پایان نامه با واژگان کلیدی انقلاب مشروطه، تبارشناسی، روابط قدرت، آزار جسمی

دانلود پایان نامه ارشد

برمیداریم و اجماع به عنوان یک مفهوم اسلامی ـ‌ فقهی است، دانش مورد نظر ما نیز فقه خواهد بود و در نهایت رابطه قدرت که بر حسب موقعیت حاملان آن، حکام یا مردم است با دانش که حاملان آن فقها هستند بررسی خواهد شد که حاصل این رابطه برجسته شدن کاربردی از مفهوم مورد نظر به عنوان واحد تحلیل گفتمان هر دوره خواهد بود. البته برای روشن شدن تحولات در راستای مفهوم اجماع مفاهیم دیگری که در این گفتمانها زاده شدهاند و یا رنگ جدیدی گرفته و متحول شدهاند بررسی میشوند. چرا که مفهوم مورد نظر از طرفی از تعامل با این مفاهیم که مفاهیم غالب در گفتمان محسوب میشوند، قابل درکتر است و از طرف دیگر نوعی تعامل و همسویی بین این تحولات و تحول مفهوم مورد نظر قابل مشاهده است که در ادامه روند بحث به طور آشکارتری دیده خواهد شد.
در این پژوهش مفهوم اجماع در تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام با تاکید بر اندیشه شیعه در ایران انجام میگردد برای بررسی این مهم تاریخ اندیشه شیعه را به دو بخش سنتی و جدید قبل و بعد از مشروطه تقسیم خواهیم کرد. به نظر میرسد این مفهوم نیز مانند بسیاری از مفاهیم در دوره های مختلف تطور یافته است. چنانچه می دانیم در نظریه تبارشناسی هیچ حقیقت و اصل غیر قابل تغییری وجود ندارد. از دید فوکو حقیقت یک واقعیت بیرونی نیست که به دنبالش برویم، بلکه حقیقت برساخته قدرت است و آنچه حقیقت پنداشته می شود فراورده تلاقی رخداداها و برخورد نیروهاست. این نکته، نکته افتراق پژوهش ما با دید فوکو است چرا که در اندیشه اسلامی حقیقت واحدی وجود دارد که هدف ما رسیدن به آن است و اسلام یک حقیقت است تحولات مورد بررسی ما نفس این حقیقت را ثابت و غیر قابل تغییر می داند و چیزی که این پژوهش در پی آنست تعبیرهای مختلف از یک حقیقت واحد در عصرها و گفتمانهای مختلف است. بنابراین اصول ثابتند و تفسیر این حقایق و اصول در دوره های مختلف تحت تاثیر گفتمانـها و نظامـهای قدرت ـ دانش صورت گرفتهاست. این موضوع که به طور مثال شیعه به عنوان یک ایدئولوژی ثابت چگونه در قالب بحثهای فوکویی جای گرفته است این گونه پاسخ داده میشود که مفاهیم و موارد تغییرپذیری در دین وجود دارد که قابلیت انعطاف و تطبیق با مسائل زمان و مکان را دارند و اجماع به عنوان مفهوم مورد بررسی این پژوهش قابلیتهایی در خود نهفته دارد که باعث میشود، تغییر وتحول آن دور از ذهن نباشد. هر چند که حقیقت اجماع در استنباط احکام زندگی از دین، حقیقت ثابتی است اما کاربرد و موضوعات آن در گفتمانهای مورد نظر تغییر کرده است.
مفهوم اجماع از آغاز تولدش در دو مذهب شیعه و سنی به گونه ای مختلف تعبیر و تفسیر شد، چرا که مهمترین اختلافات و تفاوتها بین این دو مذهب عبارت از مسئله امامت و عصمت است که مورد پذیرش مذهب شیعه و مورد انکار مذهب سنی هستند. بنابراین اصول ثابت و تغییرناپذیر هر کدام از این مذاهب باعث رویکرد متفاوتی به یک مفهوم اسلامی شدهاست. به همین لحاظ در ابتدای کار اصول شیعه را مورد بررسی قرار داده و آن را قالب مسلم مفهوم اجماع دانستهایم. امامت به عنوان محوریترین مفهوم مورد اختلاف در اندیشه شیعه و سنی بارزترین تأثیر را در شکل گیری مفهوم اجماع در اندیشه شیعه گذاشتهاست.
به نظر میرسد برای استفاده از رویکرد تبارشناسی در مورد مفهوم یاد شده و نشان دادن رابطه دانش – قدرت در اندیشه فوکو یادآوری اولین پژوهش تبارشناسانه فوکو مفید و موثر باشد. در کتاب مراقبت و تنبیه فوکو روابط پیچیده قدرت ـ دانش و بدن را به عنوان موضوع تکنولوژیهای قدرت در کانون بحث قرار میدهد، بدن به عنوان موضوع بلاواسطه قدرت در جامعه جدید مطرح می شود که روابط قدرت ـ دانش بدنها را محاصره میکند و بدن به موضوع دانش تبدیل میشود، در این دوره که روش مجازات آزار جسمی در ملأ عام است باعث ساخته شدن زندانها میشود که هدف از ساخت آن تربیت بوده است. تربیت به عنوان هدف علاوه بر زندانها در نهادهای جدیدی مثل مدرسه و سربازخانه و … بکار گرفته میشود و این چنین است که به طور پیچیده رابطه قدرت و دانش همبسته شده است و حقیقت تولید شده که تربیت بوده با قدرت هم پوشانی داشته و یکی شد.

