پایان نامه با واژگان کلیدی بنیان خانواده، زنان و دختران، اجتماعی و سیاسی، شرکت در انتخابات

دانلود پایان نامه ارشد

یک کشور اروپایی مثال میآورد تا این ذهنیت را در خواننده ایجاد کند که ملاک تمدن و ترقی به شرکت زنان در سیاست نیست. یا بر آن است که حتی کشورهای متمدن نیز بر درستی گفته های او صحه میگذارند.
3-3-3 . دختران حریمها را شکستند
بیان شد که در گذشته دختران آنقدر در خانه میماندند تا سرنوشت دست آنها را گرفته و روانه خانه شوهر کند اما اتفاق ناگواری افتاد و آن اینکه دختران حریمها را شکسته و گستاخانه وارد اجتماع شدند، و کسی که حریمها را بشکند و عصمت و عفت نداشته باشد پس فاسد است. دختر فاسد دختریست که حاضر نیست همه عمر را در محیط خانه بگذراند و منتظر آمدن شوهر باشد، همچنان که نویسندگان مکتب اسلام به معرفی دختر فاسد میپردازند و میگویند؛ امروزه دیگر دختران در خانه نمینشینند بلکه به جلسات تفننی و تفریحات و گردشگاههای عمومی آن هم به صورت دسته جمعی میروند؛ اکنون دختران در درجه اول تحصیل و موقعیت اجتماعی را مقدم بر موضوع ازدواج میدانند و به همین دلیل به خواستگاران خود جواب رد میدهند و برای رسیدن به تحصیلات عالیه تلاش میکنند. نویسنده با نگرانی از این تغییر وضعیت دختران که منجر به از بین رفتن کانون خانواده خواهد شد و از تصمیم غلطی که دختران گرفتهاند و زیاد شدن دختران اجتماعی در جامعه اینچنین مینویسد:
«امروزه بیشتر دختران در خانه نمی نشینند.گردشگاههای عمومی مجالس تفریحی و تفننی و تفریحات دسته جمعی به نام پیک نیک فرصت و مجالی برای خانه نشینی نمیدهد. دختران امروزی در درجه اول تحصیل و زن اجتماعی را مقدم بر موضوع زناشویی میدانند . جواب رد به تقاضاهای خاستگاران خود میدهند و به دست آوردن مقام اجتماعی را مقدم برآن میشمارند. سالها درس میخوانند. دنبال رشته های تخصصی میدوند و در راه رسیدن به مقامی از جمله دیپلمه؛لیسانسه و دکتری سالیانی رنج میبرند. در دوائر دولتی و مدارسو بیمارستانهاو بنگاههای دولتی و ملی و حتی در مغازها با دخترانی برخورد میکنیم که به کارهای اجتماعی پرداخته اند.»(رشیدپور،1340: 35)
3-3-4 .تغییر مفهوم عفت
نویسندگان مکتب اسلام یک؛ از احتضار مفهومی به نام عفت ابراز نگرانی میکنند. و این مفهوم را چارچوبی برای نظم مناسبات اجتماعی در تمام ابعاد مخصوصا مساله جنسیت و تفکیک جنسیت میدانند. چرا که وقتی عفت نباشد با ترویج فساد مواجه خواهیم شد.
