پایان نامه با واژگان کلیدی احوال شخصیه، ترک فعل، مذاهب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ب خمسه. در نهایت فصل سوم، که در آن رأی راجح را از میان آراء مذاهب بیان میشود که شامل سه بخش است: بخش اول، حکمت احضار شهود در طلاق و بخش دوم، وجود شاهد و رعایت مقاصد شارع، و در بخش سوم ارجحیت واجب بودن حضور شاهد در طلاق بررسی میشود.

فصل اول
کلیات و تبیین مفاهیم

مسائل احوال شخصیه افراد جامعه از امورمهم و زیر بنایی هر جامعه میباشد و اسلام به خاطر ویژگیهای آن، احکام و مقررات خاصی برای آن وضع نموده است، به طور طبیعی با توجه به اختلاف قواعد و مقررات فقهی مذاهب اسلامی، احکام و مقررات مربوط به احوال شخصیه در مذاهب مختلف نیز متنوع است و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این تفاوت را محترم شمرده است. در این فصل به مباحث شهادت و طلاق میپردازیم و نظر مذاهب اسلامی را در این موارد ذکر میکنیم. این فصل شامل موارد زیر است :
تعریف حکم
معنا و مفهوم شهادت
تفاوت شهادت با خبر (روایت) و بینه
آیات و احادیثی در باب شهادت و اهمیت شهادت دادن
ادلهی تشریع شهادت وحکمت تشریع شهادت و حکم شهادت
معنا و مفهوم طلاق
تشریع و ادلهی تشریع طلاق، حکمت تشریع طلاق و حکم طلاق
اقسام طلاق و ارکان طلاق
شهادت در طلاق و سایر ابواب فقهی

1-1- معنا و مفهوم حکم
احکام جمع حکم است و به معنای إثبات امری است، چه ایجابی باشد یا سلبی5.
حکم در لغت: به معنای خطاب خداوند متعال به افعال مکلفین است به طریق اقتضاء، یا تخییر یا وضع، مانند سوره اسراء آیه 32 میفرماید: « وَ لا تَقًرَبوا الزِنی » یعنی: « به زنا نزدیک نشوید6 »
حکم در اصطلاح فقهی: عبارت است از مجموعه قوانین و مقرراتی که شارع و قانون گذار مقدس اسلام برای إصلاح امور معاش و معاد مردم و جامعه، در تمامی ابعاد مادی و معنوی، فردی و اجتماعی تشریع کرده است. پس هر عمل و فعلی که از انسان سر میزند در شریعت اسلام حکمی دارد و تکلیف آن مشخص گشته است. بعضی از افعال ممنوع (حرام) و بعضی لازم الاجراء (واجب) و بعضی از آنان (مباح) هستند، یعنی انجام و ترک آن فرقی ندارد و بعضی از این افعال انجام دادن آن بهتر از ترک آن است (مستحب) و دستهای ترک آن بهتر از انجام دادن آن است (مکروه). بنابراین أحکام همان اوامر و نواهی برای مکلفین میباشد.
أحکام شرعی به اعتبارهای گوناگون دارای تقسیم های مختلفی است که مهمترین آنها تقسیم أحکام به تکلیفی و وضعی است:
أحکام تکلیفی أحکامی هستند که، موضوع آن انجام یا ترک فعلی به وسیلهی مکلف است یا مختار بودن در انجام یا ترک فعلی. مثل: وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و إباحه، عزیمت و رخصت، از این جهت که تکلیف و مشقتی بر انسان تحمیل میکند را احکام تکلیفیه میگویند.
أحکام وضعی أحکامی هستند که اقتضای قرار دادن شیء یا چیزی را که سبب یا شرط برای شیء دیگر باشد یا مانع از شیء دیگر،پس رابطه بین دو شیء یا سببیت است یا مانعیت یا شرطیت، در واقع صفت شیء و یا فعل و ترکی را تبیین میکند. مثل: صحت، بطلان، سببیت، مانعیت، شرطیت و غیره. پس به جز أحکام پنج گانهی تکلیفی، تمام أحکام شرعی دیگر أحکام وضعیاند7.

