پایان نامه با واژگان کلیدی احکام شرعی، اندیشه شیعی، حکومت شیعی، قواعد اصولی

دانلود پایان نامه ارشد

غیر این دیده نشد(هرگز حکومت و نهادهای اسلامی در مقابل هم نبودند) بنابراین با وجود حکومت شیعی هنوز آرمان شیعه در تشکیل حکومت به دست امام معصوم بود و همکاری در مسائل سیاسی بلکه در نهادهای شرعی با دولت صفوی صورت میگرفت. این خصلت آرمانگرایی در اندیشه شیعه نفوذ دارد و در نمود مقاومت در برابر قدرتهای زمانه،‌ جلوهگر میشود،‌ این گونه است که شیعه در پی پیوند با امام غایب خود، حضور باطنی وی را در اجماع به عنوان تایید کننده و هدایت کننده علما ضروری میشود. به بیان دیگر تا وقتی که حکومت در اندیشه شیعی امری مقدس و ماورائی است که مردم عادی سعادت برقرای آنرا ندارند و فقط امام معصوم باید اراده به تحقق آن کند و تا ظهور آن حضرت بقیه حکومتها جائر و غاصب هستند و همکاری با آنها فقط در ورای تقیه و حفظ شریعت شیعی امکان پذیر میباشد، اندیشه اجماع تضمنی و دخولی بحثی متناسب با این نوع آرمانگرایی است. این روش با صلابت تمام، وجود خود معصوم را در اجماع قطعی میداند ، نظریه اجماع مجهول النسب که اندکی حالت متعادل داشته و تحمیل نقش حضور واجب بر امام را کمرنگ کرده بود. در پی توسعه نظریه اجماع تضمنی به حاشیه رانده می شود و حتی بعضا نظریه سید مرتضی به پراکندهگویی متهم می شود.
احمد مبلغی در توضیح نظریه سید مرتضی میگوید که نظریه او دچار پراکندگی نیست بلکه نظریه دوم وی که در مورد روایتها و نقل آن است با نظریه اجماع وی یکی گرفته میشود در حالیکه این دو نظریه کاملاً جداست. (مبلغی،302:1381)
4ـ2ـ3. گستره حجیت تمسک به اجماع (مسائل عقلی ـ اعتقادی)
غالب فقهای متقدم، تمسک به اجماع را در فروع فقهی و در تمام مسائل اعتقادی معتبر میدانند مگر مواردی که حجیت اجماع متوقف بر آنها باشد،‌ مانند وجود خدا و نبوت. متقدمین در تعریف اجماع میگویند: «اتفاق علمای امت یا علمای امامیه در یک عصر یا به صورت مطلق بر یک امر دینی» بر اساس این دیدگاه اجماع در تمامی امور دینی اعم از فروع فقهی و مسائل اعتقادی حجت خواهد بود.(موذن سلطان آبادی ،90: 1391) محقق حلی(676ق) در تعریف اجماع میگوید: « اجماع در واقع عبارت است از اتفاق اهل فتوا در یک امر دینی»(حلی، 1403:125) به تعبیر ابن میثم بحرانی(689ق) اجماع اتفاق اهل حل و عقد است از امت محمد در یک مسئله دینی(بحرانی،‌1417:137)
با توجه به عبارات عدهای از متقدمین مانند شیخ مفید ، سید مرتضی و شیخ طوسی، تمسک آنها به اجماع در مواردی غیر از احکام شرعی و فروع فقهی ـ که برخی از موارد آن را در ادامه ذکر خواهیم کرد ـ روشن میشود که مقصودشان از اجماع ، معنای اول است، لذا لزومی به تعریف آن ندیدهاند، چرا که اجماع از نظر عامه نیز منحصر در احکام شرعی و فروع فقهی نبوده است. تنها قیدی که این بزرگان برای اجماع مطرح کردهاند، لزوم دخول معصوم در بین مجمعین یا کشف قول معصوم از اجماع آنهاست و حجیت اجماع را به واسطه آن دانستهاند. شیخ مفید(413ق) در این باره میگوید: «اجماع امت حجت است زیرا قول معصوم را در بر دارد و به همین دلیل اجماع شیعه نیز حجت است و ملاک آن این است که در اجماع بواسطه قول معصوم، حق ثابت میشود.» ( مفید، 121:1413)