« کلمه عفت دورن احتضار خود را میگذراند. عفت دختران و پسران ؛عفت زنان و مردان؛ عفت فردی و اجتماعی؛عفت زبان و عفت قلم همه از میان رفته است.و نوع مفهوم آن تغییر کرده. اگر دختری به نوع معاشرتهای اجتماعی آشنا باشد باادب است و دختری از این معاشرتها بیزار باشد امل است».(رشیدپور:1340، 13)
به نظر نویسندگان مکتب اسلام یک؛ دختران و زنان با حضور در اجتماع و بیرون آمدن از خانه و ادامه تحصیلات عالیه و الویت دادن موفقیتهای شخصی به تشکیل خانواده و بدتر از همه با هوس شرکت در انتخابات و به دنبال قدرت و شهرت بودن حریمهای مورد تعریف خود را شکستند و با تجاوز از حریم خود، عفت نیز مفهوم خود را از دست داد. چرا که یک زن عفیف در خانه مینشیند و به جای این قبیل کارها به شوهرداری و بچهداری که وظیفه اصلی یک زن است میرسد. به نظر نویسنده مرگ مفهوم عفت در همه ابعاد اجتماعی صورت گرفته است. گویی عفت تعریف جدیدی پیدا کرده است چرا که روزی دختری که در خانه بود و به اصطلاح رنگ آفتاب و مهتاب را ندیده بود عفیف خوانده میشد و اکنون اگر دختری در خانه باشد و آداب اجتماعی و طرز رفتار با دیگران را نداند دیگر عفیف و قابل تکریم نیست بلکه او را امل میخوانند. به نوعی نویسنده میخواهد بگوید امروزه دختران عفیف را امل میخوانند. همچنین نویسنده با بیان اینکه عفت در همه ابعاد تغییر کرده است و سپس این مساله را مطرح کرده که دختر عفیفی که در خانه مینشیند را امل خطاب میکنند؛ در این متن زن را دال مرکزی برای عبارت عفت جامعه قرار داده است. یعنی زن با عفت خود به جامعه معنا میدهد.
3-3-5 . قشر تحصیلکرده به دنبال رابطه عاشقانه است
عشق قبل از ازدواج به نظر نویسندگان این نشریه برابر با هوس است. در واقع رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج هیچ معنایی ندارد چرا که فقط موجب گناه میشود. نویسندگان این نشریه عشق را هوسی میدانند که از غرب آمده و نتیجهای جز پشیمانی برای جوانان ندارد.
در واقع در جامعه بستهای که دختر باید در خانه بماند و توسط پدر به شوهر تحویل داده شود و اساس ازدواجها مبتنی بر توالد و تناسل است و دختر و پسر نامحرم باید از هم جدا باشند تا دچار فعل حرام نشوند. ابراز علاقه یک پسر به یک دختر خارج از چارچوب تعریف شده ازدواج چیزی جز هوس نمیتواند باشد. همانگونه که نویسنده مکتب اسلام میگوید:
« امروزه در برخی خانوادها تعالیم اخلاقی از میان رفته و سنن و اداب غربی جای انرا گرفته است. خیلی از دختران و پسران اسیر احساسات شده و خیلی زود هوسهای زودگذر عاشق میشوند و خیلی زود فراموش میشود و اثر و نتیجه ای جز پشیمانی ندارد. 85درصد این جوانان را دانشجویان؛دانش آموزان و کارمندان ادارات تشکیل میدهند.».(رشیدپور،1340: 14)
نویسنده 85 درصد افرادی را که دست از رابطههای سنتی و جدایی بین زن و مرد تا وقت ازدواج کشیده و همانند غربیها به دنبال رابطه عاشقانه و ایجاد ارتباط و آشنایی قبل از ازدواج هستند را سه گروه دانشآموزان، دانشجویان و کارمندان ادارات میداند. یعنی قشری که سنت را به کنار نهاده و تحت تاثیر یادگیریهای نوین و علمی به دنبال ساختن مفاهیم جدید و مدرن در زندگی خود هستند و یا قشر تحصیلکرده که بیشتر از دیگر لایههای اجتماعی تحت تاثیر مدرنیته است.
3-3-6 . زنان در مقابل شوهران عیاش، صبور نیستند
نویسندگان مکتب اسلام بر این نظرند که در گذشته زنان با صبر و بردباری باعث استحکام خانوادها میشدند. اکنون با تزلزل بنیان خانواده و آمار بالای طلاق مواجه هستیم. در گذشته وقتی مردی به سوی هوس و عیاشی میرفت زنان هر طور بود با صبر و بردباری و مهربانی مرد را به آغوش خانواده بازمیگرداندند اما اکنون دیگر زنان تغییر کردهاند و عکس العملهای دیگری در مقابل شوهران هوسباز بروز میدهند که باعث متلاشی شدن کانون خانواده میشود.

