پایان نامه با واژگان کلیدی ارزش های اجتماعی، آداب و رسوم، نابرابری ها

دانلود پایان نامه ارشد

سرچشمه گرفته شده است. در اینجا به برخی عناصر فرهنگی مرتبط با موضوع شناسایی عوامل فرهنگی موثربر مدیریت کارآمد بقاع متبرکه اشاره می کنیم.

2-8-1- ارزش ها 36
ارزش عبارت است از بار معنایی خاص که انسان به برخی اعمال ، پاره ای حالت ها و بعضی پدیده ها نسبت می دهد و برای آن در زندگی خود جایگاه و اهمیت ویژه ای قائل است.(جمشیدی، 1368). از نظر نیمکوف ارزش های اجتماعی که جامعه به آن اعتنا می ورزد، گرایش های اجتماعی را ایجاد می کند و تمایلات کلی هستند که در فرد به وجود می آیند و ادراکات،عواطف و افعال او را در جهت های معینی به جریان می اندازند( وثوقی،1370). برای ارزش ها می توان کارکرد ها و ویژگی های زیر را متصور بود:
1- ارزش های فرهنگی-اجتماعی مقصود و معنای زندگی را برای اعضای جامعه تدارک می بینند.
2- هرگونه تغییر در نظام های سیاسی، مذهبی یا اقتصادی با تغییر در ارزش های اجتماعی – فرهنگی همراه است.
3- ارزش ها نسبی هستند. در جامعه شناسی ، ارزش های واقعی، ارزش های یک جامعه خاص هستند.
4- ارزش های اجتماعی- فرهنگی ، شیوه های مطلوب اندیشیدن و عملی کردن را در فرهنگ تعیین
می کند(نظرپور،1378).
5- ارزش های اجتماعی – فرهنگی وسیله ای برای تحقق همبستگی اجتماعی هستند.
6- ارزش های اجتماعی ، راهنمای فرد در انتخاب و ایفای نقش های اجتماعی هستند. (قرائی،1382).
همچنین ارزشها بازتاب افکارند و رفتار مردم غالباً در پیروی از ارزشها شکل می گیرد افراد ممکن است ارزشهای مثبت معینی ابراز کنند، لیکن رفتار عملی آنان در تناقض با آن ارزشها باشد. (فان دراستای،1379). اهمیت ارزشها در آن است که محتوای هنجارهای یک جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند. از سوی دیگر ارزشها هستند که پایه ارزیابی ما را از پدیده های اطرافمان، از خودمان، از نزدیکان، از دیگر انسانها و از جامعه شکل می دهند و در واقع رفتار مارا نسبت به آنها تنظیم می کنند.

2-8-2- هنجارها37
هنجارها بر مبنای مقبولیت گروهی و اجتماعی شکل میگیرند و تبدیل به قوانین و قواعد و رفتارهایی می شوند که روش مناسب در یک محدوده معینی از زمینه های اجتماعی مثلا مذهبی را فراهم می کند.ارزشهای اجنماعی هر جامعه از طریق هنجارهای اجتماعی آن تحقق می یابد. هنجارها قوانین و رهنمودهای مشترک را که منجر به یک رفتار مناسب در یک وضعیت معین می شود را مشخص می کنند.هنجارهای اجتماعی “قالبها”، ” مسیرها”، و بسترهایی برای انجام فعالیتها، وظایف و رفتارهای اجتماعی مردم در موقعیت ” نقشها و منزلتهای اجتماعی” می باشد. هنجارها دارای سه ویژگی میباشند:
1- قاعده و استاندارد رفتار اجتماعی؛
2- رعایت حقوق اکثریت؛
3- مجازات در صورت عدم رعایت؛
بنابراین نقش عمده هنجارها در جامعه “تنظیم نظم اجتماعی و تبعیت از آنها در روابط اجتماعی است” (قلی زاده ، 118:1390).

