پایان نامه با واژگان کلیدی اجتماعی و سیاسی، اندیشه سیاسی، جامعه اسلامی، نظام پادشاهی

دانلود پایان نامه ارشد

ظل الله فی الارض شناخته میشد. شخصیت دوگانه سلطان گاهی باعث تفکیک او به دو حوزه شخصی و سلطانی میشد. تا جایی این شخصیت دوگانه پیش رفت که گاهی اندیشمندان مسلمان، حضور استیلایی سلطان فاجر را به ضرورت نفع عموم از آن پذیرفتند و درباره مسائل شخصی او که از آن بابت که در حدود الهی و تکالیف فردی است، داوری را به روز جزا وانهادند. دیدگاهی که نتیجه آن به پردهنشینی سلطان و فاصله رعیت با امور سلطانی انجامید تا هیبت سلطانی حفظ شود.(فیرحی، 1378 :211تا214)
حفظ شریعت: اندیشه دوره میانه دین و سلطنت را چنان در پیوند با یکدیگر قرار میدهد که هیچ یک بدون دیگری قابل دوام نیستند. توأمان بودن دین و ملک، البته فقط خاص اسلام دوره میانه نیست چنانکه از نامه تنسر و دیگر آثار بجا مانده از ابن مقفع بر میآید اندیشهای قدیمی است.دین قبل از اسلام بر دو مبنی در نظامهای پادشاهی بود: 1.تاسیس مبنی بر وحدت و انسجام فرهنگی ـ اجتماعی 2. ارائه قیاس برای ارزیابی رفتار سیاسی جامعه و دولت. بنابراین ایرانیان دین را شالوده پادشاهی میدانستند که پادشاهی را از شالوده و دین را از پادشاهی گریزی نبود.
اندیشه های ماوردی و خنجی نیز در راستای توأمان بودن دین و سلطنت است،‌ خنجی نکات مهمی از سلطنت اسلامی را مطرح میکند، نخست آنکه چنانچه او میگوید شرع اسلام واضع و مقیاس عدالت است و اجرای شریعت موجب مشروعیت سلطان شده و اطاعت از او بر مؤمنان واجب میگردد. ثانیاً بدین جهت که سلطان آشنا به قواعد شرع نیست التزام او به حفظ شریعت موجب نیاز او به علما شده و روابط سلطان و علما چونان عنصری اجتناب ناپذیر در سلطنت اسلامی در مرکز اندیشه سیاسی دوره میانه قرار میگیرد. بنابراین اندیشه اسلامی در چنان موضع معرفت شناختی قرار میگیرد که ناگزیر تا ظهور مقدمات مشروطه بر پیوند شریعت و سلطنت تاکید نموده و رابطه سلطان و علما را شرط اصلی و ضروری جامعه اسلامی تلقی میکنند و در ترس از گسست این دو رأس هرم به سر میکنند که اندیشه سیاسی اسلامی از آن به ضرورت پیوند قلم و شمشیر یاد میکند(همان،214تا218)
تقدیر گرایی: سومین ویژگی سلطنت اسلامی که سلطنت را تقدیر الهی میدانستند که تحقق آن خارج از تدبیر بشر بوده و ناشی از مشیت و ارداه خداوند است. این اندیشه فراگیر در تفکر دوره میانه رواج داشت که رد میان شیعیان نیز به همان سیاق اهل سنت جاری بود علامه مجلسی عالم دوره صفوی میگوید:
حق تعالی هر که را در این دنیا سلطنتی داده درخور آنچه او را استیلا دادهاند نعمتی به او کرامت نموده اند و درخور آن نعمت شکر از طلبیدهاند و شکر هر نعمتی موجب مزید و وفور آن نعمت میگردد. چنانچه اگر پادشاهان درخور نعمت خود شکر کنند و رعایت حال رعیت کنند، ملکشان پاینده میماند وگرنه به زودی زائل میشود.(همان،218تا222)
