پایان نامه با واژگان کلیدی انسان کامل، صدق و کذب

دانلود پایان نامه ارشد

انسان، موجودي مختار و صاحب اراده و انتخاب است که امکان تبديل شدن به هر دو حالت را دارد و اين بسته به خود او است. اين خود انسان است که بايد سازنده و معمار خويشتن باشد”48 و البته “علي‌رغم اعتقاد ما به توان و استعداد انسانيت در بشر، نبايد چشمان خود را به اين واقعيت ببنديم که انسانهايي که “انسان” باشند يک اقليت هستند و اقليت هم باقي خواهند ماند” راه دست يافتن به اين معنا هم از سه طريق امکان‌پذير است: با انجام کاري ارزشمند؛ با تجربه “ارزش” والا ـ تجربيات ارزشمندي مانند برخورد با شگفتيهاي طبيعت، فرهنگ و يا درک و دريافتن فردي ديگر، يعني عشق- و با تحمل درد و رنج که آدمي را به عميق‌ترين و ژرفترين معناي زندگي رهنمون مي‌شود. در بيان استاد مطهري(ره) شرط اصلي وصول انسان به کمالاتي که بالقوه دارد، “ايمان” است پس انسان حقيقي که خليفة الله و مسجود ملائکه و دارنده همه کمالات انساني است، انسان به علاوه ايمان است، نه انسان منهاي ايمان. انسان منهاي ايمان کاستي گرفته و ناقص است. چنين انساني حريص، خونريز، بخيل و ممسک است. کافر و پست‌تر از حيوان است.49
7-):نکته پاياني اين است، که انساني که در اينجا مورد نظر است و مناسبات او با دين بررسي مي‏شود، انسان متعارف و به طور کلي است، نه انسان کامل. انسان کامل که درک حقيقت او و چگونگي برخورد او در عرصه دين‏شناسي و دينداري فراتر از آن است که در دسترس عقل ناقص بشر عادي باشد، از موضوع اين بحث ‏خارج است. چنين انساني ممکن است، دين را به خاطر خود دين بخواهد و خدا را به خاطر خود او، عبادت کند و از دوست، غير دوست را تمنا نکند. خدا مطلوب بالذات انسان کامل است. در انسان کامل، خودي در کار نيست تا انتظارات او از دين، نقشي را در دينداري او بازي کند، هرچند نبايد فراموش کرد که نفي خودي و فاني شدن در خدا، در اثر تعليم و تربيت ديني دست‏يافتني است.
نتيجه سخن آنکه: ويژگي هاي که براي انسان در انسان شناسي اسلامي ذکر شده، عبارتند از: هدفمندي، جاودانگي، دو بعدي بودن، علم و آگاهي، اختيار و آزادي، قدرت و توانايي، تحول پذيري، که مهمترين ويژگي هاي انسان از نظر اسلام هستند که بعضي از اين خصوصيات در هيچ يک از مکتب ها و نظام هاي فکري غير اسلامي مطرح نيست.50 و اين ويژگي ها همانطور که سابقا گفته شد، در صورتي حاصل خواهد شد که واقعيت “خلافه اللهي” بشر در نظر گرفته شود و اگر چنين شد و اين اصل در نظر گرفته شد، نيازها واحتياجات وي، غير از نيازها و احتياجاتي است که اين اصل مهم خلافه اللهي در نظر گرفته نشود.

