پایان نامه با واژگان کلیدی اعداد و ارقام، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

را براي شدت خشكي بيابان‌ها مورد استفاده قرار داده است. بابايف و همكاران (1993) مناطقي را كه كمتر از 200 ميليمتر بارندگي ساليانه داشته باشند و دماي حداكثر 40 درجه سانتيگراد يا بيشتر باشد، بيابان ناميده است. تورنت وايت كمتر بودن بارندگي ماهانه و سالانه از تبخير و تعرق ماهانه و سالانه را معيار شناخت بيان دانسته است (اختصاصي و سپهر، 1390: 3).
گياه شناسان معتقدند كه بيابان منطقه اي با فقر شديد پوشش گياهي در سطح وسيع است، يعني از لحاظ تنوع گونه اي و تراكم گياهي بسيار فقير هستند.
به عقيدهي زمين شناسان بيابان ها مناطقي هستند كه داراي سازندهاي زمين شناسي شور و تبخيري (گچي و نمكي) هستند و از نظر پوشش گياهي فقيرند.
از ديدگاه اكولوژي و كارشناسان ملل متحده : بيابان منطقه اي است كه در آن فعاليت هاي حياتي و توليد بيولوژيكي مانند فعاليت هاي انسان و حيوان و گياه كم باشد.
از ديدگاه اکوژئومورفولوژي بيابان به سرزميني اتلاق ميگردد که پوشش گياهي در آن ضغيف و فرسايش آبي و بادي شديد ميباشد (کردواني، 1386: 7).
در يک تعريف كلي و جامع مي توان گفت بيابان ها مناطق خشك و گرمي هستند كه حيات جانداران در آن يا صورت نمي گيرد يا در صورت وجود بسيار ناچيز است و شرايط آب و هوايي اين مناطق براي گياه و جانور طاقت فرسا و سخت است و موجودات زنده اي كه در اين مناطق زندگي مي كنند معمولا از لحاظ ساختار وجودي خود با شرايط حاكم بر اين مناطق سازگارند. در چنين مناطقي معمولا فرسايش بادي و به طور وسيع عمل مي کند و باعث وارد كردن خسارت كلاني در سطح مزارع و راه هاي ارتباطي و مناطق مسكوني موجود در اين مناطق مي شود. به طور خلاصه بيابان يک بيوم (سرزمين) يا يک‌نوع اکوسيستم زوال يافته است که استعداد توليد طبيعي گياه (بيوماس) در آن کاهش يافته و يا به کلي از بين رفته است. اين فرايند نه تنها به عوامل اقليمي، به عوامل محيطي نظير ساختمان زمينشناسي، توپوگرافي، منابع آب و خاک و دخالت انسان در محيط نيز بستگي دارد (فائو-يونپ، 1984: 84). نواحي بياباني از لحاظ اکولوژي گياهي و جانوري محدوديت‌هايي را در بر داشته و يا حتي فاقد حيات ميباشد (معيري، 1390: 54).

1-3-2 انواع بيابان
به طور کلي بيابان ها را در دو دسته تحت عنوان بيابان هاي طبيعي و بيابانهاي مصنوعي – دست ساز تقسيم مي کنند. اما براساس دما و رطوبت نسبي به سه دسته ي بيابانهاي ساحلي، بيابانهاي داخلي خشك و بيابانهاي سرد تقسيم مي شوند.
