پایان نامه با واژگان کلیدی باستانشناسی، ظروف سفالی، روابط سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

زهردار هِشت، درست چون مار، کژدم، کلپاسه و وزغ که زمین به اندازهی نوک سوزنی از خرفستر تهی نماند.»37 تطبیق این بیان با کثرت تصویر مار و عقرب(کژدم) در آثار مکشوفه تمدن هلیلرود، به گونهای وسوسهانگیز مینماید و همین طور روایت شاهنامه از کِرم هفتوادِ سرزمین کُجاران و جنگ آنها با اردشیر بابکان پادشاه ساسانی. در اینجا فرصت را غنیمت شمرده و در جواب سؤال «مبدأ و ریشهی عنوان «کرمان» را در کجا میشود یافت؟» اشارهای به مفهوم ارتباط دو واژهی «کرمان» و «کِرم» میکنیم. از آنجا که در همین زمان هم، در مناطقی از استان کرمان واژهی کِرم را به جای مار به کار میبرند؛ در بَشاگَرد(از مناطق کوهستانی شمال جیرفت) که به نسبت مناطق اطراف آن کمتر دستخوش تحولات فرهنگی شده است، آبادیهایی به نام «کُتِ کِرم» (kote kerm)، «بُنِ کِرم» (bone kerm)، « بُن مارَک» (bonmarak) داریم که به نظر میآید در آنها واژهی کِرم به معنی مار است چنان که «کُت» و «بُن» هر دو به مفهوم سوراخ و خانه است و برای کرم، اگر به معنی مار نباشد چنین اصطلاحی در هیچ جا به کار نمیرود. اکنون نام این روستاها به «بُنِ کَرَم» (bone karam) تغییر یافته است، به سبب معنای ناخوشایند کِرم. همین اصطلاح «کُتِ کِرم» را در مورد کِرم هفتواد در ارگ بم نیز داریم و از این رو، کِرم هفتواد نیز باید ماری باشد مورد اعتقاد و مایهی برکت، و نه کرم ابریشم، آنگونه که در تاریخها آمده است.38 به نظر میرسد نام کرمان که در متون مختلف کارمانیا و عنوانهای دیگر تلقی میشود، اشتباه است، و بنیاد آن بر وجودِ فراوان مارها و عقربها که بر اشیاء این ناحیه نقش میبسته، است.
در نتیجهی سلسله مباحث گذشته، ملزم به یادآوری نکاتی میشویم:
1- وجود تنوع بسیار زیاد شرایط آبوهوایی و اقلیم زیستی در منطقه پیرامون نواحی باستانی، عاملی بسیار مهم در شکلگیری تمدن یا تمدنهای حوزه هلیلرود میباشد. به گونهای که کمتر جایی از ایران یا شاید جهان، نظیر این موقعیت جغرافیایی را بیابیم.
2- دسترسی آسان به دریا و غذاهای دریایی از سمت جنوب و همچنین دسترسی آسان به کوهستان و جنگل در جهت رفع نیازهای گیاهی و گوشتی در سمت شمال، و نیز حصول امنیت بیشتر در دشت از هر حیث، شرایط مساعدی را برای اجتماع انسانها فراهم میآورده است.
آنچه از این دو نکته منتج میشود این است که انسانِ عصر هزارههای دور، به دلایل یاد شده، اجتماعی را در این ناحیه ایجاد کردهاست، و از این اجتماع فرهنگی برخاسته که ماحصل آن هنرمندانی متبحّر بوده، و حاصل کار و اندیشهی آنان نقوش و تصاویری اینچنین قدرتمند را به تاریخ سپرده است.