در دیدگاه تبارشناسی قدرت در اندیشه شرقی توسط فوکو، تقسیم قدرت در شرق بر پایه رعیت و راعی استوار بودهاست. مردم و به اصطلاح «عامه» همچون انسانهایی عاری از هرگونه دانش و علم و تابع راعی و سلطان به عنوان نماد ظل الله فی الارض شناخته میشدند، در واقع این مفهوم زمینه قدرت در اندیشه سیاسی شیعه در ایران را شکل دادهبود. با حفظ این پیش فرض و قرار گرفتن سلطنت اسلامی اطاعتطلب در بستر نظام پادشاهی ایرانی،‌ بستری از تعامل قدرت ‌ـ‌ دانش روی داد که عالمان دینی در سیاست شرکت نداشتند و حکومتها را بر حسب شرایط دوران غیبت غاصب حق امام معصوم میدانستند و همکاری با سلاطین را سرزنش میکردند حتی مجالست علما با سلاطین نیز صرفاً برای کسب مشروعیت بودهاست که والتر هینیتس در خصوص رابطه علما و حکام به خوبی اشاره میکند که بحث علما و حاکمان در مجالست باهم در حوزه خصوصی دین مثل فقه و سخنان پیامبران و تفسیر قرآن بوده است.(هینس، 154:1362)
چنین بستری از قدرت بخصوص در تعامل با عصر غیبت امام معصوم (ع) عالمان را به این اندیشه رساند که حکومت های موجود حکومتهای متغلبی هستند که غاصب حق امام معصومند چرا که عصمت، نخستین ویژگی رهبر جامعه اسلامی است، در شرایط حاضر حاکمان غاصب حق امامتند و همکاری با آنها بر خلاف مصالح شیعیان است. اغلب حکومتها در ایران تا زمان صفویان حکومتهای غیرشیعی بودند که شیعیان را در انزوا قرار میدادند بجز حکومت آلبویه و مغولان که نوع نازلی از تساهل را در مذهب بوجود آوردند. آل بویه تساهلاتی در امور مذهبی ایجاد کرد اما این تساهل ها باعث پوشانده شدن چهره واقعی سلطنت ایرانی ـ اسلامی آل بویه نشد. سلطنت ایرانی ـ‌ اسلامی مبتنی بر ویژگی های خاصی چون شوکتمندی، برداشت ظاهری از شریعت و اطاعت طلبی از مردم و فقدان جایگاه نظری مردم در حاکمیت استوار بود.(احمدوند، 38:1379) اما به هر حال در این دوران نسل جدیدی از فقها و متکلمین شیعه شکوفا میشوند که نقش قابل ملاحظه ای در پدید آوردن گفتمان غالب این دوران داشتهاند. از جمله می توان به شیخ مفید و شیخ صدوق سید مرتضی ، شیخ طوسی و محقق حلی،‌ علامه حلی… یاد کرد.
مغولان نیز به دلیل الگوی ایلیاتی و گریز از مرکز خود نوعی تساهل و هرج ومرج را در خود داشتند که تساهل مذهبی آنان نیز بر اساس همین الگوی ایلی بود. بنابر همین تساهلگری مغولان شیعیان یک بار دیگر فرصت یافتند که با نزدیک شدن به مراکز قدرت سیاسی و بهرهبردن از آن به صورت چشمگیر اندیشه های کلامی و فقهی خود را بپراکنند. از نمونه های بارز این همکاری،‌ همکاری خواجه نصیرالدین طوسی است که همفکری گستردهای با هلاکو خان داشت.(رضوی،23:1387)
دوران صفوی اوج همکاری عالمان دینی با حکام سیاسی محسوب میشود، ریشه دودمان صفوی درتصوف قرار دارد و خاستگاه پدران شاه اسماعیل اول نیز خانقاه بود. در بدستگیری موفق قدرت در ایران در تصمیم نهایی برای رسمیت بخشیدن به تشیع دوازده امامی، قدرت حتی به کمک تصوف نمیتوانست به تنهایی عامل مشروعیت بخش حاکمیت صفویان باشد. ازینرو به منظور تامین مشروعیت سیاسی دولت صفوی رسماً از مجتهدان و فقهای شیعه جبل عامل لبنان دعوت کرد که ازجمله فقیهان معروف این دوره محقق کرکی است.(حاتمی، 3:1387)