بيابان هاي ساحلي در سواحل درياها و اقيانوس ها قرار گرفته اند و رطوبت نسبي هوا در آنها بالاست و در مواردي حتي به صد درصد هم مي رسد و به همين دليل نسبت به بيابان هاي داخلي خشك پوشش گياهي بالاتري دارند. ميزان بارندگي كمتر از 50 ميلي متر در سال كه يكي از ويژگي هاي بيابان است دليل اصلي قرار گرفتن اين مناطق در تقسيم بندي مناطق بياباني است. اين بيابان ها در مناطق گرم معتدل تا سرد واقع شده اند نظير جنب قطبي و جنب حاره اي مانند ناميب در آفريقاي جنوبي و آتاكاما در شيلي. زمستان هاي سرد و كوتاه تابستان هاي نسبتاً گرم و معتدل و طولاني از ويژگي هاي اين نوع بيابان هاست. اين بيابان ها در غرب قاره ها بين عرض جغرافيايي 20 تا 30 درجه ديده مي شوند. بادهاي شرقي در اين منطقه غالب است و مانع نفوذ رطوبت به داخل سواحل مي شود. جريانهاي سرد نيزعامل ديگري در شكل گيري اين نوع بيابان هاست، اين جريان ها باعث مي شود تا رطوبت موجود در هواي دريا به صورت مه در طول سواحل ظاهر شود.
رطوبت نسبي در بيابانهاي داخلي خشك خيلي كم است و در برخي بيابان ها نزديك به صفر درصد هم مي رسد و هوا ممكن است خيلي گرم شود و بر عكس بيابانهاي ساحلي اختلاف دما نيز خيلي زياد است. سراب پديده اي است كه در اكثر روز هاي گرم در اوقاتي از روز اتفاق مي افتد. اين بيابانها در عرض 35 تا 50 درجه واقع شده اند و براساس ميزان پوشش گياهي خود به دو دسته بيابانهاي گرم و خشك و بيابان هاي نيمه خشك تقسيم مي شوند: بيابانهاي آمريكاي شمالي (مجاوا، حوضهي بزرگ، سونوران)، آمريكاي جنوبي (شمال مكزيك، شمال شيلي، شمال آرژانتين)، آفريقا (صحرا، ايتوپي)، جنوب و جنوب غرب آسيا (شبه جزيره عربستان)، لوت ايران، غرب پاكستان و استراليا از اين نوع بيابانهاي گرم و خشك محسوب مي شوند. خشكي شديد هوا، گرماي شديد روزانه و سرماي شبانه، اختلاف شديد دماي شب و روز، تبخير و تعريق شديد، بارندگي كم و پوشش گياهي ضعيف از ويژگي هاي اين بيابان هاست. مركز پر فشار جنب حاره اي و باد هاي شرقي عامل موثر در تشكيل اين بيابان هاست كه اكثرا فاقد پوشش گياهي يا پوشش گياهي بسيار ضعيف هستند.
بيابانهاي حوضهي بزرگ در آمريكا، مونتانا، شمال آمريكا، شمال روسيه، شمال اروپا، گرينلند و شمال آسيا از نوع بيابان هاي نيمه خشك هستند. تابستان هاي معتدل خشك، بارش كم زمستاني (حدود 50 ميلي متر) و شب هاي سرد از ويژگي اين بيابان ها است. پوشش گياهي اين بيابان ها كم، پراكنده، تنك و سازگار با شرايط زيست محيطي و بومي هستند.
بيابان هاي سرد در قطب ها و مناطق جنب قطبي قرار دارند. زمستان هاي طولاني سرد و برفي، باران هاي اتفاقي تابستاني، تابستان هاي گرم، معتدل، كوتاه و مرطوب از ويژگي هاي اين مناطق است. البته در اكثر موارد اين مناطق را جز بيابان هاي دنيا نمي نامند ولي از لحاظ اكولوژيست ها اين مناطق نيز جزء بيابان ها محسوب مي شوند.
1-3-3 بيابان هاي جهان و ايران
كرهي زمين به عنوان زيستگاه تمامي موجودات زنده داراي مساحتي در حدود 510667000 كيلومترمربع است كه از اين مقدار 360607000 كيلومترمربع آن را آب و 150060000 کيلومترمربع آن را خشكي تشكيل داده است.
نواحي خشك و نيمه خشك بيش از 30 درصد مساحت خشكي هاي سيارهي زمين را در بر گرفته اند، و ايران با مساحتي حدود 1650000 ميليون هكتار، روي كمربند خشك جهان قرار گرفته و 61 درصد از مساحت آن داراي اقليم خشك و فرا خشك است. بنابراين ايران حدود 4/2درصد از بيابان هاي جهان را در خود جاي داده است و طبق گفته هاي پيشين بيابان جزء مناطق خشك محسوب مي شود.