1-2-): تعريف دين:
يكي از بحث‌هاي مهم در دين‌پژوهي، اصل تعريف و شناخت دين است که در آن به تبيين ماهيت و چيستي دين، پرداخته‌ مي‌شود؛ به اين بيان كه دين چه ويژگي‌هايي دارد كه آن را از ساير ايدئولوژي‌هاي شبه دين متمايز مي‌سازند. آنچه كه امروزه به نام دين شناخته مى‏شود، از تنوع فراوانى ‏برخوردار است، توحيد و يكتاپرستى، اعتقاد به قدرتهاى جادويى، اعتقاد به تقدس برخى حيوانات و اشياء و اشكال گوناگون بت پرستى‏ و … را دين مى‏نامند و درشاخه‏هاى مختلف علوم، نظير فلسفه دين، جامعه‏شناسى دين و روان‏شناسى دين مورد بررسى و كاوش قرار مى‏گيرند. اين تنوع وگستردگى موجب شده است تا عده‏اى مدعى شوند امكان تعريف واحدى از دين ‏ممكن نيست و ارائه تعريفى كه جامع افراد و مانع اغيار باشد امكان‏پذير نيست. دشواري‌هاي تعريف دين، معلول عواملي هستند، که انتزاعي بودن مفهوم دين، يکي از عوامل عمده مي باشد که در اينجا به همين يک عامل بسنده مي شود.
اموري که در صدد تعريف آن‌ها بر مي‌آييم دو دسته هستند: دسته‌ا‌ي که مصداق محسوس دارند و قابل اشاره‌ي حسي‌اند، مانند انسان، درخت، گياه و… و دسته‌اي که داراي مصداق حسي نيستند. تعريف دسته‌ا‌ي اول؛ به لحاظ اين‌ كه مصداق محسوس دارند، سهل ‌الوصول است، زيرا مصداق اين امور معين و معلوم است و مي‌توان با ملاحظه‌ي خصوصيات و ويژگي‌هاي عام و مشترك ميان افراد و حذف خصوصيات فردي به تعريف آن‌ها دست يافت؛ اما تعريف اموري مانند دين، آزادي، ايمان و مفاهيمي از اين دست که جزو مفاهيم انتزاعي هستند و مصداق محسوس ندارند، اگر ممتنع نباشند، دست‌کم با دشواري‌هاي فراواني روبروست، زيرا در باره‌ي تعريف دين، مي‌توان گفت: كه از يك طرف ارائه‌ي تعريف از دين متوقف بر تعيين مصاديق دين است و از سوي ديگر تعيين مصاديق دين، متوقف بر تعريف متقدم است و اين خود دور صريح است.51 به همين جهت است كه برخي راه درست در تعريف مفاهيم انتزاعي را تعريف قراردادي دانسته‌اند.52
برخي معتقدند؛ که اساساً دين از مفاهيم ماهوي نيست؛ زيرا به عقيده‌ي آن‌ها، دين مجموعه‌ا‌ي قواعد اعتقادي، اخلاقي، فقهي و حقوقي است که وحدت حقيقي ندارد و هرچيزي که وحدت حقيقي نداشته باشد وجود حقيقي نيز ندارد و فاقد وجود حقيقي فاقد ماهيت نيز هست و لذا جنس و فصل ندارد؛ بنابراين، اموري را مي‌توان تعريف كرد كه ويژگي‌هاي ذكر شده را داشته باشند و داراي جنس و فصل و ماهيت باشند و دين به خاطر اين‌كه هيچ‌يک از اين خصوصيات را دارا نيست، تعريف حقيقي و ماهوي ندارد و اگر تعريفي براي آن باشد تعريف لفظي و يا بيان لوازم و خصوصيات است.53
