پایان نامه با واژگان کلیدی آموزش کارکنان، عرضه کنندگان

دانلود پایان نامه ارشد

دوره t
Lkjt
تعداد کارکنان موجود با سطح تخصص k در سايت j در دوره t
FLkjt
تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره t از سايت j اخراج ميشوند
HLkjt
تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره t در سايت j استخدام ميشوند
ULkk’jt
تعداد کارکنان با سطح تخصص k در سايت j که براي ارتقاء به سطح تخصص k’در دوره t آموزش ميبينند
IMmjt
سطح موجودي ماده اوليه m در سايت j در انتهاي دوره t
IPijt
سطح موجودي محصول i در سايت j در دوره t
SUPsmjt
تعداد اقلام ماده اوليه m که در دوره tاز تأمين کننده s به سايت j فرستاده ميشود
CUSijct
تعداد محصولات از نوع i که از سايت j براي پاسخگويي به تقاضاي نقطه c در دوره t ارسال ميگردد

کمبود محصول i در نقطه تقاضاي c در دوره t
3-2-3- مدل سازي، حالت قطعي
(‏3- 1)

(‏3- 2)

subject to
(‏3- 3)

(‏3- 4)

(‏3- 5)

(‏3- 6)

(‏3- 7)

(‏3- 8)

(‏3- 9)

(‏3- 10)

(‏3- 11)

(‏3- 12)

(‏3- 13)

(‏3- 14)

(‏3- 15)

(‏3- 16)
(‏3- 17)

and integer
تابع هدف اول مجموع هزينههاي سيستم توليدي و زنجيره تأمين شامل هزينه مستقيم توليد، هزينه نيروي کار، هزينه استخدام، اخراج، آموزش کارکنان، هزينه نگهداري مواد اوليه و محصولات نهائي، هزينههاي حمل و نقل، هزينه خريد مواد اوليه از تأمينکنندگان و هزينه کمبود در نقاط تقاضا را که از آن کل درآمد ناشي از فروش محصولات کسر گرديده، کمينه مينمايد.
تابع هدف دوم رضايتمندي مشتريان را از طريق کمينه سازي مجموع حداکثر کمبود محصولات در بين همه نقاط تقاضا، در همه دورهها، بيشينه مينمايد. در حقيقت اين تابع از نوع Mini-Max است و به نوعي تلاش ميکند چنانچه کمبودي وجود دارد اين کمبود حتي الامکان در نقاط مختلف تقاضا و در دورههاي مختلف به نسبت پخش شود و به اين ترتيب در يک نقطة تقاضاي خاص و يا در يک دوره خاص شاهد کمبود بيش از حد نباشيم و موجبات نارضايتي مشتريان را فراهم نکند. اين تابع هدف به دليل ماهيت غير خطي که دارد با کمک متغير کمکي () و يک محدوديت اضافي به شکل خطي معادل زير تبديل ميگردد.
(‏3- 18)

subject to
(‏3- 19)

(‏3- 20)

