پایان نامه با واژگان کلیدی اضطراب امتحان، استفاده از تلفن همراه، حوزه آموزش، تلفن همراه

دانلود پایان نامه ارشد

با نظريه “يکپارچگي اجتماعي” دورکيم همپوشاني دارد. بر اساس نظريه حضور اجتماعي اين اصل قابل استنتاج است که: هر چه حضور اجتماعي و روابط ميان فردي يادگيرنده در فرايند يادگيري الکترونيکي بيشتر و بهتر باشد، احتمال موفقيت يادگيرنده الکترونيکي بيشتر است.
بر اساس پيشينه پژوهشها و متغيرهاي مرتبط با موفقيت و عدم موفقيت دانشجويان در تحصيل الکترونيکي مدل مسير شکل ‏2-15 در اين پژوهش آزمون خواهد شد:

تبيين مدل ارائه شده بر اساس پيشينه پژوهشها :
متغيرهايي که با وضعيت تحصيلي دانشجو مرتبط بودهاند را جهت تسهيل فهم مدل ميتوان در چند خوشه قرار داد:
* دموگرافيک: شامل متغيرهاي جمعيتي ميشود که در اين بررسي عبارتند زا: جنسيت، سن و وضعيت تأهل.
* پيشينه تحصيلي: شامل متغيرهاي مربوط به وضعيت تحصيل دانشجو قبل از ورود به دوره الکترونيکي ميشود که در اين پژوهش، فاصله بين دو مقطع تحصيلي و معدل مقطع قبل مد نظر است.
* اقتصادي- اجتماعي: اين متغيرها شامل ترکيب وضعيت اجتماعي و اقتصادي يادگيرندگان است که در اين پژوهش، وضعيت اشتغال، سکونت و تأمين کننده هزينه تحصيل مد نظر است.
* رواني- فني: متغيرهايي را شامل ميشود که هم جنبه روان‌شناسانه و هم جنبه فناورانه دارند که در پژوهش حاضر عبارتند از: اطمينان رايانهاي، اضطراب امتحان، مرکز کنترل و استقلال در يادگيري.
* رسانهاي: شامل متغيرها و زيرساختهاي ارتباطي و استفاده از رسانهها براي يادگيري است. در پژوهش حاضر دسترسي به اينترنت، رايانه قابل حمل و استفاده از تلفن همراه براي اهداف يادگيري را در بر مي‌گيرد.
* تجارب يادگيري الکترونيکي: شامل مجموعه تجاربي است که دانشجو پس از تعامل با سيستم يادگيري الکترونيکي بدست ميآورد. عادت به يادگيري الکترونيکي، معدل اولين ترم تحصيل و رضايتمندي تحصيلي جزء اين دسته از متغيرها هستند.
* مديريتي: شامل مهارتهايي را ميشود که يادگيرنده براي مديريت زمان و نحوه مطالعه خود از آن استفاده ميکند. توانايي مديريت زمان و خودنظمدهي جزء اين دسته از متغيرها محسوب ميشوند.
در ادامه ارتباط بين زير متغيرها و اهميت آن‌ها مورد بحث قرار ميگيرد:
در ارتباط با متغيرهاي دموگرافيک، در مورد جنسيت، پژوهش جون (2005) نشان داده، افت تحصيلي مردان بيشتر از زنان است. البته رابطه مستقيم بين جنسيت و افت تحصيلي دانشجويان را به سختي ميتوان تبيين علمي کرد. نتيجه تحقيق کينگ يي و همکارانش (2009) به ارتباط بين جنسيت و اطمينان رايانهاي اشاره دارد و در تحقيق اگزنوس، پيراکيز و پينتلاس (2002) جنسيت با رضايت تحصيلي مرتبط بوده است. با توجه به فرهنگ ايران که خانم‌ها کمتر مسئوليت اشتغال را دارند، به نظر مي‌رسد، جنسيت با اشتغال نيز در ارتباط باشد و اين ارتباطات ممکن است به طور غير مستقيم با عدم موفقيت فرد مرتبط شود. رابطه بين سن و افت تحصيلي در پژوهش اگزنوس، پيراکيز و پينتلاس (2002) و موسه جر (2003) نيز تحقيق شده است. سن بالا با اشتغال به طور منطقي در ارتباط است و به طور منطقي انتظار مي‌رود افراد شاغل با مشکل زمان و مديريت زمان براي مطالعه مواجه باشند. قاعدتاً انتظار مي‌رود سنين بالاتر، متأهل بوده و مشغله زندگي در زمان مطالع? آن‌ها تأثيرگذار باشد. مجموعه ارتباطات موجود بين متغيرهاي رواني- فني، مديريتي و تجارب يادگيري الکترونيکي با متغيرهاي دموگرافيک بر اساس توضيحات فوق در مدل قابل تبيين است که نيازمند بررسي ميداني در ايران است.