ز

در مرحله بعد بواسطه معرفتی که نسبت به انسان حاصل شد، کردارهای مجازات تغییر یافت، چرا که انسان موجودی سودمند است و آزار جسمی او مناسب نیست و در نظام جدید آزار روحی جایگزین آزار جسمی شد. هرچند باز هم بدن موضوع مجازات است در اوایل سده هجدهم اتفاقاتی رخ داد که داوری درباره مجرمان به مقاماتی چون پزشک و روانپزشک واگذار میشد اینک با این تحول هدف اصلی مجازات، درمان است و بدین سان نظام جدیدی از حقایق ظاهر میشود. ساخته شدن نهادهایی برای درمان و انضباط مورد نظر فوکو برای بکارگیری استعدادهای انسان به طور مستقیم و غیر مستقیم روی قدرت و سازو کارهای پیچیده آن اثر میگذارد.

زش

در این پژوهش بررسی مفهوم اجماع درمذهب شیعه انجام شده است که با تقسیم تاریخ به دو دوره قبل از انقلاب مشروطه و بعد از انقلاب مشروطه ، انقلاب مشروطه را به عنوان نقطه عطفی که تغییر گفتمان در آن قابل مشاهدهاست، شناسایی کرده و تعابیر جدید از مفهوم اجماع را با توجه به مفاهیم همپیوند و هم گروه آن بررسی خواهیم کرد ، اشاره به این مهم ضروری است که حقیقت مفهوم اجماع و تعریف آن از دید فقها تحول بارز و گسترده ای نداشتهاست ، اما چیزی که حائز اهمیت است پیدا کردن ریشه سنتی ـ ‌اسلامی مفاهیم جدید در اجماع است. چنانکه در فصول بعد به آن پرداخته خواهد شد، مفهوم اجماع با اهمیت دار کردن مفهوم مجتهد ، باعث باز شدن باب اجتهاد و فتوا در اندیشه شیعی شده و این مهم باعث تاثیرات بارزی بر کاربرد جدید مفهوم اجماع در عمل شدهاست. در فصول آینده با بررسی گفتمان شیعه از دوره غیبت تا انقلاب مشروطه و بررسی گفتمان پس از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی به مقایسه آنها پرداخته و تاثیر شرایط اجتماعی ـ سیاسی و روابط دانش ـ قدرت را در هر دوره مرور خواهیم کرد و درنهایت با توجه به این گفتمانهای شناسایی شده، تحول کاربرد اجماع را در چهار شاخص مشخص در دو دوره مورد مقایسه خواهیم کرد. البته این مهم با بررسی آرای چند فقیه صاحب نظر همراه خواهد بود که در واقع از بیان نظریات آنها به دنبال کشف رابطه قدرت ـ‌ دانش در هر دوره هستیم، با کشف رابطه قدرت ـ دانش گفتمان غالب شناسایی شده و مفهوم اجماع و برداشت از آن با تطابق خود با این گفتمان قابل بررسی خواهد بود.
بنابراین در این پژوهش با بررسی گفتمانها ضمن این که دل مشغولیهای هر دوره مطرح میشود مفاهیم جدی هر دوره نیز به دست می آید که نسبت آن مفاهیم با مفهوم اجماع سنجیده می شود و امید است در این قالب بتوان تحولات مفهوم اجماع را بررسی کرد.