به تعبیر شیخ طوسی(460ق) هرگاه امت بر نظری اجماع کردند، قطعاً حجت است زیرا امام معصوم (ع) نیز داخل در امت است(طوسی، 64:1417)عموم متقدمین در مسائل اعتقادی به اجماع تمسک نمودهاند و آنرا در این مسائل حجت میدانستند، در این میان سید مرتضی(436ق) بر حجیت اجماع در مسائل اعتقادی و حتی در مسائل غیر دینی تصریح نمودهاست.او در بحث از حجیت اجماع میگوید:
بدان که هر آنچه امت بر آن اجماع کنند،‌ خطا در آن نیست و آنچه که خطا نباشد صواب است و صواب بر دو قسم است: اول : آنچه که از طریق اجماع میتوان به آ‌ن علم یافت ، این قسمی است که اجماع در آن حجت است. دوم: آنچه که از طریق اجماع نمیتوان به آن علم یافت، اجماع در این موارد حجت نیست. اما آنچه که از طریق اجماع نمیتوان به آن علم یافت ، آن مسائلی هستند که علم به حجیت اجماع متوقف بر علم به آنها است، مانند توحید ، عدل و امثال آنها.. آنچه بنابر قواعد ما میتوان بوسیله اجماع به آن علم پیدا کرد، وسیعتر و بیشتر از آن مواردی است که بر اساس نظر عامه در اجماع می توان به آن علم یافت… ما می توانیم از طریق اجماع علم به نبوت و قران و مواردی مانند آن که علم به وجوب امام بر آن مقدم است پیدا کنیم، اما بنابر دیدگاه عامه ، نمیتوان در این موارد از اجماع بهره برد، زیرا حجیت اجماع نزد آنان متوقف بر نبوت و قرآن است.در حجیت اجماع نسبت به مسائل جنگ و مانند آن اختلاف کردهاند… صحیح این است که آنچه در آن مخالفت پیامبر و امام جایز نیست، مخالفت اجماع هم درآن موارد جایز نیست و مخالفت با پیامبر در مسائل جنگی جایز نیست، ‌همچنین مخالفت با امام در سیاستها و برنامههای دینی و دنیوی جایز نیست»(سید مرتضی، 1346:628)
البته باید توجه داشت طرفداران این معنا از اجماع ، آنرا فقط در مسائل عقلی و اعتقادی حجت نمیدانند، بلکه در همه مسائلی معتبر میدانند که موجب دور نگردد. بر اساس این دیدگاه،‌ اجماع در تمام مسائل اعتقادی حجت است الا مواردی که حجیت اجماع متوقف بر آن است.(موذن سلطان آبادی،109:1391) اینک به مواردی از تمسک علمای امامیه به اجماع در مسائل اعتقادی اشاره میکنیم:
شیخ مفید در موارد متعددی از مسائل اعتقادی به اجماع تمسک نمودهاست. خصوصاً در کتب اوائل المقامات، که در بسیاری از موارد قبل از هر مسئله از اتفاق الامامیه استفاده کردهاند. برخی از این موارد عبارتند از:
1. متکلم بودن خداوند: اگر گفته شود دلیل بر متکلم بودن خدا چیست؟ جواب این است که دلیل آن اجماع و آیات قران است.(مفید، 27:1413)
2. عدم نزول وحی بر ائمه : عقل مانع از نزول وحی بر ایشان نیست ..دلیل منع اجماع بر عدم نزول وحی بر ایشان و اتفاق بر این است که هرکه گمان کند بعد از پیامبر اکرم به کسی وحی میشود به خطا افتاده و کافر است.(همان،68)
3. خلقت بهشت و جهنم : بهشت و جهنم هم اکنون خلق شدهاند و در این مورد روایاتی وارد شده و اجماع علما و اهل شرع بر آن واقع گشتهاست(همان،124)