آمار و ارقام ارائه شده از مراجع مختلف در مورد وسعت بيابانهاي جهان، متفاوت است به عنوان مثال در آمار سازمان يونسكو در سال 1977 مساحت بيابان هاي جهان 50 ميليون كيلومتر مربع بر آوردشده است. ادارهي پروژه هاي نواحي خشك دانشگاه آريزونا و تاكسون مساحت بيابان ها را 45 ميليون كيلومترمربع اعلام كرده است. اطلس جهاني مجلهي جغرافيايي اين مساحت را 45 تا 50 ميليون كيلومتر مربع اعلام كرده است. برنامهي محيط زيست سازمان ملل متحد در سال 1977 مساحت تقريبي بيابان هاي طبيعي دنيا را 130 ميليون كيلومترمربع اعلام كرده است. همين منبع در گزارشي به مناسب روز جهاني محيط زيست در سال 2006، مساحت كل بيابان هاي جهان را معادل 4/1 خشكي هاي كرهي زمين برآورد كرده است. طبق نقشهي يونپ در سال 1977 مساحت تقريبي بيابان هاي واقعي دنيا، معادل مناطق فرا خشك حدود 5/7 درصد خشكي هاي جهان است.
مساحت بيابان هاي ايران برحسب اعلام نظر سازمان جنگل ها مراتع كشور در سال گذشته 34 ميليون هكتار اعلام شده است. براساس آمار اداره ي هواشناسي كشور 7/43 ميليون هكتار از كل وسعت كشور در محدوده اكوسيستم بياباني قرارداد که 23 ميليون هكتار از اين مساحت صرفا شامل پديده هاي بياباني فاقد پوشش گياهي است. به نقل از منابع ديگر نيز اين ارقام به قريب 43 ميليون هكتار (معادل 4/1وسعت ايران) بيابان اعلام گرديده است. در نهايت بايد ذكر شود كه اختلاف موجود در اين اعداد و ارقام ناشي از نبودن تعريفي واضح و جامع از بيابان و تعيين حدود واقعي آن است.
1-3-4 بيابان زايي
بيابان زايي يكي از مهم ترين بحران هاي امروز جهان است، به نحوي كه هم اكنون حدود يک ميليارد و سيصد ميليون انسان ساكن در بيش از 110 كشور (نزديك به سه پنجم كشورهاي جهان)، از اثرات زيانبار آن در رنج هستند. بيابان زايي واژه جديدي است که از دهه هاي اخير با واژه بيابان قرين گرديده، براي اولين بار ابداع واژه بيابان زايي توسط لوئيس لاودن (1927) و سپس گابريل آبروويل (1949) مطرح گرديد (اختصاصي، 1386)، اما به هيچ وجه معضل جديدي نبوده، بلكه بخشي از پديده ي توسعه طبيعي كشور ما به شمار مي آيد. بر طبق نظريه گلنتس (1977) واژه بيابان زايي درحدود يکصد تعريف دارد. نقطه مشترک همه اين تعاريف تخريب شديد محيط زيست است (سپهر، 1387).
ساده ترين تعريف بيابان زايي اين است که وقتي خاک در شرايطي قرار مي گيرد که به تدريج استعداد طبيعي خود را از دست مي دهد، بيابان زايي آغاز مي شود (زهتابيان، 1383). اما براساس تعريف جامع تر فائو بيابان زايي عبارت است از مجموعه عوامل جغرافيايي، آب و هوايي، بيولوژيکي و انساني را که موجب تخريب فيزيکي، شيميايي و ذخاير بيولوژيکي منابع ارضي در مناطق خشک ونيمه خشک شده و بقاء نوع موجودات زنده و جوامع بشري را در معرض مخاطره قرار مي دهد (خلد برين، 1380).