فصل سوم: اجماع نخبه گرایانه؛ روش استنباط احکام زندگی فردی

در روش تبارشناسی فوکو دانش و قدرت در رابطه همپیوندی با یکدیگر قرار دارند. در این پژوهش فقه و مفهوم فقهی اجماع نماینده دانش در نظر گرفته شدهاند که در رابطه همپیوند با قدرت هستند، از اینرو برای بررسی مفهوم اجماع، به بررسی روابط و تبار قدرت نیازمندیم. در واقع برداشت از مفهوم اجماع در بستر روابط قدرت و گفتمانهای حاصل از این روابط انجام شدهاست چرا که در تبارشناسی فوکو گفتمان، حلقه واسط بین دانش و قدرت محسوب میشود و برداشت از مفاهیم با توجه به گفتمان و در دل گفتمان اتفاق میافتد، چنانچه گفتمانها بر اساس نیاز خود، یک بعد از مفهوم را جلوهگر مینمایانند و بعد دیگر را کمرنگتر جلوه میدهند. با توجه به اینکه انقلاب مشروطه در ایران نقطه عطفی در تحول روابط قدرت به شمار میآید، دانش فقه نیز همپیوند با روابط قدرت دچار تحول میشود. در دوران قبل از انقلاب مشروطه، قدرت در حیطه حکومت محدود بود و در تاثیر از تلفیق سلطنت اسلامی و ایرانی بعدی اقتداری داشت. عالمان دینی به عنوان حاملان دانش فقه در مقابل این حکومتها جانب انزوا پیش گرفته و مفاهیم دینی مثل اجماع را به دلیل شرکت نکردن در سیاست، فقط در زندگی فردی بکار میگرفتند به عبارت دیگر در مسائل شرعی فردی به اجماع تمسک میکردند و برداشتی متصلب از مفهوم اجماع را، حتی در امور فردی بازتولید میکرد که با اتکا عالمان به اجماعهای منقول گذشتگان و اطاعت بیچون و چرا از آنان، جنبه عملی اجماع توسط فقهای یک عصر کمرنگتر جلوه مینمود.
در این فصل قبل از پرداختن به برداشت اولیه از مفهوم اجماع، مبانی و اصول شیعه را بررسی میکنیم. این مبانی در تناقض با «حقیقت متغییر» در اندیشه فوکو،‌ جزء اصول لایتغیر در اندیشه شیعه محسوب میشوند که مهمترین اختلاف را در برداشت شیعه و سنی از مفهوم اجماع ایجاد میکنند. در بخش بعدی روابط و تبار قدرت را در اندیشه شیعه و در تاریخ شیعه قبل از انقلاب مشروطه مرور میکنیم. گفتمان حاصل از روابط بسته و اقتداری قدرت در عصر قبل از مشروطه منجر به جدایی دین و سیاست و نبود حاملان دانش(فقها) در عرصه سیاسی ـ اجتماعی شده بود،‌ در نتیجه در این عصر فقه فقط در بعد خصوصی شکوفا میشود و برداشت از دین و مفهوم اجماع به تبع گفتمان نخبهگرایی اجماع، برای امور فردی بکار گرفته میشود. در بخش بعدی به طور مفصل به ویژگی ها و کاربردهای اجماع در این دوران در تعامل با مفاهیمی مثل شورا، اجتهاد، تقیه، نیت، رجعت و انتظار میپردازیم و نشان میدهیم که علاوه بر رواج اجماع برای استنباط احکام فردی، اجماع در این دوران به خاطر تکیه بر اجماع منقول از گذشتگان، در مقابل اجماع محصل فقیهان یک عصر، دچار تصلب میشود که رکود اجماع و فقه و اجتهاد را به دنبال دارد. اجماع در این دوران در مورد مسائل عقلی ـ‌ اعتقادی نیز بکار گرفته میشود که این عامل باعث میشود در مسائل عقلی ـ اعتقادی، اجماع جایگزین استفاده از عقل بشری شود که در برداشت جدید از مفهوم اجماع مسائل عقلی ـ‌ اعتقادی از گستره تمسک به اجماعهای پیشین رها میشود. برای اثبات حجیت اجماع(‌کاشف از رای معصوم ) در برداشت سنتی اجماع تضمنی کاربرد بیشتری داشتهاست چرا که در پیوند با شرایط بحرانی غیبت امام زمان(عج) حضور باطنی امام در اجماع از وظایف اجباری امام محسوب میشود.

