پایان نامه با واژگان کلیدی اسطوره قهرمان، بین النهرین، ناخودآگاه جمعی، ارزش های اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

حدود ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد زندگی می کرده است. نام او به عنوان پادشاه پنجم اوروک در بین النهرین جنوبی ثبت شده است و بعداً تبدیل به یک قهرمان می شود و به کار های مهمی دست می زند از جمله: جنگیدن با هیولاها و دیدار ازمردگان. این داستان های گیلگمش بعداً معانی عمیق تری پیدا می کنند و به جست و جویی برای زندگی جاویدان بدل شده است.(آرمسترانگ،۵۲:۱۳۹۰-۵۳)
۲ـ۳ـ۲ـ۴. کهن الگوی قهرمان۱

کهن الگوی قهرمان یکی از متداول ترین و شناخته ترین اسطوره ها در سراسر جهان است. اسطوره های قهرمانی، هرچند در جزئیات متفاوتند؛ ولی هر قدر با دقت مورد بررسی قرار بگیرد، بیشتر به همسانی بنیادی آنها می توان پی برد. عملکرد اسطوره قهرمان، فراهم کردن زمینه های نخستین خودآگاهی فردی و شناخت نقاط قوت و ضعف است. زمانی که فرد، آزمایش اولیه را پشت سر گذارد و وارد مرحله بلوغ و بالندگی شود، پس از آن اسطوره قهرمانی مناسبت خود را از دست می دهد و مرگ نمادین قهرمان رخ
می دهد. این مرگ زمانی اتفاق می افتد که قهرمان به اوج بالندگی خود دست یابد. در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، قهرمانان امروزی به ترتیب اردشیر، سیاوش و بردیا می باشند، که پس از آن که به شناخت خویشتن دست پیدا می کنند؛ در پایان هر رمان این مرگ نمادین، را نیز تجربه می کنند.
ریشه اسطوره قهرمان، به مناسکی که در لاسکو۲ برگزار می شد و حاصل تجربه شمن و شکار بود، می رسد. قدمت این اسطوره، به آن دوران می رسد و بعدها همه فرهنگ ها اسطوره مشابهی را درباره ی جستجوی قهرمان پدیدآورده اند؛ که چه بسا بسیاری از مشابهت ها نیز بین ویژگی قهرمانان آنها دیده می
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱Hero archytype
.۲ Lasco
شود.« الگوی قهرمان امکان وجود نسلی را پیش می کشد که با قدرت فرابشری عمل می کند.».(آرمسترانگ،۲۵:۱۳۹۰)
الگوی اسطوره قهرمان، برای فردی که می کوشد؛ شخصیت خود را کشف و تایید کند، هم مفهوم دارد و هم برای جامعه ای که نیاز به تثبیت هویت جمعی خویش دارد.« کار اصلی اسطوره قهرمان انکشاف خودآگاه خویشتن فرد است یعنی آگاهی به ضعف ها و توانایی های خودش به گونه ای که بتواند با مشکلات زندگی روبرو شود.»(یونگ، ۱۶۴:۱۳۷۷)که در رمان های ̎ پارسیان و من̎، راوی یا قهرمان امروزی در پایان هر رمان به این کشف، یعنی دست یابی به خویشتن، در فضای ناخودآگاه جمعی می رسد.
