پایان نامه با واژگان کلیدی اندازه گیری عملکرد، عملکرد شرکت، مدیریت عملکرد، بهبود مستمر

دانلود پایان نامه ارشد

2007,p2).
2-1-2-2 ) عملکرد و حوزه مسئولیت69 – عملکرد همیشه متصل و یا مرتبط با حوزه مسئولیت است. دیدگاه های متفاوت از عملکرد که مرتبط با هر حوزه مسئولیت است ، مبنایی برای درک پیچیدگی هاي مدیریت عملکرد سازمان می باشد.برای هر یک از حوزه های مسئولیت ، توصیف گرهای متفاوت عملکرد یعنی معیارهای کمی و کیفی و نیز کاربردهای متفاوتی از این موارد توصیف شده ، وجود دارد . همه این توصیف گرها ، لزوماً با هم سازگار نیستند.بنابراین خیلی مهم و تعیین کننده است که بپذیریم عملکرد ، یک تعریف عملیاتی یکتا، در سازمان ندارد (تيموري وعلي اكبري،1388، ص15). اندازه گيري عملكرد پيش‌‌زمينه‌اي براي وظايف مختلف از جمله پاسخگويي70، سياست‌گذاري71 و به همان اندازه، برنامه‌ريزي72 و كنترل73 است. اندازه گيري عملكرد مي‌تواند به بهبود عملكرد منجر شود. اما اگر به درستي به كارگرفته نشود، نه تنها اثربخش نخواهد بود، بلكه پرهزينه بوده و مي‌تواند بسيار مضر و مخرب باشد (Bird et al., 2003,p7).

2-1-3 ) اندازه گیری عملکرد74
اندازه گيري عملكرد از سال 1880 مورد توجه قرار گرفته شده است. ليكن اندازه گيري ها درابتدا بر روي مسائل مالي مانند بازگشت سرمايه، هزينه، درآمد، سود و بهره وري متمركز بوده است. امروزه پس از حدود 130 سال علاقه مندي به مديريت و اندازه گيري عملكرد بيشتر شده است. در طول اين مدت محيط كسب و كار در حال تغيير مداوم بوده است. تغييرات منجر به افزايش نيازمندي هاي كاربران، مشتريان ، محيط ، ايمني ،كيفيت ، افزايش ريسك در قراردادها و ظهور پرسرعت فن آوري هاي جديد گرديده است. اين تغييرات به شروع يك بحران در صنايع مختلف دامن زده است به طوري كه شركت ها به شدت به دنبال راه حل هاي مديريتي برتر براي بهبود عملكردشان و مزيت رقابتي تثبيت شده مي باشند(Samson et al., 2005, p1).
اندازه گیری دارای تعاریف متعددی است طبق تعریف فرهنگ لغات آکسفورد اندازه گیری ، اسمی است که به عمل اندازه گرفتن اطلاق می شود. اندازه گیری عبارت است از عمل اندازه گرفتن و یا فرآیند اندازه گیری شدن مثل اندازه گرفتن کیفیت ، ابعاد و یا حجم (تيموري و علي اكبري،1388، ص8). هرچه را که نتوان اندازه‌گيري نمود نمی توان کنترل کرد و هرچه را که نتوان کنترل کرد مديريت آن نیز امکان‌پذير نخواهد بود (Das.L,1994,p24). نيلي75 بيان مي كند كه اندازه گیری عملکرد اصطلاحی است که بسیار مورد بحث و بررسی قرار گرفته است ولی به ندرت تعریفی از آن ارائه شده است و بیان می دارد که اندازه گیری عملکرد به معنی فرآیند کمی کردن76 افعال است .به بیان دیگر اندازه گیری عملکرد را می توان فرآیند کمی کردن كارآيي و اثربخشی اعمال تعریف کرد . یک سنجه77 عملکرد را می توان به عنوان یک معیار کمی کردن كارآيي و اثربخشی یک فعالیت تعریف نمود(Neely et al. ,1995, p81 ).
اندازه گیری عملکرد عبارت است از اندازه گیری عملکرد از طریق مقایسه وضع موجود با وضع مطلوب یا ایده آل براساس شاخص های از پیش تعیین شده که خود واجد ویژگی هايی معین باشد (رحيمي،1385 ، ص41). وبستر و هونگ78 بیان داشتند که اندازه گیری عملکرد یک فعالیت کلیدی مدیریت است که اطلاعات لازم برای تصمیم گیری کارا ، پایش عملکرد و تخصیص كارآي منابع را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهد(Webster et al. , 1994 , p50).
بيتيتسي و همكاران79 بين اندازه گيري عملكرد و مديريت عملكرد تفاوت قائل شده اند .مديريت عملكرد به عنوان يك نظام كنترلي با حلقه بسته اي است كه سياست و استراتژي را پياده سازي مي كند و از سطوح مختلف براي مديريت عملكرد نظام بازخورد دريافت مي كند. ليكن نظام اندازه گيري، يك نظام اطلاعاتي است كه در قلب فرآیند مديريت عملكرد قرار دارد و نقش حياتي در اثربخشي و كارآيي نظام مديريت عملكرد دارد و وظيفه آن تعيين ميزان موفقيت سازمان ها يا ميزان رسيدن به اهداف مي باشد(Bititci et al ,1997, p523).
