پایان نامه با واژگان کلیدی امر به معروف، نهی از منکر، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر «دو فریضه از مهمترین فرایض شرعی است که عقل نیز بر وجوب آن حکم میکند و کتاب و سنت همواره مردم را بر انجام آن فراخواندهاند و بقای دین و تداوم رسالت الهی و حفظ نظام و کیان مسلمانان بر انجام آن، مبتنی است»71.
امر به معروف و نهى از منکر وظیفه‏ى مهمی است که اگر عملى گردد، یک شبکهی گستردهی فرهنگى و اجرایى از مجموعهی افراد ملّت به وجود مى‏آورد که در آن هر فردى در مقابل آنچه که در محیط اطرافش مى‏گذرد، بىتفاوت نمى‏ماند. کارهاى نادرست را انکار میکند و انجام دهنده‏اش را از آن برحذر مى‏دارد. زیرا مى‏داند در پرتو این وظیفه هم خود و هم جامعهی اسلامی رستگار مى‏شود. بنابراین مى‏توان گفت که امر به معروف و نهى از منکر که همان مسؤولیت «نظارت همگانى» است، به عنوان یکى از وظایف مؤمنان، جامعه را به سوى تمدن و پیشرفت و ترقى، سوق مى‏دهد.
ما در اینجا، از ادلّهی وجوب امر به معروف و نهی از منکر، مراتب، درجات شرایط و لوازم آن صرفنظر کرده و به این بیان میپردازیم که امر به معروف و نهی از منکر بر حاکمان اسلامی امری لازم و ضروریست و همین امر میتواند مستند و دلیل مهمی برای نظارت بر ولیّ فقیه باشد.
توضیح آنکه اولاً ادلّهی امر به معروف و نهی از منکر اطلاق دارد و تقیید نشده است و مورد خطاب آن، همهی مکلفین هستند. این آموزه‌ی دینی تنها در روابط بین فردی انسان‌ها كاركرد ندارد؛ بلكه در روابط اجتماعی و روابط میان كارگزاران و شهروندان نیز کارایی دارد. فلذا این ادلّه را می‌توان شامل ولیّ فقیه هم دانست؛ بخصوص در عصر غیبت كه حاكم اسلامی دارای عصمت نبوده و احتمال خطا و انحراف عمدی یا سهوی از او متصور است. بنابراین حتی اگر خدای ناکرده، ولیّ فقیه معروفی را ترک کند یا منکری را انجام دهد، بر دیگران امر و نهی ایشان واجب میشود.
ثانیاً از آنجایی که فلسفهی غایی امر به معروف و نهی از منکر رعایت مصالح مسلمین است، به حکم عقل در جامعهای که متشکل از عموم مردم است، امر و نهی حاکمان و زمامداران از ضرورت و اهمیت بیشتری برخوردار میشود. چراکه مثلاًً اگر یک فرد عادی مرتکب منکر شود، ممکن است فقط خود را به هلاکت رساند؛ ولی اگر حاکم یک ملّت مرتکب منکر شود، چه بسا یک ملّت را به هلاکت رساند. به همین جهت است که حاکمان نقش اساسیتری در تعیین و رقمزدن سرنوشت مردم دارند.
ثالثاً روایاتی از ائمّهی اطهار (ع) نقل شده است که مردم را نسبت به امر به معروف و نهی از منکر مسؤولین حکومتی ترغیب مینماید. به دو نمونه از آنها اشاره میشود:
حضرت علی (ع) میفرمایند: «مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ… وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ»72. یعنی: همهی کارهای نیک و جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منکر همانند قطرهای بر دریای مواج است… و از همهی اینها برتر، بیان سخن حق در مقابل حاکم ستمکار است.
امام محمّد باقر (ع) میفرمایند: «مَنْ مَشَى إِلَى سُلْطَانٍ جَائِرٍ فَأَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ وَعَظَهُ وَ خَوَّفَهُ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ مِثْلُ أَعْمَالِهِمْ»73. یعنی: هر کس نزد سلطان ستمگری رود و او را به تقوای خدا دستور دهد و موعظهاش کند و بترساند، همانند پاداش جن و انس و همانند کارهای آنها، برای او خواهد بود.
بنابر آنچه که گفته شد، با توجه به وجوب امر به معروف و نهی از منکر بر آحاد مردم و اهمیت آن نسبت به حاکمان و زمامداران، چنانچه حتی ولیّ فقیه هم مرتکب منکر یا تارک معروفی گردد، بر ناظران آن صحنه واجب است که او را امر و نهی کنند. این امر، خود یک مسؤولیت نظارتی برای همگان میآورد تا در مواقع لازم، وظیفهی مهم امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند.