محدوديت (3-3) يک معادله بالانس موجودي براي محصولات نهائي در کارخانهj ميباشد، محدوديت (3-4) نيز يک معادله بالانس موجودي براي مواد اوليه در سايت j ميباشد. محدوديت (3-5) يک معادله بالانس براي سطح نيروي کار است و تضمين مينمايد که تعداد کارکنان با سطح تخصص k در کارخا نه j برابر است با تعداد کارکنان با همان سطح تخصص در دوره قبل به علاوه تغييرات صورت گرفته در سطح نيروي کار براي آن سطح تخصص در دوره فعلي. محدوديت (3-6) با در نظر گرفتن بهرهوري کارکنان، زمان در دسترس توليد را محدود به زمان در دسترس نيروي کار مينمايد. محدوديت (3-7) يک حد بالا براي برونسپاري محصولات به پيمانکاران خارج از شرکت تعيين مينمايد. محدوديت (3-8) يک معادله بالانس براي ميزان کمبود در نقطه تقاضاي c ميباشد. دقت شود که اين معادله به صورت مساوي است و در آن امکان نگهداري موجودي در نقاط تقاضا لحاظ نشده است. علت اين موضوع ميتواند مرتبط با فسادپذيري محصولات و يا تحميل هزينههاي سرسام آور نگهداري به عرضه کنندگان باشد. محدوديتهاي (3-9) و (3-10) ميزان موجودي مواد اوليه و محصولات نهائي را در هر دوره و هر سايت به ظرفيت انبارش آن اقلام در سايت مربوطه محدود مينمايد. محدوديت (3-11) تضمين ميکند که تغييرات در سطح نيروي انساني از درصد خاصي از سطح نيروي کار در دوره قبلي تجاوز نکند. محدوديت (3-12) تضمين ميکند تا تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره جاري اخراج شده و يا براي سطوح تخصصي بالاتر آموزش ديده اند از تعداد کل نيروي کار با همان سطح تخصص در دوره قبل بيشتر نباشد. محدوديت (3-13) مشخص مينمايد که کارکناني که براي سطوح بالاتر تخصصي دوره ميبينند نبايد در همان دوره اخراج شوند. اين محدوديت داراي يک عبارت غيرخطي مشخص است و با استفاده از متغير کمکي صفر و يک () و يک عدد بزرگ دلخواه (M) به فرم خطي معادل زير در ميآيد:
(‏3- 21)

(‏3- 22)

(‏3- 23)

محدوديت (3-14) مشخص ميکند که آموزش کارکنان از سطح تخصص k به سطح تخصص k’ تنها زماني ممکن است که چنين برنامه آموزشي وجود داشته باشد. محدوديت (3-15) اشاره ميکند که تعداد کالاهاي سفارش داده شده به تأمين کنندگان نبايستي از ظرفيت توليد آن تأمين کنندگان در آن دوره بيشتر باشد. و در نهايت نوع متغيرها توسط محدوديتهاي (3-16) و (3-17) مشخص ميگردد.
3-2-4- مدل سازي، حالت تصادفي
