پایان نامه با واژگان کلیدی انسان کامل، وجوب وجود، علوم قرآن، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبينٍ”565 به آن إشاره شده است.566
اين اصطلاح سپس براي ائمه‏ ا‏طهار(ع) نيز بکار رفته‏ا‏ست. شيخ‏صدوق به اسناد خويش از ابوبصير روايت کرده که گويد: به امام صادق(ع) عرض کردم: “‏به چه علتي خداوند به انبياء و رسولانش و نيز به شما معجزه عطا کرده است؟ حضرت فرمود: به اين علت که دليلي بر صدق آورنده آن باشد و معجزه نشانه‏اي الهي است که خداوند آن را جز به انبياء و رسولانش و حجت‏ها‏يش به کسي عطا نمى‏کند که به واسطه آن صدق راستگو از دروغ دروغگو مشخص شود”567
شيخ صدوق در اعتقادات الإمامية نيز درباره معصومان(ع) مى‏نويسد: اعتقاد ما اين است که ايشان صاحب معجزات و دلائل هستند.568 ‏قطب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏راوندي در بخش “في معجزات النبي و الأئمة(ع) ” در مقدمه “الخرائج ‏و الجرائح” روايتي به اسناد خويش از امام ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏کاظم(‏ع) نقل مى‏کند که حضرت فرمود: “گناهکارترين مردم و خطاکارترين ايشان در گفتار حضرت محمد(ص)، کسي است که عالم آل محمد(ص) را انکار مى‏کند و سخنانشان را تکذيب و معجزات ايشان را إنکار مى‏کند”569 که از اين دو روايت مى‏توان دريافت که معجزة در لسان روايات و در عصر معصومان(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ علاوه بر انبياء و رسل الهي براي ائمه ‏ا‏طهار(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نيز بکار رفته‏ا‏ست.
اين اصطلاح توسط دانشمندان امامي نيز درباره ائمه(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نيز استعمال شده ‏ا‏ست. نمونه‌هاي زير بيانگر اين مدعاست:
أ- عناوين برخي از ابواب کتاب “الإرشاد” شيخ‏ مفيد عبارتست از: “باب طرف من أخبار أمير المؤمنين(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و فضائله و مناقبه و المحفوظ من كلامه و حكمه و مواعظه و المروي من معجزاته و قضاياه و بيناته”570 “باب ذكر طرف من دلائل أبي الحسن موسى(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و آياته و علاماته و معجزاته”571 “باب طرف من الأخبار عن مناقب أبي جعفر(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و دلائله و معجزاته”572 “باب ذكر طرف من أخبار أبي محمد(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و مناقبه و آياته و معجزاته”573
ب- عناوين برخي از ابواب کتاب “دلائل ‏الإمامة” نوشته محمد بن ‏‏‏‏‏‏جرير بن ‏‏‏‏‏‏رستم طبري نيز عبارتست از: “ذكر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بيان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏حسن(‏ع)574 “ذكر شي‏ء من معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بيان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏سجاد(‏ع)575 “ذكر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بيان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ باقر(ع)576 “ذكر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بيان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ صادق(ع)577 “ذكر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بيان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ کاظم(ع)578
ج- طبرسي نيز در کتاب “إعلام ‏الورى” ابواب متعددي از اين قبيل دارد: “في ذكر شي‏ء من معجزاته” درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ سجاد(ع)579 “في ذكر نبذ من آياته و دلالاته و معجزاته” درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ کاظم(ع)580 “في ذكر دلالاته و معجزاته” درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ رضا(ع)581 “في ذكر طرف من دلائله و معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ جواد(ع)582