1. سیمای عمومی تشیع
برای بررسی اندیشه علمای شیعه در مورد هر موضوع و مفهومی قبل از هر چیز باید چهارچوب اندیشه و اصول تفکر سیاسی شیعه را به عنوان محور دیدگاههای سیاسی این مذهب بررسی کنیم. اولین اختلاف نظر و بحثانگیزترین اختلاف پس از رحلت رسول اکرم(ص) که باعث شکل گرفتن مذاهب اسلامی شد اختلاف بر سر رهبری جامعه اسلامی بود. اولین نمود این اختلاف در اجماعی به نام سقیفه بنیساعده شکل گرفت. در این جریان سه گروه وجود داشتند که به اعتبار تبار و قبیله و بخصوص سفارشات و نصوصی که از حضرت رسول درباره هریک بجا مانده بود، حقوق و انتظاراتی نسبت به رهبری جامعه داشتند و به لحاظ برخی ملاحظات عملی و تاریخی در تصدی قدرت سیاسی شتاب داشتند. از میان این سه گروه انصار، مهاجرین و بنیهاشم،‌ بنیهاشم و رهبر آن علی (ع) و عباس عموی پیامبر به دلیل اشتغال به مراسم دفن پیامبر در سقیفه حضور نداشتند و به همین جهت هرچند یادی از علی(ع) در میان می آمد اما مناقشات سقیفه یکسره در غیاب آنان و بر مدار استدلالهای انصار و دیگر مهاجرین استوار بود.(طبری،1352 :138و139)
به لحاظ تاریخی، ‌سقیفه بنیساعده اختلافات تاریخی اعراب قحطانی و عدنانی، مدنی و مکی،‌ انصار و مهاجر، و سرانجام منازعات درونی قریش را تشدید نمود این منازعات نهایتا در آل عبد مناف،‌ بنیامیه و بنیهاشم متمرکز گردید نتیجه مهم این مناقشات علاوه بر جدایی مذاهب، تقسیم و تفرق صحابه و قرار گرفتن آنان در مواضع سیاسی متعارض بود و متعاقب این امر نصوص دینی و احادیث نبوی یکپارچگی خود را از دست داد و علاوه بر تفسیرها و دسته بندیهای متفاوت دچار افزودگیها و تحریفات شد.(فیرحی ، 146:1385)
از آنجایی که رهبر بنیهاشم در این بحث حضور نداشتند و با تکیه بر نص حدیث غدیر و نصب امام علی (ع) در آخرین حج پیامبر،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تبارشناسی، روابط قدرت، ماقبل مدرن، تحلیل گفتمان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط قدرت، تبارشناسی، قدرت سیاسی، اندیشه سیاسی