پایان نامه با واژگان کلیدی انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی، اسلام سیاسی، ساختار قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

نبودن آنان با مسائل مستحدثه اجتماعی و در نتیجه کاربرد اجماع در امور فردی را درپیداشت.
در دوره معاصر تحول عظیمی در ساختار قدرت رخ میدهد، در دوره جدید شاه آرمانی به عنوان میراث باستانی ایران با هنجارهای باور اسلامی در آمیخته بود و هردوی اینها در دوره جدید با عقلانیت مدرن ترکیب شده و سه ضلع ایران ‌ـ اسلام ـ‌ تجدد را تشکیل دادند. ازینرو تجدد و تجلی آن در ایران در قالب اندیشه مشروطیت تحول تضایفی نسبت به بنیاد سیاسی حاکم بر زیست جهان خود بود. (احمدوند، 42:1389)
علاوه بر ورود عنصر تجدد به عنوان یک عنصر خارجی عناصر دیگری نیز در تحول ساختار قدرت در ایران معاصر دخیل بودند که در ساختار حکومت قاجاری تکوین یافتند. قدرت یافتن علما در طول دوره قاجار از این جمله است، مشروعیت الهی و استفاده از زور و غلبه عنصر اصلی در سلطنتهای ایرانی ـ اسلامی بودند که قاجار تا حدی از آن بیبهرهبودند. بنای مشروعیت در ایران مذهب،‌ اندیشه های سنتی ایران شهری و تدبیر سلطان بود که باورهای قدیمی به قداسه سلطنت و خداگونگی شاهان در پرتو اندیشه های مدرن فرو ریخته بود، در فقدان عملی اسطورههای ایرانی و قدرت نظامی و تدبیر ، تنها مذهب میتوانست پایه های مشروعیت نظام سیاسی قاجار را تقویت کند و وابستگی پادشاهان به علما را افزایش دهد(حسینی زاده، 59:1386) بر خلاف دوره صفوی که علما تابع حکام بودند در این دوره قدرت مستقلی پیدا میکنند چرا که هم از لحاظ اقتصادی به درجه استقلال رسیدند و از طرفی سلطان ماذون از علما سلطان است. در واقع آشنایی با مفهوم استبداد در برخورد با مدرنیته حاصل شد و مبارزه با استبداد اولین عامل فعالیت روحانیون در این دوره بود،‌ رساله تنبیه امه و تنزیه المله نائینی، رساله اللئالی المربوطه فی وجوب المشروطه اثر محمد اسماعیل محلاتی غروی و رساله ملاعبدالرسول مدنی کاشانی شاهد بارز این موضوع است. جریاناتی مثل تحریم تنباکو در عصر ناصری اقتدار علما و پیروی مردم از این اقتدار را به چشم حکومت کشانید و این حادثه اولین جرقه در به پاخاستن علیه حکومت بود که اقتدار سلطان را شکست پذیر جلوه داد. بنابراین علما در این دوره قدرتی هستند که مدام حکومت و اقتدار آن را تحریم و تحدید میکنند.