د- علامه مجلسي نيز در “بحار الأنوار” ابواب متعددي ناظر به اين مطلب ديده مى‏شود، ابوابي چون “معجزاته و استجابة دعواته و معرفته بجميع اللغات و معالي أموره(ع)”583″معجزاته و استجابة دعواته و معالي أموره و غرائب شأنه(ع)”584 “معجزاته و غرائب شأنه(ع)”585″ما ظهر من بركات الروضة الرضوية على مشرفها ألف تحية و معجزاته(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏عندها على الناس”586
اما در تعريف اين اصطلاح کلامي، شيخ ‏مفيد مى‏گويد: “معجزه امري خارق عادت و مطابق با ادعا و همراه با تحدي است که ديگران توانايي ندارند که مانند آن را بياورند”587 علامه مجلسي نيز نوشته ‏ا‏ست: “معجزه امري است که به صورت خلاف عادت از شخص مدعي نبوت و يا امامت در هنگام درخواست منکران صادر مى‏شود به صورتي که دلالت بر صدق وي کند و ديگران إمکان معارضه با وي را نداشته باشند”588 بر اين اساس با توجه به تعريف عام معجزه در بيان شيخ‏مفيد و تعريف علامه مجلسي که قيد “امامت” نيز در آن ذکر شده و نيز با توجه به استعمال اين اصطلاح در روايات و آثار روايي و کلامي متقدمان و متأخران امامي مى‏توان دريافت که صدور معجزه اختصاصي به انبياء ندارد بلکه ائمه‏ ا‏طهار(ع‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏) را نيز شامل مى‏شود و اين ديدگاه امامية برخلاف ديدگاه معتزله است که صدور معجزه از غير انبياء را إنکار مى‏کنند.589
البته علاوه بر اين اصطلاح، اصطلاح “کرامت” نيز در ميان علماء اماميه بکار رفته اما استعمال اندکي داشته‏ ا‏ست مانند عناوين برخي از ابواب کتب متقدم و متأخر که ذيلا ذکر مى‏شود: “فصل في آيات الله تعالى و براهينه‏ ا‏لظاهرة على أمير المؤمنين(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏الدالة على مكانه من الله عزوجل و اختصاصه من الكرامات”590 “فصل في ذكر كراماته و ما جرى على لسانه من إخباره بالمغيبات”591 “في بعض ما ظهر عند الضريح المقدس مما هو كالبرهان على المنكر من الكرامات”592 “تاريخ ولادته(ص) و ما يتعلق بها و ما ظهر عندها من المعجزات و الكرامات و المنامات”593 “ما ظهر عند الضريح المقدس من المعجزات و الكرامات”594
اما بايد توجه داشت که حقيقت اعجاز و کرامت يک مسأله است، در واقع معجزه و کرامت تفاوت جوهري با يکديگر ندارند بلکه هر دو جزء شئون ولايت هستند نبوت و امامت دو چهره بيروني هستند که درون آنها ولايت است و اگر نفس انسان کامل شد مى‏شود ولي الله و مى‏تواند که به اذن خدا در نظام هستي تاثير تکويني داشته باشد. کاري که پيامبران الهي به عنوان معجزه انجام مى‏دهند اولياء الهي به عنوان کرامت انجام مى‏دهند و هر معجزه‏ا‏ي که انبياء پيشين داشتند معصومان(ع) نيز مى‏توانند به اذن خداوند داشته باشند با اين تفاوت که وحي تشريعي فقط مخصوص پيامبران است. اعجاز کار خارق العاده‏ا‏ي است که براي اثبات نبوت و امامت صورت مى‏گيرد و همراه تحدي و مبارزه طلبي است لذا امور خارق العاده‏ا‏ي که از شخص پيامبر براي اثبات نبوت يا از شخص امام براي اثبات امامت صادر مى‏شود معجزه ناميده مى‏شود و آن دسته از امور خارق العاده‏ا‏ي که از سوي پيامبران و امامان صادر شده و براي اثبات نبوت و امامت آنان نبوده کرامت ناميده مى‏شود.595
3-1-5-2- جايگاه معجزة در منظومه فکري امامية
معجزه در منظومه فکري مسلمانان غير امامي جايگاهي بس رفيع دارد که در حوزه اعجاز پيامبران الهي و به ويژه در قرآن کريم که معجزه جاويدان رسول خداست، مورد بررسي قرار مى‏گيرد. دانشمندان اماميه نيز در اين عرصه قلم فرسايي کرده‏‏‏اند‌‏ و در ميان کتب تفسيري و علوم قرآني و يا در قالب تک نگاري مطلب ارزشمندي را از خود به يادگار گذاشته‏‏‏اند‌‏. اما در منظومه فکري اماميه افزون بر اعجاز پيامبران، بخشي از علم کلام به معجزات ائمه اطهار(ع) اختصاص يافته است که خاستگاه آن در ميراث کهن روايي است. لذا متکلمان امامي در مقام اثبات امامت در کنار ادله گوناگون به دليل اعجاز نيز تصريح کرده‏‏‏اند‌‏. به عنوان نمونه شيخ مفيد در کتاب “الفصول المختارة” امامت را موجب عصمت، نص و معجزه دانسته است.596 اين مطلب به نيکي نمودار آن است که اهميت معجزه در کلام اماميه به اندازه‏ا‏ي است که در ذيل ويژگي‌ها و اختصاصات مقام امامت، در عرض عصمت و نص بر امامت قرار مى‏گيرد.
