پایان نامه با واژگان کلیدی امام صادق، رسول اکرم (ص)، آیات و روایات

دانلود پایان نامه ارشد

حرامزاده پذیرفته است؟ فرمودند: خیر. نیز امام صادق (ع) فرمودند: «لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ وَلَدِ الزِّنَا»214. یعنی: شهادت حرامزاده جایز نیست.
بنابراین اگر شهادت حرامزاده قبول نباشد، ولایت و حکومت او به طریق اولی نباید مقبول باشد.
ب) اشتراط حلالزادگی در امام جماعت: حلالزادگی از شرایط اصلی امام جماعت است و نمیتوان پشت سر حرامزاده نماز خواند.
حضرت علی (ع) میفرمودند: «لَا يُصَلِّيَنَّ أَحَدُكُمْ خَلْفَ الْمَجْنُونِ وَ وَلَدِ الزِّنَا»215. یعنی: هیچیک از شما نباید پشت سر دیوانه و حرامزاده نماز بخواند. همچنین امام صادق (ع) میفرمایند: «خَمْسَةٌ لَا يَؤُمُّونَ النَّاسَ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ عَدَّ مِنْهُمُ الْمَجْنُونَ وَ وَلَدَ الزِّنَا»216. یعنی: پنج طایفه هستند که نمیتوانند در هر صورت امامت مردم بر عهده بگیرند که از جملهی آنان، دیوانه و حرامزاده میباشد.
از فحوای دلایل اشتراط پاکزادی در امام جماعت نیز بر اساس قاعدهی اولویت استفاده میگردد که رهبری امّت اسلامی باید حلالزاده باشد.
4-1-6. عدالت
شرط دیگر زمامدار اسلامى «عدالت» است. «فقيه جامع ‏الشرايط، كسى است كه علاوه بر جناح عقل نظرى، در جناح عقل عملى نيز به مقدار ممكن كامل باشد؛ يعنى علاوه بر اينكه لازم است علم دين را درست‏ بفهمد، بايد آن علم را در خودش و محدودهی حياتش و در جامعهی اسلامى به درستى اجرا نمايد؛ لازم است همهی وظايف دينى خود را انجام دهد و آنچه از دين بايد به مردم ابلاغ كند، ابلاغ نمايد و چيزى را كتمان نكند. فقيه عادل، بايد به ميل و هوس كارى نكند؛ مطيع هواهاى نفسانى نگردد و گناهى از او سرنزند؛ نه واجبى را ترك كند و نه حرامى را مرتكب شود»217.
عقل حکم مىکند که نمىتوان زمام جامعهى اسلامی و امور مسلمین را به کسى سپرد که در عمل پاى‏بند به آن اعتقاد نیست و التزامى به قوانین آن ندارد. از سوى دیگر، آیات و روایاتى بیان شده است که اطاعت از غیر عادل یا ولایت او را انکار مىکند که به دلیل زیاد بودن آنها، به مواردی اشاره میکنیم:
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين»218. یعنی: و هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با کلماتی آزمود، پس او آنها را به پایان برد. خداوند فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم. ابراهيم عرض كرد: از فرزندان من چطور؟ خداوند فرمود: پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد.
همچنین میفرماید: «وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفينَ، الَّذينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُون»219. یعنی: از دستور اسرافکارن اطاعت نکنید، آنان که در زمین فساد به پا کرده و اصلاح نمیکنند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در بیان اوصاف امام و رهبر جامعهی اسلامی میفرمایند: «لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَةُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلَايَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ الرَّحِيمِ»220. یعنی: امامت و رهبری جامعه فقط برای کسی که در وی سه خصلت باشد برازنده است: تقوایی که او را از معصیت خداوند باز دارد، حلمی که با آن غضب خویش را کنترل کند و با نیکی حکومت کردن بر کسانی که حکومتشان را به عهده گرفته است، تا جایی که برای آنان همانند پدری مهربان باشد.
حضرت علی (ع) ضمن خطبهای خطاب به عثمان فرمودند: «إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيَا بِدْعَةً مَتْرُوكَة»221. یعنی: بدون شک بدترین مردم نزد خداوند، پیشوای ستمگری است که خود گمراه است و دیگران توسط او به گمراهی کشیده شوند، پس سنتهای معلوم را بمیراند و بدعتهای مجهول را زنده کند.