فاصله بين دو دوره هر چه بيشتر باشد، ميزان افت تحصيلي کمتر است (موسه جر، 2003). به نظر ميرسد هر چه فاصله بين تحصيل قبلي (حضوري) با دوره الکترونيکي بيشتر باشد، انتظار ميرود انگيزه تحصيل دانشجو بيشتر و رضايت‌مندي او بالاتر باشد. از آنجا که عادت به درس خواندن حضوري در دانشجوياني که بلافاصله در دانشگاه قبول مي‌شوند بيشتر است، دلايل فوق زمينهساز ارتباط مستقيم بين متغيرهاي مربوط به پيشينه تحصيلي با تجارب يادگيري الکترونيکي است که البته بررسي بيشتر را ميطلبد.
در مورد متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي، وضعيت سکونت و نزديکي بين محل سکونت و دانشگاه ارائه دهنده آموزش الکترونيکي در تحقيق اينان، يوکسل ترک و گرانت (2006) و يو و همکاران (2010) ثابت شده است. به نظر ميرسد دانشجويان مقيم در شهري که دانشگاه در آن واقع است به دليل برخورداري بيشتر از تعاملات حضوري از يک طرف و دسترسي به اينترنت با سرعت و پهناي باند بيشتر از طرف ديگر افت تحصيلي کمتري داشته باشند؛ لذا در مدل ارائه شده بين متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي و رسانهاي ارتباط وجود، دارد. متغير هزينه تحصيل به عنوان عوامل مرتبط با افت تحصيلي دانشجويان الکترونيکي در تحقيق ويلينگز و جانسون (2004) و يوکسال ترک و اينان (2006) ثابت شده است. انتظار ميرود دانشجوياني که خود هزينه تحصيل را فراهم ميکنند، رضايتمندي کمتري داشته و به دليل اشتغال وقت کمتري براي مطالعه اختصاص دهند، لذا در مدل ارائه شده بين متغيرهاي اقتصادي- اجتماعي با مديريتي و تجارب يادگيري الکترونيکي ارتباط وجود دارد.
در مورد متغيرهاي رواني- فني، دانشجوياني که داراي توانمندي رايانهاي بالا و در کار با رايانه و اينترنت از عزت نفس بالاتري برخوردارند، انتظار ميرود زودتر به مطالعه با روش الکترونيکي عادت نمايند. مرکز کنترل بيروني با افت تحصيلي در آموزش الکترونيکي در تحقيق پارکر (1999) و اسميت (2006) مرتبط بوده است. اضطراب امتحان، از ديگر متغيرهاي رواني- فني است که ارتباط آن با معدل اولين ترم تحصيل طبيعي است. از آنجا که دانشجويان داراي مرکز کنترل بيروني، سيستم و مجموعه مديريتي و امکانات را مقصر شکست خود ميدانند، روز به روز بر نارضايتي آن‌ها از سيستم افزوده ميشود. سبک يادگيري مستقل، ديگر متغير رواني- فني است که ارتباط آن با موفقيت تحصيلي در تحقيقات تامپسون (1984)، شين و گامون (2002)، هيوج (2002) و کر، راينيرسون و کر (2006) ثابت شده است. اين استقلال يا عدم استقلال ممکن است از طريق رضايت‌مندي و توانمندي مديريت زمان بر معدل اولين ترم تحصيل الکترونيکي مرتبط شود؛ لذا در مدل پيشنهادي بين متغيرهاي رواني- فني با تجارب يادگيري الکترونيکي ارتباط پيش بيني شده است.
