پایان نامه با واژگان کلیدی برنامهريزي، توليد، هزينههاي

دانلود پایان نامه ارشد

در شرايط تقاضاي غيرقطعي پرداخته اند. بطور سنتيMPS از پيش بيني تقاضا و برنامهريزي توليد ادغامي (52APP) مشتق ميشود و به عنوان ورودي اصلي برنامهريزي احتياجات مواد 53MRP تلقي و جهت حفظ سطح خدمت به مشتري و متعادل سازي برنامهريزي توليد بکار ميرود. آنها به اين نکته اشاره نموده اند که علي رغم اينکه MPS از APP و پيش بيني تقاضا منتج ميشود ولي معمولاً هزينههاي مرتبط جهت پوشش عدم قطعيت تقاضا در نظر گرفته نمي شود. مورد ديگري که آنها بدان اشاره نموده اند تغييرات مکرر MPS است که خود باعث بروز مشکلاتي نظير کاهش بهرهوري MPS ميگردد. استفاده از بازه زماني طولاني براي منجمد نمودن54 MPS نيز به نوبه خود باعث کاهش سطح خدمت به مشتري ميگردد و در نهايت سطح موجودي نيز به ميزان قابل توجهي افزايش مييابد. در اين مقاله ابتدا به بحث در مورد ايجاد يک روش جديد براي برنامهريزي MPS تحت شرايط تقاضاي احتمالي ميپردازد. سپس ارزش گذاري و ارزيابي اقدامات اصلاحي برنامهريزي مجدد55 بررسي ميشود. در نهايت آنها مدلي را جهت برآورد مناسب پارامترهاي MPS نظير طول بازه اقدامات برنامهريزي مجدد و طول بازه اي از برنامه که بايستي منجمد شود، ارائه ميدهند.
مقاله دولگويي و اولدلولي56(2002) بر محاسبه مقادير بهينه زمان تدارک برنامهريزي شده در روش MRP تحت شرايط زمان تدارک غيرقطعي تمرکز نموده است. تابع هدف مدل پيشنهادي آنها متوسط هزينههاي سفارشات عقب افتاده و هزينههاي نگهداري را حداقل مينمايد. مدل آنها يک برنامهريزي رياضي است که مسئله برنامهريزي يک سطحي چند محصولي چند دوره اي پويا را فرموله ميکند. همچنين براي حالتي که زمان تدارک به اندازه انباشته وابسته نيست و سطح تقاضا ثابت است يک مدل کمکي مارکوفي پيشنهاد شده و چند فرمول جديد براي سياستهاي کنترلي بهينه با استفاده از زنجيره مارکوف بدست آمده است.
يين و همکاران 57(2003) در مقاله خود به بحث در مورد مدلها و الگوريتمهاي عددي در برنامهريزي توليد تحت شرايط عدم قطعيت ميپردازد. آنها از فرايندهاي احتمالي جهت تشريح پوياييهاي سيستم استفاده کرده و تقاضاي تصادفي و فرآيندهاي ظرفيتي را با استفاده از زنجيرههاي مارکوف دو حالتي محدود با زمان پيوسته58 مدل نموده اند. آنها نرخ توليد بهينه را با کمينه کردن اميد رياضي هزينههاي سيستم و با گسسته نمودن معادلات 59HJB که با استفاده از توابع ارزش60 محقق ميشود و نيز استفاده از يک رويه تقريبي، جواب بهينه را بدست ميآورند و در نهايت مدل پيشنهادي خود را با سه مورد مطالعاتي از شرکتهاي بزرگ صنايع کاغذسازي، صحه گذاري نموده اند.