اما علي رغم اينکه تعريف دين با دشواري‌هايي روبرو است و مشكلات زيادي در راه تعريف دين وجود دارند؛ اما اين دشواري‌ها دليل نمي‌شود كه ما به جاي حل مسأله، به حذف آن بپردازيم و از ارائه‌ تعريف دين صرف نظر كنيم. با توجه به اهميتي كه دين در حيات انساني بشر دارد و بخش عمده‌ فرهنگ بشري را تشكيل مي‌دهد، صرف نظر كردن از بيان و تعريف دين، مانند اين مي‌ماند كه ما بگوييم چون هوا ناپاك است، پس بايد از تنفس كردن صرف نظر كرد. همين علت، باعث شده که برخي از دانشمندان، مانند ماكس وبر (1864-1920م) با آن‌كه تحقيقات فراواني در باره‌ي دين انجام داده است، ولي هيچ تعريفي از دين ارائه نكرده است. به عقيده‌ي وي؛ اگر كسي بخواهد تعريفي از دين ارائه دهد، بايد بعد از انجام تحقيقات زياد و بررسي‌هاي فراوان به تعريف دين بپردازد.54
اس. اف. نادل؛ كه يك انسان‌شناس معروف است، در باره‌ي دشواري‌ تعريف دين مي‌گويد: “هرچه قدر هم پهنه‌ي “امور مذهبي” را مشخص كنيم، باز هم هميشه حوزه‌ي بينابيني باقي مي‌ماند و به دشواري مي‌توان تعيين كرد كه مرز جدا كننده‌ي دين و غير دين در كجا واقع شده است.”55 اما؛
آب دريا را اگر نتوان کشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد.56
قبل از تعريف دين، بايد اين مقدمه توضيح داده شود که: اگر تفاوتي بين دين شناسي در دوران قديم و جديد مشاهده مي شود، اين تفاوت در گستره دين‏پژوهي است، نه در حقگرايي قدما و سودگرايي متجددان. در قديم عمدتا ماهيت دين مطمح نظر بود و غالبا موضوع پژوهشهاي فلسفي و کلامي قرار مي‏گرفت، اما از قرن نوزدهم به بعد، معنا و مفهوم جديدي از دين، در اذهان شکل گرفت، که موضوع کاوشهاي روان‏شناسانه، جامعه‏شناسانه، مردم‏شناسانه و… است.
بنابراين، دين به دو معنا موضوع تحقيقات دين‏پژوهانه واقع مي‏شود: يکي “ماهيت دين‏” يا “دين در مقام تعريف‏” و ديگري “وجود دين‏” يا “دين در مقام تحقق‏”. دين در مقام تعريف، مجموعه دعاوي ديني است، که از سوي آورنده دين، در اختيار بشر قرار مي‏گيرد. چنين ديني موضوع کاوشهاي فيلسوفانه و متکلمانه قرار مي‏گيرد و اين پژوهشها بيشتر به صدق و کذب و حقانيت نظري آموزه‏هاي دين ناظر است. اما دين در مقام تحقق، پديده‏اي رواني يا اجتماعي است که، موضوع کاوشهاي روان‏شناسانه و جامعه‏شناسانه واقع مي‏شود. رشته يا زيررشته‏هايي که به چنين پژوهشهايي دست مي‏يازند؛ روان‏شناسي دين و جامعه‏شناسي دين خوانده مي‏شوند. اين تحقيقات با چشم‏پوشي از صدق و کذب دعاوي ديني، درصدد تبيين روابط علي و معلولي است که دين، به عنوان پديده‏اي عيني، با ديگر پديده‏هاي عيني ارتباط برقرار مي‏کند. هيچيک از اين دو گونه تحقيق، دين‏شناسان را از ديگري بي‏نياز نمي‏کند، بلکه بايد هر يک، با استفاده از روش خاص خود حل و فصل شود. چرا که اساسا ديني که موضوع اين پژوهش‏هاست، ‏به دو معناست. با استدلالهاي فلسفي، نمي‏توان دعاوي روان‏شناسانه يا جامعه‏شناسانه در باب وجود خارجي دين را نفي و اثبات کرد و بالعکس. پاره‏اي از برداشتهاي نادرست در تبيين خاستگاه مساله نياز بشر از دين، ناشي از يکي گرفتن دو معناي ياد شده از دين است. با توجه به مطالب گفته شده، تعريف دين را ابتداء در علم لغت و در انتهاء، در اصطلاح دانشمندان ذکر مي کنيم.