هر چه دسترسي به اينترنت سهلتر باشد، انتظار ميرود به دليل کار بيشتر و کسب تجربه اطمينان رايانهاي بيشتر شود، لذا ارتباط بين متغيرهاي رسانهاي و رواني- فني در مدل قابل توجيه است.
نوع دسترسي به اينترنت و بالا بودن سرعت و قطع و وصل شدن کم، باعث مي‌شود دانشجويان در يک محيط مطمئن با محتوا و کلاس مجازي مرتبط شوند؛ لذا انتظار ميرود رضايتمندي اين دسته از افراد از ارتباطات برخط بيشتر باشد. بر اين اساس ارتباط بين متغيرهاي رسانهاي با تجارب يادگيري الکترونيکي در مدل قابل دفاع است.
از بين متغيرهاي مديريتي، مديريت زمان و ارتباط آن با افت تحصيلي در تحقيقات شين و کيم (1999)، گيلز (1999)، اگزنوس، پيراکيز و پينتلاس (2002)، موسه جر (2003)، روبين (2004)، دوهرتي (2006)، يوکسال ترک و اينان و اينان (2006)، هولدر (2007)؛ ثابت شده است. در اين تحقيق نيز با توجه به کثرت پژوهشها آن را به عنوان يکي از متغيرهاي اثرگذار بر وضعيت تحصيلي قرار دادهايم و ارتباط آن با ساير متغيرها توضيح داده شد.
رضايتمندي از تحصيل الکترونيکي که به رضايتمندي از روش، سيستم، تعاملات و… اشاره دارد در تحقيقاتِ چيونگ (2001)، موسه جر (2003)، بدوره جر (2005)، جون (2005)، لوي (2007)، سان و همکارانش (2008) بررسي و ارتباط آن با افت تحصيلي اثبات شده است. در اين مدل نيز، اين متغير را به عنوان يکي از عوامل بنيادي در مدل قرار دادهايم و تبيين کننده ارتباط قوي بين تجارب يادگيري الکترونيکي و موفقيت و عدم موفقيت دانشجو در يادگيري الکترونيکي است.
نکته پاياني و مهم در مورد مدل استخراج شده بر اساس پيشينه پژوهشها اين است که مدل مذکور و ارتباطات بين متغيرها و زير متغيرها بر اساس پيشينه پژوهش هاي انجام شده در خارج از ايران استخراج شده که نيازمند پژوهش و آزمايش در ايران است. از طرفي عادت به يادگيري الکترونيکي متغير جديدي است که بر حسب تجربه و علاقه پژوهشگر وارد مدل شده است، لذا آزمون مدل يکي از اهداف اين پژوهش بوده که در بحث اهداف آمده است.
2-6 خلاصه فصل
در اين فصل از گزارش پژوهشي يادگيري الکترونيکي و مفاهيم مطرح در حوزه آموزشهاي مبتني بر وب به عنوان مدخل مبحث، تعريف و تاريخچهاي مختصر از آموزشهاي الکترونيکي با تاکيد بر نوع فناوري بکار رفته در آن گزارش شد. با توجه به هدف پژوهش حاضر که پيشبيني وضعيت تحصيلي يادگيرنده الکترونيکي است، مجموعه مدلهايي گزارش شدند که به صورت شماتيک روند عوامل موثر در افت تحصيلي دانشجويان را به تصوير کشيدهاند. عمده اين مدلها بر متغيرهاي دموگرافيک و نظريههاي انگيزشي و يکپارچگي اجتماعي مطرح در تئوري خودکشي دورکيم مبتني بودهاند.
هوش مصنوعي و کاربردهاي آموزشي آن در ادامه مطرح و يادگيري ماشيني و دادهکاوي آموزشي به عنوان يکي از مهم‌ترين کاربردهاي مدلهاي هوش مصنوعي در نظامهاي آموزشي تشريح شد. همچنين به شبکههاي عصبي مصنوعي به عنوان نمونهاي از الگوريتمهاي پيشبيني در روش‌هايي يادگيري ماشيني، اشاره شد.