فراگیری أحکام از نظر قرآن و سنت و از دیدگاه علماء دارای ضرورت و اهمیت است، احکام اسلام دارای شمول و فراگیری است و همه را در برمیگیرد. هم در قرآن و هم در سنت این نکته که احکام اسلامی شامل همه میشود آمده است و علمای اسلام هم دلایلی برای آن ذکر کردهاند. در زیر به بخشی از آیات و احادیث و ادلهی علماء اشاره میشود، که به طور اختصار آن را بیان میکنیم :
از نظر قرآن: « وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا کَافَّة فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ8».
یعنی: « مومنان را نسزد که همگی بیرون بروند ( و برای فرا گرفتن معارف اسلامی عازم مراکز علمی اسلامی شوند )، باید که از هر قوم و قبیلهای، عدهای بروند ( و در تحصیل علوم دینی تلاش کنند ) تا با تعلیمات اسلامی آشنا گردند و هنگامی که به سوی قوم و قبیلهی خود برگشتند ( به تعلیم مردمان بپردازند و ارشادشان کنند و ) آنان را ( از مخالفت فرمان پروردگار ) بترسانند تا ( خویشتن را از عقاب و عذاب خدا بر حذر دارند و از بطالت و ضلالت ) خودداری کنند ».
پیامبر(ص) آگاهی از مسائل دینی را نشانه خیر خواهی خداوند به بندهاش قرار داده و فرموده است: « مَنً یُرِدِ اللّه بِهِ خَیًرَا یُفَقِّهًهُ فِی الدِّینِ9» یعنی: « خداوند به هر کسی اراده خیر داشته باشد او را در دین فقیه میکند » اين حديث صحيح است.
عظمت و شرف این علم از همه جهات قابل وصف و احاطه نیست؛ چون این علم همواره با مسلمان است و او را در تمام مراحل زندگیش همراهی میکند، و روابط او با خدا و بندگان خدا را تنظیم مینماید. این علم حلقه اتصال انسان با عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و قربانی است که انسان را با بندگی خداوند در آشکار و نهان مرتبط میسازد.
به وسیله این علم و آگاهی از فقه جهاد و غزوات، سیره، امان نامهها و پیمان نامهها و امثال اینها، قلمرو اسلام گسترش مییابد و علم نورانی قرآن به اهتزاز در میآید.
به وسیله این علم و آگاهی از فقه معاملات از قبیل خرید و فروش، حق پشیمانی، ربا، صرافی و آنچه که با معاملات مالی رایج در میان مردم ارتباط دارد و به وسیله آن دارائیها در جایگاه شرعی

خویش قرار میگیرند، از قبیل وقف و وصیت، و دیگر احکام تصرفات مالی، روزی حلال به دست میآید و از گناه دوری میشود.
با آگاهی از این علم شخص مسلمان با فقه فرایض و تقسیم میراث که نصف علم به حساب میآید آشنایی پیدا میکند، و اموال و داراییها براساس عادلانهترین تقسیم و کاملترین شیوه در دست صاحبانشان قرار میگیرد و از یک زندگی زناشوئی مطابق با معیارها و احکام شرعی برخوردار میگردد و در مییابد که اسلام با وضع قوانین مربوط به جنایات، دیات، حدود و تعزیرات که باعث میشوند مسلمانان در امنیت و آرامش خاطر و ثبات زندگی کنند، تا چه حد به ضروریات زندگی توجه کرده است.
همچنین در احکام خوردنیها و ذبح حیوانات و نذرها و قسمها و بحثهای قضاوت و قواعد و احکام مربوط به آن زمینهای به وجود میآید که عدالت در آن تحقق مییابد و دشمنی پایان مییابد، حقوق در جاهای اصلی خود قرار گرفته و مظلومین به حقوق خود میرسند.10 با توجه به این دلایل و دلایل دیگر شاعر میگوید:
«إذَا مَا اعَتَزَّ ذُو عِلمٍ بِعِلمٍ فَأهلُ الفِقهِ أولَی باعتِزَازٍ
فَکَم طِیبٍ یَفُوحُ وَ لَا کَمِسکٍ وَ کَم طَیرٍ یَطِیرٍ وَ لَا کَبَازٍ»
« اگر علم مایه سربلندی علماء گردد، فقهاء به سربلندی لایقترند.
بسیار بوی خوش هست که عطرش را پراکنده میکند ولی مانند مشک نیست، و بسیار پرنده هست که پرواز میکند ولی مانند باز نیست ».
با وجود اینکه اختلافات زیادی (در میان فقهاء) است، شریعت در فروع و اصول خود به یک قول برمی گردند :
در قرآن در سوره النساء، آیه 59 آمده است که: « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » یعنی:
اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به خدا و پیامبر او برگردانید ».