حضرت امام خمینی (ره) مسؤولیت مردم در خصوص فریضهی مهم امر به معروف و نهى از منکر را اینگونه تبیین مینمودند: «تربیت اسلامى این است که در مقابل اجراى احکام خدا، هیچ ملاحظه از کسى نکند. این آقاست این غیر آقا، این رئیس است این مرئوس است، ابداً این مسائل نباشد در کار. مسأله این باشد که این آیا به طریق اسلام دارد عمل مىکند یا نه. به طریق اسلام عمل مىکند، هر فردى باشد باید از او قدردانى کرد و تشویق کرد. برخلاف اسلام باشد هر فردى باشد، یک روحانى عالىمقام باشد، یک آدمى باشد که مثلاً رأس باشد، وقتى دیدند بر خلاف مسیر دارد عمل مىکند، هر یک از افراد موظفند که به او بگویند که این خلاف است، جلویش را بگیرند»74.
همچنین میفرمودند: «همهمان مسؤولیم، نه مسؤول براى کار خودمان، مسؤول کارهاى دیگران هم هستیم… اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسؤولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی»75.
2-3. قاعدهی النصیحة لائمة المسلمین
«النصیحة لائمة المسلمین» تعبیری آشنا و پرسابقه در فرهنگ سیاسی اسلام است که در روایات متعددی به چشم میخورد و براساس آن، همهی مردم حق دارند زمامداران را نصیحت و آرا و نظریات خیرخواهانهی خود را برای اطلاع رسانی و راهنمایی کارگزاران حکومت از اوضاع و احوال جامعه یا برای اصلاح و کنترل رفتار آنان مطرح سازند.
سرچشمهی این عنوان پیامبر اکرم (ص) میباشد که در حجة الوداع، ضمن سخنرانى در مسجد خیف، آن را مطرح فرمودند و پس از آن، در بیانات ائمّهی اطهار (ع) به عنوان یکى از مسؤولیتهاى امّت اسلامى مورد تأکید قرار گرفت. خیرخواهی مردم نسبت به حکومت و حاکمان در منطق اسلام آنقدر با اهمیت است که حضرت علی (ع) آن را حق حاکم و وظیفهی مردم میدانستند.
در این مبحث، ابتدا روایاتی که به این موضوع اشاره دارد را مطرح و سپس دیدگاههایی که نسبت به تفسیر «نصیحت» وجود دارد را بررسی مینمائیم. در نهایت دیدگاه مختار به عنوان مبنایی برای نظارت بر ولیّ فقیه استنتاج میگردد.

2-3-1. منابع روایی «النصیحة لائمّة المسلمین»
روایات متعددی وجود دارد که در آنها به قاعدهی «النصیحة لائمة المسلمین» اشاره شده است. به برخی از آنها اشاره میشود:
امام صادق (ع) میفرمایند که رسول خدا (ص) در حجة الوداع، در مسجد خیف، خطاب به مردم فرمودند: «نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَيْرُ فَقِيهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ ثَلَاثٌ لَا يُغِلُّ عَلَيْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِيحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ»76. یعنی: خداوند شاداب گرداند بندهای را که گفتار مرا بشنود و آن را به ذهن سپارد و حفظ کند و به هر که نشنیده برساند. چه بسا حمل کنندهی فقه که خود فقیه نباشد و چه بسا رسانندهی فقه به کسی که فقیهتر از اوست. سه چیز است که دل هیچ فرد مسلمانی نباید به آن خیانت کند: خالص کردن کار برای خدا، نصیحت برای پیشوایان مسلمانان و همراه بودن با جماعت آنها.
رسول اکرم (ص) در سفارشی به حضرت علی (ع) میفرمایند: «يَا عَلِيُّ سَبْعَةٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ وَ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ مُفَتَّحَةٌ لَهُ مَنْ أَسْبَغَ وُضُوءَهُ وَ أَحْسَنَ صَلَاتَهُ وَ أَدَّى زَكَاةَ مَالِهِ وَ كَفَّ غَضَبَهُ وَ سَجَنَ لِسَانَهُ وَ اسْتَغْفَرَ لِذَنْبِهِ وَ أَدَّى النَّصِيحَةَ لِأَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّه»77. یعنی: ای علی، هفت چیز است که هرکس آنها را انجام دهد، حقیقت ایمان را تکمیل کرده و درهای بهشت برای او گشوده است: هرکه وضوى خود را کامل کند و نمازش را نیکو کند و زکات مالش را بپردازد و خشم خود را نگاه دارد و زبانش را زندان کند و براى‏گناهش آمرزش طلبد و خیرخواهی اهل‏بیت پیامبرش را ادا نماید.