قهرمان کسی است که حیات جسمانی خود را نثار دیگران بکند. به نظر جوزف کمپبل۱ قهرمان دو نوع کردار انجام می دهد: ۱- کردارجسمانی مثلاً دست به اقدامی شجاعانه در نبرد می زند یا زندگی کسی را نجات می دهد. ۲- کردار معنوی که در آن قهرمان یاد می گیرد، که گستره ماوراءطبیعی زندگی معنوی انسان را تجربه کند و سپس با پیامی برگردد.(کمپبل،۱۸۹:۱۳۸۴) قهرمانان امروزی در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، به ترتیب رمان و سن، اردشیر(۱۲سال)، سیاوش(۱۳سال) و بردیا(۱۵سال) دارند که از نظر کردار و اعمال جسمانی با توجه به شرایط سنی، در موقعیت ها واکنش های درستی را انجام می دهند:مثلاً اردشیر با خنجرش خومنکه را از پا در می آورد و برای این کار جان خود را از دست می دهد.« خومنکه با حیرت، دو دستش را بر سوراخی که از خنجر من بر سینه اش ایجاد شده بود، فشرد و بر خون خویش غلتید.»(آرین،۱۳۹۱،ج۲۱۶:۱)
سیاوش دومین راوی و قهرمان امروزی، در بسیاری از خان های رستم نقش موثر و فعالی دارد. در خان ششم – جنگیدن با ارژنگ دیو، نقش سیاوش این است:« من ناگهان شمشیر الاد را قاپیدم و در حالی که تعادلم به هم خورده بود، خوم را به پاهای ارژنگ دیو کوبیدم ، دیو هم تعادلش به هم خورد و به زحمت خودش را نگاه داشت. من رخش و اسب های دیگر را به روی عرشه رساندم و آنها را به رودخانه انداختم تا خود، شناکنان به ساحل برسند.»(آرین، ۱۳۹۱،ج۱۴۷:۲-۱۴۹)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Joseph Campbell
همچنین در خان هفتم یعنی کشتن دیو سپید این قهرمان بودن، مشهود می باشد. سیاوش، در این خان از راه دالانی به کاخ دیو سپید راه پیدا می کند و آنجا زندانیان-کیکاوس و دیگران را ملاقات می کند. این کار کمک شایانی در پیروزی رستم دارد و در پایان این خان سیاوش و رستم شیشه های عمر دیوها را نابود می کنند:«من با سر توی شکاف خزیدم. اندام باریکم را با اندکی فشار به داخل حفره چپاندم….. پس مکعب ها را یک به یک شکستیم، شیشه های ظریف خرد می شدند و فوراً تمامی گرمی و هستی و درخشندگی شان نیست می شد.».(همان،۱۵۹-۱۷۹)
ماجراجویی قهرمان معمولاً با شخصی آغاز می شود، که چیزی از او گرفته شده، یا حس کند برای اعضای جامعه اش چیزی کم است. این شخص به ماجراجویی های خارق العاده دست می زند، تا آنچه را که از دست داده، بازگرداند؛ یا نوعی اکسیرحیات را کشف کند. شاید یکی از دلایل خلق قهرمان، در̎ رمان های پارسیان و من̎ همین باشد، که هویت ملی و اصیل ایرانی در جامعه امروزی کم رنگ شده است. مخصوصاً این مسأله، بسیار در میان نوجوانان دیده می شود. شاید به همین دلیل است که راوی در این مجموعه، نوجوان انتخاب شده است؛ که غالباً برای کشف خود به دیدار کهن الگوهای جمعی نایل می شود.
شاید خیلی از منتقدین به رمان های ̎ پارسیان و من̎، خرده بگیرند که قهرمان اصلی در رمان ها وجود ندارد؛ از جمله: مقاله مهدی طهوری، با عنوان وقتی همه قهرمان می شوند هیچ کس قهرمان نیست، به نقد این مجموعه پرداخته است. اما با توجه به گفته کمپبل« نوعی قهرمان درجه دوم وجود دارد که سنت را زنده می کند. این قهرمان، سنت را تفسیر می کند و آن را از یک مجموعه کلیشه های کهنه، به تجربه ای زنده و امروزی تبدیل می کند؛ این کار باید با همه سنت ها انجام گیرد.»(کمبپل،۲۱۳:۱۳۸۴) قهرمان در این مجموعه، قصد داشته است، که هویت ملی و اساطیر کهن را زنده کند و به آن فضایی متناسب با جامعه امروزی بخشد.
