پایان نامه با واژگان کلیدی امام سجاد، عدل و داد

دانلود پایان نامه ارشد

عصر(ع) کارآمدتر و موثرتر از نص پيشين بر امامت وي باشد خصوصاً درباره حضرت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏مهدي(عج) هنگام ظهور ايشان، توضيح اينکه با توجه به نصوص متعدد رسول خدا و ائمه(ع) بر امامت امام بعدي بسيار رخ مى‏داد که هنوز برخي از مردم حتي شيعيان به دلائل گوناگون همچون شرايط شديد تقيه، در شناخت امام بعدي نيز در حيرت مى‏ماندند که بي‏ترديد در اين موارد يکي از رساترين نشانه‌هاي امامت، ظهور معجزه به دستان امام بود. معجزه در خصوص امام عصر(عج) از اهميت بيشتري برخوردار است چراکه امامان پيشين در دوران ظهور بودند و مردم ايشان را مى‏شناختند و مى‏ديدند و به ايشان مراجعه مى‏کردند لذا نص بر امامت هريک از ايشان از ناحيه پيامبر(ص) و نيز از ناحيه امام پيشين در تطبيق دادن نص بر امام بعدي غالباً امري آسان بود. اما در خصوص امام عصر(ع) از آنجا که ظهور ايشان پس از غيبتي طولاني است و علي الظاهر اغلب مردم توفيق ديدار ايشان را نداشته‏ا‏ند لذا جهت پي بردن به شخص امام در اين موقع، نص به تنهايي کافي نيست بلکه ظهور معجزه مکمل و تعيين کننده نهايي در مقام شناخت شخص امام خواهد بود. از سوي ديگر از آنجا که اهل سنت و نيز ديگر فرقه‌هاي مخالف اماميه، وجود نص نبوي بر امامت ائمه ‏ا‏طهار(ع) را انکار مى‏کنند.921 در اين شرايط ظهور معجزه بر دستان مبارک ايشان خصوصاً ظهور معجزه از ناحيه امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ عصر(عج) از کارآمدي بيشتري نسبت به نص دارد.
البته صدور معجزه اختصاصي به وقت ظهور امام عصر(عج) ندارد بلکه هر زماني که حضرت صلاح بداند، معجزه اي از حضرت صدور خواهد يافت.
4-7- حکومت جهاني حضرت مهدي(ع)
مسأله حکومت جهاني حضرت مهدي(ع) نيز يکي ديگر از مهمترين مباحث مهدويت است که در برخي از آيات قصص به آن بشارت داده شده است. توضيح اينکه در آيات آغازين سوره قصص چنين آمده است “وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ”922 که آيه دوم و سوم اين سوره محور موضوع مذکور قرار دارد.
در اين دو آيه خداوند پرده از روى اراده و مشيت خود در مورد مستضعفان برداشته و پنج امر را در اين زمينه بيان مى‏كند. نخست: ما مى‏خواهيم آنها را مشمول نعمتهاى خود كنيم(وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ…) دوم: ما مى‏خواهيم آنها را پيشوايان نمائيم(نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً). سوم: ما مى‏خواهيم آنها را وارثان حكومت جباران قرار دهيم(وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏). چهارم: ما حكومت قوى و پا بر جا به آنها مى‏دهيم(وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ‏). و پنجم: آنچه را دشمنانشان از آن بيم داشتند، به آنها نشان دهيم(وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ‏). آيات فوق، هرگز سخن از يك برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائيل نمى‏گويد، بلكه بيانگر يك قانون كلى است براى همه اعصار و قرون و همه اقوام مى‏گويد: ما اراده داريم كه بر مستضعفان منت بگذاريم و آنها را پيشوايان و وارثان حكومت روى زمين قرار دهيم. اين بشارتى است در زمينه پيروزى حق بر باطل و ايمان بر كفر. اين بشارتى است براى همه انسانهاى آزاده و خواهان حكومت عدل و داد و برچيده شدن بساط ظلم و جور. نمونه‏اى از تحقق اين مشيت الهى، حكومت بنى اسرائيل و زوال حكومت فرعونيان بود. و نمونه كاملترش حكومت پيامبر اسلام ص و يارانش بعد از ظهور اسلام بود و نمونه گسترده‏تر آن ظهور حكومت حق و عدالت در تمام كره زمين بوسيله حضرت مهدى(ع) است. اين آيات از جمله آياتى است كه به روشنى بشارت ظهور چنين حكومتى را مى‏دهد، لذا در روايات اسلامى مى‏خوانيم كه ائمه اهل بيت(ع) در تفسير اين آيه اشاره به اين ظهور بزرگ كرده‏اند.923
امام على(ع) مى‏فرمايد: “دنيا پس از چموشى و سركشى- همچون شترى كه از دادن شير به دوشنده‏اش خوددارى مى‏كند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد- به ما روى مى‏آورد، سپس آيه “وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَ‏” را تلاوت فرمود”.924 و در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار(ع) در تفسير آيه مزبور فرمود: “اين گروه آل محمد ص هستند، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى كه بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگيزد و به آنها عزت مى‏دهد و دشمنانشان را ذليل و خوار مى‏كند”.