نياز به در نظر گرفتن عدم قطعيت در برنامهريزي توليد از اين واقعيت سرچشمه ميگيرد که مدلهاي برنامهريزي ميان مدت با هدف تخصيص منابع براي آينده با توجه به اطلاعات جاري و اتفاقات آتي توسعه يافته اند. از طرف ديگر عدم قطعيتهاي موجود در زنجيره تأمين و محيط پيراموني اين برنامهريزي را پيچيده تر مينمايد. اولين قدم براي در نظر گرفتن عدم قطعيت در تصميماتِ برنامه ريزي، تعيين نحوه مطلوب مواجهه با پارامترهاي غير قطعي است. رويکردهاي بهينه سازي تحت عدم قطعيت از فلسفههاي مختلف بهينه سازي نظير کمينه سازي اميد رياضي، کمينه سازي انحراف از اهداف و کمينه سازي بيشينه هزينه ها پيروي مينمايد. طبق آنچه در فصل مرور ادبيات بدان اشاره شد، رويکردهاي اصلي مواجهه با عدم قطعيت شامل برنامهريزي تصادفي (مدلهاي ارجاعي، برنامهريزي تصادفي پايدار و مدلهاي احتمالي)، برنامهريزي فازي (برنامه ريزي منعطف و امکاني)، برنامهريزي پوياي احتمالي و بهينه سازي پايدار ميباشد (ساهينيديس197 2004). قدم بعدي تعيين بيان مقتضي از پارامترهاي غير قطعي است. در برنامهريزي تصادفي، براي بيان پارامترهاي غير قطعي دو متدولوژي متفاوت قابل بکار گيري ميباشد؛ رويکرد مبتني بر سناريو و رويکرد مبتني بر تابع توزيع. در رويکرد سناريو-محور، عدم قطعيت با يک مجموعه گسسته از سناريوها بيان ميشود و چگونگي اثرگذاري عدم قطعيت بر آينده پيش بيني ميشود. هر سناريو با يک احتمال وقوع همراه است و در واقع اين احتمال انتظارات تصميم گير را نسبت به وقوع آن سناريوي خاص، مشخص مينمايد. از مزاياي متدولوژي سناريو-محور ميتوان به عدم محدوديت در تعداد پارامترهاي غير قطعي در نظر گرفته شده اشاره نمود. با اين وجود، کاربردپذيري اين روش با توجه به اين حقيقت که نيازمند پيش بيني همه پيامدهاي محتمل آتي هستيم محدود ميگردد. رويکرد مبتني بر توزيع احتمال زماني بکار ميرود که بتوان يک طيف پيوسته از پيامدهاي بالقوه محتمل آتي را پيش بيني نمود. مزيت اين روش آن است که با تخصيص يک تابع توزيع احتمال به طيف پيوسته پيامدهاي محتمل، نياز به پيش بيني دقيق سناريوها مرتفع ميگردد. اما در عين حال پيچيدگي به کاربردن توأمان توابع توزيع مختلف، تعداد پارامترهاي غيرقطعي در نظر گرفته شده را محدود مينمايد.
در مدل پيشنهادي اول، از رويکرد برنامهريزي تصادفي پايدار و متدولوژي سناريو-محور استفاده شده است و برنامهريزي پيشنهادي چند هدفه تصادفي پايدار براي برنامهريزي کلي توليد در زنجيره تأمين در ادامه خواهد آمد. عدم قطعيت با يک مجموعه گسسته از سناريوها (?) بيان شده است.
(‏3- 24)

