پایان نامه با واژگان کلیدی آرامش خاطر

دانلود پایان نامه ارشد

ترشيح داده شده است، و اين عبارت نظير گفتار آن حضرت است كه فرموده است: وَ جِلَاءُ غِشَاءِ أَبْصَارِكُمْ ، چنان كه ملاحظه مى‏شود در تمامى جملات مذكور صنعت تضادّ موجود، و قرينه‏ها با ضدّ آن ذكر شده است. پس از اين اميرمؤمنان(ع) سفارش خود را با ذكر شرايط و آدابى كه بايد در طريق طاعت و فرمانبردارى خداوند رعايت شود تأكيد مى‏كندومي گويدطاعت و بندگى خداوند را شعار خود قرار دهيد، شعار به معناى جامه زيرين، و در اين جا كنايه(ايماء)از اين است كه هميشه ملازم طاعت خداوند بوده و مانند جامه زير كه با بدن ملازمت و پيوستگى دارد همواره فرمانبردار اوامر او باشيد، و لحظه‏اى سر از فرمانش برنتابيد، قيد دون دثاركم اشاره به اين است كه طاعت خدارا جامه ظاهر خود قرار ندهيد، بلكه آن را در جان خود جاى دهيد، زيرا در غير اين صورت جز فايده‏اى اندك چيزى عايد آنها نخواهد شد، دثار به جامه رويين گفته مى‏شود.( مجلسي؛ 1403: 2/379-378)
8- جمله وَ دَخِيلًا دُونَ شِعَارِكُمْ ، در تأكيد مطلب بالاست، و دستور مى‏دهد كه طاعت خداوند را در زير جامه زيرين خويش قرار دهيد، بديهى است اين عمل در جامه غير محسوس امكان پذير است، سپس آن بزرگوار سخن مذكور را تفسير، و فرموده است:… وَ لَطِيفاً بَيْنَ أَضْلَاعِكُمْ يعنى آن را در ميان پهلوهاى خود جاى دهيد. واژه لطف اشاره به جنبه اعتقادى و عقلى طاعت، و تعبير بين أَضْلَاعِكُمْ كنايه(ايماء) از اين است كه آن را در دلهاى خود جايگزين سازيد. و همچنين در عبارت فرمانبرداري خداوند را پيراهن زير قرار دهيد نه جامه رو صنعت تضاد وجود دارد.
9- طاعت خداوند را امير و فرمانروا گردانيد، واژه أمير را از نظر حرمتى كه طاعت خداوند دارد و لزوم مقدّم داشتن آن بر ديگر كارها براى آن استعاره مصرحه فرموده است.
10- آن را آبشخورى براى هنگام ورود خويش قرار دهيد، منظور از هنگام ورود، روز رستاخيز است، واژه مَنْهَلَ(آبشخور) را براى طاعت الهى استعاره مصرحه آورده است، زيرا انسان از طريق پرهيزگارى و فرمانبردارى خداوند مى‏تواند در روز رستاخيز از شرابى كه ويژه پاكان و نيكوكاران است سيراب گردد.