« یکی از مشکلات زندگی اجتماعی ما گمراهی و انحراف برخی از مردان است. برخی از مردان به عیاشی و هوسبازی عمر خودرا میگذرانند.
امروزه بنای ازدواج چندان دوام و استحکامی ندارد. امروزه عکس العملها طوری ست که اساس زناشویی متزلزل میشود. عکس العمل برخی از این زنان اینست که تابع احساسات تند و حاد شده و از مردان منحرف خود انتقام میگیرند. برخی از زنان با دادو بیداد و عربده جوی میخواهند از انحراف شوهر خود که گرفتار یک نوع بیمار روحی است جلوگیری کنند.»(رشیدپور،1341،13)
نویسندگان مکتب اسلام بعد از ابراز نگرانی و انزجار خود از حضور زنان در اجتماع و درخواست گستاخانه برای شرکت در سیاست و رای دادن از اتفاق دیگری خبر میدهند. و آن اینکه زنان در همه ابعاد تغییر داشتهاند. زیرا در خانوادها شاهد این اتفاقند که زن دیگر در مقابل شوهر منحرف خود سکوت اختیار نمیکند بلکه او نیز همچون مرد شروع به مقابله به مثل میکند. زن فریاد میزند، پرخاش میکند و حتی از مردان منحرف خود انتقام میگیرند. در واقع زنان دیگر از یک رفتار دیکته شده پیروی نکرده و احساسات خود را سرکوب نمیکنند.
منظور نگارنده قضاوت درباره درستی یا غلطی کاری که انجام میدهند نیست هر فردی بر حسب یادگیریهای خود واکنش درست یا غلطی بروز میدهد. در اینجا قصد توضیح این است که زنان مثل یک انسان آزاد ابراز احساسات میکنند. نمونه مشابه دیگری از متن بالا آورده میشود:
«شخصیت انسان با توجه به شرایط روزگار و عکس العملهایش شکل میگیرد. مردانی هستند که با فساد وعیاشی کانون خانواده را با خطر از هم پاشیدگی روبرو میکنند که این انحراف مردان یک مشکل اجتماعی به وجود میاورد و در این شرایط سرنوشت سعادت و شقاوت خانواده در گرو نحوه و کیفیت رفتار زن میباشد.گروهی از زنان مقابله به مثل میکنند گروهی دیگر فریاد و پرخاشجوی و عدهای نیز با صبرو استقامت و مهربانی در صدد حفظ خانواده و بازگشت شوهر به خانه و خانواده هستند.قران کریم گذشت و فداکاری زن را بنام صلح خوانده است.»( رشیدپور،1341، 16)
در واقع مردان تغییر نمیکردند بلکه موقعیت فرودست زنان در خانواده و اجتماع به آنان اجازه ابراز انزجار از وضعیت خود یا اجازه کسب حق و حقوق خود در خانواده را نمیداد. به تعبیری زنان در جامعه سنتی این اعتماد به نفس و آگاهی را نداشتند تا در مقابل شوهر خود بایستند و از او خواستار کسب حقوق خود را داشته باشند و چون طلاق امری منفور بود و زن بیوه حتی با وجود استطاعت مالی در جامعه سنتی ایران از بمب ساعتی نیز خطرناکتر بوده ترجیح میداد به تعبیر عامیانه مردم ایران بسازد و بسوزد.