پيشينه پژوهشهايي که به پيشبيني وضعيت تحصيلي يادگيرنده الکترونيکي پرداختهاند در سه دسته گزارش شدند. در دسته اول پژوهشهايي قرار گرفتند که با استفاده از روش‌هايي کمي چون آزمونهاي آماري و رگرسيون عوامل پيشبين موفقيت يادگيرنده الکترونيکي را شناسايي ميکردند. در دسته دوم پژوهشهايي قرار دارند، که با استفاده از روش تحليل مسير، ساختار عوامل مرتبط و روابط مستقيم و غير مستقيم بين متغيرهاي پيشبين را مورد توجه قرار مي‌دادند. در دسته سوم پژوهشهايي گزارش شدند که با استفاده از روش‌هايي مختلف يادگيري ماشيني چون شبکه عصبي مصنوعي، الگوريتمهاي يادگيري مبتني بر مثال، درخت تصميمگيري، استنتاج قانون و … براي پيشبيني وضعيت تحصيلي دانشجويان بهره مي‌برند.
به عنوان جمعبندي پژوهشها مهم‌ترين متغيرهاي پيشبين شناسايي و طبقهبندي شدند. اين متغيرها در چند دسته قرار گرفتند. متغيرهاي دموگرافيک، پيشينه تحصيلي، اجتماعي- اقتصادي و متغيرهاي نظري، دستهبندي ارائه شده در اين بخش بوده است. مهم‌ترين متغيرهاي نظري نيز عبارت بودند از: نظريههاي انگيزشي، تعامل، نظريه خودگرداني، استقلال يادگيرنده، مرکز کنترل، بار شناختي و حضور اجتماعي. در پايان بر اساس پيشينه بررسي شده، مدل مسير پژوهش حاضر ارائه و تبيين شد.

3. فصل سوّم (روش شناسي)

3-1 روش تحقيق
براي رسيدن به هدف اين پژوهش از ترکيب روش تحقيق کمّي-کيفي و دادهکاوي آموزشي استفاده شد. به اين سياق که براي رسيدن به اهداف جزئي اول و دوم پژوهش با مراجعه به سيستم اطلاعات دانشجويان دانشگاه، داده‌هاي مورد نياز جمعآوري و مورد تحليل قرار گرفت. روش تحقيق به کار رفته در راستاي رسيدن به اهداف مذکور پژوهش علي- مقايسه اي330 است که در طبقه انواع تحقيقات کمّي قرار ميگيرد. دلاور (1380) درباره اين روش پژوهش آورده است:
“هدف از روش تحقيق علّي- مقايسهاي، يافتن علتهاي احتمالي يک الگوي رفتاري ميباشد… اين روش را غالباً پژوهش “پس رويداد” مينامند. زيرا اشاره به مواردي دارد که در آن‌ها علت از پيش رخ داده است و مطالعه آن در حال حاضر از طريق اثري که بر متغير ديگر- که معلول خوانده مي‌شود- گذارده و برجا مانده است، امکان دارد.” (دلاور، 1380، ص 394).
براي رسيدن به اهداف سوم، چهارم، پنجم، ششم و هفتم از روش تحقيق پيمايشي331 استفاده شد. اين روش نيز جزء تحقيقات کمّي است. از آنجا که براي پاسخ به اين سؤالات با استفاده از پرسشنامه و پيمايش، اطلاعات لازم جمعآوري خواهد شد، اين تحقيق جزء انواع تحقيق پيمايشي محسوب ميشود.
براي رسيدن به هدف جزئي هشتم از روش” مطالعه موردي” که يکي از انواع روش تحقيق کيفي است استفاده شد. مطالعه موردي نوعي روش تحقيق کيفي است که وضعيت موجود پديده را (در برابر وضعيت تاريخي) در حدّ و مرز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حوزه آموزش، آموزش از راه دور، قضا و قدر Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ابزار پژوهش، آموزش از راه دور، توسعه مدل