اما در باب سوم این سؤال پیش میآید که دلیل عدم وجود تصویر حیوانات بارکش مانند شتر، اسب و قاطر بر روی سطح اشیاء یافت شده از این ناحیه چیست. آیا گواه بر عدم انجام امور تجاری توسط ساکنان منطقه بوده است؟ و یا انجام امور تجاری و بازرگانی آنان، به روشهای دیگری، مانند استفاده از انسانها، گذر دریایی و… صورت میگرفته است؟ و اگر با همان حیوانات به تصویر درآمده، مثل گاو و گاومیش انجام میشده، چرا نقش آنها بر روی اشیاء یافت شده در حال حمل بار وجود ندارد؟ و یا نقش کردن تصویر این حیوانات را به دلایلی مذموم میدانستهاند؟ البته لازم به ذکر است که در مهارت هنرمند آن، در به تصویر کشیدن این حیوانات، هیچ شک و شبههای وجود ندارد.

فصل سوم:
مفهوم اسطوره و نسبت آن با آثار هلیلرود
معرفی و توصیف آثار حوزهی هلیلرود
«باستانشناسانی از دانشگاههای سوربن، نانتز، پنسیلوانیا و هاروارد با تخصصهایی در زمینههای مختلف باستانشناسی، گیاهباستانشناسی، دیرین استخوان شناسی، هنر باستانشناسی و زمینریختشناسی، بررسیهای موشکافانه درباره کوچکترین یافتههای تمدن هلیلرودِ پنج هزار ساله آغاز کردند. آنها به خط رسیدند؛ خطی قدیمیتر از آنچه پیش از این، سرآغاز نوشتن بشر به شمار میرفت. این یافتهها سبب شد سرپرست گروه کاوش، دکتر مجیدزاده پس از دو فصل کاوش، این طور اظهار نظر کند: «یافتهها نشان میدهد این محوطه از تمدن سومر که به عنوان اولین تمدن بشری شناخته شده، قدیمیتر و غنیتر است. آثار سنگی این حوزه تاکنون در محوطههای تاریخی بسیاری از کشورها از جمله محوطههای تاریخی تمدن سومر به دست آمدهاند. علاوه بر این، این یافتهها نشان میدهد جیرفت باستان همان شهر باستانی «اَرَّتَ» است که در لوحی گلی به دست آمده از عراق، به عظمت آن به عنوان یک تمدن عظیم اشاره شده است.»39
این گزارش و گزارشهایی اینچنین، در ماههای اول کشف منطقه باستانی حوزهی هلیلرود، محصول هیجان نشریات و رسانههای داخلی و خارجی بود که تمدنی نویافته را نوید میدادند. آنها تمام و کمال در صدد معرفی و شناخت آثاری بودند که چندی از آنها تا آن زمان در دل خاک بوده، و چندی دیگر پیش از این در محوطههای باستانی نواحی مختلف پدیدار شده بودند؛ مدارک فراوان باستانشناختی نشان میدهد که از هزارهی چهارم ق.م روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیوستهای میان دولت شهرهای سومری و حکومتهای موجود در بخشهای شرقی و شمال شرقی ایران برقرار بوده است. روابط فرهنگی و سیاسی از طریق متون بینالنهرینی، به ویژه متون مشهور «اِنمِرکار و فرمانروای اَرَت» تأیید شده و ارتباط اقتصادی را حفریات باستانشناختی، به ویژه تجارت منظم سنگ لاجورد، نیز فرآوردههای گوناگون از سنگهای نوع صابونی میان پادشاهیهای شرقی و جنوب شرقی ایران و دولت شهرهای سومری به اثبات رسانده است. شناخته شدهترین این مدارک در بینالنهرین، کاسهی استوانهای سنگ صابونی منقوش از خفاجه در درهی دیاله است که به دورهی دوم سلسلههای قدیم نسبت داده میشود.
بخش بزرگ اشیای مکشوفهی حوزهی هلیلرود ظروفی هستند از سنگهای نرم کلوریتی معروف به سنگ صابونی که با نقشمایههایی از انواع خاصی از جانوران، موجودات افسانهای و انسان، نیز انواع گوناگون گیاهان مانند نخلها، درختان کوتاه و بوتهها، نمای باروی شهر و بناهای درون آن، تمامی به شیوهی نقش برجسته به طرز ماهرانهای تزئین شدهاند. علاوه بر ظروف سنگی مکشوفه در این حوزه، ظروف مرمرین، ظروف سفالین، ظروف مفرغین، الواح گلی، پیکرهها، مُهرها و دیگر اشیا با جنسیتهای مختلف نیز حاوی نقشمایههای نویافته میباشند.
