پایان نامه با واژگان کلیدی آموزش کارکنان

دانلود پایان نامه ارشد

1 91
جدول ‏‏4-5- اطلاعات کارخانه هاي توليدي 91
جدول ‏‏4-6- زمان در دسترس 91
جدول ‏‏4-7- ضريب مصرف 92
جدول ‏‏4-8- هزينه و ظرفيت مربوط به ماده اوليه m که توسط تأمين کننده s در دوره 1 تحت سناريوي ? تأمين ميشود 92
جدول ‏‏4-9- هزينه حمل و نقل ($/unit) 92
جدول ‏‏4-10- زمان تدارک (دوره) 93
جدول ‏‏4-11- هزينه کمبود و قيمت فروش 93
جدول ‏‏4-12- برنامه ريزي توليد ادغامي حاصل از حل مدل پيشنهادي 94
جدول ‏‏4-13- برنامه ريزي نيروي انساني بدست آمده از حل مدل پيشنهادي 94
جدول ‏‏4-14- تعاملات بين موجوديت هاي زنجيره تأمين 95
جدول ‏‏4-15- ارتقاء کارکنان در برابر ضريب پايداري مدل 96
جدول ‏4-16- ليست عايدات مربوط به روش اپسيلون-محدوديت 99
جدول ‏‏4-17- توابع توزيع پارامترهاي هزينه اي 105
جدول ‏4-18- ليست عايدات براي مثال عددي 105
جدول ‏‏4-19- ارتقاء مهارت کارکنان در برابر متوسط بهره وري 107
جدول ‏‏4-20- مقايسه عملکرد الگوريتم پيشنهادي با تعداد سناريوهاي مختلف 108
جدول ‏‏4-21- توابع توزيع پارامترهاي هزينه اي 118
جدول ‏‏4-22-کارائي الگوريتم حل پيشنهادي مدل سوم براي مسائل با ابعاد کوچک 118
جدول ‏‏4-23-کارائي الگوريتم حل پيشنهادي مدل سوم براي مسائل با ابعاد متوسط 119
جدول ‏‏4-24- مقايسه کارائي الگوريتم حل پيشنهادي به ازاي تعداد سناريوهاي مختلف 121
جدول ‏4-25- پيش بيني تقاضا 125
جدول ‏‏4-26- هزينه توليد در وقت عادي/اضافه کاري، هزينه نگهداري و نفر ساعت مورد نياز براي توليد يک محصول 125
جدول ‏‏4-27- قيمت و هزينه نگهداري در نقاط مشتري 125
جدول ‏‏4-28- فواصل بين موجوديتهاي زنجيره تأمين 125
جدول ‏‏4-29- پارامترهاي مربوط به قيمت خريد و تخفيف 125
جدول ‏‏4-30- پارامترهاي مربوط به جريمه کمبود 126
جدول ‏‏4-31- زمان تدارک بين کارخانه و مشتري و بين کارخانه و تأمين کننده 126
جدول ‏4-32- مقادير اجزاء تابع هدف براي مسئله قطعي 126
جدول ‏‏4-33- اجزاي تابع هدف براي ده سناريوي نمونه 128

