پایان نامه با واژگان کلیدی ارتباط جمعی، بیگانگی اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی، خارج از خانه

دانلود پایان نامه ارشد

مادرانیکه در خارج از خانه بکارهای اداری مشغولند آنقدر سرگرم کارهای خود هستند که از تربیت و راهنمایی فرزندان خود بازمیمانند». (حکیمی،1345: 38)
6-3-5 . آزادی زنان
نویسندگان مکتب اسلام عامل اصلی وضعیت اسفبار زنان در آمریکا را آزادی زنان میدانند. و عنوان میکنند؛ «طبق اظهارات«رسکوپاوند» استاد دانشگده حقوق«هاروارد» که آزادی زنان را «مبدأ نتایج تاسف بار مقام قانونی زن درکشور آمریکا» میخواند تحقق خواهد پذیرفت..(بی نام، 1353: 34)
نقطه قوت متن در اثرگذاری بر خواننده این است که این جمله از زبان یک زن گفته شده؛ زنی که حقوق دان است و در مکانی زندگی میکند که شعار آزادی زنان و منشور حقوق بشر از آنجا به ایران آمده و زنان آنجا موفق به تصویب قانون تساوی حقوق زن و مرد در کشور خود شدهاند اما از وضعیتی که خودعامل آن بودند راضی نیستند و آزادی بدست آمده را همرا با تنزل مقام قانونی زن در کشور خود میدانند.

6-3-6 . جذب کردن مردان
متن زیر را میتوان از دوسو مورد توجه قرار داد. یکی دادن راه حل دستور حجاب برای جلوگیری از فساد درجامعه؛ که توسط زنان برهنه و بیحجاب صورت میگیرد و دیگر آنکه نویسنده عامل خودنمایی زنان و تمایل به بیحجاب بودن آنان را جذب کردن مردان میداند. نویسنده معتقد است اسلام به این تمایل زنان آگاه بود و برای همین حجاب را تجویز کرده است. و اظهار میکند؛
«اسلام به خوبی آگاه است که بعضی از زنان علاقه شدیدی به خودنمایی و خودآرائی دارند و همواره میخواهند مردان را اسیر خود سازند و از اینرو علاقه به برهنگی و انحرافهایی است که در بعضی زنان بوجود میآید و لذا دستور حجاب را برای او واجب کرده است.(حقانی زنجانی،1351: 47)
در واقع زنان موجودات منفعلی فرض میشوند که اعمال آنان برای جلب توجه مردان فرض شده است. این نگاه میتواند امنیت را از زنان سلب کند. زیرا زن بیحجاب طعمهای برای مردان در کوچه و خیابان پنداشته میشود. در واقع فرضهای دیگر از قبیل اعتقاد نداشتن زن به حجاب از نظر دینی و نظری مورد ابطال واقع شده و زن بیحجاب و فاحشه در یک ردیف واقع شدهاند. زیرا هر دو در پی جلب توجه مردان اما با اهداف متفاوت هستنند.
6-3-7 از خودبیگانگی اجتماعی
نویسنده مکتب اسلام دلیل وجود زنانی شبه مرد را از خودبیگانگی زنان با اجتماع میداند. زن در محیط اجتماع نبوده و حضور نداشته است بنابراین هنوز هویت مستقلی برای خود پیدا نکرده است و چون اجتماع متعلق به مردان بوده؛ زن نیز خود را شبیه مردان میکند تا مورد قبول مردان یا همان اجتماع واقع شود. و برای اینکار از زنان اروپای الگو برداری میکند.