مدیران معمولاً با موقعیت هایی مواجه می شوند که قواعد به خوبی تعریف نشده اند و بنابراین برای تصمیم گیری در مورد این که چه عملی را بايد انجام دهند قضاوت شخصی خود را به کار می برند.اگر همه نظام ها عمل صحیح و مناسب را برای همه موقعیت ها فراهم می آوردند دیگر نیازی به انسان های مدیر نبود. بنابراین فرآیند های غیررسمی درکنار فرآیندهای رسمی کنترل همواره در سازمان ها مورد نیاز می باشند. کنترل مدیریت فرآیندی است که به وسیله آن مدیران بر سایر افراد سازمان تاثیر می گذارند تا استراتژی های سازمان را پیاده سازی نمایند. مساله اصلی کنترل این است که اهداف افراد با اهداف سازمان هم جهت شود که به آن تناسب اهداف می گویند. مدیریت عملکرد یک فرآیند استراتژیک و یکپارچه است که موفقیت پایدار را برای سازمان از طریق بهبود مستمر عملکرد افرادی که در سازمان کار می کنند و با توسعه قابلیت های افراد و تیم های مشارکت کننده فراهم می آورد. فرآیند مدیریت عملکرد با تعیین انتظارات در قالب نقاط هدف استانداردها و قابلیت های مورد نیاز آغاز می شود. اما برای بهبود دادن عملکرد باید ازآگاهی یافتن از سطح عملکرد فعلی یا به عبارت دیگر اندازه گیری عملکرد آغاز شود. اندازه گیری مفهومی مهم در مدیرت عملکرد می باشد. اندازه گیری پایه ای برای ایجاد بازخورد می باشد. نشان می دهد که کجا کارها خوب پیش می رود تا پایه ای برای ساختن موفقیت بیشتر فراهم آورد و دریابد که کجا کارها خوب پیش نمی روند تا در مورد آن ها اقدامات اصلاحی صورت گیرد. به طور کلی اندازه گیری مبنایی برای پاسخگویی به دو سوال اساسی را فراهم می آورد (رجائيان،1387، ص2) :
آیا آن چيزي كه انجام گرفته ارزش انجام دادن دارد؟
آیا آن کار به خوبی انجام شده است؟
شرکت ها، سازمان ها و دستگاه‌هاي اجرايي، با هر چشم‌انداز80، مأموريت81 ، رسالت و اهدافي؛ نهايتاً در يک قلمرو ملي و يا بين‌المللي عمل مي‌کنند و ملزم به پاسخگويي به مشتريان82، ارباب‌رجوع83 و ذينفعان84 خود هستند. بنابراين، بررسي نتايج عملکرد، يک فرآیند مهم راهبردي تلقي مي‌شود. درصورتي که اندازه گیری عملکرد با ديدگاه فرآیندي و به طور صحيح و مستمر انجام گردد، موجب ارتقاي پاسخگويي سازمان ها و شركت ها و اعتماد عمومي به عملکرد آن ها مي‌گردد. همچنين موجب ارتقاي مديريت منابع، رضايت مشتري، کمک به توسعه ملي، ايجاد قابليت‌هاي جديد، پايداري و ارتقاي کلاس جهاني نيز مي‌گردد (حاجي جباري و سرآباداني،1386، ص 15).
اندازه گیری عملکرد در بُعد سازماني معمولاً مترادف با اثربخشي فعاليت‌ها است. منظور از اثربخشي ميزان دستيابي به اهداف و برنامه‌ها با ويژگي کارا بودن فعاليت‌ها و عمليات است.به بياني ديگر اگر در ساده‌ترين تعريف، نسبت داده به ستانده کارآيي در نظر گرفته شود، نظام اندازه گیری عملکرد در واقع ميزان کارآيي تصميمات مديريت در خصوص استفاده بهينه از منابع و امکانات را مورد سنجش قرار مي دهد. نظام اندازه گیری عملکرد مجموعه ای ازمعیارهای مورد استفاده برای کمی کردن كارآيي و اثربخشی فعالیت ها می باشد. نظام اندازه گیری عملکرد در واقع بخشی از سیستم های مدیریت عملکرد می باشد(Neely et al, 1995 , p82 ). تحقیقات بسیار زيادي در سال هاي اخیر در مورد ماهیت و روش های اندازه گیري عملکرد شرکت ها انجام شده است. نتايج اين تحقیقات از آن جهت ارزشمند است که مي توان وضعیت فعلي شرکت ها را درک نمود و چالش هاي آينده در زمینه اندازه گیري عملکرد را مورد بررسي قرارداد. امروزه صاحب نظران حوزه مديريت بر اهمیت مدل هاي اندازه گیری عملکرد به عنوان يکي از معتبرترين شاخص هاي توسعه يافتگي شرکت ها تأكيد مي ورزند (تقي زاده و فضلي،1390، ص126).با این تفاسیر می توان بیان نمود که ، اندازه گیری عملکرد فرآیندی است که فعالیت های شرکت را به گونه ای اندازه گیری می کند تا شرکت در سایه بهبود فعالیت ها ، هزینه ها را کاهش داده و نحوه انجام عملیات در شرکت بهبود يابد ، همچنین از مأموریت شرکت نیز پشتیبانی نماید. با این تعریف فعالیت هایی را باید در شرکت یافت که (قلي زاده وآزادي خواه،1389، ص2) :
قابل درک باشند
بتوان آن ها را مورد پایش قرار داد
به نوعی قابل اندازه گیری باشند
این فعالیت ها اساس عملکرد شرکت را پایه ریزی می کنند و عملکرد شرکت را مشخص می سازند. صاحب نظران علم مدیریت معتقدند که نظام های اندازه گیری عملکرد باید به طور ادواری مورد بررسی و بازنگری قرار گیرند که این امر ناشی از تغییر ارزش ها ی محوری هدایت کننده نظام های اندازه گیری عملکرد می باشد. از این رو نظام اندازه گیری باید متناسب و همگام با رشد و توسعه شرکت ها باشد و توسعه فن آوري ، ساختار رقابت داخلی و خارجی ، مزیت کیفیت ، جایگاه شرکت و کالا ها و خدمات ارائه شده و … را در اندازه گیری عملکرد مورد توجه قرار دهند (برازنده جدي،1385،ص40).
