفته اند، فقط 201نفر دختر ایرانی به عقد خارجیان درآمده اند.»(آشتیانی،1345: 2)
این متن یک جمله اعتراضی محسوب میشود با آورن کلمه «فقط» نویسنده اعتراض و حتی ناراحتی خود را از تعداد 1700پسر ایرانی که با دختر خارجی ازدواج کردهاند در قبال فقط201نفر دختر ایرانی که به عقد خارجیان در آمده اند نشان می دهد. نویسنده در ادامه می گوید:
«این تعداد از میان طبقه محصل کشور بوده و متجاوز از دو سوم محصلین ایرانی که برای تکمیل تحصیل و فراهم آوردن سرمایه های علمی و صنعتی به خارج رفته اند بجای انکه با معلوماتی سرشار و دلی اکنده عشق و علاقه به میهن به کشور خود برگشته و در راه عمران و پیشرفت کشور و بهبودی زندگی برادران ایرانی مسلمان و هم میهنان و هم کیشان خود کوشش نمایند و فراوردهای علمی و صنعتی خود را مورد استفاده آنان قرار دهند برعکس یا اساسا قطع علاقه از کشور و میهن خود نموده و دلباخته مظاهر فریبنده تمدن و آزادی در شهوات و هوسرانیهای کشورهای بیگانه می شوند و یا اگر هم برگردند یک عروس فرنگی همراه خود آورده و بیش از تامین خواسته های او و تحصیل رضایت و خشنودی او هدف و مجالی ندارند.(آشتیانی، 1345:4)
نویسنده بعد از عنوان آمار نگران کننده در تعداد بیشتر عروس فرنگی به جای داماد خارجی ابراز نگرانی خود را با لحن سرزنش آمیزی ادامه میدهد؛ که در خط دوم پاراگراف بالا عبارت« به جای آنکه» و در خط چهارم«برعکس» یا در خط ششم «یا اگر هم» در بین دو جمله لحن و آهنگ سرزنش آمیز متن را میرساند.
نویسنده با لحن سرزنش آمیز خود ابراز میکند که پسر ایرانی به جای تحصیل و برگشتن به میهن خود برای عمران و آبادانی و کمک به برادران ایرانی مسلمان برعکس یا دلباخته مظاهر فریبنده تمدن و آزادی کشورهای بیگانه میشود یا اگر برگردد با خود عروس فرنگی به همراه میآورد که همه دغدغه او تامین خواستههای اوست. چند نکته قابل تامل وجود دارد:
• در متن در خط دوم آمده« بهبودی زندگی برادران ایرانی مسلمان و هم میهنان و هم کیشان خود». ایرانی مسلمان و هم کیشان خود یک جهت گیری خاص را میرساند یعنی نویسنده در ذهنش حتی وقتی از میهن و کمک به همیهنان صحبت میکند دست به تفکیک زده و از آوردن کلمه ایرانی صرف خود داردی کرده است.
• نویسنده در آسیب شناسی خود از فرنگ رفتن پسران بر آن است دانشجویان ایرانی دلباخته مظاهر فریبنده تمدن و آزادی در شهوات و هوسرانیهای کشورهای بیگانه می شوند.
• نویسنده تمدن و آزادی غرب را با شهوت و هوسرانی یکی میداند. آوردن عبارت آزادی با شهوت و هوسرانی، نوع نگاه نویسنده به مفهوم آزادی را میرساند .
• نویسنده در ادامه متن از آمدن یک عروس فرنگی خبر میدهد این عروس فرنگی چنان مرد ایرانی را مفتون خود کرده است که کلاً همه چیز را به کنار مینهد و همه دغدغه او برآوردن نیازها و خواسته های این عروس فرنگی است.
• باید گفت تفکیکی که نویسنده در متن از زن ایرانی مسلمان و زن فرنگی دارد با تعاریفی که برای او به وسیله برداشتش از دین اسلام و تا حد زیادی جامعه پدر سالار داشت مشخص می شود.
• یک زن ایرانی مسلمان با فاکتورهای همچون حجاب، درخانه و دور از مکان های عمومی همراه مردان بودن، دور از فعالیت های اجتماعی و هنری مخصوصا عرصه بازیگری برای زن ، مادر و همسر بودن تعریف میشود.
• در حالی که زن فرنگی که از بلاد کفر وارد کشور شده گویی موفقتر از زن ایرانی مسلمان است چرا که تمام دغدغه شوهرش رفع نیازهای او میباشد. چرا مردان ایرانی چنان مجذوب زنان هنرمند و اجتماعی و زن فرنگی میشوند که به خاطر او دست از خانواده شسته و دغدغهشان همسرشان میشود اما یک زن سنتی با رعایت تمام قوانین و تعاریفی که مرد برایش دیکته کرده باز به
آن اندازه نزد شوهر خود محبوبیت ندارد که حتی لایق وفاداری شوهرش باشد و باید بپذیرد که هر آن امکان دارد شوهرش دست به ازدواج مجددی بزند.