سفر قهرمان همچون تلاش در پی محقق خویشتن است. در جریان این سفر، قهرمان به معناهایی دست می یابد، یا آنها را از دست می دهد، و دوباره به کشف شان نایل می گردد؛ تا جایی که تحت هر شرایط بحرانی قادر به حفظ ارزش های نوین خود خواهدبود. قهرمان شاید بارها و بارها در معرض نابودی قرار گیرد؛ اما سرانجام زمانی فرا می رسد، که دیگرخطر زوال خویشتن ازبین می رود. این سفر فردیت بخش و سیر و سلوک روانی برای رسیدن به کل – به پیوند اضداد می انجامد.(بولن، ۳۳۱:۱۳۸۶-۳۳۲)
در اساطیردیده شده است؛ که نوعی از سفرهای زیر زمینی۱ وجود دارد، که قهرمان وارد این فضای زیر زمینی می شود. از جمله کسانی که این سفر را تجربه کرده اند: هبوط ایشتار۲ ایزد بانوی حیات و باروری به دنیای زیرین، برای زنده کرده معشوقش تموز۳ است. او پس از گذشتن از هفت دروازه، به دنیای زیرین می رسد. ولی خواهرش ارشکیگال۴که ملکه دنیای زیرین و مرگ است؛ او را نگه می دارد. در نهایت او موفق می شود، با حمایت خدایان مخصوصاً اعا،۵ با استفاده از آب زندگانی، دوباره ایشتار را زنده کند و به زمین بازمی گردد.( الیاده، متون مقدس بنیادین از سراسر جهان،۱۳۸۵،ج۴۳:۳) این اسطوره، مشابه اسطوره حماسه گیلگمش است.
در مجموعه̎ پارسیان و من̎ راوی یا قهرمان امروزی، از طریق یک دالان، که درون زمین واقع شده است؛ به سرزمین کهن و اساطیری پیوند می خورد. اردشیر راوی جلد اول، از طریق دالانی که در زیر اتاق خواب پدر و مادرش قرار دارد؛ به فضای اساطیری می رسد:« آن جا زیر تختخواب مادر و پدر من، زیر کلبه ی ما، حفره ای تاریک بود که تا به حال از وجودش بی خبر بودم.»(آرین،۱۳۹۱،ج۱۲:۱)
سیاوش دومین راوی مجموعه̎ پارسیان و من̎ نیز از طریق دالان و حفره ای در دل کوه به زمان اسطوره ای نایل می آید:« دقیقه ای بعد سنگ نرم شد و آرام ، دستم را رها کرد. شکاف هم به آرامی بازتر شد و به حدی رسید که یک نفر بتواند از آن داخل شود. داخل غار شدم.»(آرین،۱۳۹۱،ج۱۵:۲) بردیا سومین و آخرین راوی مجموعه ̎ پارسیان و من̎، از لانه سیمرغ که بر فراز کوه قرار دارد به زمان نیمه اسطوره ای کورش می رسد؛
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Underground Travel .۳ Tammuz .۵ Ea( ایزدخردمند)
.۲ Ishtar .۴Ereshkigal
که این لانه بی شباهت به دالان نیست:« پرنده در کنار یکی از صخره های دور از چشم و دسترس ، بال هایش را بست و در لانه ای بزرگ و نرم فرود آمد و مرا آهسته بر کف لانه گذاشت….»(آرین، ۱۳۹۲،ج۱۵:۳-۱۶)
درباره ویژگی های اخلاقی اسطوره قهرمان هر کسی اعتقاداتی را بیان می کند، کوپ معتقد است:« هر چه اسطوره قهرمان بیشتر از ارزش های مرسوم، عاشقانه و اخلاقی یا سایر ارزش های اخلاقی فاصله بگیرد، بهتر است؛ زیرا در این صورت فرهنگ کهن را باز می یابد.»( کوپ، ۴۷:۱۳۸۴) قهرمان در مجموعه̎ پارسیان و من، ̎ این مسأله را رعایت کرده، و سعی نموده است؛ که مخاطب بیشتر مجذوب فرهنگ کهن ایرانی شود.
