پایان نامه با واژگان کلیدی افزايش، زايي، لايه

دانلود پایان نامه ارشد

(نات)
مجموع ماهانه ساعات آفتابي
ضريب دومارتن (اقليم)
فولادمحله
’43 ْ53
’04 ْ36
1860
2/189
10
55/1074
62
244/0


46/9
چهل دختر
’18 ْ55
’42 ْ36
1520
3/139
51/12
63/1171
50
326/0-


19/6
بسطام
’00 ْ55
’29 ْ36
1366
2/144
9/12
46/1188
54
27/0-


3/6
شاهرود
’57 ْ54
’25 ْ36
3/1345
4/154
6/14
28/1269
48
154/0-
33/14
51/267
28/6
دامغان
’19 ْ54
’13 ْ36
1170
112
32/15
08/1308
49
309/0-
92/23
56/273
42/4
سمنان
’33 ْ53
’35 ْ35
1130
8/140
1/18
31/1496
41
468/0-
10
04/268
01/5
بيارجمند
’50 ْ55
’03 ْ36
2/1106
9/126
16
88/1347
43
787/0-
58/11
43/277
88/4
دستجرد
’10 ْ56
’08 ْ36
1015
9/98
3/16
55/1366
49
495/0-


76/3
کوهان
’53 ْ55
’37 ْ36
1004
5/124
27/14
51/1252
50
985/0-


13/5
حسينان
’34 ْ54
’13 ْ35
895
6/81
48/20
83/1733
41
047/3


68/2

2-9-2-2 دما
دما نيز از عناصر اقليمي مهم است که تاثير آن در بيابان زايي بيشتر به واسطه افزايش دما، افزايش تبخير و تعرق و هدررفت رطوبت مي باشد. به عبارتي هر آنچه مقدار دما افزايش يابد، به نسبت ميزان تبخير و تعرق را افزايش داده و نياز آبي گياه را چندين برابر مي کند، در نتيجه باعث نابودي پوشش گياهي، افزايش رسوبات تخريبي در سطح خاک، کاهش رطوبت خاک، افزايش سستي و تخريب ساخت و بافت آن شده که نهايتا منجربه تخريب زمين و کاهش توان اکولوژيک و بيولوژيک اراضي مي شود.
مدت و زاويهي تابش و خصوصيات فيزيکي سطح زمين که در گرم شدن زمين و هواي مجاور آن نقش بسزايي دارند هر سه در طول سال تغيير مي کنند. در فصل سرد زاويه ي تابش کم است، خورشيد مايل مي تابد و به واحد سطح انرژي کمي مي رسد. طول شب زياد و زمان اتلاف انرژي طولاني است، حالت زمين متغيير است گاه يخ بسته و گاه پوشيداز برف است و گاه عريان مي ماند. اين به دليل نوسان دما در نزديکي صفر درجه ي سانتي گراد است. اما در فصل گرما زاويه ي تابش زياد است، روزها طولاني و زمان دريافت انرژي بيشتر است، پوشش زمين از ثبات بيشتري برخوردار است، يعني در تمام دوره ي گرم يا پوشيده از گياه است و يا عريان، دچار دگرگوني هاي ناگهاني نمي شود. به نظر مي رسد همين پوشش زمين در فصل گرم است که از تغييرات سال به سال ميانگين ماهانه ي دما پيشگيري مي کند و از سوي ديگر عدم ثبات پوشش زمين در طول فصل سرد و نيز در فصول سرد سالهاي مختلف موجب افزايش ضريب تغييرات ميانگين ماهانه ي دما مي گردد (مسعوديان، 1372: 79).
تغييرات دمايي، فرآيندهاي شكل زايي اوليه را تغيير مي دهد و فرايندهاي ديگري را جايگزين مي سازد. گاهي، در حين انجام تغييرات فعاليت هاي شكلزايي عظيمي به وقوع مي پيوندد. مثلا افزايش دما و ذوب شدن برف و يخ، چه به صورت نوسانات دمايي فصلي و چه به صورت تغييرات بلندمدت و دوره اي، مي تواند موجب كاوش شديد در دامنه ها، حمل زياد رسوبات و تجمع آن ها در نقاط پست گردد. كاهش دما زياد به صورت فصلي در مناطق داراي رطوبت كافي، فعاليت هاي كريوكلاستي را تشديد مي كند. همچنين ماندگاري برف مي تواند منجر به نفوذ آب، سست شدن رسوبات و ايجاد فرآيندهاي دامنه اي بر روي شيب هاي مساعد گردد. كاهش زياد و بلند مدت دما نيز فرآيندهاي يخچالي و اشكال ناشي از آن را در پي دارد (اميني، 1389).
در اين پژوهش براي ترسم نقشه همدماي منطقهي مورد مطالعه از آمار دماي ايستگاه هاي موجود در منطقه و مناطق هم جوار استفاده شد. نقشه هم دماي منطقه مورد مطالعه، از طريق رابطه بين ارتفاع و دما منطقه و مدل ارتفاعاي رقومي آن ترسيم گرديد. جهت مدل سازي رابطه دما و ارتفاع منطقه از آمار اقليمشناسي ايستگاههاي هواشناسي و سينوپتيک منطقه مطالعاتي و مناطق هم جوار (جدول 2-4) استفاده شده است. نتايج حاصل از مدل سازي و گراديان دمايي منطقه مطالعاتي به صورت رابطه (2-1) و شکل (2-35) مي باشد.
رابطه (2-1): 991/25 + X 0088/0- = y 7407/0 = 2R
در اين رابطه X : ارتفاع (مدل رقومي ارتفاعي) و Y: دما ميباشد.