در مورد دقت و ظرافت در ساخت این ظروف میتوان اضافه کرد که در کوچکترین اندازه این ظرفها جنسیت (نر و ماده بودن) و بالغ یا نابالغ بودن طرح جانوران حک شده کاملا قابل تشخیص است. این طرحها متنوع بوده و اکثراً مربوط است به انسان، عقرب، عقرب/انسان، مار، شیر، پلنگ، عقاب، گاو و بز. کلیه نقش مایههای منقوش بر روی ظروف سنگی جیرفت به صورت خطی ترسیم شده و سپس برجسته نمایی گردیدهاند. خالقان این نقوش در برخی ترکیبها با استفاده از پلان بندی کوچک و بزرگ کردن و روی هم انداختن نقشمایهها ژرفنمایی کردهاند. همچنین آنان از کیفیت خطوط در جهت ایجاد بافت بهره گرفتهاند. در نمونههای یاد شده، نحوه ترسیم نقشمایههای حیوانات و ترکیببندی آنها تقریباً در همهجا به صورت مشابه تکرار میشوند. ریتمهای تکرار شونده به صورت منظم، در نقوش ظروف سنگ صابونی دیده میشود. بسیاری از این نقوش قرینه هستند؛ از این رو اغلب ترکیببندیها متقارن و متوازن میباشند. نکته جالب توجه دیگر در نمونههای مورد مطالعه، پر شدن سطوح ظرفها به وسیلهی نقوش است. برای این منظور خالقان این آثار بعضی از نقشمایهها را به گونهای تکرار کردهاند که آنها متناسب با ابعاد و شکل ظروف شکل گیرند. و در این مورد، تغییر ابعاد ظروف در کیفیت و نحوه ترسیم نقش مایهها هیچ گونه تأثیر قابل توجهی ندارد.40 در اشکال روی ظروف مکشوفهی حوزهی هلیلرود تقریباً تمامی چشمها اعم از چشم انسان یا جانور سنگ نشانی شده است. در این سنگنشانی، چشمها در جانوران وحشی و گوشتخوار مانند عقاب، مار، پلنگ و شیر، گرد، امّا در جانوران اهلی و گیاهخوار مانند بز کوهی و گاو و همچنین انسان، بیضی است. سنگی که در چشمها نشانده شده از جنس سنگ مرمر یا آهکی سفید یا فیروزه است. در نمونههایی سفیدی چشم پلنگها از سنگی به رنگ اُخرا و سیاهی و فیروزه کار شده است. در پیکرههای هلیلرود همانند پیکرههای سومری، بالاتنهی همهی مردان برهنه و دامن به کمک شال بزرگی به کمر محکم شده است، با این تفاوت که در اینجا آنها گردنبندی با آویز بزرگی از فیروزه به اشکال هندسی گرد یا بیضی به گردن دارند. آنها بدون استثنا موی بلندی دارند که از پشت تا انتهای کمر ادامه یافته است. تزئین سنگ نشانی همچنین در نوار یا تِلی که بالای پیشانی بر گیسوان «عقرب-انسان» بسته شده، و نیز در گلبرگهای درختانی که بزها قصد خوردن شاخ و برگهایشان را دارند، اجرا شده است.