LC? (هزينه نيروي انساني):
(‏3- 25)

IC? (هزينه نگهداري):
(‏3- 26)

TC? (هزينه حمل و نقل):
(‏3- 27)

PC? (هزينه توليد):
(‏3- 28)

SC? (هزينه کمبود):
(‏3- 29)

SMS? (مجموع بيشينه کمبود):
(‏3- 30)

(‏3- 31)

subject to
(‏3- 32)

(‏3- 33)

(‏3- 34)

(‏3- 35)

Constraints (3-3) – (3-7), (3-9)-(3-12), (3-14)-(3-17) , (3-19)-(3-23)
که در آن ?? احتمال وقوع سناريوي ? ميباشد. محدوديتهاي (3-24) تا (3-29) براي سهولت در فرمول نويسي تعريف شده اند. تابع هدف اول داراي سه عبارت ميباشد؛ عبارت اول اميد رياضي زيان کل سيستم توليدي و زنجيره تأمين (علت استفاده از کلمه زيان به اين دليل است که از کل هزينههاي سيستم توليدي درآمد حاصل از فروش کاسته شده است) و عبارت دوم تغيير پذيري زيان کل سيستم توليدي و زنجيره تأمين تحت سناريوهاي مختلف ميباشد (پايداري جواب). عبارت سوم در واقع پايداري مدل است و ميزان غيرموجه شدن مدل را تحت همه سناريوها و با کمک محدوديت کنترلي (3-34) جريمه مينمايد. متغير در اين عبارت بيانگر ميزان انحراف از موجه شدن محدوديت کنترلي (3-34) ميباشد. محدوديتهاي (3-32) و (3-33) محدوديتهاي کمکي براي خطي سازي عبارات قدر مطلق هستند و قبلاً در معادله (2-13) در فصل ادبيات موضوع به آن اشاره شده است. محدوديت (3-34) يک محدوديت کنترلي ميباشد و تغيير شکل يافته محدوديت (3-8) ميباشد، و در واقع براي تعيين مقدار کالايي که به نقاط تقاضا ارسال ميگردد و نيز محاسبه ميزان کمبود در نقاط تقاضا و در دورههاي مختلف بکار ميرود. همانطور که قبلاً در بخش فرضيات اشاره شد به دليل ماهيت محصولات، امکان نگهداري کالا در نقاطِ تقاضا، بيش از يک دوره وجود ندارد. همچنين محدوديت مورد بررسي به صورت کوچکتر مساوي است و قابل پيش بيني است که اين محدوديت به ازاي برخي سناريوها موجه باشد و به ازاي برخي ديگر از سناريوها غير موجه شود (کوچکتر مساوي برقرار نشود). از اين رو متغير کنترلي براي محاسبه ميزان انحراف از موجه بودن اين معادله تحت سناريوهاي مختلف تعريف گشته است و ضمن آنکه به طور ضمني اجازه ناموجه شدن اين محدوديت را تحت برخي سناريوها به مدل ميدهد ميزان اين انحراف را در تابع هدف اول جريمه مينمايد. به عبارت بهتر چنانچه ميزان تقاضاي هر مشتري در دوره t بعلاوه کمبود در آن نقطه مشتري در دورههاي قبلي کمتر از ميزان کل محصولاتي باشد که به آن نقطه تقاضا ارسال ميگردد، ميزان کمبود در دوره جاري برابر خواهد بود با و با توجه به کمينه سازي تابع هدف، مقدار انحراف از جواب موجه، برابر صفر خواهد بود (). از طرف ديگر چنانچه از مقدار بزرگتر باشد در اين صورت ميزان کمبود برابر صفر () و ميزان انحراف از موجه بودن تحت سناريوي ? برابر مي شود و نشاندهنده ميزان موجودي مورد نياز در نقطه تقاضاي مربوطه است که به دليل فرضيات مسئله منجر به ايجاد يک جواب ناموجه ميشود. ذکر اين نکته ضروري است که علت عدم امکان نگهداري بيش از يک دورة موجودي در نقاط تقاضا ميتواند متأثر از ماهيت محصولات نظير فساد پذيري آنها و يا هزينههاي سرسام آور و تکنولوژي خاص براي نگهداري محصولات باشد. با اين وجود، مدل سازي صورت گرفته اين امکان را ميدهد تا علي رغم وجود ريسک ناشي از ايجاد موجودي در نقاط تقاضا تحت برخي سناريوها، جواب بدست آمده را قابل قبول تلقي نمايد.
3-3- مدل پيشنهادي دوم؛
در اين مدل، يک برنامهريزي رياضي سه هدفه تصادفي دو مرحله اي براي برنامهريزي کلي توليد-توزيع در يک زنجيره تأمين گسترده دو سطحي توسعه داده شده است. در مدل پيشنهادي، تقاضا و پارامترهاي هزينهاي غيرقطعي در نظر گرفته شده اند. تابع هدف اول کمينه کردن اميد رياضي مجموع هزينههاي سيستم توليد-توزيع است و تابع هدف دوم کمينه سازي تغيير پذيري هزينههاي کل سيستم توليد- توزيع ميباشد. تابع هدف سوم بيشينه سازي بهرهوري نيروي انساني است. بهرهوري از طريق برگزاري دورههاي آموزشي در کارکنان توليدي ارتقاء مييابد و خود را از طريق بهرهوري بيشتر در مدت زمان دسترس پذيري نشان ميدهد. از جمله نکاتي که ميتوان به عنوان انگيزاننده198هاي مدل پيشنهادي اشاره کرد عبارتند از:
* محققين اغلب بر کمينه کردن هزينه ها و يا بيشينه کردن سود، به صورت تک هدفه تمرکز نموده اند.
* بسياري از مدلهاي چند هدفه موجود در ادبيات، يا قطعي هستند و يا تنها عدم قطعيت در تقاضا را در نظر گرفته اند.
* بهرهوري نيروي انساني و تغييرپذيري هزينه ها در حوزه برنامهريزي توليد اغلب مورد غفلت قرار گرفته اند. و اين دو

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سطوح مهارت، عرضه کننده Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون کار