شکل (2-35) : رابطه خطي معکوس بين ارتفاع و دما

با اعمال رابطه (2-1) روي مدل ارتفاعي رقومي منطقه نقشه هم دما ترسيم و سپس با توجه به شکستهاي طبيعي منطقه مورد مطالعه به 9 کلاس طبقهبندي شد. در نهايت لايه هم دما با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه دمايي محاسبه گرديد. نتايج حاصل از آن به صورت اشکال (2-36) و (2-37) مي باشد.

شکل (2-36) : نقشه هم دماي منطقه مطالعاتي

شکل (2-37) : مساحت کلاس هاي دمايي و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-2-3 بارش
يکي از مهمترين عناصر اقليمي که در فرايند تخريب اراضي و بيابان زايي تاثير بسزايي دارد، بارش است. تاثير بارش با عواملي چون حداکثر حجم آب، شدت رگبار، شرايط اشباع شدن زمين و تقويت پوشش گياهي، از جهتي باعث حفظ بيشتر خاک و از جهات ديگر باعث تخريب و سستي آن مي شود. افزايش آب در توده سنگها و لايه هاي ارضي، رطوبت طبيعي خاک را افزايش داده و باعث رشد و تقويت گياهان مي شود. از سوي ديگر نفوذ آب به داخل زمين و تجمع آن در بالاي يک لايه نفوذناپذير باعث افزايش تقويت سفره هاي آب زيرزميني، چسپندگي خاک، و نهايتاً تناسب زمين جهت مقاومت دربرابر فرايندهاي تخريب اراضي مي شود.
با افزايش ارتفاع به دليل کاهش دما و رسيدن به نقطه ي شبنم، ميزان بارش افزايش مي يابد. در مناطق حاره که لايه ي پاييني جو سرشار از رطوبت است لايه هاي مياني از نظر رطوبتي بسيار فقير هستند، حرکات همرفتي به لايه هاي پاييني جو محدود مي شود از همين رو در نواحي حاره، بارش تا ارتفاع 1000 تا 1900 متري افزايش مي يابد و از آن پس رو به کاهش مي گذارد. اما در منطقه ي برون حاره مقدار بارش تا ارتفاع 5000 تا 5500 متري افزايش مي يابد به همين مقياس اثر بارش بر ارتفاع در تابستان شديدتر از زمستان است. رابطه ي بارش با ارتفاع در همه ي نقاط ايران يکسان نيست و از الگوي خاصي پيروي نمي کند به طوري که در دامنه هاي بادگير زاگرس با افزايش ارتفاع بارش نيز افزايش مي يابد. اما از کرانه هاي خزر تا بخش بزرگي از دامنه ها شمالي البرز با افزايش ارتفاع، بارش کاهش مي يابد. در ايران مرکزي بارش تابعي از ارتفاع نيست (ايزدي، 1385: 69).