در مجموع بيابان زايي به تخريب زمين و کاهش قابليتهاي توليد معيشتي خاک در مناطق خشک، نيمه خشک و خشک نيمه مرطوب اطلاق ميشود. ميتوان گفت که اين پديده در نتيجهي عوامل گوناگون از جمله فعاليتهاي بشر و تغييرات اقليمي اتفاق ميافتد (Qi et al., 2012: 37). به عبارت ديگر بيابان زايي کاهش توان اکولوژيکي و بيولوژيک زمين بوده که هم به صورت طبيعي و مصنوعي رخ ميدهد (اکبري و همکاران، 1390: 398).
بيابان زايي به معني تخريب سرزمين و كاهش توان توليدي آن در نتيجهي بهره برداري بي رويه از منابع توسط عوامل انساني و اثرات پديده هاي طبيعي نظير تغيير اقليم است. پديدهي بيابان زايي، در اثر عواملي خاص اتفاق مي افتد كه عبارتند از: چراي مفرط دام، بوته كني، آبياري غلط، استفاده نكردن بهينه از زمين ها و قابليت آنها، تبديل بي رويه زمين هاي مرتعي به ديم زار، رعايت نكردن موزاين علمي در شخم زمين، كشت فشرده و نامناسب در زمين هاي كشاورزي، تغييرات آب و هوايي، افزايش جمعيت و نياز انسان ها به مواد غذايي بيشتر و شرايط متغيير اجتماعي و اقتصادي. در اين ميان، انسان نقشي اساسي بر عهده دارد او مي تواند با شناخت اين عوامل و جلوگيري از گسترش آنها، پديدهي بيابان زايي را متوقف كند و اقداماتي را كه به بيابان زدايي مي انجامد، انجام دهد. بيابان زايي عوارض گوناگوني دارد که نمونه هايي از آن مي تواند شامل موارد زير باشد:
– تهديد حاصلخيزي خاك (شور شدن اراضي).
– مدفون شدن آبادي ها در زير توده هاي شن و ماسه مانند روستا هاي سفيد آب و رحمت آباد در اصفهان.
– بالا آمدن بستر رودها بر اثر ورود ماسه ها.
– پر شدن كانالهاي آبرساني و قنوات.
– وارد شدن صدماتي به تأسيسات نظامي و صنعتي.
– مسدود نمودن جاده هاي ارتباطي و خطوط راه آهن.
– آلوده شدن محيط زيست و در خطر افتادن سلامتي اهالي.
1-3-5 فرايندها و عوامل بيابان زايي
درحال حاضر، بيابان زايي به عنوان پديده اي غالب در مناطق خشک و نيمه خشک، زندگي ساکنان اين نواحي را تهديد کرده و سالانه هزاران هکتار بر وسعت عرصه هاي بياباني افزوده مي شود. لذا بر آورد وضع کنوني بيابان زايي، تعيين عوامل موثر در ايجاد و توسعه آن، ارزيابي روند بياباني شدن و مکان يابي مناطق حساس به بيابان زايي، جهت جلوگيري از گسترش اين پديده ضروري است (ماراني برزاني، 1384). بيابان زايي ممکن است با چشم انداز و علايم مختلف همراه باشد که از آن به عنوان محيط هاي بياباني ياد مي شود. به عبارتي بيابان زايي ممکن است در نتيجه يک فرايند و يا تاثير متقابل چندين عامل بروز نمايد. البته در ارزيابي شدت و وضعيت بيابان زايي مي توان به فرايند غالب تاکيد کرد.
بيابان زايي چه به سبب عوامل انساني و يا طبيعي، نوعي از تخريب اراضي در سرزمين هاي خشک محسوب شده و داراي حالات مختلفي است که از آن به فرايند تعبير شده است. به طورکلي فرايندهاي اصلي بيابان زايي به پروسه هاي تخريب منابع آب، خاک، گياه و هوا اتلاق مي شود که تخريب هر کدام مي تواند در کاهش توان و پتانسيل اکوسيستم موثر باشد. فرايندهاي ديگر بيابان زايي به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی استان هرمزگان، فرهنگ و زبان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سازمان ملل، سنجش از دور، توسعه شهر