پایان نامه با واژگان کلیدی اضطراب امتحان، شب امتحان، آموزش مهارت، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

الکترونيکي و خودگرداني ميتوان رضايتمندي دانشجو را افزايش داد.
5-7 بحث يافته هاي هدف هفتم پژوهش
نظريه خودگرداني يکي از مهم‌ترين تبيين کننده‌هاي موفقيت دانشجوي الکترونيکي در پيشينه پژوهشها بود. چنان که در فصل دوم، مديريت زمان يکي از حوزههاي مهم يادگيري خودگردان است اما در اين پژوهش، به دليل اهميت مديريت زمان، اين عامل تفکيک شده و به عنوان يک متغير پيشبين در کنار خودگرداني وارد مدل رگرسيون شد. خلاصهاي از يافتههاي پژوهش حاضر به قرار زير است:
* مديريت زمان و خودگرداني، همبستگي معنيداري با معدل کل يادگيرنده الکترونيکي دارند.
* هر دو متغير، قدرت پيشبيني معنيداري دارند، اما خودگرداني، متغير قويتري براي پيشبيني ميزان موفقيت يادگيرنده الکترونيکي است.
يافته پژوهش حاضر با يافته سعيد و همکاران (2012)، برنارد، پاتون و لَن (2008)، يوکسل ترک و بالوت (2007) در زمينه خودگرداني و يافته هولدر (2007) و دوهرتي (2006) در زمينه مديريت زمان همسو است. به طور کلي پيشينه پژوهشها همچون پژوهش حاضر بر اهميت خودگرداني و مديريت زمان توافق دارند. در بخش کيفي پژوهش حاضر نيز کد محوري”نداشتن برنامه درست” از طرف دانشجويان و کدهاي بازي چون موارد ذيل به کرات توسط دانشجويان به عنوان علت عدم موفقيت مطرح شده است.
نداشتن هدف و برنامه از اول ترم؛ موکول کردن کارها به آينده؛ از دست دادن مديريت زمان؛ عدم استفاده دقيق از وقت؛ عدم مديريت زمان بين کار و تحصيل؛ مديريت بر کار، خانواده و تحصيل؛ عدم داشتن وقت؛ پرداختن به مسائل حاشيهاي و غير درسي؛ گذاشتن دروس براي روزهاي آخر و شب امتحان؛ مشاهده آرشيو شب امتحان؛ شب امتحاني شدن به دليل وجود آرشيو؛ دير به فکر درس افتادن؛ درس نخواندن به موقع؛ همراه نبودن با درس و کلاس مربوطه؛ خواندن بيشتر در روزهاي نزديک امتحان؛ مطالعه نکردن دروس در طول ترم.
با توجه به اهميت اين موضوع، بايد پس از پذيرش دانشجو، مشکلات دانشجويان در خودگرداني و مديريت زمان شناسايي شود و مکانيزمهايي چون آموزش مهارتهاي مديريت زمان و خودگرداني به دانشجويان يا کنترل بيشتر بر دانشجوياني که مسئوليت‌هاي شغلي و خانوادگي دارند، آن‌ها را با کلاس و پيشرفت دروس همراه کرد.
5-8 بحث يافته هاي مدل معادلات ساختاري
در فصل چهارم مدل معادلات ساختاري براي مهم‌ترين متغيرهاي پيشبين مورد آزمون قرار گرفت. مدل معادلات ساختاري روابط مستقيم و غير مستقيم متغيرها بر يکديگر را شناسايي ميکند. خلاصهاي از يافته پژوهش حاضر به قرار زير است:
* اثر مستقيم محل سکونت بر معدل ترم اول (021/0=?) و معدل کل (009/0=?) معنيدار نيست. اثر غير مستقيم اين متغير نيز معنيدار نيست (013/0=?).
* سن يادگيرنده الکترونيکي، اثر مستقيم و معنيدار بر معدل کل يادگيرنده الکترونيکي (183/0=?) دارد. اثر اين عامل بر معدل ترم اول يادگيرنده الکترونيکي بيشتر از معدل کل دانشجو است (256/0=?)؛ سن از طريق تأثيري که بر خودگرداني و معدل ترم اوّل دارد، اثر غير مستقيم معنيداري بر معدل کل يادگيرنده الکترونيکي دارد (255/0=?).