( زن بیوه برای همجنسان خود خطری بزرگ محسوب میشد زیرا در جامعه سنتی دختران بوسیله باکره بودن و تحت نفوذ برادران و پدران خود عفت و عصمتشان کنترل میشد. و زنان به وسیله شوهران خود محافظت میشدند و اینگونه اطمینان حاصل میشد که عفت و عصمت زنان و جامعه حاصل شده است. اما زن بیوه در جامعه سنتی جنس سوم است. او هیچکدام از دو اصل اساسی را که زنان دیگر مورد کنترل میباشند ندارد و حتی بدون اجازه پدر میتواندازدواج کند. این همه آزادی برای یک زن در جامعه سنتی فقط یک معنا دارد و آن بی قیدی و بیبندو باری است. ترس زنان و دختران از اینکه این زن بدون شوهر و صاحب ، مردان آنان را از راه بدر کند موقعیت و آبروی یک زن بیوه در جامعه سنتی را چنان میکند که هر لحظه امکان رفتن آبروی او و ترکیدن بمب ساعتی وجود دارد.)
در یک جمعبندی باید گفت، به نظر نویسندهای این مجله آنچه که در گذشته داشتیم عفت و عصمت زنان و بنیان محکم خانوادهها به دلیل فداکاری زنان و صبر و تحمل در برابر شوهران هوسباز و خانهنشینی دختران بود. انچه اکنون شاهد آنند بیعفتی و فساد زنان به دلیل آزادیهای لعنتی و هوس شرکت زنان در انتخابات و آموختن آداب و رسوم اجتماعی به دختران و حضور زنان و دختران در مراسمهای عمومی و تلاش زنان برای رسیدن به مقامهای اجتماعی و سیاسی و تحصیلات عالیه است. تمام این مسائل موجب شده که دیگر زنان همچون گذشته صبر و تحمل و بردباری در برابر شوهران هوس باز یا مشکلات خانوادگی از خود نشان ندهند و در بنیان خانواده تزلزل ایجاد شود.
3-4 . عوامل موثر کدامند
مشاهده کردیم زنان میخواهند وکیل شوند و در کمال تحیر برخی از مردان نیز از آنان حمایت میکنند،البته نویسندگان مکتب اسلام این زنان را فاسد و مردان حامی را نیز هوسباز میدانند، دختران و زنان با حضور در جامعه و بیرون آمدن از پستوی خانه حریمها را شکستند و باعث مرگ عفت شدند و همه این تحولات به داخل خانهها نفوذ کرده و زنان دیگر همچون گذشته در مقابل شوهران مطیع نیستند.
آنچه در این قسمت میخوانید این است که، نویسندگان مکتب اسلام فاسد شدن زنان و حضور زن در بیرون از خانه و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را یک معضل و مشکل برای آحاد افراد اجتماع میدانند و از عوامل موثر این مشکل را حمایت مردان، تقلید از فرهنگ غرب، آزادی و وسایل مدرن از جمله تلوزیون و تلفن و .. می دانند. که به شرح این عوامل میپردازیم.
3-4-1 . تقلید از غرب
تصوری که نویسندگان در قسمت اول نشریه مکتب اسلام(1337-1342) از غرب دارند و در متون این دوره دیده میشود بدون جبههگیری خاصی است. یعنی خواننده عباراتی همچون دشمن یا مستکبر یا توهم توطئه از سوی دستان پنهانی که از غرب برای نابودی جامعه اسلامی هدایت میشود را نمیبیند.
نویسندگان این نشریه بدون توهم توطئهای از غرب در درون مناسبات داخلی به دنبال عوامل مشکلات پیش آمده میباشند. چنان که از عوامل موثر حمایت مردان از زنان برای حضور در سیاست و حق رای دادن به زنان را تقلید کورکورانه مردان اروپا رفتهای میدانند که مفتون تمدن و فرهنگ غربی شدهاند و بر این گمانند که برای پیشرفت و ترقی باید کاملا شبیه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عرصه عمومی، دولت پهلوی، حکومت اسلامی، حوزه عمومی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق اجتماعی، نیروی انسانی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی