پایان نامه با واژگان کلیدی اهورامزدا، اساطیر ایران، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

نشان میدهد که در پس مفهوم پذیرفته شدهی این نماد در تمام دورانها، معنایی کهن وجود داشته است. معنایی درونی که به کهنالگو جان میبخشد و موجب تکرار آن در ادیان و ادوار گوناگون میگردد.
کهنالگوی گاو در اساطیر قهرمانی بسیاری نقش قربانی را ایفا کرده است و در صنایع دستی ایران در تمام دورانها از جمله دوران هخامنشی در مجالس نمادین گوناگون نقش شده است. برای یافتن مفهوم این مجالس به بررسی اسطورهی قهرمانی در برخی اساطیر مرتبط با شخصیت جمشید و کهنالگوهای نهفته در این اساطیر ،که در مجالس تصویری حاوی کهنالگوی گاو نیز نقش شدهاند و با آن ارتباط دارند، خواهیم پرداخت.
4 -1 کهنالگوهای نهفته در اساطیر قهرمانی جمشید و دیگر شخصیتهای مرتبط
جمشید نخستین پادشاه، نخستین انسان، نخستین میرا و به وجود آورندۀ تمدن است. پس از اصلاحات دینی زرتشتی نقش او کم رنگ شده و «گیومرته» به عنوان اولین انسان در متون اساطیری جانشین وی می گردد. شخصیت او نشاندهندۀ اولین انسان -پادشاه اسطوره ای با دو کارکرد مرتبط قهرمان قربانی کننده و شهیدشونده است که در همۀ اساطیر هندو -اروپایی مشترک است(SKJÆRVØ,2008 ).
اسطورهی قهرمان از رايجترين و شناختهترين موضوعات موجود در اساطیر است. و ما آن را در اساطير قديم يونان و روم، در قرون وسطا، در خاور دور، در ميان قبايل بدوي كنوني میيابيم، و در آثار هنری ما هم پديدار ميشود. اسطوره داراي جاذبهيي فريبنده است و اگر چه كمتر بچشم ميآيد اما اهميت رواني بسيار دارد. هر چند اسطورهها در جزئيات بسيار متفاوتند اما هر چه بيشتر موشكافي كنيم بيشتر متوجه ميشويم كه ساختارشان بسيار شبيه يكديگر است. و گر چه توسط گروهها يا افرادي كه هيچگونه رابطهي مستقيم فرهنگي با يكديگر نداشتهاند آفريده شدهاند اما همگي الگويي جهاني و مشابه دارند. ما همواره داستانهاي مشابهي دربارهي تولد معجزهآسا اما مبهم قهرمان ميشنويم. و شواهدي كه حكايت از نيروي فوق بشري زودرس، رشد سريع در قدرتگرفتن و والاشدن، مبارزهي پيروزمندانه عليه نيروهاي اهريمني، گرفتار غرور شدن و افول زودهنگام بر اثر خيانت يا فداكاري «قهرمانانه»يي كه به مرگ وي انجاميده دارند. الگوی قهرمانی هم براي فردي كه ميكوشد شخصييت خود را كشف و تأييد كند مفهوم دارد و هم براي جامعهيي كه نياز به تثبيت هوييت جمعي خويش دارد. نمادهاي قهرماني، زماني بروز ميكنند كه من خويشتن نياز به تقويت بيشتر داشته باشد. يعني هنگامي كه خودآگاه براي كاري كه خود به تنهايي يا دستكم بدون ياري منابع نيرويي كه در ناخودآگاه است نميتواند انجام دهد، به ناخودآگاه نياز پيدا ميکند. اسطورهي قهرمان ويژگي بسيار مهم ديگري نيز دارد كه در واقع كليد دستيابي به درك آن است. در بسياري از اين افسانهها قدرتهاي پشتيبان يا «نگاهبانان» ناتواني اوليهي قهرمان را جبران ميكنند و وي را قادر ميسازند تا عمليات خود را، كه بدون ياريگرفتن از آنها نميتواند انجام دهد، به سر انجام برساند. اين شخصيتهاي الهي در حقيقت تجلّي نمادين «روان كامل» هستند كه ماهيّتي فراختر و غنيتر دارد و نيرويي را تدارك ميبيند كه «من خويشتن» فاقد آن است. و از نقش شگرف آنها چنين برميآيد كه كار اصلي اسطورهي قهرمان انكشاف خودآگاه خويشتن فرد است، يعني آگاهي به ضعفها و تواناييهاي خودش بگونهيي كه بتواند با مشكلات زندگي روبرو شود. بمحض اينكه فرد توانست آزمايش اوليه را پشت سر بگذارد و وارد مرحلهي پختگي شود اسطورهي قهرمان مناسبت خود را از دست ميدهد. گويي مرگ نمادين قهرمان سرآغاز دوران نوینی است. بايد توجه داشت كه حال و هواي سرگذشت قهرمان در هر دورهي آن با روند انكشاف خويشتن خودآگاه فرد و مشكلي كه در لحظهيي خاص از زندگي خود با آن روبرو ميشود انطباق دارد. به بياني ديگر، تحول نمايهي قهرمان در هر مرحله از تحوّلات شخصيّت انساني بازتاب مييابد(یونگ 1961، 162 -181).
مراحل قهرمانی فرایند رشد فردیت در رسیدن به خودآگاهی را نمادین مینماید. اساطیر قهرمانی مرتبط با جمشید مجموعه مفاهیم کهنالگوهای مهمی را در بر دارد. در واقع میتوان ادعا کرد در صورتیکه همهی جوانب اسطوره بررسی گردد مفاهیم همهی نمادهای موجود در آثار هنری دریافته خواهد شد. در این پژوهش فقط به نمادهایی پرداخته خواهد شد که در مجالس تصویری فصل تحلیل تصاویر نقش شدهاند.
4 -1 -1 نمادهای مرتبط با مفاهیم امر متّعال و مسیر تعالی
ايرانيان باستان عقيده داشتند که هستی در مینو آفریده شد. آسمان نخستين بخش از جهان بود كه آفريده شد. پس از آن آب، و سپس زمين آفريده شد. بعد از اينها نوبت به نخستین نمونه حيوانات رسيد و گاو یکتا ( اِوَگدات) آفریده خلق شد. کیومرث نمونه نخستین مردمان پس از گاو آفریده شد»(کرتیس بیتا، 130).
هنگامي كه اول بار آفريدگان به وجود آمدند، ‌در حالت «مينويي» بودند: درخت بدون پوست و خار بود، و گاو سفيد و درخشنده همچون ماه، و گيومرث كه نمونه نخستين انسان است، همچون خورشيد مي درخشيد(هینلز 1975، 87).
در این اسطوره ارتباط گاو با ماه و ارتباط نخستین انسان یا نمونه شهریار زمینی با خورشید بیان شده است و در فرگردهای آتی بدانها پرداخته خواهد شد.
طبق روایات زرتشتی، گيومرث و گاو سه هزار سال را به نیکی سپری کردند اما اهريمن در نخستين حمله اش به جهان گيومرث و گاو نخستين را كشت. اهریمن در حمله به دنیای ساخته اورمزد ديو آز و گرسنگي و مرگ، استويدات، را براي نابودي ورزا، گاو نخستين ‌فرستاد. دیو بر گاو چيره ‌شد و ورزا از لاغري جان ‌سپرد. از از اندام هاي او اين حيوان چندین گونه دانة گياهي و خوراكي و انواع گياهان دارويي آغاز به روئيدن‌كردند. نطفه گاو به ماه رسيد و در آنجا پالوده شد. در ابتدا یک جفت گاو نر و ماده و از آنها انواع مختلف حيوانات و چهارپایان سودمند به وجود آمدند. به همين گونه، چون کیومرث درگذشت، نطفه او را زمين پذیرفت. از تن او كه از فلز بود، انواع مختلف فلزات به زمين رسيد و از نطفه او مشي و مشيانه كه نخستين زوج بشر بودند، از زمين روييدند. اهورامزدا فروهر کیومرث را به خورشید پایه فرستاد و از آنروز تابحال از طریق خورشید میدرخشد( shaki, 2000 )و(Malandra,2001).
پژوهشگران اعتقاد دارند این نسخهی متأخر از نسخهی باستانی اسطوره رونویسی شده است و شخصیت های موجود در آن تا حدی دستکاری شدهاند و در واقع کیومرث همتای پهلوی یمهی اوستایی (yima) است. جمشید نخستین انسان و نخستین شهریار است. نسل بشر از پشت جمشید بوجود آمده است. کیومرث نیز مانند جم و همتای کهن ودایی او یمه شخصیتی خورشیدی است. نقش یمه یا جمشید شاهنامه به عنوان نمود شهریار زمینی و یا نخستین شهریار در ایزد مهر نیز تبلور یافته است. در مهرپرستی گاوکشی به میترا و در زرتشتیگری به اهریمن نسبت داده شده است. جمشید نیز به عنوان نخستین کسی که گاو را قربانی کرده است، شناخته میشود. همتای ودایی جمشید، یمه (yama)، خدای جهان زیرین و مرکب او گاوی است که قربانی میشود. اسطورهی جمشید کهنترین صورت قهرمانی موجود در اوستا و وداهاست که با کهنالگوی گاو در ارتباط است. در گاتها آمده است که جمشید از کسانی است که گاو را قربانی کرده است. زرتشت او را سرزنش كرده كه براي خشنود ساختن مردمان، خوردن گوشت گاو را به آنها توصيه كرده است. برپایی آیین نوروز را نیز یادگاری از جمشید میدانند. مورخینی نظیر هرودوت از مراسم گاو کشی در نوروز و همچنین در مهرگان (جشن گاهنبار مرتبط با میترا) در میان ایرانیان مطالبی را ذکر کردهاند(SKJÆRVØ,2008 ).
در مورد شخصیتهای اساطیری مرتبط با گاو و جمشید در بخشهای آتی بیشتر صحبت خواهد شد.
در امتداد روایت اسطوره آفرینش از گوشورون/ گوشوروان ( روان گاو) یاد می شود که پس از کشته شدن گاو نخستین از بیدادی که بر او روا شده بود و فقدان چوپانی حمایتگر به اهورامزدا شکایت کرد. در پاسخ او اهورامزدا زرتشت را به عنوان پشتیبان او معرفی نمود( Malandra,2001).
مقام گاو در زمين برابر ثور در آسمان است. واژۀ ثور به معنای ورزا یا همان گاو نر است. صورت فلکی ثور در نقشه های نجومی منطقه از دوران باستان تاکنون به شکل گاو نری تصور شده است که خوشه پروین را در کوهان خود حمل میکند. این گاو نر گاهی بالدار تصویر شده است. در نقشههای باستانی نجومی صورت فلکی کماندار نوک پیکان خود را به سمت ثور نشانه رفته است.
ثور دومین برج از برجهای دوازده گانه است. در تمدن آشور نام دومین ماه «گاو هدایتگر» بوده است. در مُهرهای بابلی، عبارت «گاو روشنایی » یا «گاو آسمانی » دیده میشود. در ادبیات فارسی، صورت فلکی ثور با نامهای گاوِ گردون و گاوِ آسمان آمده است(یزدی،1389).
ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بیتا، 31)
در کتاب پهلوی زادسپرم مهاجرت ایرانیان از خونیرث به دیگر کشورها سوار بر پشت همین گاو سریشوک صورت گرفته است. سه آتش بر پشت این گاو روشن بود شبي طوفان شديدي رخ داد و آتش ها از پشت گاو به دريا افتادند و در آن جا به سوختن ادامه دادند و در دريا به مردمان روشني بخشيدند. این آتش ها به دریا فروریخت و گوهر آنها یکی بود و به سه بهره شد و دوباره در سه جای فروزان گشت و به آذر فرنبغ (آتش موبدان در فارس) و آذرگشنسب، آتش پادشاهان و ارتشتاران (درآذربایجان) و آذربرزین مهر (آتش کشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در این اسطوره به نگهداری آتش های سه گانه، بر پشت گاو آسمانی اشاره شده است. عدد سه نشانه ای از تثلیث مقدس است و در فرگردهای آتی بررسی خواهد شد.
هديوش در اساطير ايراني نام گاوي است كه گوپت شاه از آن نگاهداري مي كند و در هنگام رستاخيز، سوشيانت با يارانش آن را قرباني مي كنند و با چربي آن آميخته به هوم سفيد، مائدهاي ميسازند و به مردمان ميدهند و مردمان با خوردن آن عمر جاويدان مييابند. اين گاو بنا به سنت ايراني در دژي مستحكم نگهداري شده تا اينكه در روز رستاخيز قرباني شود. (جابز 1370، 161 – 162).
هديه جاودانگي هنگامي اعطا خواهد شد كه سوشيانس، منجی آخرالزمان در آیین زرتشتی، قرباني نهايي را با آخرين حيواني كه براي خدمت به بشر كشته ميشود، انجام دهد. اين همان قرباني گاو آسمانی است. از پيه آن گاو و شربت هوم سفيد اساطيري كه در درياي گيهاني قرار دارد، اكسير جاودانگي تهيه خواهد شد.
در اساطیر ایران گاو مرد،گوپت شاه نام گرفته است. او موجودی است آسمانی از آن جهت كه اندامش خیالی و ترکیبی است. نيمي از او انسان و نيمي از او گاو است. وظیفه گوپت شاه در اساطیر مراقبت از سريشوك یا هدیوش است. زيرا اين گاو آخرين حيواني است كه در بازسازي جهان كه همه آدميان بايد جاودانه گردند، قرباني مي شود.
میترا مشهورترین گاوکش تاریخ اساطیری جهان است و این شهرت را مدیون رواج مهرپرستی در امپراطوری روم باستان میباشد. در کتیبه های دولتی هخامنشی میترا و آناهیتا در کنار اهورامزدا یاد شدهاند، اما اساطیر ایرانیان در دورهی هخامنشی به متون کتیبهها محدود نمیشود. ایرانیان و هندیان در دورهای با هم میزیستهاند و متون کهن ریگ ودا معرف عقاید آنها در این دوره است. از بخشهای اوستا نیز یشتها قدمتی پیش هخامنشی دارد . بسیاری ایزدان که در یشتها ستایش شدهاند با ایزدان ودایی در برخی خصوصیات مشترکاند. بهرام یا ورثرغنه (vərəθraγna) همتای اوستایی ایندرای ودایی است. شخصیت اساطیری فریدون شاهنامه را با ترئتنه (traitana) ودایی و جمشید را با یمه (yama) ودایی تطبیق دادهاند. هوم (haoma) اوستایی با سوم (soma) ودایی منطبق است. تمام شخصیتهایی که از

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد رضایت زناشویی، برون گرایی، ناگویی هیجانی Next Entries منبع مقاله درمورد ویژگی های فردی، انعطاف پذیری، کیفیت روابط