جریان دیگری که به حضور علما در صحنه اجتماع رونق داد پیروزی اصولیون بر اخباریون در قرن یازدهم هجری بود. در دوره صفویه افرادی چون استر آبادی جریان اخبارگری را تقویت کرده بودند، اما پیدایش عالم بلند آوازه محمدباقر بهبهانی (1208) در دوران پس از صفویه و در خارج از ایران، به سیطرۀ اخیاریان خاتمه داد، وی پس از ضعفی که در دوره اخباریان در امر اجتهاد پدید آمد بتدریج استنباط را به بالاترین درجه خود رساند، از زمان وی به بعد اکثریت قاطع علمای شیعه ، مسلک اصولی را پذیرفتند و پس از بازگشتن دوباره به ایران (در زمان فتحعلیشاه قاجار) با دیدگاه تازهای در راه در دست گرفتن عنان اختیار مسلمانان به تلاش پرداخت.(گرجی،1375‌: 234و235 ) از این زمان به بعد در میان روحانیان تشیع «خردگرائی» بر «سنتگرائی» پیروز شد. بدین معنی که آنان اطاعت محض و بدون چون و چرا از احادیث و اخبار را کنار گذاشته ، که این امر به خودی خود در کند شدن رواج استفاده از اجماع منقول و شکل گرفتن اجماع عملی در مسائل روز بر اساس اجتهاد تاثیرگذار بود. بر اساس مسلک اصولیون در امور دین، علما میتوانستند از عقل و منطق بهره بیشتری در اداره امور ببرند . چنین روشی به آنان فرصت داد تا مسئولیت بیشتری در ارتباط دین و جامعه و حکومت احساس نمایند. روحانی اصولی، دیگر همانند همکیش اخباری خویش ، در انتظار ظهور امام زمان(عج) و حکومت جهانی وی ، در زوایای فیضیهها به ریاضت مشغول نگردید ، بلکه با اعتقاد بر اینکه دین از سیاست جدا نیست، در امور جامعه مداخله کرد و این امر بی شک در برداشتهای جدید از دین برای زندگی اجتماعی و اداره امور سیاسی تاثیر میگذاشت. این پیروزی مبدا واقعگرایی علما در دوران انقلاب مشروطه بودهاست که تأثیر بسزایی در تحولات فقهی و تولد فقه سیاسی دارد، بنابراین این پیروزی یکی از حوادث و اتفاقات مهم در خلل انقلاب مشروطه بوده که به تحول گفتمان از گفتمان احکام فردی در دوره سنتی به گفتمان احکام اجتماعی در دوره جدید کمک شایانی کرده است.
به نظر میرسد دو جریان فوق یعنی ورود مدرنیته و تجدد به ایران از سویی و قدرت گرفتن علما و ورودشان به عرصه سیاسی از سوی دیگر زمینه تحول در ساختار قدرت را بوجود آورد، در این دوره با تحولات ساخت قدرت، پدیده حکومت آرمانی در اندیشه شیعه پدید آمد و مفهوم «دمکراسی دینی» با الفاظ و بیانات مختلف (اسلام سیاسی، حکومت اسلامی، مشروطه اسلامی، جمهوری اسلامی) مد نظر قرار گرفت، حکومتی که هم بتواند فرهنگ توام با تساهل و مدارای ایران باستان را متبلور سازد، هم فرهنگ اسلامی را در امر تسلیم اراده الهی بودن را و هم واجد ارزشهای دمکراتیک باشد، اسلام سیاسی به عنوان یک یوتوپیا شکل گرفت و آرمان توده های مسلمان را شکل داد.(احمدوند، 45:1389) به وجود آمدن آرمان اسلام سیاسی کمک فراوانی به شکوفایی فقه در بعد اجتماعی ـ‌ سیاسی کردهاست.
در کل تبار قدرت در این دوران از سه عامل ایرانی ـ‌اسلامی ـ مدرنیته غربی تاثیر میپذیرد که در واقع عامل تجدد و مدرنیته به ساختار حکومت سنتی ایرانی ـ‌ اسلامی اضافه میگردد و مفاهیم جدیدی را بر سنت قدیم احاله میشود، و به نوعی آرمانگرایی شیعه را در دنیاگرایی و واقعگرایی مدرن معنا میکند چنانچه آرمان تنها حکومت مشروع، «حاکمیت امام معصوم» جای خود را به تصویر آرمان شهرهای اسلام سیاسی میدهد که جایگاه ظل اللهی را نایبان امام معصوم به عنوان مجتهدین پر میکنند. نظریه مشروطه شیعه مانند هر نظریه دیگری اسلامی، بر بنیاد شریعت استوار است و چون شریعت اسلام همه شئون عمومی و خصوصی زندگی انسان را در بر میگیرد.(فیرحی، 232: 1387)
