پایان نامه با واژگان کلیدی امام زمان

دانلود پایان نامه ارشد

و نيز آيه “ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى‏ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ”839 که سياق اين آيه دلالت دارد بر اينكه دعاى مزبور و همچنين تبرى از پدرش(آزر) در دنيا از حضرت ابراهيم(ع) صادر شده، نه اينكه در قيامت دعايش مى‏كند و پس از اينكه حقيقت مطلب را مى‏فهمد، از او بيزارى مى‏جويد.
در واقع نخست دعاى ابراهيم(ع) را حكايت نموده و آن گاه بيزارى‏اش را از پدر ذكر مى‏كند و اين دعا و تبرى هر دو در دنيا و در اوايل عهد وى و قبل از مهاجرت به سرزمين بيت المقدس بوده است اما در آيه مورد بحث “رَبَّنَا اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ”840 که بيانگر دعاي ابراهيم(ع) در آخر عمرش يعنى پس از آنكه به ارض مقدس مهاجرت نمود و صاحب اولاد شد و اسماعيل را به مكه آورد و آن شهر و خانه خدا را بنا نهاد، سخن از استغفار ابراهيم براي پدرش مي‌باشد که با توجه به اينکه از يک سو كلمه “والدى” كه جز بر پدر و مادر صلبى اطلاق نمى‏شود و از سوي ديگر در ساير آياتى كه اسم آزر برده شده از او به “أب” تعبير كرده است، اين كلمه به غير پدر از قبيل جد و عمو و كسانى ديگر نيز اطلاق مى‏شود، از آن جمله در قرآن از ابراهيم، جد يعقوب و نيز از اسماعيل، عموى او، در آيه “أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ”841 به پدر تعبير كرده است و نيز آنجا كه كلام يوسف را حكايت مى‏كند چنين مى‏فرمايد “وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ..”842 با اينكه اسحاق جد يوسف، و ابراهيم جد پدر او است. بنابرين آزر پدر حقيقى ابراهيم نبوده بلکه پدر حقيقى وي شخص ديگرى غير از آزر بوده، و ليكن قرآن از او اسم نبرده بلكه در روايات، نام او “تارخ” ذکر شده و تورات نيز آن را تاييد نموده است.843 بر اين اساس وي “لِوالِدَيَّ” را پدر و مادر حقيقي حضرت ابراهيم(ع) دانسته و دو روايت مذکور از تفسير عياشي که بيانگر قرائت “رب اغفر لي و لولدي” يعني إسماعيل و إسحاق، را به لحاظ دلالي مخالف اين ديدگاه و ضعيف دانسته است.
3-14-4- درخواست آمرزش حضرت نوح(ع) براي پدر و مادر و مؤمنان
نمونه ديگر در ارتباط با موضوع شفاعت، درخواست آمرزش حضرت نوح(ع) براي پدر و مادر خويش و ديگر مؤمنان است که در آيه “رَبِّ اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لا تَزِدِ الظَّالِمينَ إِلاَّ تَباراً”844 ذکر شده است. اين فراز نيز به خوبي گوياي جواز و صحت و بلکه استحباب طلب آمرزش براي مؤمنان است لذا از سياق اين آيات و قرائن ديگر مي‌توان دريافت که پدر و مادر حضرت نوح نيز در شمار اهل ايمان بوده‏اند و با احراز اين مطلب، به آمرزش و شفاعت در مورد ايشان از ناحيه خداوند هيچ اشکالي وارد نشده بلکه لحن و سياق آيات بيانگر صحت و بلکه استحباب آمرزش براي مؤمنان است به ويژه براي پدر و مادري که از اهل ايمان باشند.
3-14-5- درخواست آمرزش حضرت ابراهيم(ع) براي پدر و مادر
درخواست آمرزش حضرت ابراهيم(ع) براي پدر و مادر خويش نمونه ديگري بر صحت شفاعت است که در آيه “رَبَّنَا اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ”845 ذکر شده است. البته با توجه به اسوه بودن انبياء الهي و با لحاظ شرط ايمان، مي‌توان چنين استنباط نمود که درخواست آمرزش براي اهل ايمان به ويژه پدر و مادر مؤمن امري نيکو و مورد رضاي الهي است.
3-14-6- آمرزش طلبي حضرت موسي(ع) براي خود و برادرش
درخواست آمرزش حضرت موسي(ع) براي خود و برادرش هارون نمونه ديگري در جواز و صحت شفاعت و درخواست آمرزش است که در آيه “قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي‏ وَ لِأَخي‏ وَ أَدْخِلْنا في‏ رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ”846 بيان شده است. به نظر نگارنده از اين آيه مي‌توان دريافت که درخواست آمرزش و شفاعت لزوما مختص به گنهکاران نيست بلکه با توجه به درجات بى‏شمار تقرب به خداوند، آمرزش و شفاعت در مورد افراد معصومي چون حضرت موسي و هارون(ع) نيز امري صحيح و مطلوب است. در واقع عموم مردم به توجه به بى‏نهايت بودن درجات تقرب الهي نيازمند ارتقاء به درجات بالاتر در تقرب الهي هستند لذا شفاعت علاوه بر گنهکاران مشمول نيکان نيز خواهد بود. افزون بر اينکه با لحاظ مفهوم اوليت مي‌توان مطلب ديگري از اين يه استنباط نمود و آن اينکه حال که هارون(ع) نبي مرسل معصوم است و نيازمند به درخواست آمرزش حضرت موسي(ع) دارد به طريق اولي عموم امت که معصوم نيستند نيازمند درخواست آمرزش انبياء الهي و شفاعت ايشان خواهند بود.