2-8-3- آداب و رسوم38
در واقع تعدادالگوی رفتاری خاص باعث ایجاد اداب و رسوم خاص در یک جامعه می شوند. یک الگوی رفتار اجتماعی عبارت است از یک عمل قابل مشاهده و سنجش که به دفعات بسیار تکرار شده و دارای نوعی معنای اجتماعی است. سمنز اعتقاد دارد که رسوم خود به خود و به طور نا آگاهانه به وجود می آیند و شباهتی هم با قوانین طبیعی ندارند
.
– برخی آداب ورسوم بر اساس شرایط اجتماعی به وجود می آیند.
– آداب و رسوم اجتماعی با تغییرات شرایط اجتماعی دگرگون می شوند.
– برخی رسوم نسبتاً دستخوش تغییرات دائمی است و سمنز آنها را مد می نامد.
– عدم اطمینان اقتصادی موجب پیدایش برخی رفتارها و عادات می شود.
– تکنولوژی نیز بر اداب و رسوم تاثیر می گذارد.
– ایده ها و اعتقادات دینی نیز در به وجود آمدن برخی آداب و رسوم موثر است. (قلی زاده ،1390: 122)

2-8-4- باورها39
در یک تعریف ساده و رسا، «باورها یا عقیده‌ها، اندیشه‌هایی هستند كه فرد به درستی و حقانیت آن‌ها اعتقاد دارد. کرچ و کرچفلید باور را چنین تعریف کرده‌اند:‌ «باور، سازمانی باثبات از ادراک و شناختی نسبی درباره جنبه خاصی از دنیای یک فرد است.» در مفهوم وسیع‌تر،‌ باورها دربرگیرنده شناخت یا دانسته‌ها، ‌عقاید یا آیین است. برخی از روان‌شناسان اجتماعی به این نتیجه رسیده‌اند که «باورها سه ریشه اصلی دارند: تجربه شخصی، ‌اطلاعات حاصل از دیگران و استنتاج».(همدانی ،1391).
ایجاد ارتباط بین مقوله ها باور را می سازد.یکی از مقوله هایی که مربوط به باورها می شود و از اهمیت خاصی برخوردار است، مقوله باورهایی است که به علل مربوط به بروز رفتار یا نسبت دادن ها اشاره دارد؛ زیرا روشی که ما از طریق آن یک رفتار را درک می کنیم(تفسیر میکنیم)، متکی به نسبتهایی است که به آن می دهیم.( هریس ،تریاندیس.1387 :160).

2-5-8- هنر و میراث فرهنگی40
واژه هنر در زبان سانسکریت، ترکیبی از دو کلمه سو به معنی نیک و نر یا نره به معنای زن و مرد است. در زبان اوستایی حروف “سین”به”ها” تبدیل شده و واژه هونر ایجاد گشته است که در زبان پهلوی یا فارسی میانه به شکل امروزی (هنر) درآمده است که به معنای انسان کامل و فرزانه است. بریتانیکا هنر را به عنوان« استفاده توانایی و تخیل در خلق آثار زیبا، محیطی و یا تجاربی که می توان با دیگران تقسیم شود» تعریف می کند. تأثير شگرف هنر و آثار هنري در احساسات و عواطف انساني و نيز قدرت ب ينظير آن در تبديل ايده به كنش و مهم تر تثبيت
و تحكيم آموزه هاي اخلاقي و حتي تعميق ادراكات اخلاقي، از عوامل اصلي اين اهميت و جايگاه بنيادي است.. هنر با برجسته كردن،تمركز و مهم تر ارائه زيبايي شناسانه آنها در تبديل ايده به كنش، نقشي چشمگير و به سزا دارد. بسیاری از متفکران معتقدند جوامع دینی و سنتی بنا به اینکه هنر را بازتاب ایده وعقیده دینی و مبتنی بر «سنتِ » خود می دانند، لا رم تمامی آمو زه های اعتقادی و اخلاقی را در آثار هنری بازتاب می دهند. (بلخاری،1389).