با روی کار آمدن حکومت قاجار برخورد فقها با مفاهیم حکومتی بیشتر شد و موجب بوجود آمدن آثار فقهی و سیاسی شد اما آشنایی فقیهان با مفاهیم جدید حقوق عمومی و سیاسی در انقلاب مشروطه اتفاق افتاد که با توجه به فرازها و فرودهایش دغدغه ها و آثار زیادی برای تبیین عصر مدرن در بطن مفاهیم اسلامی بوجود آورد. هر چند که انقلاب مشروطه به بن بست استبداد پهلوی انجامید، اما ریشههای انقلاب اسلامی را در خود پروارنده بود. انقلاب اسلامی در ادامه روند انقلاب مشروطه با حذف بعد سلطنت در مثلث سه وجهی مذهب،‌ تجدد، سنت سلطنتی ایرانی، در دوبعد مذهب و نوگرایی تبلور یافت. با حذف بعد سلطنت پهلوی آرمانی از حکومت را پروراند که در آن دین در حوزه فردی خلاصه نمیشود، در چنین نظامی دینی تعریف می شود که سیاستش در عبادت و عبادتش در سیاست تعریف میشود، این قرائت جدید در اسلام قدرت را در یک رابطه سازواری با معرفت دینی تعریف کرده، در چنین بستری است که فوکو روح اسلام در اندیشه انقلابی را به باروتی تشبیه کرده که به سرعت قابل گسترش به همه جاست.(‌فوکو، 32:1384)
فوکو مدتی در ایران به عنوان خبرنگار ساکن میشود و در این مدت نه مقاله درباره انقلاب ایران می نویسد که عبارتند از: ارتش، وقتی زمین می لرزد، شورش با دستهای خالی، آزمون مخالفان، گزارش عقاید، شورش و قیام ایران بر روی نوار ضبط صوت گسترش می یابد ،‌رهبر افسانه ای قیام ایران، انبار باروتی به نام اسلام، ایرانیان چه رویایی در سر دارند، روح جهان بی روح نوشت.
فوکو در تبارشناسی انقلاب ایران تاثیر دین و بالاخص مذهب شیعی را اصل قرار داده و البته به موارد دیگری نیز پرداخته است اما تبار این نوع انقلاب را بر مبنای مذهبی و شیعی خود رسانده است و میگوید: «نظام حقیقت آنان (ایرانیان) با نظام حقیقت ما یکی نیست …در ایران تا حدود زیادی این نظام مبتنی است بر مذهبی که دارای شکل ظاهری و محتوای باطنی است، به عبارت دیگر هر آنچه بر شکل قانون بیان می شود، در همان حال به معنای دیگری باز میگردد.(فوکو:66:1389) وی اسلام شیعی را در فرایند انقلاب اسلامی در چهره قدرت انظباطی به تحلیل مینشید که بدنها را به انقیاد خود درآوره است و میگوید: « کجا باید پناهی جست ؟ چگونه می توان خود را بازیافت جز در آن اسلامی که قرنهاست با دقت تمام زندگی روزانه،‌پیوند خانوادگی و روابط اجتماعی را ترسیم کرده است.» (فوکو، 38:1377) در جایی دیگر از مفهوم انتظار در اندیشه شیعه یاد کرده و میگوید: «نود درصد ایرانیان شیعه و منتظر بازگشتن امام دوازدهم هستند تا نظام راستین اسلام را در روی زمین بگستراند. وقتی آیت الله شریعتمداری را دیدیم یکی از نخستین جمله هایی که به من گفت این بود: ما منتظر مهدی هستیم، اما هر روز برای استقرار حکومت خوب مبارزه میکنیم. در قابل قدرتهای مستقر تشیع پیروان خود را به نوعی بیقراری مدام مسلح میکند و در ایشان شوری میانگیزد که هم سیاسی و هم دینی است»(فوکو،29و30 :1389) در این نقل قول نیز تحول مفاهیم در پی تحول زمینه قدرت مشهود است، چنانکه مفهوم انتظار نیز از نوع بازدارندگی خود به مفهوم فعال تبدیل شده و ایده تشکیل حکومت خوب را در بردارد. فوکو در مورد خاصیت بیدار گری تشیع و اسلام و در واقع تلفیق تجدد و اسلام میگوید: «میدانید چه عبارتی امروز بیش از هر چیز برای ایرانی ها خنده دار است؟ دین تریاک توده هاست. تا همین دوران رژیم فعلی، ملاها در روز جمعه تفنگ در دست خطبه میخواندند(همان:29)