4. امامت حضرت علی: ازین سخنان،‌ حکم ما بر وجود اجماع در خصوص امامت ایشان بعد از پیامبر روشن شد.(همان، 31)
سید مرتضی علم الهدی نیز در مواردی به اجماع استدلال کردهاست. از جمله:
1.دوام ثواب و عقاب: دلیل بر اینکه ایمان مستحق ثواب دائمی است اجماع و روایات هستند ،‌زیرا عقل دلالت بر دوام ثواب یا عقابی ندارد. هرچند فی الجمله دلالت بر استحقاق آن را دارد(سید مر:تضی، 141:1405)
2.مساله شفاعت: اینکه گفتیم برای ساقط شدن مجازات گناهانی که از مومنین صادر شده به شفاعت امید میرود، به این دلیل بود که اجماع داریم بر حق شفاعت مقبول برای پیامبر(همان:150)
3.رجعت گروهی از نیکان و بدان هنگام ظهور: امامیه اجماع دارند بر اینکه خدای متعال هنگام ظهور امام (عج) گروهی از اولیا خود را برای رسیدن به عذابی که مستحقش هستند به زمین باز میگرداند و همانطور که قبلا بیان کردیم اجماع این طایفه حجت است،‌زیرا امام معصوم در بین آنهاست لذا نبوت رجعت قطعی است.(همان،136)
شیخ طوسی نیز در آثار خود چنین مواردی را دارد از جمله:
1. امامت حضرت علی (ع): هرکه عصمت را شرط امامت میداند امام بعد از پیامبر را علی (ع) میداند و هرکه با امامت ایشان مخالف است عصمت را شرط برای امامت نمیداند و کسی نیست که قائل به وجئب عصمت امام باشد و در عین حال امام را غیر از ایشان بداند،‌پس چنین قولی خروج از اجماع است(طوسی،‌1400:196)
2. عذاب قبر: مسلمانان بر وجوب عذاب قبر اجماع دارند و اختلاف نیست.(همان، 135)
3. عدم رضایت خداوند به معصیت اگر گناهان بواسطه قضاء الهی و احداث خداونر ایجاد شود، رضایت به آنها واجب است و این برخلاف اجماع است.(همان،5)
4. تکلیف در آخرت : تکلیف در آخرت از همه اعم از اهل ثواب و عقاب ساقط است، ‌زیرا اگر مکلف باشند توبه آنها نیز پذیرفته است و این خلاف اجماع است.(همان،137)
با توجه به نقل های بالا ‌، مسائل عقلی و اعتقادی در گستره اجماع قرار میگیرد. به این ترتیب علما نیروی خود را برای کشف اجماعهای معتبر از پیشینیان در مورد هر مسئله ایمانی و اعتقادی و عقلی میکنند، خود به چارهاندیشی و استنباط با توجه به نیازهای زمان نمیپردازند. در اندیشه شیعی امام دارای علم مطلق و لایزال است و علم و عقل خطاناپذیر امام است. بنابراین اجماعی که حضور امام در آن قطعی شمرده میشود تا ابدالدهر قابل کاربرد و لازم الاطاعه است هرچند در مسائل عقلی و روز آن زمان باشد. هرچند که در مکتب تشیع عقل گرایی جریان غالب را داشته است اما تعریف از عقل بسته ومحدود است. عقلگرایی از دوره شیخ مفید آغاز میشود. این دوران عصر تدوین قواعد اصولی برای استنباط احکام شرعی بوده است.(جناتی، 213:1372)