2-8-5- اعتقادات مذهبی41
مذهب در گذشته به مکتب های فکری و درون یک دین اطلاق می شد. در مغرب زمین واژه Religion به معنای مکتبهای درون یک دین و به معنای خود دین بکار می رود و نزدیک نیم قرن است که در کشور مانیز در هر دو مفهوم کاربرد دارد.( بلوری تبار،1390). مذهب به معنای راه و روش است و در مفهوم دینی، به مسیر اعتقادی افراد، مذهب می گویند پس اعتقادات مذهبی به افکار و عقاید مذهبی که به رفتار انسان ها جهت میدهند و رقتار آنها را سبب میشوند،گفته می شود(خسروپناه، 1383: ۱۶۱).

2-9- مفهوم دین و مذهب42
بحرانی، در تعریف اصطلاحی دین گفته است: « دین در اصطلاح و عرف شرع به شرایعی گفته می شود که از جانب خداوند و به واسطه پیامبران،علیهم السلام، برای بشر آورده شده است». علامه طباطبا یی در تعریف دین حق می فرماید : «روش ویژه ای برای زندگی بشر که مصلحت دنیوی انسان را در جهت کمال اخروی و حیات ابدی او برآورده می سازد. از این روی لازم است شریعت، در برگیرنده قوانینی باشد که به نیازهای دنیوی انسان نیز پاسخ گوید» .تعاريف متعددي از دين وجود دارد تي يل می گوید كه: «در حقيقت دين را وضعيتي روحي يا حالتي ناب و حرمت آميز است كه آن را «خشيت» مي خوانيم».از نظر برادلي دين بيش از هر چيز كوششي است براي آنكه حقيقت كامل خير را در تمام وجوه هستي مان باز نماييم. دين متشكل از مجموعه اي اعتقادات ،اعمال و احساسات(فردي و جمعي) است كه حول مفهوم حقیقت غايي سامان یافته است این حقیقت را می توان برحسب تفاوت ادیان با یکد یگر واحد یا متکثر، متشخص یا نامتشخص، الوهی یا غیر الوهی و نظایر آن تلقی کرد.مع ذلک به نظر می رسد که تمام پدیده های فرهنگی ای که دین می نامیم در قالب این تعریف می گنجد (پترسون،1393).

2-10- نظریه های جامعه شناختی مرتبط با مذهب43
رویکردهای جامعه شناختی نسبت به دین هنوز شدیدا تحت تأثیر اندیشه های سه نظریه پرداز کلاسیک جامعه شناسی ،یعنی مارکس ،دورکیم و وبر است.هیچ یک از این سه جامعه شناس خود مسیحی نبودند و همگی فکر می کردند که اهمیت دین در دوران امروزی کاهش خواهد یافت.آن ها بر این باور بودند که اساساً که مذهب یک توهم است .طرفداران مذاهب مختلف ممکن است به طور کلی در مورد اعتبار اعتقاداتی که که دارند و شعایری که در آن مشارکت می کنند متقاعد شده باشند.