در واقع پیروزی انقلاب اسلامی فصل جدیدی در تحول ساختار قدرت در ایران را آغاز کرد و مرحله دیگری از تجربه دولت مدرن در ایران آغاز شد. جریان انقلاب ایران به طور کلی یک حرکت مردمی بر مبنای شریعت بود و ازین جهت استمرار انقلاب مشروطه محسوب میشد. جریان انقلاب اسلامی نیز ائتلافی شکننده و گسترده میان نیروهای سنتی و مدرن بود اگرچه گروههای سنتی در مجموع دست بالا را داشتند، اسلامی کردن ساخت دولت و مقابله با نوسازی فرهنگی ـ اجتماعی ایران در عصر پهلوی توسط نیروهای سنتی دنبال می شد و سرانجام نیز برپایی اسلام سیاسی که پس از انقلاب اسلامی بوجود آمد، بیشتر بر همین هدف تأکید داشت، اما در شکل دادن ساختار و توازن قدرت در نظام جمهوری اسلامی و در نوشتن قانون اساسی شاهد هم نشینی عناصر مردمسالارانه و خداسالارانه هستیم. (میراحمدی، 239و240 :1384)
شاید بتوان رابطه قدرت ـ دانش در نظام جمهوری اسلامی را با مفهوم «قدرت مشرف بر حیات» توضیح داد. فوکو معتقد بود در دوران فئودالیته قدرت به شکل حکومتکنندگان و حکومتشوندگان قابل ترسیم بوده است که موضوع این قدرت حاکمیت و اطاعت مردم بود. اما در تعبیر فوکو از قدرت در قرن هجدهم قدرت از شکل سرکوب به صورت قدرت مشرف بر حیات تغییر میکند که موضوع قدرت افراد و اشیا و شیوهی زیست آنهاست. تعبیرهای فوکو در مورد پیدایش و گسترش قدرت مشرف برحیات روشن میسازد که دانش یکی از عناصر تعیین عملکرد قدرت در جهان جدید است. دانش رابطهی روبنایی با قدرت ندارد بلکه شرط ضروری پیشرفت جامعه است. فوکو بین دانش و قدرت قائل به رابطهی همبستگی است و نه رابطهی علت و معلولی. این رابطهی همبستگی باید در شکل خاص تاریخی خود تعریف و تعیین گردد.(دریفوس، 335:1382) بدین سان در نظام جمهوری اسلامی ایران دانش فقه و قدرت نظام رابطه همبستگی پیدا کرده و انعکاس قدرت مشرف بر حیات را ممکن میسازند.
در این دوره مبارزه با دخالت بیگانگان در امور کشور به مبارزه با استبداد در دوره مشروطه اضافه شد، همانطور که استبداد در دوران مشروطه پایه نظریهپردازیهای جدید مشروطهخواهی و مشروعهخواهی را بنا نهاد،‌ نظریههای آرمان حکومت اسلامی نیز در مبارزه با بیگانگان و استعمارستیزی و استقلالخواهی پایه گذاری شد. اغلب سخنان اما در مبارزه با بیگانگان است و همین عامل به حضور روحانیون و علما در جریان مبارزه و ایجاد حکومتی با ویژگی های اسلامی یاری رساند که در بستر چنین حکومتی کارایی دین در اداره امور اجتماعی و سیاسی شکوفاتر شد و برداشتها از مفاهیم اسلامی در قبال پاسخگویی یا همسویی با مفاهیم مدرن در حیطه اداره نظام گسترش یافت. در نتیجه در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط قدرت، انقلاب مشروطه، شورای نگهبان، انقلاب اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام خمینی، اجتماعی و سیاسی، فقه سیاسی، مشروطه خواهی