1- کليات تحقيق

1-1- مقدمه
برنامه ريزي توليد همواره يکي از ارکان غير قابل تفکيک در امر توليده بوده است. امروزه، با پيچيده تر شدن شرايط توليد، برنامهريزي کلي توليد نقش بسزايي در موفقيت شرکتهاي بزرگ توليدي ايفا مينمايد. اين شرايط عبارتند از:
* افزايش تنوع محصولات
* افزايش پيچيدگي تقاضا
* کاهش دورة عمر محصول
* تغييرات سريع در تقاضاي بازار و سليقه مشتريان
* فشرده شدن رقابت جهاني
* نياز روزافزون به افزايش کيفيت و ضرورت کاهش هزينههاي زايد
* کاهش زمان تحويل کالا به مشتريان
* توسعه شرکتهاي بزرگ چند مليتي و گسترش روز افزون زنجيره تأمين
* عدم قطعيت موجود در پارامترهاي موثر در توليد و زنجيره تأمين
همه اين عوامل منجر گشته برنامهريزي کلي توليد جايگاه ويژه خود را خصوصاً در زنجيرههاي بزرگ تأمين حفظ نمايد. توليد اقتصادي و سودآور ايجاب ميکند که براي کليه مراحل توليد از تأمين مواد اوليه از تأمينکنندگان گرفته تا توليد محصول در کارخانهها و توزيع محصولات نهايي به مشتريان، برنامهريزي جامع و دقيق صورت گرفته تا ضمن استفاده بهينه از منابع موجود، هزينههاي کل سيستم توليدي کمينه گردد. عدم قطعيت موجود در زنجيره تأمين که معمولاً در مواردي نظير پيش بيني نادقيق تقاضا، زمان تدارک متغير، تحويلهاي ديرهنگام، ارسال ناقص سفارشات، نوسانات هزينهها و قيمت، تخفيف مقداري و مناسبتي، سفارشات متورم شده و غيره رخ ميدهد، همواره اثرات نامطلوبي نظير تأخير، ناتمام ماندن سفارشات و تحميل هزينههاي اضافي بر سيستم توليدي ميگذارد. بنابراين يکي از اهداف مهم برنامهريزي کلي توليد، تعميم برنامهريزي متمرکز از يک شرکت منفرد به تمامي موجوديتهاي زنجيره تأمين و در نظر گرفتن توأمان همگي فاکتورهاي موثر در توليد ميباشد به نحويکه برنامه تهيه شده توانايي پاسخگوئي به عدم قطعيتهاي موجود را داشته باشد. بنابراين در تحقيق حاضر، ضمن يکپارچه نمودن برنامهريزي توليد کلي با برنامهريزي زنجيره تأمين، تلاش شده است رويکردهاي نويني در اين عرصه براي مواجهه با انواع مختلف عدم قطعيت ارائه گردد.
1-2- تعاريف كلي از حوزه تحت بررسي
هدف از اين بخش ارائه تعاريف مختصر از مفاهيم، استراتژي ها و راهکارهاي برنامهريزي توليد ادغامي در زنجيره تأمين غير قطعي ميباشد.
1-2-1- برنامه ريزي توليد
بنا به تعريف، برنامهريزي توليد به معناي فرايند تصميمگيري در خصوص منابعي است که سازمان براي عمليات توليد آيندهاش به آنها نياز دارد و نيز تخصيص اين منابع جهت توليد محصول مورد نظر در تعداد مورد نياز و با کمترين هزينه. در حقيقت ميتوان برنامهريزي توليد را ايجاد محدوده و مرز جهت عمليات توليدي آيندة سازمان تعبير نمود. با توجه به تعريف فوق، دو هدف اساسي را ميتوان براي برنامهريزي توليد برشمرد:
الف) تعيين برنامههاي توليد بر اساس هزينهها و سياستهاي مديريت در خصوص مسائل مالي، توسعه ظرفيت، خدمت به مشتري و پويايي نيروي کار.
ب) کمک به مديريت جهت نشان دادن تأثيرات سياستهاي مختلف روي هزينهها، ميزان موجودي و توليد.
برنامهريزي را ميتوان از ديدگاههاي متفاوت به انواع مختلفي تقسيم بندي نمود ولي يکي از کاربرديترين و مرسومترين اين تقسيمات، تقسيم بندي براساس بُرد زماني برنامهريزي ميباشد. بطورکلي برنامهريزي را ميتوان به سه دسته بلند مدت، ميان مدت و کوتاه مدت تقسيمبندي کرد. برنامهريزي توليد نيز از اين قائده مستثني نيست. بسته به مطالباتي که از يک برنامهريزي توليد داريم، افق زماني آن ميتواند بلند مدت، ميان مدت و يا کوتاه مدت باشد (شکل 1-1).

شکل ‏1-1- برنامه ريزي بلند مدت، ميان مدت و کوتاه مدت
کوچکترين واحد زماني برنامهريزي، دوره ناميده ميشود. فرض بر اين است که دوره قابل شکسته شدن به واحدهاي کوچکتر نميباشد. بسته به نوع صنعت و هدف از برنامهريزي، واحد زماني دوره ميتواند يک شيفت کاري، روزکاري، هفته و يا حتي ماه باشد.
ساختار کلي برنامهريزي و کنترل توليد را ميتوان به صورت شکل 1-2 نمايش داد.