«مساله اساسی ما این است که باید معلوم کرد آیا برای زن این امکان وجود دارد که بر احساس بیارزش و بیاهمیت خود غلبه کند و این فشار درونی که او را وادار میکند برای بدست آوردن دل مرد، خود را رنگین سازد، از خود طرد کند یاخیر؟ زیبای زن را ماهم میستاییم ولی هرگز نمیتوانیم بگوییم که غرض از آرایش کردن زن ارضای حس زیبا پرستی است زیرا خوب میدانیم که زن را از خودبیگانگی اجتماعی وادار به اینکار میکند و در این مرحله است که زن به موقعیت متزلزل خود که در جامعه به صورت کالائی حقیر و موجودی ضعیف در آمده پی میبرد و نمیخواهد به او بیاعتنا باشند و در اعماق ضمیر او فریادی است که به او میگوید:« یا نباید باقی بمانم و یا اینکه مورد توجه قرار بگیرم، جامعه باید مرا قبول کند» و جامعه برای او مرد است. زیرا هیچگاه زن را در میان جامعه خود ندیده است و میخواهد او هم قدرتی برای خود بدست آورد، پس به تقلید زن اروپائی که تبلیغ به او شناسانده است، بسوی مرد شدن گام بر میدارد.(قائم مقامی، 1355: 30)
چون زنان در جامعه حضور نداشتند نویسنده جامعه و مرد را یکی میانگارد و حضور زن در اجتماع را همراه با جلب توجه مردان دانسته تا مورد قبول مرد یا همان جامعه باشند.
6-3-8 . استعمار فرهنگی
نویسندگان مکتب اسلام (2) عامل موثر دیگری که باعث از خودبیگانگی زنان و مسخ فرهنگی آنان شده را استعمار فرهنگی میداند. استعمارگران ارزشهای مورد نظر خود را که موجب ازبین رفتن ارزشهای ملی کشور مستعمره میشود به جامعه استعمارزده تحمیل یا تزریق میکنند و با فروپاشی ارزشهای حاکم در کشور مستعمره فرد به راحتی هر چه را که به او دیکته میکنند قبول کرده و میپذیرد. نویسنده اظهار میکند؛
«بعد از مسخ فرهنگ، استعمار فرهنگی ارزشها و معیارهای را که مورد نظرش است، به جامعه استعمار زده تحمیل میکند، استعمار زده ره گم کرده برای رهایی خویش به این ارزشها متوسل میشود اما چون این ارزشها اصلی و ملی نیستند و اساساً انسان نمیتواند بار دو فرهنگ را تحمل کند، در این حالت برای استعمار زده یک موقعیت بیگانه ایجاد میشود. اما کم و بیش سعی میکند ارزشهای تحمیل شده را به خود بقبولاند و بیآنکه خود متوجه شود، صیدی شده است آماده شکار!، ظرف خالی شده است که آماده است از هر چه می-خواهند پرش کنند. مجسمهای شده است که هرچه میخواهند، برتنش میپوشانند. انسانی است بدون قدرت انتخاب یعنی بدون وجه مشخصه انسان، که مظهر این انسان بیگانه و بدون قدرت انتخاب زن در جامعه مصرفی جهان سوم است».(قائم مقامی، 1355: 29)
متن زنان را سوژه اصلی استعمار فرهنگی میداند و مظهر و سمبل فرد بیقید و انسان بیگانه از خود و مجسمهای که ارادهای در قدرت انتخاب پوشش خود ندارد را زنان در جامعه مصرفی جهان سوم دانسته است. عبارتهای استعمارگر، مستعمره، جهان سوم و جامعه مصرفی در متن، بیشتر از دغدغه دینی، شخصیت سیاسی نویسندگان نشریه را میرساند.
6-3-9 . وسایل ارتباط جمعی
وسایل ارتباط جمعی عامل دیگری برای کالایی شدن زن و سوژه شدن او برای بازار و جامعه مصرفی است. زیرا به تبلیغ زن اروپایی و زنی که تبدیل به کالا شده میپردازد.