در الگویی که کمپبل از سفر قهرمان ارائه می کند، سفر قهرمان معمولاً در یک دور، شامل یک رفت و یک برگشت اتفاق می افتد. این الگو دقیقاً در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، نیز مورد توجه قرارگرفته است، و راوی داستان که قهرمان امروزی رمان نیز محسوب می شود؛ از فضای جامعه معاصر و امروزی به دوران کهن می رود و پس از شناخت خود، بازمی گردد. ساختار مفهوم معنوی این قهرمان گرایی را می توان در آیین های بلوغ یا آشناسازی جوامع قبیله ای اولیه دید.(کمپبل،۱۹۰:۱۳۸۴)
۲ـ۴. مناسک گذر۱

زندگی فرایند روان و مداوم نیست، زندگی و مرگ می آید و می رود در این تناوب، انسان مرتباً به دوره ی آغازین بازمی گردد. بدین ترتیب تحت تاثیر کارکرد خلاق الهی قرار می گیرد، که به موجب آن می تواند؛ همچون انسان جدید، وارد مرحله جدیدی از زندگی شود. تا زمانی که به بالاترین مرحله، یعنی انسان کامل و راستین برسد.«در واقع تا زمانی که با طی مراحل صعودی نه تنها به مرحله هستی خداگونه برسد، بلکه وجودی الهی شود. همه مراسم و تشریفات مربوط به انتقال از حالتی به حالت دیگر مثل
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱Ritul of passage

تولد، تشرف و رازآموزی، بلوغ، ازدواج و مرگ، ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.»(الیاده، متون مقدس بنیادین از سراسر جهان،۱۳۸۷،ج۲۸:۲)
اسطوره داستانی نیست، که بتوان آن را در قالبی پیش پا افتاده بازگو کرد؛ چون حامل معرفت قدسی است، و همواره در شرایط آیینی بازگو می شود.« تمام اساطیر، با آیین ها و شعایر مرتبط هستند.»( مختاری،۲۴:۱۳۷۹)شاید بتوان گفت، مراحلی که فرد در زندگی اش طی می کند، اسطوره های هستند که اشخاص آن را تجربه و پشت سر می گذارند. آرمسترانگ معتقد است:« قرائت یک اسطوره، بدون مناسک تحول بخشی که به آن همراه است، تجربه ای است؛ همان قدر ناقص که خواندن غزل های یک اپرا بدو موسیقی. اسطوره چنان چه به مثابه ی فرایندی از بازآفرینی، یا مرگ و باززادن تلقی نشود، بی معنا خواهد بود.»(آرمسترانگ، ۲۴:۱۳۹۰-۲۵)
اما این مناسک و آیین چیست و چرا اهمیت دارد؟ مناسک را می توان به عنوان رفتاری ( مذهبی، غیرمذهبی ) تعریف کرد؛ که بسیار رسمیت یافته و قالبی شده باشد. رفتار اجرا کننده مراسم مناسک را اگر بدون درگیری عاطفی در نظر بگیریم به نظر می رسد هیچ گونه انگیزه مستقیمی ندارد و تنها واکنشی است در برابرخود مناسک ، مناسک مذهبی معمولاً با ساخت نمادهایی همراه است.(بیتس، پلاگ، ۶۷۷:۱۳۹۰-۶۷۸)
مراد از مناسک گذر، مجموعه ای از سخنان برزبان آمده، حرکات انجام یافته، موضاعات و اشیا دستکاری شده است؛ که دقیقاً مورد جمع آوری و تدوین قرار گرفته،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تجدید حیات، گیاهان دارویی، بین النهرین، درون مایه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اجتماعی و فرهنگی، ویژگی های اخلاقی، آیین قربانی، کارکرد دین