«علاقه پسران ایرانی برای همسراختیار کردن از فرنگ بیشتر از تمایل پسران خارجی برای دختر ایرانی است. این در حالیست که بسیاری از دختران ما مجرد خواهند ماند.2- این تمایل به زن فرنگی بیشتر بین پسران دانشجوست که به خارج میروند و تحت تاثیر زن فرنگی خود از خانواده دور میشوند.3- و باید به ان دختر ایرانی که در مقابل پیشنهاد بازی در فیلم گفته بود که زندگی در کنار فرزند و شوهرش را ترجیح میدهد افتخار کرد ولی متاسفانه این جمله را فقط یک دختر ایرانی آن هم نسبت به همسر خارجی و بیگانه ابراز داشته است.»(آشتیانی،1345 :3)

در مقاله دیگری«مشکل ازدواج» ، میبینیم فرنگ رفتن پسران ایرانی و مجرد ماندن دختران ایرانی موجب نگرانی و مساله شده است، نگارنده از مجرد ماندن دختر ایرانی ابراز نگرانی می‌کند. در این مقاله چند پارامتر مدنظر نویسنده بوده است. یک مورد، مجرد ماندن دختر ایرانی است زیرا پسران تحصیلکرده که به خارج از ایران میروند دیگر تمایلی به دختران ایرانی ندارند.. چنانکه در قسمت دیگری از متن دلایل این مشکل اینطور ابراز میشود:
«این یک حقیقت تلخی است که یا از بی بند و باری و سست نهادی جوانان ما حکایت می کند که در برابر طنازیها و عشوه گریهای دختران اروپایی و آمریکایی نتوانسته اند استقامت نموده و به بیگانگان پیوسته اند .یا بی تربیتی و سبکی و جلفی دختران ایرانی را می رساند که نه تنها نتوانسته اند جلب توجه جوانان و مردان خارجی را بنمایند، بلکه جوانان ایرانی را نیز از دست داده و جلب توجه آنان را ننموده اند.(آشتیانی،1345: 3)»
در این متن نویسنده سخت درگیر دوگانگی و تناقض شده است؛ از یک سو برآن است که عشوهگری دختران فرنگ مرد ایرانی را به سمت بیگانگان کشانده است و از سوی دیگر به دختر ایرانی میتازد که بی تربیتی و سبکی و جلفی او موجب شده است مجرد باقی بماند و نه تنها مردان خارجی را جذب نکرده بلکه جوانان ایرانی را نیز از دست داده است. در واقع نویسنده وقتی مرد ایرانی را در مقابل دختر خارجی سست نهاد و بیبندوبار میداند اشاره به بعد جنسی زن خارجی دارد نه بعد علمی یا انسانی یک زن.
نویسنده هیچ ارزشی برای دختران ایرانی و برای جنس زن قائل نیست چرا که او را همچون کالای میبیند که باید فردی جذاب باشد تا مردان را جذب کرده و ازخروج آنان از کشور جلوگیری کند.
دغدغه دیگر نویسنده این است که چرا تمایل به زن فرنگی گرفتن فقط بین پسران ایرانی است و این تمایل بین پسران خارجی نیست. در این مورد اخیر باید گفت چون در قانون اسلام زن ایرانی مسلمان اجازه ندارد با مرد غیر مسلمان ازدواج کند. البته خود نویسنده نیز در مقاله به اینکه زن مسلمان حق ازدواج با غیر مسلمان را ندارد اشاره میکند و حتی بعد از تحسین دختر ایرانی که به خاطر شوهرش حاضر به بازی در فیلم نشده بود ابراز تاسف میکند چرا فقط یک دختر این حرف را زده و چرا این دختر ایرانی مسلمان با یک بیگانه ازدواج کرده است.
5-3-4 . اسلام توسط استعمارگران متهم شده است
در میان رخدادهای فوق، یک رخداد دیگر، متهم شدن اسلام است. رویدادهای فوق، همه مظاهری از فساد و تباهی‌اند و از نظر نویسندگان استعمارگران خود متهم این همه مفاسد به شمار میروند، اما اسلام دراین میانه متهم می‌شود. اسلام به رغم نقش بی بدیلش در رهایی زنان، توسط نهادها و دستگاه‌های تبلیغاتی استعمار، متهم می‌شود. در جدول شماره سه ستون« ب » به مسائل و مشکلات و اتفاق و مساله‌ای که در جامعه پیش آمده می پردازد. به نوعی دلمشغولی نویسنده در این ستون بیان میشود و کدهای استخراج شده مساله را به نمایش میگذارد. در ستون «ب» نسبت به خائنانی هشدار میدهد که با ادعای اینکه اسلام به حقوق زنان توجه نداشته قصد تخریب دین را دارند. هشدارهای مبنی بر اینکه گاهگاهی زمزمه خائنانهای به گوش میرسد؛ و آن اینکه: اسلام حقوق بانوان را تأمین نکرده، شخصیت آنان را نادیده گرفته است. ایاد استعمار تهمتهای ناجوانمردی به ساحت مقدس اسلام زده و حقایق را وارونه جلوه دادهاند و استعمارگران سعی دارند کشورهای اسلامی را به سرنوشت شوم کشورهای غربی در آورند. این مقاله درست در بهبوهه بحث بر روی حقوق زنان و مساله حق رای زنان و حضورشان در عرصه اجتماعی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جامعه اسلامی، عرصه عمومی، علامه طباطبایی، خارج از خانه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جامعه اسلامی، حقوق زنان، زنان و دختران، عرصه عمومی