* اثر مستقيم معدل مقطع قبل يادگيرنده الکترونيکي بر معدل کل دانشجوي الکترونيکي (073/0=?) و بر معدل ترم اول دانشجو (335/0=?) است. اثر مستقيم معدل مقطع قبل بر خودگرداني (154/0=?) و بر اضطراب امتحان (160/0- =?) است. اثر غير مستقيم معدل مقطع قبل از طريق تأثيري که بر معدل ترم اول، اضطراب امتحان و خودگرداني دانشجو ميگذارد بيشتر از اثر مستقيم آن است (277/0=?).
* اثر مستقيم خودگرداني بر معدل کل، پايين ولي معنيدار است (081/0=?). اثر خودگرداني بر معدل ترم اول معنيدار نيست. اثر مستقيم خودگرداني بر اضطراب امتحان معنيدار است (316/0- =?). اثر غير مستقيم خودگرداني از طريق تأثيري که بر اضطراب امتحان و معدل ترم اول دانشجو دارد بر معدل کل يادگيرنده پايين ولي معنيدار است (086/0=?).
* اثر مستقيم اضطراب امتحان بر معدل ترم اول دانشجوي الکترونيکي (196/0- =?) بيشتر از معدل کل يادگيرنده الکترونيکي است (090/0- =?). اثر غير مستقيم اضطراب امتحان بر معدل کل از طريق تأثير بر معدل ترم اول معنيدار است (111/0- =?).
* اثر مستقيم دارا بودن لپتاپ بر معدل کل يادگيرنده الکترونيکي پايين ولي از لحاظ آماري معنيدار است (054/0=?). اثر غير مستقيم آن از طريق تأثير بر معدل ترم اول معنيدار نبود (027/0=?).
* معدل ترم اول اثر مستقيم و معنيدار در معدل کل يادگيرنده الکترونيکي دارد (656/0=?).
در مورد اثرات مستقيم متغيرهاي وارد شده به معادله ساختاري، بحث ارائه شده براي اهداف اول تا هفتم پژوهش تا حد زيادي صادق است. اما در مورد اثرات غير مستقيم و ارتباط متغيرهاي پيشبين با يکديگر، نکاتي قابل بحث است.
اثر غير مستقيم سن از طريق اثر بر خودگرداني بر معدل کل يادگيرنده الکترونيکي معنيدار است. به عبارتي، يکي از علل موفقيت دانشجويان داراي سن بيشتر، توانمندي و داشتن مهارتهاي خودگرداني است. به عبارتي دانشجويان مقطع کارشناسي نياز بيشتري به کسب مهارتهاي يادگيري خودگردان دارند.
هر چند اثر معدل مقطع قبل دانشجو بر معدل کل پايين است، اما اين متغير از طريق تأثيري که بر اضطراب امتحان دانشجو و توانايي خودگرداني او دارد، بر معدل کل يادگيرنده اثر معنيداري دارد. به عبارتي دانشجويان با پايه ضعيف داراي مهارت خودگرداني پايين هستند و احتمالاً در دوران پيشدانشگاهي نيز مشکل اضطراب امتحان داشتهاند يا اينکه سابقه شکست آن‌ها در مقاطع قبلي بر اضطراب امتحان و متعاقب آن بر افت تحصيلي آن‌ها دامن ميزند.
اثر اضطراب امتحان بر معدل ترم اول بيشتر از معدل کل است. اين يافته توجه بيشتر به وضعيت اضطراب امتحان دانشجو در ترم اول تحصيل را نشان ميدهد.
5-9 بحث يافته هاي هدف هشتم پژوهش(کيفي)
هدف هشتم پژوهش در صدد شناسايي عوامل موثر بر افت تحصيلي دانشجويان در آموزش الکترونيکي بود. خلاصهاي از يافتههاي اين بخش به قرار زير است:
* عوامل موثر در سه طبقه کلي قرار ميگيرند: 1) عوامل خاص آموزش الکترونيکي؛ 2) عوامل مشترک ولي مهم در آموزش الکترونيکي؛ 3) عوامل مشترک بين آموزش الکترونيکي و آموزش حضوري.