2-10-1- مارکس و دین44
کارل مارکس با وجود این که در این زمینه تأثیر زیادی بر جای گذاشته، اما هرگز مذهب را به تفصیل مطالعه نکرده است مارکس این نظر را می پذیرد که دین نشان دهنده از خود بیگانگی انسان است. اغلب تصور شده است که مارکس دین را رد می کرد، اما این به هیچ وجه حقیقت ندارد. او می نویسد دین قلب یک دنیای بی قلب است. پناهگاهی در برابر خشونت واقعیت های روزانه. از نظر مارکس، دین به صورت سنتی آن ناپدید خواهد شد، و باید بشود، اما این از آن روست که ارزش های مثبتی که در دین تجسم یافته می تواند به صورت آرمان های راهنمای بهبود سرنوشت بشریت در این جهان درآید، نه به این علت که خود آرمان ها و ارزش ها اشتباه هستند. ما نباید از خدایانی که خودمان آفریده ایم بترسیم، و باید از بخشیدن ارزش هایی به آن ها که خودمان می توانیم تحقق دهیم خودداری کنیم. مارکس در عبارت مشهوری اعلام کرد که دین افیون خلق بوده است . دین سعادت و پاداش ها را به زندگی پس از مرگ موکول می کند و پذیرش تسلیم طلبانه شرایط موجود را در این زندگی می آموزد بدین سان با وعده آنچه در جهان دیگر خواهد آمد توجه از نابرابری ها و بی عدالتی ها در این جهان منحرف می شود. دین دارای یک عنصر نیرومند ایدئولوژیگی است : اعتقادات و ارزش های دینی غالباً نابرابری های ثروت و قدرت را توجیه می کنند. برای مثال، این آموزش که فروتنان وارثان زمین خواهند بود بیانگر نگرش های افتادگی و عدم مقاومت در برابر ستم است.
مارکس توجه را به شباهت های فرهنگی و کارکرد دین، قانون، سیاست و ایدئولوژی که همه جنبه های روبنایی جامعه بشری هستند، معطوف ساخته است. او معتقد بود که روبناها در نهایت بر اثر روابط تولیدی ونوع مالکیت که در اعماق جامعه در کاراند، تعیین می شود. در نظر مارکس، زیربنا اقتصاد است و اساس است ودین از اهمیت فرعی برخوردار است، زیرا ایدئولوژی روبناست. در مارکسیسم همه چیز بر اساس وضع مادی و اقتصادی شکل می گیرد و عامل تحرک همه چیز، مناسبات طبقاتی اقتصادی است. بنوبه خودعامل تحرک وضع اقتصادی نیز تحول وتکامل وسائل تولیدی است. مارکس علت اساسی پیدایش دین را وضع اقتصادی جامعه وخواست طبقه ستمگرمی داند و بدین ترتیب وی می نویسد، انسان سازنده دین است و نه دین سازنده انسان، دین تریاک مردم است. مارکس می گفت :”مذهب سعادتی خیالی است” وطبقات زحمتکش علیه آن باید مبارزه کنند تا به سعادت واقعی برسند. (مقتدایی،1390).

2-10-2- دورکهایم و دین45
برخلاف مارکس، امیل دورکهایم بخش قابل ملاحظه ای از مطالعات خود را به بررسی دین اختصاص داده و بویژه توجه خود را به دین در جوامع کوچک سنتی معطوف کرد.دورکهایم دین را اساساً با نابرابری های اجتماعی یا قدرت مرتبط نمی‌سازد، بلکه آن را به طبیعت کلی نهادهای جامعه مربوط می کند. او مطالعه خود را بر مبنای بررسی توتم آیینی آن گونه که در جوامع بومی استرالیا معمول است قرار می دهد، و استدلال می کند که توتم آیینی نمایانگر دین در ابتدایی ترین یا ساده ترین شکل آن است.
به نظر دورکهایم به این علت که توتم نماد خود گروه است، نماینده ارزش هایی است که برای گروه یا اجتماع اهمیت اساسی دارند. حرمتی که مردم برای توتم در نظر می گیرند در واقع ناشی از احترامی است که برای ارزش های اجتماعی اساسی قایل هستند. در دین موضوع پرستش در واقع خود جامعه است.
دورکهایم قویاً این واقعیت را مورد تأکید قرار می دهد که ادیان هرگز فقط یک موضوع اعتقادی نیستند. همه ادیان متضمن اعمال تشریفاتی و شعایری منظمی هستند که در آن گروهی از مومنان گرد هم می آیند. در مراسم تشریفاتی جمعی، حس همبستگی گروهی تأیید و تقویت می شود. تشریفات افراد را از امور مربوط به زندگی اجتماعی نامقدس دور کرده به قلمرویی متعالی وارد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نظام اجتماعی، اهداف فرهنگی، آداب و رسوم Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تحلیل محیطی، منابع سازمان، شهرستان خمین