شکل ‏1-2- برنامه ريزي و کنترل توليد
همانطور که در شکل 1-2 مشخص است، سيستم برنامهريزي و کنترل توليد به سه سطح تقسيم شده که عبارتند از خط مقدم1، موتور2 و پشتيباني3 که در ادامه به اختصار به توضيح هر يک خواهيم پرداخت.
خط مقدم، قسمتي از برنامهريزي توليد است که با استراتژيهاي کلان شرکت در ارتباط است. افق برنامه ريزيهاي آن 1 تا 5 ساله است و از سه قسمت مديريت تقاضا، برنامهريزي منابع و برنامهريزي عمليات و فروش تشکيل يافته است. برنامهريزي عمليات و فروش با گرفتن اطلاعات مربوط به پيش بيني تقاضا، استراتژيهاي کلان شرکت و نيز برآورد سرانگشتي منابع، اقدام به تهيه برنامه عملياتي و فروش ميکند که معمولاً افق برنامهريزي آن چند ساله است. اين برنامهريزي اغلب برحسب يک واحد ادغامي است و از اين جهت به آن برنامهريزي ادغامي نيز گفته ميشود. اين برنامهريزي ادغامي سپس در يک سطح پائينتر با استفاده از تکنيکهاي برنامهريزي تفکيکپذير، برنامه مدون شدة فروش براي محصولات ادغامي را به برنامهاي براي فروش به تفکيک نوع محصول تبديل مينمايد که خروجي چنين اقدامي سربرنامه توليد (4MPS) است که افق آن نيز معمولاً يکساله ميباشد.
سطح موتور که ورودي اصلي خود را از سربرنامه توليد ميگيرد، با استفاده از تکنيکهاي برنامهريزي مواد و ظرفيت، برنامههايي با جزئيات بيشتر و با افق برنامهريزي کوتاهتر براي مواد و ظرفيت مورد نياز فراهم ميآورد. برنامهريزي مواد مورد نياز (5MRP) و برنامهريزي ظرفيت (6CP) در اين حوزه قرار ميگيرد.
در نهايت در سطح پشتيباني، شاهد سيستم هايي جهت پشتيباني از زنجيره تأمين شرکت از يکسو و برنامهريزي عمليات در کف کارگاه از سوي ديگر هستيم. آنچه در برنامهريزي کف کارگاه صورت ميگيرد نوعاً برنامههايي از جنس زمانبندي و تعيين توالي کارها بر روي ماشينها و تخصيص نيروي انساني به ماشين آلات ميباشد.
1-2-2- برنامه ريزي توليد ادغامي
طبق تعريف، برنامهريزي توليد ادغامي يک برنامهريزي ميانمدت در شرکتهاي توليدي است که ميزان و زمان توليد، موجودي و سطوح نيروي کار را جهت پاسخگويي به تغييرات احتياجات خالص (تقاضا) در يک افق زماني سه تا 18 ماهه تعيين مينمايد (گالگو7 2001). با معلوم بودن (يا پيش بيني) تقاضاي بيروني و منابع فيزيکي شرکت در طول افق برنامهريزي، اين برنامه تلاش مينمايد تا ضمن بهترين استفاده از منابع موجود، هزينههاي کل سيستم توليدي را کمينه نمايد. اين برنامه بايستي روشها و استراتژيهاي مختلفي را براي فائق آمدن بر نوسانات تقاضا و هزينههاي مرتبط با آن، ارائه نمايد. در شکل 1-3، رابطه برنامهريزي توليد ادغامي با ساير فرآيندهاي برنامهريزي توليد، مشخص گرديده است.