حکومت صفوی از طرفی از سلطنتهای اسلامی الگو پذیری کردهبود و از طرف دیگر بر پایه ایدوئولوژی شیعه بنا نهاده شدهبود ازین جهت تا حدی در تضاد حاصل از این دو الگو به سر میبرد. به هر تقدیر، صفویها به دلیل جایگاه علما که مسئلهای تاریخی بود و برای بهره گیری از ایدئولوژی شیعه در تمایزطلبی با حکومت سلطانی اسلامی و چالش با آن و دست آخر به جهت آشتی دادن علمای شیعه با قدرت به الگوی سلطان فقیه روی آوردند که در دولت عثمانی وجود داشت.(انصاری، 4:1386) در این دوران مناصب شرعی در امور حسبه از قبیل قضاوت بر عهده فقیهان قرار گرفت اما مرزهای نهادهای شرعی و عرفی با نهادهای سیاسی حفظ شد و عالمان دینی به نظریهپردازی در باب سیاست و یا برداشت از مفاهیم دینی برای نهادهای اجتماعی ـ سیاسی دست نیافتند. هرچند به دلیل وجود عالمانی مثل محقق کرکی رابطه با حکومت تاحدی آغاز شد، به نظر میرسد این دوران، دوران گذار برای رسیدن به دوره حضور عالمان و دین در سیاست باشد.
در بستر چنین زمینهای که اغلب حکومتهای موجود در ایران حکومتهایی غیرشیعی بودند، شیعه با آرمانگرایی خاص خود و با تکیه بر مفهوم تقدیرگرایی مجبور به تقیه در مقابل حکومتها برای حفظ و بقای خود بود، در این انزواپیشگی فقه در امور فردی و شرعی قابلیت استفاده داشت چرا که زمینه لازم برای بکارگیری فقه در امور اجتماعی و سیاسی نبود چنانکه کدیور در دسته بندی خود از فقه از اوایل غیبت امام معصوم تا قرن دهم هجری را شکوفایی فقه خصوصی نامیدهاست.(کدیور، 13:1376) در این دوران مفهوم اجماع نیز به تبع مفاهیم فقهی دیگر شاهدی برای کاربرد در هیچ مسئله اجتماعی و سیاسی ندارد و تمامی اجماعهای محصل و منقول در حیطه امور فردی اسلام از قبیل احکام وضو و غسل و روزه ونجاست و … بکار رفتهاند.
علاوه بر این، در این دوران اجماع بر خلاف ذات خود، که نوعی پویایی در اندیشه دینی با توجه به رأی عالمان هر دوره در یک موضوع را طالب است، دچار نوعی تصلب شده بود که در هر موضوع عقلی ـ اعتقادی بدون در نظر گرفتن مقتضیات زمان و مکان به اجماعهای نقل شده از دوران قبل تمسک میجستند که فقه را دچار رکود میکرد.
3. گفتمان نخبهگرایانه مبتنی بر احکام فردی
شیعیان با پذیرش اصل امامت معصوم در جامعه همیشه در اقلیت بودهاند و در دوران ائمه با رهبری امام معصوم در مقابل حکومت جائر عصر خود میایستادند. اکنون با غیبت امام معصوم در شرایطی قرار میگیرند که همه حاکمان زمان خود را غاصب میدانند و مهمترین مسائل مستحدثه در امور حکومت و زندگی جمعی نهایتاً چگونگی برخورد با این حکومتهای غاصب است. بنابراین حکومت و سیاست در این فضا نمیتواند مردمی و مشارکتی باشد چرا که امام و رهبر جامعه باید معصوم باشد و عصمت مهمترین ویژگی رهبر جامعه اسلامی است، مردم در این شرایط به دنبال بازگرداندن حکومت معصوم هستند و حکومت جائران را دورهگذار میپندارند تا به حکومت آرمانی و مدینه فاضله خود برسند.