* براي افت تحصيلي دانشجو در دسته خاص آموزش الکترونيکي 12 کد محوري شناسايي شد، اين کدها عبارتند از: 1) تبعيض گذاشتن بين دانشجوي مجازي و روزانه؛ 2) عدم شرکت در کلاس مجازي؛ 3) مسائل روان‌شناختي محيط يادگيري الکترونيکي؛ 4) وفق نيافتن با سيستم مجازي؛ 5) مشکلات کلاس مجازي؛ 6) مشکلات تعامل و ارتباط؛ 7) تکثّر منابع و محتوا؛ 8) مشکلات تکنولوژيکي؛ 9) نبود جو درس خواندن در محيط مجازي؛ 10) اعتبار مدرک مجازي؛ 11) به هم ريختن روش زندگي.
* 1) نداشتن برنامه درست؛ 2) تدريس و امتحان استاد؛ 3) مشغله کار و زندگي؛ 4) مديريت آموزشي ضعيف؛ 5) سن بالا؛ 6) حجم زياد دروس؛ 7) اضطراب امتحان؛ 8) يادگيري نقش دانشجو در مقابل دانش آموز؛ 9) ضعف دانشجو در دروس پايه؛ و 10) مطالعه نادرست؛ ده کد محوري براي عوامل مشترک ولي مهم در آموزش الکترونيکي است.
* 1) عدم تلاش و درس نخواندن؛2) حوادث غير مترقبه؛ 3) عوامل روحي؛ 4) مشکلات مالي؛ 5) مشکلات شخصي؛ 6) مشغله ذهني؛ 7) عدم علاقه به رشته تحصيلي؛ 8) ضعف در امتحان تستي، هشت کد محوري براي عوامل مشترک بين آموزش الکترونيکي و آموزش حضوري است.
* سه عامل 1) مشارکت در کلاس مجازي در برابر عدم مشارکت 2) برنامهريزي درست و عدم برنامهريزي؛ و 3) علاقه به رشته در مقابل عدم علاقه به رشته؛ بين دانشجويان موفق و مشمول افت يکسان بوده است.
اهميت مشارکت در کلاس مجازي، مديريت زمان در پژوهش کيفي بسيج (2005) نيز ثابت شده است. بسيج (2005) در روش تحقيق کيفي خود کشف کرد دانشجويان موفق، از تاکتيکهاي زير استفاده ميکنند:
1) برآورد دقيق زمان مورد نياز براي موفقيت در درس
2) ملزم کردن خود به مشارکت در دروس برخط
3) پشتکار در مشارکت در کارگاههاي گروهي و پروژهها
يافته کيفي پژوهش حاضر با يافته پژوهش ويلينگز و جانسون (2004) نيز همسو است. زيرا ايشان در بخش کيفي پژوهش خود چهار عامل را شناسايي کرده است که اين عوامل عبارتند از: الف) عوامل شخصي مانند مشکل تأمين هزينه؛ ب) عوامل شغلي مانند عدم حمايت مدير براي ادامه تحصيل يا تغيير مسئوليت؛ ج) دلايل مربوط به دوره، مانند کمبود تعامل بين دانشجويان و دانشجويان با مدرس، سختي دروس؛ د) دلايل مربوط به فناوري مانند غير انساني بودن محيط يادگيري، عدم آمادگي فني براي دوره.
مورد (الف) پژوهش ويلينگز و جانسون (2004) با کد “مشکلات مالي” و” مشکلات شخصي” پژوهش حاضر همپوشاني دارد. مورد (ب) پژوهش مذکور با کد “مشغله کار و زندگي” پژوهش حاضر يکسان است. مورد (ج) نيز با کد “مشکلات تعامل و ارتباط” در پژوهش حاضر معادل است. مورد (د) نيز با کد”مسائل روان‌شناختي محيط يادگيري الکترونيکي” همپوشاني دارد.
کد محوري “اضطراب امتحان” در پژوهش حاضر نيز در تحليل کيفي پژوهش برناث و روبين (2004) گزارش شده است. اين پژوهشگران تجربه منفي امتحان را به عنوان يکي از عوامل شناسايي در بخش کيفي پژوهش خود گزارش کردهاند.