امام سجاد(ع) مى‏نيز قرمود: “سوگند به كسى كه محمد ص را به حق بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد كه نيكان از ما اهل البيت و پيروان آنها به منزله موسى و پيروان او هستند، و دشمنان ما و پيروان آنها بمنزله فرعون و پيروان او مى‏باشند”925
در واقع آيه “وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ” به لحاظ معنايي متناسب با معناي آيه “وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم‏..”926 که در سياق آيات قصص قرار ندارد. آيه “وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون”927 نيز به لحاظ معنايي متناسب با آيات مزبور است زيرا در اين آيه خداوند بشارت مي‌دهد که بندگان صالح خداوند وارث زمين خواهند شد.
شايان ذکر است که امام باقر(ع) در روايتي بندگان صالح را اصحاب حضرت مهدي(ع) دانسته است.928 البته احتمال دارد که مراد از وارثان زمين علاوه بر اصحاب حضرت مهدي(ع)، ائمه اطهار(ع) نيز باشند که در اين صورت آيه مذکور علاوه بر حکومت جهاني حضرت مهدي(ع) بر رجعت اهل بيت(ع) نيز دلالت مي‌کند.
4-8- آداب انتظار
موضوع “آداب انتظار” اگرچه در شمار مباحث کلامي مهدويت لحاظ نمى‏شود بلکه در ذيل وظائف و رسالت منتظران در دوران غيبت مطرح مي‌شود لکن از آنجايي که از برخي از آيات قصص در قرآن کريم مي‌توان نکات ارزشمندي در راستاي آداب انتظار برداشت نمود که مي‌تواند تتمه‏اي بر مباحث کلامي پيشين باشد، ذيلاً به آن اشاره مي‌کنيم با اين توضيح اينکه محوريت اين بحث ماجراي شدت تأثر يعقوب در فراق يوسف است که در آيات 83 تا 88 سوره يوسف آمده است.
4-8-1- صبر جميل داشتن
عبارت “قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَميلٌ..”929 نشان مي‌دهد که در برابر فراق يوسف(ع) در گام اول بايد صبر جميل داشته باشد و اين مي‌تواند براي منتظران نيز اصل مهمي باشد. به نظر مى‏رسد که صبر جميل صبري باشد که سرشار از رضايت از اراده الهي و همراه با شکر گزاري و سپاس خداوند باشد و شکوه در آن نباشد.930
البته اين امر با شکوه به نزد خدا بردن منافاتي ندارد زيرا اين از باب مناجات و راز دل به خدا گفتن است و موجب تسلي دل خواهد شد افزون بر اينکه انسان هميشه بايد از خداوند بهترين قضاء و مصلحت الهي را طلب کند.
4-8-2- اميدواري به امر فرج
اصل ديگر در انتظار فرج اميدواري به خداوند در وصال و فرج است که از فراز “..عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَني‏ بِهِمْ جَميعاً..”931 برداشت مي‌شود. بى‏ترديد نا اميدي بزرگترين آسيب‏ها را به انسان در زندگي وارد مي‌سازد و از سوي ديگر زمينه متأثر شدن از محيط نامطلوب را در انسان آماده مي‌سازد.
4-8-3- غيبت را ناشي از علم و حكمت خداوند دانستن
اصل ديگر در انتظار فرج و آداب آن بر اساس فراز “..إِنَّهُ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيمُ”932 اين است که انسان اصل و اساس غيبت را از ناشي از حکمت و علم الهي بداند که اين تلقي انسان را از مخالفت، نزاع و شکوه از خداوند بازخواهد داشت و انسان را از رضايت الهي خارج نمى‏سازد. البته اين مطلب به اين معني نيست که انسان عوامل و اسباب ديگر غيبت را ناديده انگارد مانند تقصيرها و گناهان شيعيان و تشديد ظلم و عداوت دشمنان و امور ديگر.