گوپتا و ماراناس61(2003) در مقاله خود ابتدا يک مرور کلي بر تحقيقات قبلي در زمينه عدم قطعيت در برنامهريزي ميان مدت زنجيره تأمين چند سايتي انجام داده اند سپس يک رويکرد مبتني بر برنامهريزي احتمالي جهت مدل سازي فرآيند برنامهريزي ارائه ميدهند بصورتي که نسبت به تشخيص تقاضا در طول دوره برنامهريزي واکنش نشان ميدهد. سپس تصميمات لجستيک بصورت “منتظر شو و ببين” به تعويق افتاده تا در مواجهه با عدم قطعيت بهينه شود. همچنين بالانس بين سطح رضايتمندي مشتريان و هزينههاي توليد در مدل منظور شده است. مدل پيشنهادي آنها يک ابزاري کارا براي ارزيابي و مديريت فعال دارائيهاي آشکار شرکت نظير سطوح موجودي و حاشيه سود، در شرايط عدم قطعيت بازار ميباشد. ويژگيهاي کليدي مدل پيشنهادي آنها از طريق مطالعه يک مورد واقعي برنامهريزي زنجيره تأمين برجسته شده است.
ليست و همکاران 62(2004) يک مدل پايدار جهت اندازه ناوگان حمل و نقل تحت شرايط عدم قطعيت در ميزان تقاضاي آتي ارائه نموده اند. آنها پايداري را از طريق در نظر گرفتن يک معيار لحظه ايِ جزئيِ ريسک63 مدل نموده اند. معيار ريسک در تابع انتظاري ريکورس/ارجاع64 در برنامهريزي احتمالي دو مرحلهاي گنجانده شده و از رويکرد تجزيه احتمالي65 به عنوان رويه حل استفاده گرديده است. يک مسئله جهت تشريح اهميت در نظر گرفتن عدم قطعيت در مدلسازي و توضيح ماهيت بالانس ذاتي بين پذيرش تعداد بيشتري از وسائط نقليه در مقابل پذيرش ريسک بالقوه هزينههاي بالاي کمبود منابع در دسترس ناکافي، حل شده است.
وو و چانگ 66(2004) تلاش ميکنند تا مسئله برنامهريزي بهينه توليد را در پاسخ به هزينههاي محيطي متغير در يک محيط غيرقطعي ارزيابي نمايند. استراتژي توليد بهينه آنها گزينههاي مختلف توليد را در يک شرکت نساجي بر حسب تقاضاي بازار و منابع در دسترس در نظر گرفته و اثر هزينههاي محيطي را بصورت يک جزء لازم از چارچوب تصميم گيري چند معياره مبتني بر رويکرد برنامهريزي توافقي خاکستري67 لحاظ نموده است. مدل آنها نه تنها هزينههاي معمول توليد و درآمد مستقيم فروش محصولات را در نظر ميگيرد بلکه حتي هزينههاي دفع فاضلاب ها، نرخ منابع آبي که به نوعي منعکس کننده اهداف درونيسازي هزينههاي بيروني در نزد شرکت هاست را نيز در نظر ميگيرد. نتايج تحقيق، کاربرد پذيري و اهميت چنين رويکردي را بر پايه يک مورد مطالعاتي اثبات ميکند. اين مقاله به نوعي اهميت افزايش هزينههاي آلودگيهاي زيست محيطي، مالياتهاي عمومي و هزينههاي حفاظت از منابع طبيعي را نشان ميدهد و آن را با مسئله برنامهريزي توليد يکپارچه نموده است. چرا که در محيطهاي رقابتي امروز توجه به جنبههاي اين چنيني به جزء لاينفکي از مزاياي رقابتي شرکتها بدل گشته است.
تساي و ساتو 68(2004) يک سيستم برنامهريزي و کنترل توليد چابک (69APPCS) ارائه داده اند. اين سيستم براي برنامهريزي، زمانبندي، تدارک و کنترل توليد کاربرد دارد. اين سيستم در محيطهاي رقابتي نظير صنايع ساخت بر اساس سفارش70 نقش مهمي را ايفا مينمايد چراکه چنين سيستمي با سرعت و دقت عدم قطعيتهاي موجود در فرآيندها را شناسايي و با عکس العمل مناسب شدني بودن برنامهريزي توليد را ضمانت ميکند. عدم قطعيت اغلب توسط مشترياني که سفارش خود را تغيير ميدهند يا تأمين کنندگاني که اقلام وعده داده خود را تغيير ميدهند، رخ ميدهد. مشتريان و يا تأمين کنندگان ميتوانند اين تغييرات را قبل از آن که رخ دهد اعلام نمايند. سيستم APPCS به محض اينکه تغييري را دريافت ميکند، به نحوي عکس العمل نشان ميدهد که بيشترين سطح خدمت به مشتري، بهترين استفاده از منابع و کمترين زيان از حيث مواد اوليه، عايد گردد. آنها يک مدل71UML براي APPCS ارائه کرده و جهت آزمون آن از شبيهسازي استفاده نمودهاند.