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: «الدِّينُ نَصِيحَةٌ قِيلَ لِمَنْ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَئِمَّةِ الدِّينِ وَ لِجَمَاعَةِ الْمُسْلِمِين»78. یعنی: دین خیرخواهی است، گفته شد: برای چه کسانی ای رسول خدا؟ فرمود: برای خدا و پیامبرش و امامان دین و جماعت مسلمین.
حضرت علی (ع) نصیحت را حقی برای حاکم و وظیفهای برای مردم میدانند و میفرمایند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُم»‏79. یعنی: ای مردم، همانا که من بر شما حقی دارم و شما هم بر من حقی دارید؛ حق شما بر من این است که خیرخواهتان باشم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا جاهل نمانید و شما را تربیت کنم تا دانا گردید. اما حق من بر شما وفاداری در بیعت، نصیحت در آشکار و نهان، اجابت هنگامی که بخوانمتان و اطاعت هنگامی که دستورتان دهم، میباشد.
امام محمد باقر (ع) میفرمایند: رسول خدا (ص) فرمودند: «مَا نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى وَلِيٍّ لَهُ يُجْهِدُ نَفْسَهُ بِالطَّاعَةِ لِإِمَامِهِ وَ النَّصِيحَةِ إِلَّا كَانَ مَعَنَا فِي الرَّفِيقِ الْأَعْلَى»80. یعنی: خداوند عزوجل به هیچ یک از اولیاء خویش که خود را در فرمانبرداری و نصیحت امامش به تلاش میاندازد، نگاه نمیکند مگر اینکه در بهشت برین، همراه ما خواهد بود.

2-3-2. منظور از «نصیحت» چیست؟
نکتهای که در اینجا باید به آن پرداخته شود، این است که آیا منظور از «نصیحت»، پند و اندرز و انتقاد است، یا اینکه مراد صرف اطاعت و تبعیت میباشد و یا اینکه منظور دیگری را در بر دارد. در این خصوص سه دیدگاه اصلی وجود دارد که به بیان و بررسی هریک از این دیدگاهها میپردازیم:

2-3-2-1. دیدگاه اوّل
معمولاً در اولین برداشت از نصیحت، معنی «پند و اندرز» به ذهن خطور میکند. به این بیان که بعضی پنداشتهاند که در نصیحت پیشوایان مسلمین، همان معنای پند و اندرز پدرانه همراه با دلسوزی نهفته است که گاهی موجب سوء استفادههایی در این زمینه شده است81.
معمولاً در گفتارها و نوشتارها براى بیان ضرورت انتقاد از بزرگان خصوصاً رهبرى نظام اسلامى به عبارت فوق تمسک مى‏شود و اینگونه برداشت مى‏شود که موعظه، راهنمایى و ارشاد ائمّهی مسلمین‏ از خطا بر همهی مردم واجب است ‏و این دستاویزى گشته تا دانسته یا ندانسته اعتماد و اطمینان مردم را از خط رهبرى سلب کنند.

2-3-2-2. پاسخ دیدگاه اوّل
در پاسخ به این دیدگاه باید گفت به نظر نمیرسد که تفسیر «نصیحت» به پند و اندرز و موعظه، صحیح باشد. به دلیل اینکه اگر اهل بیت (ع) را حداقل مشمول ائمّهی مسلمین بدانیم، در این صورت پند و اندرز و ارشاد آنان کاملاً خطاست. چراکه ‏ایشان مصداق بارز یا منحصر «راسخون در علم‏» هستند و خود پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «إِنِّي وَ أَهْلَ بَيْتِي مُطَهَّرُونَ فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَخَلَّفُوا عَنْهُمْ فَتَزِلُّوا وَ لَا تُخَالِفُوهُمْ فَتَجْهَلُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُم»82. یعنی: من و اهل بیتم پاکانیم. پس از آنها پیش نیفتید که گمراه‏ شوید و از ایشان باز نمانید که به لغزش میافتید و مخالفتشان ‏نکنید که دچار جهالت‏ میشوید و چیزى به ایشان نیاموزید که ایشان‏ داناتر از شما هستند؛ و در حالى که علم کتاب و علم تمام انبیاء گذشته نزد یکایک ایشان هست و ایشان سرچشمهی علم هستند.
پس لازمهی این برداشت از نصیحت ائمّه‏، نفى علم ایشان بر تمام ‏امور و نفى تقدم نظر و تشخیص آنان بر تشخیص دیگران و نیز مستلزم ‏نفى عصمت ایشان است. چون انتقاد و موعظه و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام خمینی، ولایت فقیه، پیامبر (ص) Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام زمان (عج)، امام صادق، امام زمان