11- طاعت خداوند را در پيشگاه او شفيع، و براى رسيدن به مقاصد خويش وسيله قرار دهيد، بديهى است انسان با طاعت و بندگى، شايستگى مى‏يابد، كه خداوند مطالب او را بر آورده سازد، واژه شفيع براى وسيله و آنچه مايه تقرّب به درگاه پروردگار مى‏گردد استعاره شده است. آن را سپرى براى روز وحشت و هراس خود قرار دهيد، آشكار است كه بندگى حقّ تعالى در روز قيامت كه روز فزع اكبر و فرا رسيدن بزرگترين هول و وحشت است انسان را از عذاب خداوند مانع و نگه دار است.آن را چراغ اندرون گورهاى خويش گردانيد، ما مى‏دانيم چگونه بندگى‏ و فرمانبردارى خداوند انسان را براى پذيرش انوار علوى و اسرار الهى كه موجب رهايى از تاريكى خانه گور و عذاب آخرت است مستعدّ و آماده مى‏گرداند، و در حديث است كه: كار نيك گور نيكوكار را مانند چراغى كه در تاريكى بتابد روشن مى‏كند، واژه مَصَابِيحَ (چراغها که هم استعاره مصرحه وهم مجاز به علاقه مجاورت مي باشد) را به مناسبت روشنى آنها براى طاعت و فرمانبردارى خداوند استعاره مصرحه فرموده است.(بحراني؛ 1374: 3/808-806)
12- همچنين طاعت پروردگار براى وحشت طولانى قبر مايه سكون خاطر است كه انسان به آن انس مى‏گيرد، چنان كه روايت شده است:كار نيك و خلق نيكو دارنده آن را پس از مرگ به صورت جوانى زيبا روى و پاكيزه جامه و خوشبوى ديدار، و به او سلام مى‏كند، او مى‏گويد تو كيستى وى پاسخ مى‏دهد: من خلق نيكو و يا عمل نيك تو هستم. و حاصل روايت مذكور اين است كه طاعت حقّ تعالى سبب آرامش خاطر از وحشت و هراس آخرت مى‏گردد، زيرا ترس و وحشت در جايى به انسان دست مى‏دهد كه او از آن غافل بوده، و انتظار آن را نداشته است، و براى انتقال به آن جا آماده نشده، و دلبسته وطن پيشين و كسان خود بوده، و همه انس خويش را به آنها منحصر كرده باشد، امّا اهل طاعت و فرمانبرداران اوامر حقّ پيوسته در انديشه سراى آخرت و در ياد خانه‏اى هستند كه بدان انتقال خواهند يافت، به انس با پروردگار اعتماد و اطمينان مى‏يابند، و به ذات او توجّه مى‏كنند، از اين رو انس خود را هميشه به او منحصر ساخته و شادى آنها پيوسته براى وصول به لقاى اوست، و اعتقادشان در اين دنيا اين است كه: فقط بدنهايشان با مردم دنيا همسايگى دارد، و برخى از اينان از مردم بريده دورى و گوشه نشينى اختيار مى‏كنند، بنا بر اين سزاوار است كه ترس و وحشت آخرت دامنگير آنها نشود، و اعمال آنها هول و هراسى را كه ممكن است عارض آنان گردد از ميان ببرد، البتّه چون انسان در دنيا نمى‏تواند حقيقة چگونگى زندگى پس از مرگ را تصوّر كند و بشناسد ناگزير از آن بيمى در دل خود احساس مى‏كند ليكن پرتو انوار قدسى و انس با پروردگار اين بيم را از دل مى‏زدايد.(ابن ابي حديد؛1426: 10/12-8)
13- طاعت خداوند سبب محافظت از مهلكه‏هايى است كه احاطه دارد، اين مهلكه‏ها عبارت از صفات زشت و عادتهاى ناپسندى است كه موجب نابودى انسان است، و مراد از اكتناف، احاطه اين مخاطرات بر نفس آدمى است به گونه‏اى كه جز طاعت خداوند و فرمانبردارى از اوامر او چيز ديگرى نمى‏تواند انسان را از اين گرفتاريها برهاند، مقصود از جمله وَ مَخَاوِفَ مُتَوَقَّعَةٍ (بيمهايى كه مورد انتظار است) هول و هراس آخرت و گرمى آتش آن است.
14- بين کلمات أَضْلَاعِكُمْ و أُمُورِكُمْ و وُرُودِكُمْ و طَلِبَتِكُمْ سجع متوازي وجود دارد.