سانتوسو و همکاران 72(2005) يک مدل برنامهريزي تصادفي و يک الگوريتم حل براي مسئله برنامهريزي زنجيره تأمين ارائه نموده اند. الگوريتم آن ها تکنيک هايي نظير استراتژي نمونه گيري سناريو73، تخمين ميانگين نمونه74 و الگوريتم ارتقاء يافته تجزيه بندرز75 را يکپارچه نموده است. آن ها ادعا نموده اند که روش آن ها براي مسائل برنامهريزي زنجيره تأمين با ابعاد بزرگ و با تعداد نامحدود سناريو ميتواند به سرعت جوابهاي با کيفيت خوبي ارائه نمايد.
گوئيلن و همکاران 76(2005) يک مدل چند هدفه برنامهريزي زنجيره تأمين پيشنهاد داده اند که تحت برنامهريزي تصادفي دو مرحله اي مدل شده است و اهداف بکار رفته ضمن بيشينه سازي سود سيستم توليدي رضايتمندي مشتريان را نيز بيشينه مينمايد. جوابهاي بدست آمده براي مرحله اول برنامهريزي مربوط به جانمائي مکانهاي توزيع کنندگان و کارخانجات است و جوابهاي بدست آمده براي مرحله دوم پاسخگوي عدم قطعيت، تحت سناريوهاي مختلف است.
بنجائوران و داوود 77(2006) برنامهريزي توليد را در شرکتهاي سازنده قطعات بتني پيش ساخته مورد بررسي قرار داده است. آنها ادعا نموده اند به دليل ماهيت قطعات پيش ساخته بتني که در ساخت سازههاي مختلف ميتواند مورد استفاده قرار گيرد در تمامي مراحل طراحي تا مرحله ساخت بدليل برخي عوامل بيروني نظير طراحي چند منظوره، پيشرفت در ساخت سازهها، داراي درجه بالائي از عدم قطعيت هستند. بارکاري که نوعاً اين شرکتها متحمل ميشوند ترکيب پيچيده اي از منحصر به فردي و يکسان سازي در طراحي است که داراي تنوع زيادي در زمان تحويل و همينطور نيازمند هزينه در ساخت قالبهاي هدفمند ميباشد. سيستم برنامهريزي نوآورانه آنها که78 (AIP) ناميده ميشود دو توانمندي را در خود دارد. کارکرد اول آن يک سيستم يکپارچه سازي داده است که اتوماسيون را در فرآيند برنامهريزي تقويت مينمايد. کارکرد دوم آن يک سيستم پشتيبان تصميم گيري(79 DSS) براي برنامهريزان است که با استفاده از آن کارائي برنامه توليد خود را ارتقاء دهند. هدف تعبيه شده در آن بهينه کردن سود چنين شرکت هائي است. اين سيستم از تکنولوژي هوش مصنوعي بهره گرفته است و براي طراحي سيستم تصميميار خود از شبکههاي عصبي و الگوريتم ژنتيک بهره برده است. نتايج تحقيق نشان ميدهد که اين سيستم توانسته زمان تدارک براي مشتري را به حداقل ممکن برساند.