تصویر (5). مجموعهای از آثار هلیلرود
در یک گیلاس بسیار زیبا دو موجود انسانی را میبینیم که هرکدام با هر دست پلنگی را از دُم گرفته و آن را به هوا بلند کردهاند. یکی از آنها دامنی بلند بر تن دارد، امّا دیگری ترکیبی است از بالا تنهی انسان و پایین تنهی یک گاو نر. سه تزیین سنگ نشانی به فیروزهای و اُخرایی به احتمال فراوان لکههای بدن گاو نر را نشان میدهد. این نقش که بی تردید «گاو-مردی» است، شال پهنی به دور کمر و مچبندهایی بر مچ پاها دارد. مچبندها و دستبندهای این گاو-مرد و دستبندهای انسان در سمت دیگر ظرف در اصل سنگ نشانی شده بوده که همهی آنها از میان رفته است. افزون بر آن، دامن مرد در این ظرف که راهراه نشان داده شده است در اصل به کمک یک یا چند رنگ سنگ نشانی شده بود که همهی آنها نیز از میان رفته است.

تصویر (6)
یکی دیگر از نقشمایههای روی ظروف بازیافتی از این ناحیه که در هنر سومری متداول است؛ رویارویی دو جانور وحشی است. امّا صحنهی رویارویی یکی از متداولترین نقشمایههاست که ما با آن در ظروف سنگی روبرو میشویم. رودررویی این جانوران، به ویژه در مورد مارها همیشه با مهارت و زیبایی خاصی کار شده است، زیرا گردن، دُم و حتی در نمونههایی تمامی بدن آنها همانند ریسمانی در هم پیچیده است. نقشمایهی متداول دیگری جانوران شاخدار گیاهخوار را نشان میدهد که در صلح و آرامش در مرغزارها به چرا مشغولند. در این صحنهها اغلب دو بز کوهی را میبینیم که روبرو به یکدیگر در دو سوی درختی به حالت کاملاً قرینه ایستاده و یا بر روی پاهای جلو ایستاده و به صورت نمادین قصد خوردن شاخ و برگ درخت را دارند. گوناگونی انواع در مورد نباتات نیز به خوبی مشهود است.
نقشمایهی جالب توجه دیگری که در تزیین ظروف سنگی هلیلرود ظاهر میشود «عقرب/انسان» است. اگر چه ما هنوز دربارهی اهمیت و مفهوم این موجود ترکیبی و هیولایی چیزی نمیدانیم، امّا در اسطورهای بودن آن تردیدی وجود ندارد، همانطور که قبلاً نیز بیان کردیم، ما با این مخلوق در حماسهی اسطورهای گیلگمش در نقش نگهبان دروازهی کوههای مَـشو، دروازهای که برای ورود به شهر ظلمات میبایست از آن گذر کرد، مواجه میشویم.
علاوهبر نقوش متنوع و گوناگون از تصاویر واقعی و خیالی از انسان و دیگر جانداران، نقوش هندسی و تکرارپذیر نیز بخشی عمده از مجموعه اشکال و تصاویر روی آثار هلیل را در بر میگیرند. این نقوش گاهی به شکل نمایی از معماری و برج و باروی انتزاعی، بر روی اشیای سنگی خودنمایی میکنند و گاهی با فرمهای گوناگونی از جمله: تزئین گیسباف، تزئین فلس ماهی، نقشمایهی موجدار و سایر اشکال هندسی، بر روی اشیای سنگی و ظروف سفالی نقش بستهاند. به قولی؛ «استفاده از واژهی «تزئین» صرفاً به عادت مرسوم آمده است. درستتر آن است که بگوییم همهی این نقشها که نام تزئینی بر خود گرفتهاند، به راستی بیان حس و حال از بند رها شدهی هنرمندانی وارسته که اصولاً مفهوم زینت و زینتآرایی صرف، جایی در ذهنیت آنها نداشته است، میباشد و باورها و اعتقاداتشان، آنان را به راه ساده کردن و یا خلاصه و هندسی کردن نقشها کشانده است. اعتقاد جدی شخص صورتگر به معنی، چیزی که او همواره از آن یاری گرفته و حاصل نقشهایی است، که در کمال خلوص و بدون هیچگونه تکلّف و افزونگویی، پیام تجسمشان را بیان میکنند.»41
بنابراین بهطور کلی بر اساس تحلیل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تجارت آزاد، عصر اطلاعات، خطوط تلفن Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آمادگی الکترونیکی، ارزیابی آمادگی، عرضه و تقاضا