قسمت سوم: فَمَنْ أَخَذَ بِالتَّقْوَى عَزَبَتْ عَنْهُ الشَّدَائِدُ بَعْدَ دُنُوِّهَا- وَ احْلَوْلَتْ لَهُ الْأُمُورُ بَعْدَ مَرَارَتِهَا- وَ انْفَرَجَتْ عَنْهُ الْأَمْوَاجُ بَعْدَ تَرَاكُمِهَا- وَ أَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعَابُ بَعْدَ إِنْصَابِهَا- وَ هَطَلَتْ عَلَيْهِ الْكَرَامَةُ بَعْدَ قُحُوطِهَا- وَ تَحَدَّبَتْ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ بَعْدَ نُفُورِهَا- وَ تَفَجَّرَتْ عَلَيْهِ النِّعَمُ بَعْدَ نُضُوبِهَا- وَ وَبَلَتْ عَلَيْهِ الْبَرَكَةُ بَعْدَ إِرْذَاذِهَا((پس هر كه تقوا را پيشه خود كند شدايد و سختيها كه در كنار او قرار دارد از او دور، و كارها پس از تلخكامى براى او شيرين و گوارا مى‏گردد، و امواج گرفتاريهاى پياپى بر طرف و دشواريهاى جانفرسا برايش آسان مى‏شود، و كرامت و بزرگوارى پس از محروميّت از آن، همچون باران دانه درشت بر او مى‏بارد، و رحمت و عطوفت خداوند كه از او باز گرفته شده بود شامل حال او مى‏گردد، و چشمه‏هاى نعمت پس از فرو نشستن به جوشش در مى‏آيد و بركت پس از قطع شدن آن، مانند باران به فراوانى بر او ببارد.))
لغات:
1-
* تَحَدَّبَتْ: مهربانى ومحبّت كرد
* إِنْصَابِهَا: رنج دادن آن
* هَطَلَ: باران شديد دانه درشت

* قُحُوط: خشکسالي
* إِرْذَاذِ: باران ريز

سيماي ادبي:
1- طاعت و پرهيزگارى باعث مى‏شود سختيها و گرفتاريهايى كه به انسان نزديك شده است از او دور گردد. و در بسيارى از جاها طاعت به تقوا تعبير مى‏شود هر چند در برخى موارد طاعت اخصّ از تقوا مى‏باشد، در هر حال اين كه با فرمانبردارى از اوامر خداوند سختيهاى آخرت از انسان دور مى‏شود روشن است، امّا دور شدن آنها از انسان در ايّام زندگى دنيا به سبب اين است كه پرهيزگاران بيش از كسان ديگر از بديها و شرور ديگران سالم و در امان مى‏مانند، براى اين كه آنان خود را از آميختگى با مردم به دور داشته و به خاطر متاع دنيا با آنها كشمكش و نزاعى ندارند، و هم بدين سبب كه دنيا را دشمن مى‏دارند، زيرا دوستى و حرص دنيا سرچشمه تمامى بديها و سختيهاست. طاعت الهى امورى را كه تلخ و رنج‏آور است شيرين و گوارا مى‏سازد، اين امور يا مربوط به آخرت است مانند تكاليف عبادى و آشكار است كه وظايف عبادى از نظر پرهيزگاران و اهل طاعت از هر چيز ديگر شيرين‏تر و لذّت بخش‏تر است، اگر چه اينها در ابتداى كار، و آغاز سلوك در راه حقّ در كام او تلخ، و تحمّل آنها بر او و همه نادانها سنگين و دشوار بوده و هست، و يا اين كه مربوط به امور دنياست مانند تهيدستى و لختى و گرسنگى، و اينها چنان كه مى‏دانيم نشانه‏و شعار پرهيزگاران بوده، و در كام آنان اين ناكاميها از هر چيزى شيرين‏تر، و از هر شعارى برگزيده‏تر است هر چند در آغاز سلوك و پيش از رسيدن به ثمرات تقوا، اين محروميّتها در مذاق آنان تلخ و ناگوار بوده است.( موسوي؛1376: 3/11-7)