4-1-7. فقاهت و اجتهاد
از دیگر شرایط ولیّ فقیه، فقاهت و اجتهاد است. بر اساس آموزههای اسلام، کسى مىتواند زمام حکومت و امور جامعه‏ى اسلامى را به دست گیرد که به مقام فقاهت رسیده باشد و بتواند احکام الهى را از منابع موثق و مورد اعتماد، استنباط نماید. دلایلی برای این مورد وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرمایند: «مَنْ ضَرَبَ النَّاسَ بِسَيْفِهِ وَ دَعَاهُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِي الْمُسْلِمِينَ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ ضَالٌّ مُتَكَلِّفٌ»222. یعنی: کسی که مردم را با شمشیر بزند و آنان را به اطاعت از خود فراخواند، در حالی که در میان مسلمانان کسی داناتر از وی وجود داشته باشد، پس او گمراه و متکلّف223 است.
امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در خطبهی معروف به «منبریّه» در بیان صفات رهبر فرمودند: «وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ الْوَالِيَ عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ الْمَغَانِمِ وَ الْأَحْكَامِ وَ إِمَامَةِ الْمُسْلِمِينَ الْبَخِيلُ فَتَكُونَ فِي أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لَا الْجَاهِلُ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ»224. یعنی: و شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام و رهبری مسلمین ولایت داشته باشد، چون در اموال آنها حریص میگردد و نیز نادان، چون با نادانی خود، آنها را به گمراهی میکشاند.
رسول اکرم (ص) میفرمایند: «من أم قوما و فيهم أعلم منه أو أفقه منه لم يزل أمرهم في سفال إلى يوم القيامة»225. یعنی: کسی که گروهی را رهبری کند، در حالی که میان آنان، داناتر از او یا فقیه تر از وی باشد، پیوسته کار آنان تا روز قیامت در پستی است.
لازم به ذکر است که به نظر میرسد در این روایات در مورد فقهای عصر غیبت، آنچه ضروری است «اجتهاد مطلق» مىباشد؛ یعنى فقیه در مسائل، حکم را از منابع دینى استنباط کند و قدرت اجتهاد او منحصر در دایره‏ى خاصى نباشد. توضیح آنکه «فهم درست و كامل وحى، زمانى صورت مى‏گيرد كه فقيه، به همهی ابعاد آن آگاه باشد و از اينرو، اسلام‏شناس واقعى كسى است كه در همهی اصول و فروع، در عبادات و عقود و احكام و ايقاعات و سياست اسلامى مجتهد باشد. بنابراين، كسى كه در تحليل همهی معارف دين، اجتهاد مطلق ندارد و به اصطلاح «مجتهد مطلق‏» نيست، بلكه «مجتهد متجزّى‏» است، صلاحيت ولايت‏ بر جامعهی اسلامى و ادارهی آن را ندارد و همچنين فقيهى كه ابعاد سياسى اسلام را خوب نفهميده است، توان چنين مسؤوليت عظيمى را نمى‏تواند داشته باشد»226.