کد محوري “عدم برنامهريزي درست” در پژوهش اگزنوس، پيراکيز و پينتلاس (2002) نيز گزارش شده است: دانشجويان در اين پژوهش گزارش کردهاند مهم‌ترين علت افت تحصيليشان ناتواني در برآورد زمان لازم براي مطالعه دروس دانشگاهي و برداشتشان از ميزان سختي دروس کامپيوتري است. اين يافته در پژوهش گيلز (1999) نيز به زبان ديگري گزارش شده است: در فرايند مصاحبه عميق نيز دانشجويان مورد مطالعه اين پژوهش به مشکل ايجاد تعادل بين مسئوليتهاي خانوادگي، کاري و دانشگاهي به ويژه در ترمهاي کوتاهتر اشاره کردهاند.
5-9-1 بحثي پيرامون ضرورت آموزش تلفيقي
برخي از يافتههاي بخش کيفي پژوهش حاضر همراه با يافتههاي کمي بحث شد، برخي نيز لازم به بحث و بررسي بيشتر است. در مرحله کد گذاري باز، دانشجويان مشمول افت به چهار عامل اشاره کردهاند که شايان توجه است: 1) عدم دسترسي به استاد (حضوري)؛ 2) نبود کلاس حضوري؛ 3) عدم حضور در دانشگاه؛ 4) تداوم حضور در خانه. اين چهار کد را ميتوان تحت عنوان نياز به حضور و آموزش حضوري بحث کرد. بحث مستندي که بر اساس نظر دانشجويان ذکر ميشود، حرکت به سمت آموزشهاي تلفيقي (حضوري- الکترونيکي) را تبيين ميکند. دانشجوي اخراجي ذيل که پس از اخراج به روش حضوري ادامه تحصيل ميدهد، در مورد ضرورت حضور در دانشگاه اين‌گونه استدلال ميکند:
“بنظر من مهم‌ترين عامل موفقيت دانشجويان تعامل حضوري بيشتر با دانشگاه و اساتيد مي باشد (حداقل در کشور ما هنوز فرهنگ مجازي جا نيفتاده به دليل آنکه اولا ساز و کارها و ديدگاهها غلط مي باشد و دوما فرهنگ برنامه ريزي شخصي و اجتماعي در تربيتهاي ما وجود ندارد). الان بنده دانشجوي کارشناسي ناپيوسته دانشگاه آزاد واحد [نام واحد دانشگاهي] مي باشم. به جرات ميتوانم بگويم مشغله ام بيشتر شده و سطح درسي اين واحد دانشگاهي نيز نسبتاً بالاست (حداقل از مجازي بالاتراست) اما الان دانشجوي موفقي هستم و چون دائما در دانشگاه حضور داشته و با اساتيد و دانشجويان ديگر در تعامل هستم تلاش زيادي براي درسم ميکنم. در زماني که در سيستم مجازي بودم با آنکه در بسياري از کلاسهاي مجازي شرکت داشتم اما به هيچ عنوان (تاکيد ميکنم به هيچ عنوان) تعامل مناسبي با دانشجويان و اساتيد نداشتم و حتي حس دانشجو بودن نيز نداشتم بنابراين با توجه به شاغل بودن انگيزه پاييني براي درس خواندن داشتم. هرچند که الان ميدانم چگونه بايد براي درس خواندن در سيستم مجازي برنامه ريزي مي کردم. اما به [هر]حال تأثير کلاس حضوري بسيار بيشتر از مجازي مي باشد.
دانشجوي ديگري در مباحثه فروم، ضرورت حضور و افزايش جلسات حضوري را اين‌گونه بيان ميکند.
“متاسفانه از جمله معايب آموزش الکترونيکي در جو درس قرار نگرفتن دانشجو ميباشد. دانشجوهاي روزانه و حضوري با شرکت در کلاسها ناخودآگاه در جو درسي قرار ميگيرند اما عدم اين شرايط براي دانشجوي آموزش الکترونيکي موجب ميگردد که دانشجو در بطن درس قرار نگيرد، ساعت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اضطراب امتحان، عادت به مطالعه، تلفن همراه، استفاده از تلفن همراه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اضطراب امتحان