«وسائل ارتباط جمعی زنان را در یک رقابت خانمان برانداز و بیامان در جهت تقلید از نمونههای عرضه شده درگیر میکنند و باآفریدن حساسیت، میل به مصرف تشدید مینمایند.»(قائم مقامی، 1355: 34)
6-4 . چه پیامدهای داشته است
اتفاقات تلخی که افتاده عواملی داشته که به آنان پرداخته شد. در این قسمت پیامد این اتفاقات بیان میگردد. اینکه بیحجابی موجب سلب امنیت شده یا میشود، مادران شاغل فرزندانی جانی به جامعه تحویل میدهند و باعث اخلال و کندی کار اجتماع شدهاند، مجلات بانوان زنان را تبدیل به کالایی غربزده و از خودبیگانه کردهاند و این تهاجم فرهنگی زن را که نماد ارزشهای ملی است عروسکی بیاراده کرده و جامعه را دچار بیگانگی میکند. همچنین به پیامد تغییر قوانین نیز اشاره شده که موجب متلاشی شدن خانواده خواهد شد. شاخصهای این بخش در جدول شماره(3)ستون ث موجود است که به کمک آن پیامدهای این اتفاقات بیان میشود.
6-4-1 مجلات بانوان زنان را از مسئولیت اصلی باز میدارد
نویسندگان مکتب اسلام مجلات بانوان را عامل انحراف زنان و دختران میدانند. و عنوان میکنند که؛«این مجلات عامل بزرگی برای انحراف دختران، از هم پاشیدن خانوادها، تشویق زنان به مدپرستی و تجمل پرستی، و فراموش کردن ارزشهای واقعی انسانی و وظایف سنگینی که در خانواده و اجتماع به عهده دارند، میباشد».(3)
نویسنده هیچ نقطه مثبتی در این مجلات نمیبیند و محتویات آن را برای جامعه خطرناک دانسته است زیرا موجب از هم پاشیدن خانواده خواهد شد و زنان تشویق به مد پرستی میشوند و از وظایف اصلی خود در اجتماع و خانواده باز میمانند.
نکته مورد توجه متن این است که زنان دیگر به خانواده فقط تعلق ندارند بلکه باید در مقابل جامعه نیز پاسخگو باشند و مجلاتی که آنان را تشویق به مدپرستی میکند باعث اخلال در وظایف اجتماعی آنان میشود.
در متن مشابهای هشدار داده میشود که این مجلات از ارزش واقعی زن در اجتماع میکاهد. و خطر بزرگی برای زنان ایران محسوب میشوند.
«وجدان شما را به داوری میطلبم ببینید این نوع مجلات چگونه ارزش جنس زن را در اجتماع ما پایین میآورد و با انحراف و سقوط او کمک میکند.(بی نام،ز1344: 3)
ما معتقدیم ادامه این وضع خطر بزرگی برای زن ایرانی بوجود خواهد آورد.».(بی نام، 1344: 5)
6-4-2 . عصیانزدگی زنان
نویسنده این نشریه نتیجه و پیامد توهین و تحقیر برخی از مردان به زنان را عصیانزدگی در زنان و مقابله با مردان در باده نوشی و شبزنده داری و منحرف شدن آنان میداند. او علت مدپرستی زنان و بیبندوباریهای آنان را پیامد تحقیر زنان دانسته و چنین زنانی را افرادی دارای عقدهای روحی و روانی میداند.
«در نتیجه مدپرستیها، تجدد طلبیها بیبندو باریها و یا به زبان دیگر یک حالت عصیان زدگی در روح عدهای از زنان پدید آمد و آنها را تا به آنجا کشید که پردهای عفت و تقوی را دریده در باده نوشیها و شب زنده داریها با مردان به مسابقه برخواستند».( یزدانی شیرازی، 1344: 61)
6-4-3 . جرم و جنایت در آمریکا به وسیله جوانان
نویسندگان این نشریه افزایش جرم و جنایت در آمریکا را پیامد شاغل شدن مادران آنان میدانند.
«اگر در تربیت فرزندانتان غفلت ورزید آنها به جنایتکاران و مجرمین خطرناکی مبدل میشوند وقتی که اساس زندگی خانوادهای به هم ریخت زمینه جرائم آماده میشود.