2- فرمانبردارى از دستورهاى الهى موجب رهايى او از امواج ناملايماتى است كه پيش از اين پى در پى او را فرا گرفته بود، واژه امواج را براى وضع نامطلوب بدنى و ملكات زشت اخلاقى استعاره مصرحه فرموده است، همان ملكات و صفات زشتى كه اگر در نفس آدمى زياد و انبوه شود، آن را در اقيانوس عذاب الهى غرق و نابود خواهد ساخت، و بديهى است كه رعايت تقوا باعث رهايى نفس از ناهنجارى و محو صفات زشت از صفحه ضمير او مى‏گردد، هر چند اين تيرگيها بسيار باشد. طاعت خداوند سبب آسانى امور دشوارى مى‏گردد كه پيش از اين آنان را رنج مى‏داده است، زيرا هنگامى كه پرهيزگاران در باره هدف هستى خود مى‏انديشند هر امر دشوارى از امور دنيا كه بر ديگران سخت و مشكل است بر آنان آسان خواهد شد، مانند تنگدستى و بيمارى و شدايد ديگر، همچنين هر امر سختى از امور آخرت كه در آغاز تكليف بر اثر نداشتن بينش لازم مايه رنج و تعب آنها بوده بر آنان سهل و گوارا خواهد گرديد.(راوندي؛ 1364: 2/111-107)
3- فرمانبردارى از دستورهاى خداوند سبب مى‏شود كه پروردگار باران بخشش و كرامت خود را به فراوانى بر آنان ببارد، منظور از بارش كرامت در جمله وَ هَطَلَتْ عَلَيْهِ الْكَرَامَةُ كمالات نفسانى پايدارى است كه انسان بدانها متمتّع و كامياب مى‏گردد، و چون افاضه اين كمالات شباهت به ريزش باران دارد، لذا واژه هَطَلَ(باران شديد دانه درشت) را براى افاضه آنها استعاره مصرحه و به كرامت اسناد داده است، همچنين واژه قُحُوط (خشكسالى) براى نايابى و عدم افاضه كرامت الهى پيش از آن كه از طريق تقوا شايستگى پيدا كنند استعاره مصرحه گرديده است.
4- طاعت الهى باعث مى‏شود تا خداوند كسانى را كه پيش از اين به‏سبب عدم تقوا شايستگى شمول رحمت او را نداشته‏اند نيز با افاضه كمالات نفسانى و نعمات باطنى مورد رحمت و عطوفت خود قرار دهد، واژه تَحَدَّبَ (مهربانى) براى اراده ترحّم و يا آثار آن، و نيز كلمه نُفُور(رميدن) براى عدم وجود آثار مذكور پيش از آراستگى آنان به تقوا استعاره مصرحه شده است.
5- فرمانبردارى پروردگار سبب مى‏شود نعمتهاى خداوند كه پيش از اين از آنها محروم بوده به سوى او روان گردد، واژه تَفَجَّرَ(جريان يافتن) براى پخش انواع نعمتهاى دنيوى و اخروى استعاره مکنيه(تبيعه)شده، و خداوند متعال در اين باره فرموده است:”وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ”، همچنين واژه نُضُوب(فرو رفتن آب در زمين) براى عدم وجود اين نعمتها پيش از شايستگى و پرهيزگارى او استعاره مکنيه گرديده، و وجه مناسبت در هر دو استعاره مکنيه شبيه بودن نعمت به آب است.
6- فرمانبردارى و پرهيزگارى موجب باريدن بركت پس از كميابى آن است، واژه وَبَلَ (بارش شديد) براى بسيارى ريزش بركت پس از به دست آوردن شايستگى و پرهيزگارى استعاره مصرحه شده، و واژه إِرْذَاذ(نم نم باريدن) براى كمى بركت پيش از اختيار طاعت و تقوا استعاره مصرحه گرديده است، مناسبت استعاره مذكور در اين جا نيز به سبب مشابهت بركت به باران است. اين كه پرهيزگارى سبب مزيد افاضات ربّانى به كسانى است كه داراى يكى از كمالات نفسانى باشند روشن است، چنان كه اگر كسى خويشتن را به علم و دانش آراسته كرده ولى زهد و عبادت را پيشه نساخته اگر راه پرهيزگارى و فرمانبردارى خدا را در پيش گيرد به زهد و عبادت نيز دست مى‏يابد. اميرمؤمنان(ع) پس از بيان فضيلتهاى طاعت و تقوا و ترغيب مردم در رو آوردن به آنها همچنان به ادامه اين مطلب پرداخته، و از نظر نعمتهاى ديگرى كه‏خداوند بخشايشگر بر بندگان ارزانى داشته است، آنان را به فرمانبردارى و پرهيزگارى تشويق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تاريكى، ذكر، شماست،، اينها Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی پايه‏هاى، نيست،، خويش، اركان