پایان نامه با واژگان کلیدی استان هرمزگان، فرهنگ و زبان

دانلود پایان نامه ارشد

بياباني بسيار شديد، 36/51 % در كلاس بياباني شديد و حدود 48/29 % هم در طبقه بياباني متوسط واقع شدهاند.
– اکبري (1382) با استفاده از تصاوير ماهوارهاي TM و ETM+ سالهاي 1990 و 2001 به ارزيابي و طبقهبندي بيابانزدايي در مناطق خشک شمال اصفهان پرداخته و به اين نتيجه رسيدند که اين منطقه 35% با بيابان زايي طبيعي و 65% با بيابان زايي انساني روبرو است.
– حسني (1382) به مطالعه و بررسي منشاء و نحوه تكامل كانيهاي تبخيري در كوير حاج عليقلي پرداخته و بيان داشت که مهمترين کانيها و شورابههاي موجود در اين منطقه از نوع کلسيت، هاليت، ژيپس، اپسوميت، بازانيت و گلوبريت بوده و مهمترين منبع تامين کننده يونهاي شورابه پلاياي چاهجام دو رودخانه مهم موجود در حاشيه شمالي پلايا يعني رودخانههاي حسنآباد و چشمهعلي ميباشند.
– عزالدين و همکاران (1382) به بررسي کاربري و ويژگيهاي منابع ارضي و خاک، خصوصيات پوشش گياهي از قبيل انواع تيپ و گونههاي گياهي مختلف و ميزان تراکم آنها در منطقه ترود پرداخته و پوشش گياهي را در رابطه با نوع خاک و جنس اراضي منطقه طبقهبندي نموده است.
– زهتابيان و رفيعي امام (1382: 120) براي ارزيابي و تهيه نقشه حساسيت مناطق به بيابان زايي در منطقه ورامين از مدل ESAs استفاده نموده و بيان کردند که اين مدل از دقت بيشتري نسبت به ديگر روشهاي مورد استفاده در ايران برخوردار بوده و با توجه به روش خاص وزندهي، استفاده از سامانه اطلاعات جغرافيايي، استفاده از ميانگين هندسي به جاي جمع و يا ميانگين حسابي، علاوه بر افزايش دقت و سرعت انجام آن، در ارزيابي و تهيه نقشه بيابان زايي خطاي کارشناسي نيز وجود ندارد.
– خسروي (1383) شدت بيابان زايي 87/913 هکتار از اراضي کاشان را با استفاده از مدل مدالوس مورد ارزيابي قرار داد. ايشان جهت ترسيم نقشه بيابان زايي 7 معيار اقليم، آب، خاک، پوشش گياهي، فرسايش آبي، فرسايش بادي و مديريت را با توجه به شرايط منطقه در نظر گرفت. نتايج نشان مي دهد که 9/7 درصد کل منطقه جز هيچ کلاسي طبقه بندي نشده است (استخر و مناطق شهري)، 8/44درصد از کل منطقه در کلاس متوسط (شکننده) و 23/42 درصد از کل منطقه در کلاس شديد بيابان زايي (بحراني) قرار گرفته اند.
– علويپناه و همکاران (1383: 143) وضعيت بيابان زايي و تغييرات اراضي پلاياي دامغان را با استفاده از دادههاي ماهوارهاي چندزمانه مورد بررسي قرار داده و روند بيابان زايي اين منطقه را روبهرشد و 41% در سالهاي 1977 تا 1988 و 69% در سالهاي 1988 تا 2000 بيان نمودهاند.
– زهتابيان و رفيعي امام (1384) بيابان زايي در دشت ورامين را با تکيه بر مسائل آب و خاک و در قا لب روش ESAs مورد بررسي قرار دادند. شاخص هاي مهم بيابان زايي را وضعيت آب زير زميني، کاربري اراضي و کيفيت خاک معرفي نمودند.