1-2-1- ): مفهوم لغوي دين:
دين در لغت عرب، به معاني مختلف از جمله به معناي جزاء و حساب، طاعت، عادت، عبادت، انقياد، ذلت، قهر، غلبه، شأن و حكم آمده است.57 اما از ميان معاني ذكر شده، سه معناي جزاء، طاعت و عبادت، بيشتر از ديگر معاني به چشم مي‌خورد. واژه‌ي دين در “كتاب‌العين” به همين سه معنا آمده است.58 و اكثر لغت‌نويسان بعد از آن با حفظ اين سه معنا، معاني ديگري نيز براي دين ذكر كرده‌‌اند؛ اما از ميان سه معناي ياد شده، معناي طاعت و انقياد، بيشتر شايع است.
در قرآن نيز، واژه دين تا حدودي به همين معني لغوي خود به کار رفته است. از باب نمونه به چند مورد اشاره ميشود.

1).مكافات و جزا: “مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ”59 “أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ”60
2).تسليم و انقياد: “إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ”61 “أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ”62
3).توحيد و يگانه پرستي: “قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِينِي فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ”63 “أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى”64
4).هر گونه پرستش (خواه پرستش خداي يكتا باشد، يا پرستشغير خدا) “لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ”65
5).هر گونه قانون و دستورالعمل زندگي: “ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ”66
6).احكام و قوانين اسلامي: “فَلَوْلا نَفَرَ مِنْك ُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ”67″وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَهٌ فِي دِينِ اللَّه”68
در قرآن نيز واژه‌ي دين تا حدودي به همين معاني لغوي خود به كار رفته است و براي دين در قرآن، معناي جزاء و حساب، شريعت و قانون، طاعت و فرمان‌برداري، رسم و عادت، توحيد و يکتاپرستي و اسلام را ذكر كرده‌اند. ولي طاعت و فرمان‌برداري، يكي از معاني شايع دين است كه در اكثر آيات، دين به همين معنا آمده است. راغب اصفهاني ذيل آيه‌ي‌ “لا اكراهَ في الدين”69 مي‌گويد: “دين در اين آيه به معناي طاعت است؛ چرا كه در طاعت اخلاص شرط است و اخلاص با اكراه قابل جمع نيستند.”70
صدرالمتألهين شيرازي نيز، معناي دين را در آيه‌ي مذكور طاعت مي‌داند و مي‌گويد: “طاعت و بندگي بعد از معرفت به مقام و جلال خداوند نه تنها با اكراه همراه نيست، بلكه انسان با ميل و رغبت كامل خود، از دستورهاي خدا پيروي مي‌كند.”71
دين در قرآن، همانطور که ذکر شد، به معناي دين اسلام نيز آمده است و اين معنا با معناي طاعت، بسيار سازگار است؛ چرا كه اسلام نيز، همان تسليم در برابر اوامر و نواهي خداوند است؛ چنان که در کلام امام علي(ع) آمده است: “الاسلامُ هو التسليم والتسليمُ هو اليقين”72
بنابراين؛ واژه‌ي دين هم در كتاب‌هاي لغت و هم در قرآن به معاني مختلف آمده است، ولي معناي شايع و مشهور آن همان “طاعت و انقياد” است.

1-2-2-): مفهوم اصطلاحي دين :
همان‌گونه كه پيشتر اشاره شد، دين در حوزه‌هاي مختلفي چون جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، فلسفه‌ دين، كلام و… قابل بررسي است و در واقع هريك از اين حوزه‌ها، بُعدي خاصي دين را مورد بررسي قرار مي‌دهد. اما تعريف دين، خود آيا يک مسئله اي “برون ديني” است؟ يا يک مسئله “درون ديني”؟ يعني اگر درون ديني باشد، همانند طرق و روش اثبات احکام ديني که مشروط به استفاده از دلايل ديني و محدود به استنباط از طرق عقلاني صحيح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی شناخت انسان، اصالت وجود، نظام احسن Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نفس الامر، وجود خداوند