از نظر فقهی، ابوالقاسم گرجی این دوران(از آغاز غیبت کبری تا پایان حکومت صفویان) را به بخشهای زیر تقسیم کردهاست: عصر محدثان، عصر آغاز اجتهاد، عصر کمال و اطلاق اجتهاد، عصرتقلید، عصر نهضت متجددان و عصر پیدایش اخباریون.(گرجی، 1379: 117تا264) در عصر محدثان عالمانی مانند کلینی تنها به جمع کردن احادیث میپرداختند. عصر آغاز اجتهاد که در دوره شیخ مفید و سید مرتضی نضج گرفت با حکومت آلبویه که تساهل نسبی داشتند مصادف بود. آثار شیخ مفید نشان از این دارد که در این دوران اجتهاد در دین در امور کلامی و اعتقادی شیعه بودهاست، از جمله مهمترین آثار شیخ عبارتند از: المقنعه که در ابواب فقه بحث کردهاست، اوائل المقامات که آرای خاص شیعه در مسائل کلامی بررسی شدهاست، المسائل الکافیه که در مورد توبه سخن گفته شدهاست، الارشاد فی معرفه حجج الله که در شرح حال ائمه نوشته شدهاست.(گرجی، 1379: 143و144) از آثار شیخ مفید به راحتی قابل استنباط است که فقه در این دوره صرفاً در حال شکلگیری است و مسائل اجتماعی جایگاهی در آن ندارند. سید مرتضی نیز از بزرگان دوره اجتهاد است که با توجه به آثار فراوان ایشان میتوان به این نتیجه رسید که در در وادی احکام اجتماعی و سیاسی اثری تالیف نشدهاست، کتاب الاصول الاعتقادیه از ایشان در مورد مسائلی چون شفاعت، عذاب قبر، میزان، صراط، بهشت، فنا و… است.(همان، 163) بنابراین در این دوره اسلام و اجتهاد و بالاخص اجماع در مورد مسائل عقلی ـ اعتقادی فردی مطرح است.
دوره کمال اجتهاد که دروه شیخ طوسی میباشد، اوج اجتهاد در دوره سنتی است، اجماع در این دوره یکی از مسائل مهم تلقی میشود، شیخ طوسی با اجتهاد خود بیشترین فتواها را صادر کردهاست که با تأیید علمای آن دوره اجماع شناخته شدهاست، اجماع در فتوا در دوره شیخ طوسی بوجود آمده است(مبلغی، 289:1381) مهمترین منابع علوم نقلی مذهب جعفری از تالیفات اوست(گرجی، 185:1379) هرچند که اجماع در این دوران رواج بیشتری یافت اما با توجه با این که دوره بعد از شیخ دوره یک قرنی تقلید محض از شیخ بود، اجماعهای نقل شده وی در بوته آزمایش قرار نگرفت و صرفاً به علت مورد اعتماد بودن وی سینه به سینه نقل شد. این دوره به نظر میرسد در رواج اجماع منقول و باز ایستادن فقه از اجتهاد و پویایی نقش موثری داشتهاست. بعد از دوره تقلید دوران کوتاهی از نقد توسط ابن ادریس آغاز شد که با پیدایش مذهب اخباریان به بن بست رسید، مذهب اخباریان نیز با توفق نقلگرایی بر عقلگرایی و نقل حدیث و رواج اجماع منقول، شکوفایی روح ابتکارجویانه اجماع را به تأخیر انداختند.
عابدینی در مقالهای با بررسی برخی احکام فردی و تطابق آن در بعد اجتماعی به این نتیجه میرسد که در کل اصول فقه، برای تبیین مسائل فردی پایه گذاری شدهاست(عابدینی، 145:1390) به نظر می رسد انزوای شیعیان به علت قلت جمعیت آنان و در انزوا بودنشان و در نتیجه جدایی آنها از امور اجتماعی و سیاسی به نوبه خود باعث برداشتهای فردی از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط قدرت، تبارشناسی، قدرت سیاسی، اندیشه سیاسی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نهی از منکر، احادیث نبوی، امر به معروف، اندیشه سیاسی