شکل ‏1-3- رابطه برنامه ريزي توليد ادغامي با ساير فرآيندهاي برنامه ريزي توليد
1-2-3- واحد ادغامي
طبعاً به دليل بازة زماني نسبتاً طولاني و نيز تنوع محصولات، امکان اين که براي هر نوع محصول و هر نوع مدل از محصول، تخميني از تعدادي که بايستي فرضاً در طي چند دوره آتي توليد گردند کمتر وجود خواهد داشت. در برنامهريزي توليد ادغامي چند محصولي، محصولات به چند خانواده تقسيم ميشوند و هر خانوادة محصول، نماينده چندين محصول شبيه به هم ميباشد. اين شباهت ميتواند بر اساس شباهت ظاهري، شباهت فرآيندهاي توليدي و يا شباهت هزينههاي توليدي و سود حاشيهاي باشد. هر خانواده محصول در واقع يک واحد ادغامي خوانده ميشود و آن واحد ادغامي نماينده همه محصولات آن خانواده خواهد بود. مقادير پارامترهاي مربوط به يک واحد ادغامي در واقع ميانگين مقادير آن پارامترها براي محصولات مربوط به آن خانواده ميباشد. لذا با انتخاب يک يا چند واحد مشترک مابين تمام محصولات يک خانواده، يک برنامة توليد ادغامي ايجاد ميشود. واحد ادغامي ميتواند کيلوگرم، متر، بشکه، نفرساعت، واحد پول و يا حتي يک مدل همگن از يکي از محصولات آن خانواده باشد.
1-2-4- استراتژي هاي برنامه ريزي توليد ادغامي
1- تغيير در ميزان نيروي کار، از طريق استخدام و يا اخراج که منجر به تغيير در نرخ توليد ميگردد. اين استراتژي معمولاً در شرکت هايي که نرخ توليد، مبتني بر نيروي کار است مورد استفاده قرار ميگيرد. اخراج بي رويه معمولاً توسط قوانين دولتي محدود ميشود و ممکن است تبعات منفي زيادي براي کارکنان به همراه داشته باشد. آموزش کارکنان ميتواند يک استراتژي مناسب براي افزايش بهرهوري کارکنان براي جبران نرخ توليد اضافي مورد نياز در پيک تقاضا باشد. استفاده از نيروي کار پاره وقت نيز از جمله استراتژيهاي مرسوم در اين حوزه قلمداد ميشود.
2- تغيير در نرخ توليد از طريق افزايش شيفتهاي کاري، اضافه کاري و يا برونسپاري بخشي از توليد به خارج از شرکت.
3- تجميع موجوديهاي فصلي؛ معمولاً بالانس بين هزينههاي نگهداري موجودي و هزينههاي تغيير نرخ توليد از جمله سوالات اساسي است که در بسياري از موردهاي واقعي بايستي بدان پاسخ داده شود. تلفيق موجوديهاي فصلي محصولاتي که داراي بازه زماني پيک تقاضاي متفاوتي هستند ميتواند در تنظيم نرخ توليد مؤثر باشد.
4- برنامهريزي سفارشات عقب افتاده؛ از جمله استراتژيهاي مورد استفاده در تنظيم نرخ توليد بويژه در زمانهاي پيک تقاضا است و معمولا بايستي يک بالانس بين هزينههاي ناشي از تأخير در تحويل سفارشات و هزينههاي تغيير نرخ توليد و يا نگهداري موجودي صورت پذيرد.
5- تحت تأثير قرار دادن تقاضا از طريق تبليغات، ترويج محصول و تخفيف قيمت
1-2-5- هزينه هاي مرتبط با برنامه ريزي توليد ادغامي در زنجيره تأمين
1- هزينههاي اساسي توليد؛ شامل هزينه خريد مواد اوليه از تأمين کنندگان، هزينه مستقيم نيروي کار، هزينه راه اندازي و سربار توليد ميگردد. اين هزينه ها معمولاً به دو دسته هزينه ثابت و متغير تقسيم ميشوند.
2- هزينههاي مرتبط با تغيير در نرخ توليد؛ هزينههاي مرتبط با استخدام، اخراج و يا آموزش کارکنان از يک طرف و نيز هزينههاي جبراني مرتبط با اضافه کاري و برونسپاري از طرف ديگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی پيشنهادي، ريزي، توليد Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی آموزش کارکنان، عرضه کنندگان، عرضه و تقاضا