شیخ مفید و سید مرتضی با تلاشهای خود مکتب بغداد را به عنوان عقلگرا یاری کردند و بر علیه مکتب قم که مکتب حدیث بود غالب ساختند. استفاده از عقل در این دوران به صورت مستقل بیان نشده بود بلکه فقط فهم فقهی شریعت که هدف اصلی فقهای این دوران است از مسیر عقل انجام میشود و عقل نقش کاشفیت دارد. علاوه بر این در طول دوره قبل از مشروطه و بالاخص در قرن یازدهم هجری جریان اخبارگری به رهبری محمد امین استرآبادی ظهور کردهبود. وی اندیشههای خود را در رد عقلگرایان و تقویت مبانی اخباریگری در کتاب الفوائد المدینه مطرح کرد(همان،309) بنابراین در این دوره در عین حال که ظهور عقلگرایی شیعه دیده میشود و جریان غالب نیز هست عقل در تبعیت از سمع و وحی معنا مییابد و به طور مستقل حجت شناخته نمیشود. با رشد جریان اخباریگری که در مخالفت با افراط عقلگرایی در کشف شریعت آغاز شد، عقل بشری به عنوان عقل خطاپذیر صلاحیت خود را تا حدودی از دست داد. در این دوران مراجعه به اجماع و تمسک به اجماعهای منقول توسط اصحاب و علمای پیشین راه بهتری شناخته شد و این گونه بود که در همه مسائل اعم از عقلی و اعتقادی و شرعی به اجماع تمسک جسته میشد و دایره مسائلی که اجماع را در دارد گستردهتر شد. ثبت اجماعهای پیاپی در همه موضوعات به جز موضوعاتی که پذیرش اجماع در آنها باعث دور میشود، باعث میشد که دامنه فقه برای تطابق با زمان و مقتضیات زمان و مکان محدود شود و در نتیجه برداشتی از اجماع حاصل میشد که به نوبه خود، راه را برای بروز جنبه نوآورانه اجماع بسته بود و این گونه بود که اجماع راهی برای گستردهشدن و تقویت استدلال بود که در نقلهای متفاوت به اجماعهای پیشین اشاره میشد.
4ـ2ـ4. کاربرد اجماع (رواج اجماع منقول)
دونوع اجماع وجود دارد: اجماع منقول و اجماع محصل.
تحصیل اجماع: این طریقه چنین است که مجتهدی در پی تحقیق مسئله یا مسائلی است ، با بررسی آرا و و فتاوای علمای دیگر اتفاق علما را در آن مسئله دریابد، هرچند به کمک قرائن باشد، مثلا هرگاه برخی اشاره به وجود اجماع کرده باشند و مجتهد محقق با این سابقه به تحقق اتفاق آرا و اجماع پی ببرد، چنین طریقه ای را تحصیل اجماع و اجماع تحصیل شده را اجماع محصل خوانند. اجماع محصل با اجماع عملی از اجماع فقیهان هر دوره در یک موضوع نیز بدست میآید. بدیهی است که تحصیل اجماع در زمانهای قدیم که تعداد علما کمتر و اکثراً در شهرهای معینی متمرکز بودند، به مراتب آسانتر بوده، هرچند که با بیشتر شدن و پراکنده شدن علما تحصیل اجماع دشوارتر شده اما ممکن است و اجماع محصل حجت است.(محمدی،145:1351)
نقل اجماع: این طریقه شایعتر و آسانتر است و آن چنین است که مجتهدی که در صدد بررسی مسئله یا مسائلی است به وجود اجماع از طریق نقل بوسیله علمای دیگر که موثق و عادل باشند، مطلع میشود چنین اجماعی اجماع منقول است که خود بر دو قسم است: اجماع منقول متواتر: هرگاه تعداد زیادی که عادت آنها بر دورغ محال باشد تحقق اجماعی را نقل کردهباشند آن اجماع را متواتر خوانند و مسلماً حجت است. اجماع منقول به خبر واحد که هرگاه سلسله راویان و ناقلان اجماع به حد تواتر نرسد، آنرا اجماع منقول به خبر واحد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نظریه پردازی، امپراطوری عثمانی، شاه عباس اول، حکومت شیعی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط قدرت، انقلاب مشروطه، شورای نگهبان، انقلاب اسلامی