– اختصاصي و مهاجري (1384) روش ICDرا در سطح ?? ميليون هکتار از عرصه‌هاي ايران مرکزي از جنوب اصفهان تا سيرجان و بخشهايي از استان هرمزگان مورد بررسي و آزمون قرار دادند و نقشه‌ي شدت بيابان زايي اراضي با مقياس 1:25000 را ترسيم نمودند.
– چمنپيرا و همكاران (1385: 543) مدل ICD را در حوضه آبخيز كوهدشت جهت تعيين شدت و وضعيت فعلي بيايانزايي مورد استفاده و ارزيابي قرار دادند. نتايج آن نشان ميدهد که در حوضه آبخيز کوهدشت، %7/32 منطقه با فرسايش شديد، 32% در كلاس فرسايشي متوسط و حدود %2/35 هم در طبقه بيابان زايي کم واقع شدهاند.
– زهتابيان و همکاران (1386) بيابان زايي در کاشان را با استفاده از مدل مدالوس مورد بررسي قرار دادند و در مقايسه آن با مدل هاي فائو – يونپ و ICD به اين نتيجه رسيدند که مدل مذکور براي منطقه مورد بررسي مناسب بوده و از کارايي خوبي برخوردار است.
– مصباح زاده (1386) با استفاده از مدل IMDPA به ارزيابي وضعيت و شدت بيابان زايي منطقه ابوزيدآباد پرداخت. وي براي بررسي شدت بيابان زايي منطقه سه معيار زمينشناسي- ژئومرفولوژي، خاک و فرسايش بادي را مورد مطالعه قرار داد، و پس از بررسيهاي انجام شده متوسط ارزش عددي شدت بيابان زايي را براي کل منطقه بر اساس معيار فوق 6/2 به دست آورد که بيانگر قرار گرفتن شدت بيابان زايي منطقه در کلاس شديد ميباشد.
– عبدي (1386) جهت بررسي و تهيه نقشه بيابان زايي منطقه ابوزيدآباد کاشان با تکيه بر دو معيار آب و خاک از مدل IMDPA استفاده نمود. نتايج نشان مي دهد از بين شاخصهاي مورد بررسي به ترتيب دو شاخص هدايت الکتريکي خاک و آب بيشترين تأثير را در بيابان زايي منطقه داشتهاند، نتايج بيانگر قرار گرفتن شدت بيابان زايي منطقه در کلاس متوسط ميباشد.
– دولتشاهي (1386) با توجه به بررسيهاي انجام شده در منطقه گرمسار بيان نمود که از بين سه معيار آب، خاک و پوششگياهي، معيار آب بيشترين تأثير را در بيابان زايي اين منطقه دارد. همچنين بافت خاک و درصد سنگ و سنگريزه کمترين تأثير (کمترين ارزش عددي) را در بيابان زايي منطقه دارند.
– بخشنده مهر (1387) به منظور ارزيابي بيابان زايي در دشت سگزي در شرق اصفهان مدل مدالوس مورد استفاده قرار داد و نهايتاً مدلي منطقهاي بر اساس ويژگيهاي طبيعي منطقه ارائه نمود. بر اساس اين نتايج، %7/1 از مساحت منطقه در کلاس بيابان زايي متوسط، 9/34% در کلاس بيابان زايي شديد و %5/63 نيز در کلاس بيابان زايي بسيار شديد قرار دارد.
– وصالي (1387) به بررسي شاخص هاي بيوفيزيکي شدت بيابان زايي متأثر از فعاليت هاي انساني در منطقه شهرستان هاي کاشان و آران و بيدگل با استفاده از مدل IMDPA پرداخت. وي پس از امتيازدهي شاخص ها نتيجه گرفت که شاخص ميزان ساعت پمپاژ، بيشترين تأثير و شاخص عملکرد کشاورزي کمترين تأثير را در بيابان زايي منطقه دارند.
– رئيسي (1387) عوامل مؤثر در شدت بيابان زايي با استفاده از مدل IMDPA در منطقه کهير کنارک را مورد مطالعه قرار داد، و به اين نتيجه رسيد که از بين معيارهاي بيابان زايي در منطقه مورد مطالعه، معيار تخريب خاك بالاترين درصد وزني را به خود اختصاص داده اند.