3-1-5-3- کارکرد معجزة در منظومه فکري امامية
شيخ ‏مفيد در کتاب “المسائل الجارودية” نيز پس از بيان برخي مطالب اصولي درباره امامت(وجوب وجود امام در همه زمان‌ها، عصمت امام از عصيان، سهو و نسيان، عالم بودن به جميع آنچه مردم در احکام به آن نياز دارند، وجوب برتري وي بر همه مردم در دين در نزد خداوند) مى‏نويسد: “هرگاه اين اصول ثابت شود، متمايز شدن و مشخص شدن شخص امام از رعيت وي، با نص بر شخص امام و معجزه خارق عادات واجب است چراکه راهي به پي بردن به شخصي که چنين اوصافي در وي جمع باشد نيست مگر به طريق نصّي صادق از ناحيه خداوند و يا به طريق معجزه همانگونه که هيچ راهي به پي بردن به نبوت و رسالت از ناحيه خداوند نيست مگر به وسيله نصّ پيامبر پيشين و يا به وسيله معجزه باهر العقول”597
در “أوائل المقالات” نيز تصريح کرده ‏ا‏ست: “دانشمندان امامي بر اين اتفاق نظر دارند که امامت با عدم معجزه ثابت نمى‏شود مگر با نص بر شخص امام، اما معتزله، خوارج، زيدية، مرجئة و اصحاب حديث بر خلاف اين ديدگاه هستند و امامت را درباره کسي که معجزه و نص ندارد، جائز دانسته‏ا‏ند” و نيز تصريح کرده که اماميه بر امامت ائمه‏ا‏طهار(ع) نص نبوي و نص امامي دارد که اماميه بر اين امر اتفاق نظر دارند. لکن فرقه‌هاي مخالف اماميه، اين امر را انکار مى‏کنند.598 لذا در اين مواقع به نظر مى‏رسد ظهور معجزه براي ايشان کارآمدي بيشتري نسبت به نص داشته باشد زيرا ايشان نص را مى‏توانند با اتهام به ضعف سند و با اتهام “جعل حديث” و “غلو” به اماميه انکار کنند، اما ظهور معجزه را نمى‏توانند انکار کنند مگر اينکه اساساً عناد و لجاجت داشته باشند و مصاديق اين آيه شوند که فرمود: “وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا..”599 لذا بي‏دليل نيست که ‏قطب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏راوندي(د 573ق) معجزه را اقوي از نص دانسته ‏ا‏ست.600
شيخ ‏طوسي نيز بر اين باور است که تشخيص مصداق امام گاه به نص و گاه به معجزه حتي گاه صدور معجزه از وي واجب است. وي مى‏نويسد: “اما عين امام و تعيين شخص وي که زيد يا عمرو است، پي بردن به آن گاه از طريق نص است و گاه از طريق معجزه، بنابرين هرگاه راويان حديث نصي بر امامت وي نقل کنند به صورتي که ديگر عذري باقي نماند، غرض حاصل شده(مصداق امام با نص تعيين مى‏شود) و هرگاه راويان نصي بر امامت وي نقل نکنند و از نقل نص إعراض کنند و به غير نص روي بياورند، در اين صورت واجب است که خداوند بر دستان مبارک حضرت معجزه‏ا‏ي صادر نمايد که شخص امام را از ديگري مشخص و معين نمايد”601 طبرسي نيز به منظور اثبات امامت(به عنوان نمونه درباره امام حسن مجتبي(‏ع) و امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏سجاد(‏ع)) ادله کلامى‏متعددي ذکر کرده که يکي از ادله وي صدور معجزات از ايشان است لذا به نمونه‌هاي متعددي از اين معجزات اشاره کرده‏ا‏ست.602 اهميت اين امر به قدري است که برخي از علماء همچون علي بن‏‏‏‏‏‏يونس نباطي(د 877ق) نفس معجزه را نص دانسته‏ و چنين تصريح کرده ‏ا‏ست: “هرکه ادعاء امامت کند و معجزه از وي صادر شود، اين امر نصّي از جانب خداوند بر امامت اوست”603
3-1-5-4- عدم انحصار معجزه به انبياء
شيخ مفيد صدور معجزه از ائمه اطهار(ع) را امري ممکن دانسته که به لحاظ عقلي واجب و به لحاظ قياسي ممتنع نيست، روايات بسيار و گسترده‏‏‏اي نيز بيانگر صدور معجزه از ايشان نقل شده است که از منظر دليل سمعي و نقلي و روايات صحيح مورد قطع و يقين است. اين ديدگاه عموم دانشمندان امامي مى‏باشد. البته بنى‌نوبخت با اين امر مخالف هستند، برخي از اماميه نيز صدور معجزه از ايشان را عقلا واجب دانسته‏‏‏اند همانگونه که درخصوص انبياء نيز چنين باوري دارند. لکن معتزليان به جز ابن‌‏إخشيد اساساً مخالف ديدگاه ما هستند. اصحاب حديث نيز همگي معجزه را از هر انسان صالح و اهل ايمان و تقوي ممکن مى‏دانند.604
نکته اساسي که بايد به آن توجه نمود اين است که لزوما معجزه حاکي از نبوت نيست چراکه اين ادله مختص به نبوت نيست بلکه اين ادله دلالت بر صدق داعي به مطلب مورد ادعاء اوست لذا اگر از ناحيه پيامبري صادر شود دلالت بر صدق إدعاء او يعني نبوت وي دارد و اگر از ناحيه امامي صادر شود، دليل و برهاني بر صدق ادعاء وي يعني امامت او دارد.605 سيد هاشم بحراني(د 1107ق) در مقدمه “مدينة المعاجز” مى‏نويسد: “بدان که معجزات انبياء و ائمه(ع) دليل بر صدق آنها در ادعاء نبوت و امامت ايشان است زيرا معجزه خارق العادة فعل خداوند است و چنين قدرتي را خداوند به ايشان داده ‏ا‏ست”606 و در ادامه مى‏نويسد: “بدان که امامان دوازده گانه ما ادعاء امامت داشته‏ا‏ند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ظاهر و باطن، مصلحت و مفسده، حکمت خداوند، نفس اماره Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام صادق، عالم ماده