4-1-8. قدرت و توانایی رهبری
از دیگر شرایط مهمّ ولی فقیه، قدرت و توانایی رهبری میباشد. فقیه عادلى مىتواند زمام امور جامعه‏ى اسلامى را به دست گیرد که توانایى اداره‏ى آن را داشته باشد.
این مطلب مورد تأیید عقل نیز قرار میگیرد. خردمندان وقتی کاری را به کسی واگذار میکنند، توانایی و قدرت آن شخص در انجام آن کار را نیز در نظر میگیرند. پس هنگامی که چنین شرطی در امور جزئی مورد نظر باشد، به طریق اولی واگذاردن مسؤولیت ادارهی امّت اسلامی که از دقیقترین و مشکلترین کارهاست، به کسی که توان و قدرت انجام آن را ندارد جایز نیست. علاوه بر حکم عقل، دلایل بسیاری از کتاب و سنت نقل شده است که به چند مورد اشاره میکنیم:
خداوند در قرآن کریم به نقل از حضرت یوسف (ع) میفرماید: «قالَ اجْعَلْني‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفيظٌ عَليم»227. یعنی: یوسف گفت مرا به خزینههای زمین بگمار که من حفظ کننده و دانا هستم. از ظاهر این آیه استفاده میگردد حضرت یوسف (ع) که بعدها صدر اعظم و عزیز مصر گردید، در حفظ خزائن و اموال عمومی امین و به فنون نگهداری منابع و اموال و مصارف آنها، آگاه و دانا بود.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَةُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلَايَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ الرَّحِيمِ»228. یعنی: امامت و رهبری جامعه فقط برای کسی که در وی سه خصلت باشد برازنده است: تقوایی که او را از معصیت خداوند باز دارد، حلمی که با آن غضب خویش را کنترل کند و با نیکی حکومت کردن بر کسانی که حکومتشان را به عهده گرفته است، تا جایی که برای آنان همانند پدری مهربان باشد.
حضرت علی (ع) خطاب به مردم مدینه فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيهِ»229. یعنی: «ای مردم، سزاوارترین مردم به این امر (خلافت) تواناترین آنان به انجام آن و داناترینشان به دستورات خداوند در امور مربوط به آن میباشد.
همچنین امام رضا (ع) میفرمایند: «وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا يَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا يَنْكُلُ… نَامِي الْعِلْمِ كَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَةِ عَالِمٌ بِالسِّيَاسَةِ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِينِ اللَّه»230. یعنی: امام عالمی است که نادانی نمیکند و نگهدارندهای است که شانه از مسؤولیت تهی نمیکند… رشد دهندهی علم، حلمش کامل، بر رهبری قوی و مسلط، در سیاست دانا، اطاعتش واجب، به امر خداوند عزوجل قائم، خیرخواه بندگان خدا و نگهبان دین خدا میباشد.
لازم به ذکر است که «قدرت و توان برای ادارهی امور جامعه بر چند چیز متوقف است:
1ـ استعداد ذاتی وی بر انجام این مسؤولیت که در اصطلاح به آن «شمّ سیاسی» میگویند؛ چراکه مردم در استعداد و علاقه نسبت به کارهای مختلف متفاوتند و برخی افراد به طور کلی استعداد و آمادگی انجام چنین مسؤولیتهایی را فاقد هستند.
2ـ احاطه به کیفیت و فنون اجرای کار و آگاهی از شرایط زمان و محیط تحت مسؤولیت خود.
3ـ شجاعت ذاتی و قوت اراده و قاطعیت در تصمیمگیری، به گونهای که بتواند در مسائل مهم با قاطعیت تصمیمگیری نموده و احساس ناتوانی نکند؛ زیرا چه بسا سیاستمدار مطلع و آگاهی که به خاطر ضعف روحی از اعمال اراده و تصمیمگیری در شرایط حساس ناتوان است.
4ـ سلامت حواس و اعضایی نظیر گوش و چشم و زبان و اعضای رئیسهی دیگر که مربوط به کار او میشود و یا اینکه فقدان آنها موجب نفرت و انزجار مردم و مانع از تأثیر حکم او بین دیگران میگردد؛ زیرا برای ادارهی کشور به تجزیه و تحلیل و ادراک مسائل سیاسی، خطابه برای مردم و چه بسا به قیام شخص رهبر نیاز میافتد که باید در ایفای مسؤولیت خود از این توانایی برخوردار باشد»231.
4-2. شرایط ولیّ فقیه از منظر قانون اساسی
ولیّ فقیه در قانون اساسي، وظايف و اختيارات گستردهاي دارد و در واقع عاليترين مقام رسمي كشور است كه قواي سه گانه، نيروهاي مسلح و بسياري از نهادها و سازمانهاي دولتي، تحت نظارت مستقيم و غيرمستقيم وی هستند. از اين رو بايد مشخص شود كه در قانون اساسي، قانونگذار چه شرايط و ويژگيهايي براي او در نظر گرفته است.
قانون اساسی از بیان بعضی از شرایطی که فقه اسلامی برای ولیّ فقیه مطرح نموده، امتناع کرده است؛ مثلاً از شرایطی مانند: عقل، بلوغ، اسلام و ایمان، ذکوریت و حلالزادگی که لزوم وجود آنها برای ولیّ فقیه کاملاً واضح و بدیهی میباشد، صحبتی به میان نیامده است.
در اصل پنجم قانون اساسي آمده است که در زمان غيبت حضرت ولي عصر (ع) در جمهوري اسلامي ايران، ولايت امر و امامت امّت بر عهدهي فقيه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبّر است كه طبق اصل يكصد و هفتم، عهدهدار آن ميگردد.
در اصل یکصد و نهم قانون اساسی كه دربارهي شرايط و صفات ولیّ فقیه میباشد، به سه شرط مهم اشاره شده است: صلاحيت علمي لازم براي افتاء در ابواب مختلف فقه؛ عدالت و تقواي لازم براي رهبري امّت؛ بينش صحيح سياسي و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت کافی برای رهبری.
اکنون با توجه به این دو اصل، به توضیح و بررسی شرایط و ویژگیهای وليّ فقيه در قانون اساسی نظام جمهوري اسلامي ايران میپردازیم:

4-2-1.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی فقه اسلامی، آیات و روایات، حکومت اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نهی از منکر، امر به معروف، اجرای احکام