فصل چهارم: مباحث مهدويت در قصص قرآن

بخش ديگري از مسائل امامت که از اهميت بسياري برخوردار است، مباحث و مسائل پيرامون مهدويت است به ويژه آنکه امروز در دوران غيبت کبري به سر مى‏بريم و از ناحيه مخالفان، شبهات متعددي از ديرباز تاکنون در ارتباط با اين مباحث مطرح شده است. بر اين اساس متناسب با هدف اين رساله که با محوريت قصص قرآن سامان يافته است در اين بخش به با استناد به قصص قرآن کريم مهمترين مباحث و مسائل پيرامون مهدويت مى‏پردازيم:

.

4-1- امکان پنهاني بودن ولادت امام عصر(ع)
پنهانى‌بودن ولادت امام عصر(ع) يکي از مسائلي است که از ديرباز مستمسکي براي مخالفان اماميه در انکار اصل ولادت حضرت(ع) قرار گرفته است لذا در اين مجال اين مسأله را از منظر قصص قرآن کريم مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
4-1-1- ولادت پنهاني حضرت ابراهيم(ع) و حضرت موسي(ع)
پنهانى‌بودن ولادت امام عصر(ع) از اهل خويش و ديگران و پنهان بودن حضرت از ايشان و استمرار آن را مخالف عادات ندانسته زيرا چنين امري در موارد متعددي در ديگران همچون فرزندان پادشاهان و ديگران به دليل‏‏‏هاي گوناگون رخ داده است. از سوي ديگر به پنهانى‌بودن ولادت حضرت ابراهيم(ع) به دليل ترس بر جان وي از پادشاه زمانش و نيز به پنهانى‌بودن ولادت حضرت موسي(ع) مى‏توان استناد کرد که مادرش بنا به دستور وحي الهي او را در دريا انداخت. افزون بر اينکه به قول زنهايي که به ولادت کمک مى‏کنند و نيز ثبوت رواياتي از جماعتي از اهل ديانت، فضل، زهد، عبادت و فقاهت از امام حسن عسکري(ع) که حضرت به ولادت فرزند خويش شهادت دادند و وجود وي را به آنها خبر دادند و بر امامت وي پس از خويش به صورت نص تصريح کردند و اينکه برخي وي را در دوران کودکي و پس از آن او را مشاهده کرده‏‏‏اند، نيز مى‏توان در پاسخ به شبهه مزبور در ذيل ادله تحقق ولادت و وجود امام عصر(ع) استناد کرد.847
لازم به ذکر است که پنهانى‌بودن ولادت ابراهيم(ع) مستند قرآني ندارد بلکه به تعبير شيخ مفيد مورد اتفاق عامان اديان بوده است. پنهانى‌بودن ولادت موسي(ع) هم اگرچه به صراحت در قرآن نيامده لکن از سياق داستان و ترسيم فضاي داستان که از ظاهر آيات برمى‏آيد مى‏توان پنهانى‌بودن آن را استنباط نمود. باتوجه به آياتي که ناظر به قتل و ذبح ابناء بنى‌اسرائيل توسط فرعون و نيز ماجراي امر به شير دادن موسي(ع) تا زماني که خوف بر جان او نداشته باشد اما هنگام خوف او را درون تابوت بگذارد و به رود نيل درافکند که اين مطالب همه فرع بر اين نکته است که فرعون و عمال او از ولادت موسي(ع) بلکه از باردار بودن مادرش اطلاع نداشته‏اند زيرا در صورت کشف ماجرا، فرزند را در همان دوران بارداري مى‏کشتند و يا هنگام تولد به حياتش خاتمه مى‏دادند.
4-1-2- انکار امام عصر(ع) توسط عموي حضرت
شيخ مفيد و نيز شيخ طوسي در پاسخگويي به شبهه انکار حضرت مهدي(ع) توسط جعفر عموي حضرت بر اين باورند که اين شبهه‏‏‏اي نيست که انسان عاقل به آن اعتماد کند افزون بر اينکه امت اسلامي اتفاق نظر دارند که جعفر معصوم نبوده که انکار حق و ادعاء باطل از او محال باشد. افزون بر اينکه به ظلم فرزندان يعقوب(ع) نسبت به يوسف مى‏توان استناد کرد که او را درون چاه قرار دادند، سپس به بهاي اندک فروختند و در نگهداري از او عهدشکني و از روي عمد عصيان کردند و موجبات اندوه وي و پدرش را فراهم ساختند و ادعاء باطل به خورده شدن او توسط گرگ نمودند و با اين حال سوگند دروغ بر بى‏گناهي خويش خوردند در حاليکه به بطلان آنچه ادعاء مى‏کردند آگاه بودند. و حال آنکه ايشان اسباط انبياء و نزديکترين مردم به حضرت ابراهيم(ع) به لحاظ نسب بودند. بنابرين چگونه مى‏توان اين مطلب را باور نداشت کسي چون جعفر کذاب بر باطلي اعتماد کند و حال آنکه به بطلان آن يقين دارد و حقي را انکار کند که ادله متقني گوياي آن است.848