– کرمي (1388: 39) نقش چينهشناسي را در توسعه کارست در حوضه آبگير چشمه علي دامغان مورد مطالعه قرار داده و يکي از مهمترين دلايل توسعه اندک کارست در اين منطقه را وضعيت چينهشناسي آن و قرار گرفتن سازند دليچاي در حد فاصل بين آهکهاي ضخيم لايه و تودهاي سازند لار بيان نمودهاست.
– موسوي (1388، 1389، 2010)، و ولي و موسوي (1391، 1392) مورفومتري برخانهاي ريگ چاهجام واقع در جنوب کوير حاج عليقلي را بررسي نموده و با استفاده از تحليلهاي آماري، روابط بين پارامترهاي مورفومتري برخانها را مدلسازي نموده و مدلهاي آماري جهت تخمين مساحت، محيط، حجم و ميزان جابجايي ساليانه برخانها ارائه کرده اند.
– سپهر (1389) با استفاده از مدلهاي تصميمگيري چندمعياره تاپسيس، تحليل سلسلهمراتبي و الکتره به مطالعه پارامترهاي موثر در بيابان زايي در قالب پروژه بينالمللي Desert Watch (2005 – 2010) پرداخته و نهايتاً يک سامانه شاخصهاي موثر در بيابان زايي و الگوي مديريت ريسک بيابان زايي در شرايط عدم قطعيت ارائه داده است.
– ذوالفقاري و همکاران (1390) شدت بيابان زايي دشت سيستان را با استفاده از مدل IMDPA ارزيابي نمودند. براي اين منظور پس از بررسي هاي اوليه چهار معيار اقليم، پوشش گياهي، خاک و فرسايش بادي به عنوان مهمترين معيارهاي مؤثر در بيابان زايي منطقه با شاخص هاي متفاوت در نظر گرفته شد. حاصل اين ارزيابي نشان مي دهد معيارهاي پوشش گياهي و اقليم به ترتيب با ارزش هاي عددي 51/1 و 57/1 شدت بيابان زايي متوسط را شامل مي شوند.
– سپهر و همکاران (1391: 33) با استفاده از مدلهاي تصميمگيري چندمعياره تاپسيس، تحليل سلسلهمراتبي و الکتره به مطالعه پارامترهاي موثر در بيابان زايي در قالب پروژه بينالمللي Desert Watch (2005 – 2010) پرداخته و نهايتاً يک سامانه شاخصهاي موثر در بيابان زايي و الگوي مديريت ريسک بيابان زايي در شرايط عدم قطعيت ارائه دادهاند.

1-2-1 جمع بندي از بررسي منابع
رخداد تخريب اراضي در مناطق مستعد يكي از معضلات عمده‌اي است كه جوامع انساني مناطق خشک و نيمه خشک در اكثر مواقع با آن روبرو هستند. بنابراين ايجاد يک استراتژي منطقهاي براي حفاظت از منابع انساني و طبيعي و كاهش خسارات ناشي از آن جهت نيل به اهداف توسعه پايدار بسيار مهم و ضروري بوده و ارائه يك مدل مناسب و تهيه نقشه پهنهبندي بيابان زايي ميتواند در برنامهريزي و مديريت محيط منطقه مزبور كمك شاياني به مراكز ذيصلاح نمايد. در يك جمع بندي كلي از پيشينه پژوهش مي‌توان چنين نتيجه گيري كرد که نوع و دقت مدلها و روشهاي طراحي و انتخاب شده با توجه به ويژگي هاي عمومي منطقه مطالعاتي، هدف، تعداد و نوع عوامل موثر آنها متفاوت ميباشد و نتايج متفاوتي بدست ميدهند. به عبارتي اين مدل‌ها عموماً به صورت منطقه‌اي تدوين و مورد ارزيابي قرار گرفته و هر يك داراي محاسن و معايب هستند، اما پارامترهاي مورد استفاده در آنها در اكثر موارد از عموميت و يكنواختي خاصي برخوردار مي‌باشد. در نتيجه اين مدل‌ها براي منطقه مطالعاتي ويژه با تغييرات غيرمعني‌دار خصوصيات محيطي و پارامترهاي نمونه‌برداري خاص کارآيي دارند كه در صورت تغييرات معني‌دار در خصوصيات محيطي هر منطقه، بايستي مدل‌ها و معادلات جديدي جهت مطالعه ميزان بيابان زايي و تهيه نقشه پهنه بندي طراحي گردد. در اين پژوهش سعي شده است تا با بهرهگيري از نتايج مطالعات انجام شده در مناطق مختلف، نوع پارامترهاي به کارگرفته شده و ارزيابي روشهاي مورد استفاده؛ مناسبترين روش و موثرترين عوامل جهت تهيه نقشه پهنه‌بندي ريسک بيابان زايي در حوضه آبي کوير حاج علي قلي انتخاب گردد تا بتوان به نتايج قابل قبولي در اين زمينه دست يازيد.