اینها جملاتی است که امروزه در داخل بیشتر اتوبوسها و کوپههای قطار شهر نیویورک به چشم میخورد.
این جملات نشانهای از وحشت عمومی مردم آمریکا از افزایش جرائم و جنایاتی است که نوعاً به وسیله جوانان کم سن و سال در آمریکا انجام میگیرد(حکیمی، 1345: 37)
در سال 1956تقریباً46درصد از جنایات در آمریکا به وسیله جوانان انجام گرفته است».(حکیمی، 1345: 37)
6-4-4 . سلب امنیت از جامعه
نویسندگان نشریه پیامدهای بیحجابی زنان در اجتماع را از بین رفتن امنیت، قتل، جنایت و فساد عنوان میکنند.
«ما پس از کمی تعقل و تدبر پی به فلسفه اساسی حجاب میبریم. زیرا روابط آزادانه زنان و مردان خرابیهای به بار میآورد و از این روابط آزاد صدها فساد تولید میشود. این روابط و محبتهای مرموز منجر به عشقها میشود، اکثر این عشقها، دیدنها و نرسیدنها، دوست داشتنها و مهرورزیها عواقب بسیار وخیم و خطرناکی دارند، فساد جامعه را فرا میگیرد، امنیت از اجتماع سلب میگردد بدنبال اینگونه عشقها، قتلها روی میدهد، همانطور که جراید روزانه هر روز شاهد عملیات ننگین تازهایست»(کرمانی، 1345: 66)
متن حجاب را در ممنوعیت روابط آزاد پسر و دختر میبیند و پیامد این روابط را بروز عشق و محبت بین طرفین عنوان میکند. عشقهای که به دلیل عواطف و احساسات قبل از ازدواج و دوری از تعقل عواقب خطرناکی برای افراد جامعه خواهد داشت. اما اگر بین طرفین حایل حجاب باشد زن و مرد دچار عشق نخواهند شد و محبتهای عمیق نیز ایجاد نمیشود تا به فرد و جامعه ضربه وارد شود.
6-4-5 . از هم پاشیدن خانواده
نویسندگان مکتب اسلام به جد با شاغل شدن مادران مخالف بوده و آن را به ضرر خانواده و پرورش فرزندان میدانند. آنان اظهار میکنند زن شاغل برای رسیدگی به کارهای خود کودک را به کودکستان میفرستد و این کار جنایت به کودک و جامعه است. آنان به زنان هشدار میدهند رسیدگی به کاری جز تربیت فرزندان و رفتن به سرکار یا به سینما و محافل ادبی نتیجهای جز از هم پاشیدن خانواده نخواهد داشت. در واقع مرد سنتی نمیتواند بپذیرد همسرش و مادر فرزندانش شخصیت مستقلی دارد که باید برای آن نیز وقت و انرژی بگذارد. او زن شوهر دار را کاملاً متعلق به کانون خانواده میداند.
«مادرانی که کودکان خود را به کودکستان میسپارند، تا به شغل اداری و هوی و هوس و تفننات ادبی و هنری خود بپردازند و یا فقط در بازار و برج و سینما به بطالت بگذرانند. سبب خاموشی کانون خانوادگی میشوند که کودکان در آنها بسی چیزها فرا میگیرند».(بهشتی، 1348: 46)
در ادامه به جز شاغل شدن زنان، نویسندگان مکتب اسلام پیامد اجرای پیشنهاد چهل مادهای مجله زن امروز که خواستار تغییر قوانین مدنی و تساوی حقوق زن و مرد شده بود را نیز مسبب متلاشی شدن خانواده میدانند. و عنوان میکنند با اجرای این طرح نه تنها بهبودی در وضع خانواده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، اشتغال زنان، بازار کار، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مصرف کننده، مصرف کنندگان، نظم اجتماعی، حقوق زنان