در بين پارامترهاي اقليمي، رابطه خطي نزديکي بين بارندگي و ارتفاع وجود دارد، به همين علت در اين پژوهش براي بيان ارتباط بين اين دو پارامتر در حوضه مورد مطالعه از روش معادله رگرسيون خطي استفاده شده است. بنابراين با توجه به رابطه ي ارتفاع و بارندگي، مقادير گراديان بارندگي ساليانه براي منطقه مورد مطالعه محاسبه گرديد. نتايج حاصل از رابطه سنجي بين ارتفاع و بارندگي منطقه مطالعاتي به صورت رابطه (2-2) و شکل (2-38) مي باشد كه در اين روابط y ميزان بارندگي به ميليمتر و x ارتفاع از سطح دريا بر حسب متر است، به عبارتي اگر بجاي x نقاط ارتفاعي منطقه قرار گيرد ميزان بارش متوسط ساليانه بدست مي آيد.
رابطه (2-2): 774/16 + X 0922/0 = y 7805/0 = 2R

شکل (2-38) : رابطه خطي مستقيم بين ارتفاع و بارش

با اعمال رابطه (2-2) روي مدل ارتفاعي رقومي منطقه نقشه هم بارش منطقه ترسيم و سپس با توجه به شکستهاي طبيعي منطقه مورد مطالعه به 9 کلاس طبقهبندي شد. در نهايت لايه هم بارش با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه بارشي محاسبه گرديد. نتايج حاصل از آن به صورت اشکال (2-39) و (2-40) مي باشد.

شکل (2-39) : نقشه هم بارش منطقه مطالعاتي

شکل (2-40) : مساحت کلاس هاي بارشي و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-2-4 رطوبت نسبي
يکي از فاکتورهاي مهم جهت شناسايي وضعيت اقليمي يک منطقه رطوبت نسبي آن است. رطوبت نسبي را نسبت رطوبت مطلق در دماي t به رطوبت اشباع در همان دما مي‌نامند. به عبارت ديگر نسبت بخار آب موجود در حجم معيني از هوا در دماي t به وزن ماکزيمم بخار آبي که مي‌تواند در همين حجم در دماي t داشته باشد را رطوبت نسبي مي‌گويند. تاثير آن در بيابان زايي بيشتر به دليل اهميت آن در رخداد پديده بارش است. به طوريکه با افزايش رطوبت نسبي مقدار بارش نيز با توجه به ثابت بودن ساير شرايط محيطي افزايش يابد.
از آنجايي که بين دما و رطوبت نسبي رابطه معکوس وجود دارد، در اين پژوهش جهت ترسيم لايه رطوبت نسبي منطقه، ابتدا رابطه خطي معکوس دما و رطوبت نسبي محاسبه گرديد که نتايج حاصل از آن به صورت رابطه (2-3) و شکل (2-41) مي باشد.
رابطه (2-3): 915/77 + X 9414/1- = y 8239/0 = 2R

شکل (2-41) : رابطه خطي معکوس بين دما و رطوبت نسبي

سپس با اعمال رابطه (2-3) روي لايه رقومي هم دماي منطقه نقشه رطوبت نسبي ترسيم، و با توجه به شکستهاي طبيعي منطقه مورد مطالعه به 9 کلاس طبقهبندي شد. جهت محاسبه مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه، لايه رطوبت نسبي با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مورد ارزيابي قرار گرفت. اشکال (2-42) و (2-43) در بر دارنده ويژگيها و مشخصات پارامتر رطوبت نسبي در منطقه مورد مطالعه ميباشند.