از سال ها قبل اندازه گیری عملکرد شرکت ها بخش عمده ای از مباحث حسابداری ، مدیریت و اقتصاد را تشکیل داده است. اصولاً عملکرد با هدف رابطه مستقیمی دارد. اندازه گیری عملکرد یعنی اندازه گیری این مطلب که شرکت تا چه میزان به اهداف از پیش تعیین شده در برنامه های خود دست یافته است. نتیجه حاصل از اندازه گیری عملکرد خود هدف نیست بلکه ابزاری برای پیش بینی برنامه های آتی و نیز بهبود نقاط قوت و بر طرف کردن نقاط ضعف شرکت است. اندازه گیری عملکرد شرکت بدون مد نظر قرار دادن ویژگی های تجاری و شرایط حاکم بر بازار کالاها و خدمات آن است. در بحث اندازه گیری عملکرد معمولاً این سوال مطرح می شود که کدام یک از معیارهای اندازه گیری عملکرد شرکت ها از اعتبار بیشتری برخوردار است. اصولاً یک شاخص مطلق وایده آل برای سنجش عملکرد شرکت ها وجود ندارد. اندازه گیری عملکرد شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای تا حد امکان پذیرفته شده ای استفاده شود که جنبه های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیت ها و امکان بهره مندی از امکانات را مورد توجه قرار می دهد(صفدري،1391، ص17).
محققان متعددی در تحقیقات خود به سنجش و ارزیابی عملکرد به عنوان یکی از اصلی ترین نقش های حسابداری مدیریت اشاره کرده اند و مجموعه ای از تکنیک ها و ابزارهای مالی و غیر مالی را برای اندازه گیری و ارزیابی عملکرد از طریق حسابداری مدیریت در نظر گرفته اند. بر طبق تعاریف نظام اندازه گیری عملکرد، نظام جامعی با رویکرد غالب حسابداری است که برای اندازه گیری و ارزیابی هر دو جنبه ی مالی و غیر مالی عملکرد طراحی شده است. بنابراین این نظام شرکت ها را قادر می سازد تا استانداردهايی را تدوین نمایند که بازتابی از نتایج دلخواهی از عملکرد آن شرکت باشند و سپس آن ها را در اندازه گیری و ارزیابی از نتایج واقعی یاری می نمایند (جلالي فريز هندي و همكاران ،1390، ص2).

2-1-4 ) ضرورت و اهمیت اندازه گیری عملکرد
در عصر کنونی، تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام اندازه گیری عملکرد را اجتناب ناپذیر نموده است. به گونه ای که فقدان این نظام در ابعاد مختلف سازمان و یا شرکت ها اعم از ارزیابی استفاده از منابع و امکانات،کارکنان، اهداف و استراتژی ها ، به عنوان یکی از علائم بیماری های آن سازمان یا شرکت قلمداد می گردد. اندازه گیری عملکرد موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه گیری عملکرد نباشد، مشکل است (طبرسا،1378، ص2).
بهبود مستمر عملکرد ، نیروی عظیم هم‌افزایی85 ایجاد می‌کند که این نیروها می‌تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت‌های تعالی سازمانی شود. دولت ها و سازمان ها و مؤسسات تلاش جلو برنده‌ای را در این مورد اعمال می‌کنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش رو و کسب بازخورد مناسب و اطلاع از میزان اجرای سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازه‌گیری و ارزیابی امکان‌پذیر نیست. کلوین86 فیزیکدان انگلیسی در مورد ضرورت اندازه‌‌گیری می‌گوید: هرگاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اندازه گیری عملکرد، استراتژی ها، بورس اوراق بهادار، شرکت های پذیرفته شده Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اندازه گیری عملکرد، نیروی کار، مدیریت کیفیت، تفویض اختیار