این آیه صراحتاً دربارهی از بین بردن تنازع و اختلاف است و برای رفع اختلاف، طرفین درگیر را با مراجعه به شریعت سفارش کرده است تا اختلاف رفع شود.
1-2- معنا و مفهوم إشهاد
1-2-1-إشهاد در لغت
فعلی است متعدی و با همزه آمده و مصدر باب افعال است. وقتی گفته میشود ( أشهدتُهُ الشیء) یعنی او را در چیزی شاهد قرار دادم. إشهاد با فعل (شَهَدَ ) هم خانواده است، یعنی وقتی گفته میشود ( شَهَدتُ علی رَجُلُ بکذا ) به معنی در موضوعی به ضرر مردی شهادت دادم و اگر گفته شود ( شَهَدتُ لَهُ بِهِ ) یعنی دربارهی حقی به نفع شخصی شهادت دادم.11 کلمهی شهادت نیز از زیشهی شَهَد بوده است و دارای چندین معنی است که مهم ترین آنها خبر قاطع است.12
در کتاب قاموس قرآن نیز چنین آمده است که، شهود و شهادت به معنای حضور و معاینه است و در اصطلاح مشاهده را معاینه گویند. شهادت که به معنی حضور و دیدن است، گاهی به معنی خبر قاطع میآید، ظاهرا مراد از آیه 140 سوره بقره « وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ ». به همین معنی به کار رفته است و نیز به معنی ادای شهادت و اظهار خبر قاطع میباشد.13
1-2-2-إشهاد در اصطلاح
کلمهی ( إشهاد ) در إصطلاح فقهاء به معانی زیر آمده است :
دیدگاه حنفیه :
« إخبار صدق لإثبات حق بلفظ الشهادة في مجلس القضاء14 » یعنی: « خبری است صادقانه، برای إثبات حق و با لفظ شهادت در جلسهی دادگاه یا نزد قاضی ».
دیدگاه مالکیه :

« الشهادة إخبار حاكم عن علم ليقضي بمقتضاه15» یعنی: « خبر دادن به حاکمی در مورد علمی تا به مقتضای آن قضاوت کند ».
دیدگاه شافعیه :
« إخبار الشخص بحق على غيره بلفظ خاص16 » یعنی: « خبر دادن شخصی دربارهی حقی و بر غیر خودش و با لفظ خاص ».
دیدگاه حنابله :
« الإخبار بما علمه بلفظ خاص17 » یعنی: « خبر دادن فرد از آنچه که میداند و با لفظ خاص ».
دیدگاه امامیه :
« أخبار جازم عن حق لازم للغیر واقع من غیر حاکم » یعنی: « خبر دادن شخصی غیر از حاکم به صورت قطعی، در مورد حقی که به نفع دیگری الزام آور باشد18».
معنای لغوی شهادت عام است زیرا شامل هر خبر دادنی میشود چه راست باشد چه دروغ شخص، فقط خبر میدهد، فرقی نمیکند به ضرر کسی باشد یا به نفع کسی.
ولی معنای إصطلاحی شهادت خاص است زیرا فقط شامل شهادتی میشود که به حق باشد، شخص آنچه را که فقط دیده شهادت میدهد به نفع کسی و به ضرر کسی است. شهادت در باب قضاء کاربرد دارد و یکی از قاعدههای مشهور در بین جمیع علمای اسلام، قاعدهی (البَینة عَلی المُدعی و الیَمین علی مَن أنکَر) یعنی، کسی که مدعی است باید بینه بیاورد و کسی که إنکار میکند باید قسم بخورد؛ این قاعده تنها ترین اصل در قضای اسلامی قبل از هر چیز (قسم و اقرار است). قاعدهای که مورد استناد رسول خدا (ص) بود و قضات اسلامی در کلیه زمانها و عصرها به این قاعده عمل کردهاند.19
1-3-تفاوت شهادت با خبر(روایت) و بینه
خبر(روایت) : خبر و روایت تفاوت چندانی ندارند.
روایت، به معنای « نقل خبر و حدیث » است، که میتواند شامل حدیث مرفوع ( نقل خبر از پیامبر) و یا موقوف ( نقل خبر از صحابی) و یا مقطوع ( نقل خبر از تابعی) و یا حتی غیر این سه شود.
خبر، به معنی حدیث است و هر آنچه از قول یا فعل یا تقریر یا وصفی که به پیامبر (ص) نسبت داده میشود را حدیث میگویند. بنابراین خبر نیز با همان تعریف حدیث شناخته میشود.
گفته شده؛ خبر عبارت است از هرآنچه که به پیامبر صلی الله علیه وسلم و غیر ایشان نسبت داده میشود؛ پس با این تعریف، خبر از حدیث عامتر خواهد بود.

براین مبنا میتوان گفت که: هر حدیثی خبر است ولی هر خبری را نمیتوان حدیث گفت. البته بعضی گفتهاند: هر آنچه که به پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت داده میشود حدیث است ولی آنچه که به غیر ایشان منتسب است خبر نامیده میشود.
بینه، اسمی برای هرآنچه حق را بیان و آنرا ظاهر کند و به معني نشانه است مانند شاهد و مثل آن.20 درحديثي‌ كه بيهقي و طبراني با اسناد صحيح روايت كرده‌اند، آمده است: « البينة على المدعي واليمين على من أنكر21 » یعنی: « بر، مدعي است‌كه بينه و چيزي راكه حق را روشن‌ كند اقامه ‌كند و بر مدعي عليه است‌كه انكار مي‌كند سوگند ياد كند »
روایت (خبر) و شهادت در امور زیر با هم تفاوت دارند :
1. روایت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مذاهب خمسه، مذاهب اسلامی، نکاح و طلاق Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی پیامبر (ص)، شهادت شهود، گناهان کبیره