4-2- امکان تصدي مقام امامت در کودکي
از جمله پرسش‏ها در مورد برخي از امامان به ويژه امام زمان‏(ع) اين است که: آيا کسي مي‏تواند در دوران کودکي که هنوز به حد تکليف نرسيده است، به مقام امامت و خلافت دست يابد؟ ابن‌‏حجر هيتمي، در اين‏ باره مي‏نويسد: “آنچه در شريعت مطهّر ثابت شده، اين است که ولايتِ کودک صحيح نيست، پس چرا شيعيان مي‏پندارند کودکي که هنوز عمر او از پنج سال نگذشته است، به امامت رسيده است.”849
شيخ مفيد در خصوص به شبهه در امامت امام زمان(ع) که ايشان در سنين کودکي به اين مقام رسيده‏‏‏اند ابتدا به دليل عقلي استناد کرده‏‏‏اند که امامت در اين سن محال نيست و در گستره قدرت الهي قرار دارد و سپس به آيه “وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ..”850 درباره حضرت عيسي(ع) و آيه “..وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا”851 درباره حضرت يحيي اشاره کرده است.852 در کتاب الإرشاد نيز مى‏نويسد: “سن امام عصر(ع) در هنگام وفات امام حسن عسکري(ع) پنج سال بوده است که خداوند در اين سن حکمت و فصل الخطاب را به وي عطا کرد و او را آيه‏‏‏اي ‌‏براي جهانيان قرار داد و خداوند حکمت را به وي عطا کرد همانگونه که حکمت را در کودکي به حضرت يحيي(ع) عطا کرد. خداوند امام عصر(ع) را در سنين کودکي به امامت رسانيد همانگونه که حضرت عيسي(ع) را در گهواره به نبوت رسانيد”853
گفتني است وي در “أوائل المقالات” سخن گفتن حضرت عيسي(ع) در گهواره را مبتني بر کمال عقل و ثبوت تکليف و تحصيل نبوت دانسته و ظاهر آيه “قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا”854 را دليل بر اين مطلب دانسته و در ادامه اين ديدگاه را ديدگاه اماميه و برخي از شيعيان ديگر و برخي از معتزله و بسياري از اصحاب حديث دانسته لکن خوارج و برخي از زيديه و گروههايي از معتزله را از در زمره مخالفان اين ديدگاه ذکر کرده است.855 در مواجهه با تكلم عيسي(ع) در مهد دو راه داريم يا نپذيريم يا بپذيريم اگر شهادت وي را نپذيريم كار خداوند در به نطق آوردن عيسي لغو مى‏شود و لغو بر خداوند جائز نيست پس لازم مى‏آيد كه شهادت عيسي(ع) در دوران صباوت پذيرفته شود.
شيخ مفيد در پاسخ به شبهه سن اندک و تصدي مقام امامت، کمال عقل را درخصوص حجج الهي حتي در سنين کودکي را صحيح مى‏داند همانگونه که خداوند از سخن گفتن حضرت عيسي(ع) در گهواره حکايت کرده “قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا”856 و نيز در يادکردي از حضرت يحيي(ع) فرمود: “..وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا”857 افزون بر اينکه عموم شيعيان بر اين مطلب اجماع دارند که رسول خدا(ص) علي(ع) را دعوت نمود درحاليکه سن اندکي داشت و کودکان ديگر را دعوت نکرد. و نيز در ماجراي مباهله با امام حسن و امام حسين(ع) مباهله نمود در حاليکه آن دو طفل بودند و پيش از اين مباهله و پس از آن کسي سراغ ندارد که کسي با اطفال مباهله کرده باشد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام صادق Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی غيبت، ناحيه، الْأَرْضِ، جاعِلٌ