4-8-4- تأثر و اندوه در فراق و اشتياق
اصل ديگر در انتظار فرج و آداب آن بر اساس آيات “وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى‏ عَلى‏ يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظيمٌ قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكينَ”933 شدت تأثر و اندوه در فراق و اشتياق است که بى‏ترديد اين امر از يک محبت به امام را در دل افزون مي‌کند و از سوي ديگر مانع از ورود مهر اغيار به دل مي‌گردد. علاوه بر غم و اندوه و اشک در فراق و اشتياق به امام عصر(عج) از اين آيه مي‌توان برداشت ديگري در اهميت اشک بر مصائب اهل بيت(ع) داشت و آن اينکه وقتي فراق از يک حجت الهي يعقوب را چنين وادارد که چندين سال در فراق او اشک ريزد و حال آنکه به حيات وي باور دارد، تا آنجايي که از شدت اندوه ديدگانش نابينا گردد، پس به طريق اولويت اگر حجت الهي مبتلا به مصائبي شود و وفات يابد و يا مظلومانه کشته شود، اقامه حزن و عزاء و گريستن حتي اگر ديدگان نابينا گردد رواست و هرگز مورد ملامت نيست که روايت زير بيانگر اين مدعاست:
امام باقر(ع) در روايتي فرمود: “امام سجاد(ع) بر پدرش امام حسين(ع) بيست سال گريه كرد و طعامى پيش روى او گذاشته نمى‏شد مگر اينكه گريه مى‏كرد تا جايى كه غلامش به او عرض كرد: اى پسر پيامبر خدا(ص) آيا وقت آن نرسيده كه اندوه تو پايان يابد؟ فرمود: واى بر تو! يعقوب پيامبر دوازده پسر داشت، خداوند يكى از آنها را از چشم او پنهان كرد، از كثرت گريه بر او دو چشمش سفيد شد و سر او از اندوه سفيد شد و پشت او از غم خميده گشت در حالى كه پسرش در دنيا زنده بود، ولى من مى‏ديدم كه پدر و برادر و عمو و هفده نفر از خاندانم در كنار من كشته شده‏اند، پس چگونه اندوه من پايان گيرد؟”934
4-8-5- به ياد امام عصر(ع) بودن
بر زبان آوردن نام امام و از او به فراواني ياد کردن، اصل ديگري از آداب انتظار مي‌باشد چنانکه از آيه شريفه “وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى‏ عَلى‏ يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظيمٌ قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكينَ”935 استنباط مي‌شود.
توضيح اينکه “ذكر” گاه به معنى حفظ مطالب و معارف و گاه به معنى يادآورى چيزى به زبان يا به قلب است، لذا گفته‏اند ذكر دو گونه است: “ذكر قلبى” و “ذكر زبانى”936علامه طباطبايي ذکر لساني هر چيز را از آثار ذکر قلبي آن دانسته است.937 وي مي‌نويسد: ظاهرا اصل در اين كلمه، ذكر قلبى است و اگر لفظ را هم ذكر گفته‏اند به اين اعتبار است كه لفظ معنا را بر دل القاء مى‏كند.938 اين واژه در قرآن کريم نسبت به خداوند بسيار استعمال شده است. مانند آيات ” الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ”939، “يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً”940 و بسياري از آيات ديگر که مؤمنان را به ياد خدا سفارش کرده است. حقيقت “ذکر” اين است که انسان با تمام قلب، متوجه خدا و عظمت، علم و آگاهيش و حاضر و ناظر بودنش گردد و اين توجه مبدأ حركت و فعاليت در وجود او به سوى جهاد، تلاش و نيكي‌ها گردد و ميان او و گناه سد مستحكمى ايجاد نمايد.941 معناي گفته شده از ذکر نسبت به “امامان معصوم” نيز سازگار است به اين دليل که ايشان اسماء حسناي خداوند هستند.942 به استناد برخي از آيات و روايات، ناظر و شاهد بر أعمال بندگان هستند. مانند آيه “وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون..”943 ‏ که مراد از “المؤمنون” در اين آيه امامان معصوم(ع) است.944 از سوي ديگر در بسياري از آيات قرآن کريم ذکر نعمت توصيه شده است. همچون آيات “‏يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ..”945 و “يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُم‏..”946 بي‏ترديد يکي از بزرگ ترين نعمت‌هاي الهي ” امام معصوم” است. آيه ِ “..وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً..”947 شاهدي بر اين مدعا است که در

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد درباره ارزش بازار، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام، سود حسابداری Next Entries منابع پایان نامه ارشد درباره وجوه نقد، سود حسابداری، قیمت سهام، سودهای حسابداری