1-3 مفاهيم و تعاريف
بياباني شدن اراضي به دنبال کاهش توليد و تخريب پوشش گياهي تشديد ميشود. بيابان زايي و جريان بياباني شدن سرزمين بر طبق مطالعات UNDP(1999) عبارت است از تخريب سرزمين در اقليم خشک، نيمه خشک و نيمه خشک مرطوب بر اثر فعاليت هاي انساني و تغييرات اقليمي. در اين بخش از پژوهش حاضر، مبادرت به بيان مفاهيم و تعاريف، ارائه و معرفي روشها و مدل هاي ارزيابي بيابان زايي گرديده است. به گونه اي که سعي شده است ابتدا مفاهيم و اصطالاحات مرتبط با موضوع تشريح گردد، و سپس به معرفي روش هاي رايج در ارزيابي و تهيه نقشه بيابان زايي، پارامترهاي مورد استفاده، و معايب و محاسن آنها پرداخته شود.
1-3-1 بيابان
بر اساس فرهنگ لغات واژه ي بيابان در فارسي كهن واياپان4 و بي آبان5 به معناي جايي بي آب به کار رفته است و در فرهنگ و زبان فارسي امروزي بيابان از بي: علامت نفي و بي آب: جايي كه آب نداشته باشد و به معني جاي بي رونق و بي طراوت آمده است و در كل عنوان بيابان به دشت، صحرا، زمين پهناور و بي آب علف اطلاق مي شود.
در اغلب زبان هاي اروپايي واژه ي ديزرت6 براي بيابان به كار مي رود. اين واژه وقتي به صورت صفت در جملات به كار رود به معناي متروكه و خالي از سكنه است.
در زبان عربي صحرا7 و ربع8 گفته مي شود. در رابطه با عنوان صحرا نيز بايد گفت كه صحرا يك منطقهي خاص، واقع در آفريقاست و در فارسي صحرا به معناي بيابان نيست.
گذشته از معاني واژه ها در برخورد اول با كلمهي بيابان، براي هر شخص نيز همان سرزمين خشك و كم باران و بي آب و گياه در ذهن تداعي مي شود، اما آنچه هست از نظر علوم مختلف دانشمندان فراخور دغدغه هاي خويش هر يك به تعريف بيابان پرداخته اند كه اين تعاريف به شرح زير مي باشد:
بيشترين تعاريف بيابان به اقليم شناسان اختصاص دارد و تعاريف متعددي را ارائه كرده اند، ولي به طور كل و جامع همهي آنها از لحاظ بارندگي اتفاق نظر داشته اند و بيابان را جايي عنوان كرده اند كه بارندگي سالانه آن كمتر از 50 ميلي متر در سال باشد كه در برخي از منابع اين گونه مناطق را بيابان واقعي عنوان كرده اند و مناطقي را كه بارندگي بين 50 تا 100 ميلي متر در سال داشته باشد را مناطق نيمه بياباني ناميده اند. بطوريکه ترانسو (1905) نسبت بين باران و تبخير

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سنجش از دور، استان خراسان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اعداد و ارقام، سازمان ملل