جولاي و همکاران 80(2006) يک چارچوب بهينه سازي جهت تعيين توليد بهينه در يک افق زماني ثابت، براي اقلامي با موجودي مستقل از نرخ تقاضا تحت شرايط تورم ارائه نموده اند. آنها اقلام فاسد شدني را در نظر گرفته اند که از تابع توزيع وايبول دو پارامتري تبعيت ميکند. کمبود مجاز است و با يک نرخ ثابتي به عقب ميافتد. يک مثال عددي جهت تشريح چگونگي کارکرد رويه حل و يک تحليل حساسيت روي پارامترهاي سيستم صورت پذيرفته است.
واسانت 81(2006) در مقاله خود به اين نکته اشاره نموده است که در واحدهاي توليد کننده مدرن صنعتي با مسئله ابهام در جنبههاي مختلفي نظير در دسترس بودن مواد اوليه، در دسترس بودن منابع نيروي انساني، توانمندي فرآيندها و محدوديت هايي که توسط دپارتمان فروش تحميل ميشود مواجه هستند. سپس ادعا نموده که برنامهريزي خطي فازي روش مناسبي جهت مواجهه با چنين شرايطي است. او يک مدل جديد مبتني بر برنامهريزي فازي را با تابع عضويت s شکل تعديل شده، ارائه نموده و به دليل اينکه چندين تصميم مختلف با هم گرفته ميشود براي ارزيابي مدل چندين معيار مختلف تعريف کرده و کارائي و رضايتمندي از جواب ارائه شده توسط مدل خود را آزمون نموده است و در نهايت به اين نتيجه رسيده است که مدل پيشنهادي راه حل هائي با سطح بالائي از سوددهي و درجه بالائي از رضايتمندي را بدست ميدهد.
خادمي زارع و همکاران 82(2006) در مقاله خود يک الگوريتم کاربردي و درخور توجه را براي برنامهريزي سفارش توليد تحت شرايط عدم قطعيت ارائه نموده اند. ترکيبي از مدلهاي شبکه و منطق فازي جهت تعريف توالي مراحل توليدي و عدم قطعيت، ابزارهاي مناسبي جهت مدل سازي برنامهريزي سفارش توليد محسوب ميشوند. در اين مقاله پارامترهاي شروع به کار هر فعاليت، زمان هر فعاليت و تعداد حلقههاي شبکه توليد محصول بصورت اعداد فازي مثلثي تعريف گشته (بدبينانه83، محتمل84 و خوش بينانه85) و نتايج برنامهريزي توليد بصورت مجموعههاي فازي تعريف شده اند. محاسبات شبکه شامل اجراي86 CPM فازي روبه جلو ميباشد. خروجي الگوريتم آنها يک برنامه زمانبندي سفارش توليد فازي است. آنها ادعا کرده اند که روش آنها از نظر کاربرد پذيري و قابليت مکانيزه شدن نسبت به روشهاي ديگر بهتر عمل ميکند و نياز به محاسبات کمتري دارد.
لئونگ و همکاران 87(2007) مسئله برنامهريزي توليد چند مکاني را براي يک شرکت پوشاک چند مليتي هنگ کنگي مطرح مينمايد و در آن مسائلي نظير سهم واردات/صادرات که توسط نيازمنديهاي قانوني88 ملل مختلف تحميل ميشود، استفاده از مکان/ کارخانههاي سازنده مختلف با توجه به ارجحيت مشتريان و همينطور ظرفيت توليد، سطوح نيروي انساني، فضاي انبار و شرايط منابع در آن مکان/کارخانه ها، در نظر گرفته شده است. در اين مقاله يک مدل بهينه سازي پايدار جهت حل مسئله برنامهريزي توليد چند مکاني با دادههاي غيرقطعي توسعه داده شده است که در آن هزينه کل شامل هزينه توليد، هزينههاي نيروي انساني، هزينههاي موجودي و هزينههاي تغيير نيروي انساني کمينه ميگردد. همچنين با تنظيم پارامترهاي جريمه، مديريت توليد ميتواند يک استراتژي توليد ميان مدت بهينه شامل برنامه بارگذاري توليد و سطوح نيروي انساني را با در نظر گرفتن سناريوهاي مختلف رشد اقتصادي، تعيين نمايد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب، سود مورد انتظار