شکل (2-42) : نقشه رطوبت نسبي منطقه مطالعاتي

شکل (2-43) : مساحت کلاس هاي رطوبت نسبي و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-2-5 تبخير و تعرق پتانسيل
تبخير و تعرق پتانسيل يكي از عناصر مهم اقليمي و همچنين يکي از عوامل مهم سيكل هيدرولوژيكي است که در بردارنده مقدار دماي منطقه، نياز آبي گياه، و رطوبت موجود در جو مي باشد. اهميت آن در بيابان زايي بيشتر به دليل تاثيراتش در هدررفت رطوبت و افزايش خشکي است، به گونه اي که با افزايش تبخير و تعرق، ميزان خشکي نيز رو به فزوني بوده و باعث کاهش توان توليدي اکوسيستم و تخريب بيولوژيک و اکولوژيک اراضي مي گردد.
در پژوهش حاضر مقدار تبخيروتعرق پتانسيل ايستگاههاي مطالعاتي ابتدا از طريق روش تورنت ويت (ر.ک عليزاده، 1389: 246) محاسبه گرديد که نتايج حاصل از آن به صورت جدول (2-5) مي باشد. سپس براساس اينکه بين دما و تبخير و تعرق رابطه مستقيم وجود دارد، جهت ترسيم لايه تبخير و تعرق منطقه، رابطه خطي معکوس دما و رطوبت نسبي محاسبه گرديد. نتايج حاصل از آن به صورت رابطه (2-4) و شکل (2-44) مي باشد.
رابطه (2-4): 43/395 + X 502/61 = y 9539/0 = 2R

شکل (2-44) : رابطه خطي مستقيم بين دما و تبخيروتعرق

با اعمال رابطه (3-4) روي لايه رقومي هم دماي منطقه نقشه تبخير و تعرق تهيه، و با توجه به شکستهاي طبيعي منطقه مورد مطالعه به 9 کلاس طبقهبندي شد. در نهايت لايه تبخير و تعرق با لايه بيابان زايي منطقه تلفيق گرديد و مقدار بيابان زايي رخ داده در هر طبقه محاسبه گرديد. نتايج حاصل از آن به صورت اشکال (2-45) و (2-46) مي باشد.

شکل (2-45) : نقشه تبخيروتعرق پتانسيل منطقه مطالعاتي

شکل (2-46) : مساحت کلاس هاي تبخيروتعرق پتانسيل و مقدار بيابان زايي رخداده در هر طبقه

2-9-2-6 وضعيت اقليمي
يک سيستم طبقه بندي اقليمي مجموعه قواعدي است که با به کارگيري آنها مناطق مختلف که از بعضي لحاظ داراي خصوصيات مشترکي هستند از يکديگر تفکيک شده و در يک پهنه قرار داده مي شود. پهنه بندي اين مناطق ميتواند توسط نقشه، فرمول، ضريب، نمودار و امثال اينها صورت گيرد. فرمولهاي اقليمي توابعي هستند که در آنها دو يا چند پارامتر اقليمي به کار رفته و برحسب مقدار عدددي که براي هر منطقه بدست مي آيد نوع آب و هواي آن مشخص مي شود، که به آن ضريب اقليمي گفته مي شود. براي شناسايي اقليم هر منطقه ضرايب متعددي متداول است از جمله اين ضرايب دومارتن، سليانوف، ترانسو، بارات و غيره را مي توان نام برد. در پاره اي موارد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی شيب، زايي، بيابان Next Entries منابع و ماخذ تحقیق مدیریت دانش، سلسله مراتب، دانش ضمنی