پایان نامه با واژگان کلیدی گفتمان دینی، انقلاب اسلامی، ساختارسازی، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

از یک سو ، و نیز عاملی برای حل مناقشات از طریق تقویت زبان مشترک انسانی از سوی دیگر خواهند بود که در این صورت می توان به جای پرداختن به اختلافات ، درباره تعامل و حمایت متقابل انسان ها اندیشیده شود.(دهقانی و سرخیل، همان : 18)
بعلاوه دیپلماسی حمایت میتواند با ورود به حوزه سیاست بینالملل، چارچوب لازم را برای توسعه دیپلماسی فرهنگی و تمدنی کشور (مبتنی بر انگاره ها ، ارزش ها و ایده های انقلاب اسلامی ایران) فراهم آورد. بازسازی و قدرت گرفتن این هویت تمدنی و نقش آفرینی اندیشه دینی در حیطه و محدوده هنجارسازی فرهنگی و گفتمان سازی ، ترجمان این امر است که میتواند نقش دین را در نظام تصمیم گیری سیاستهای منطقهای و بینالمللی نهادینه سازد. در همین راستا با توجه به تأکید انقلاب اسلامی ایران بر نقش دین به عنوان عاملی تأثیرگذار بر فرآیندهای تصمیم گیری بینالمللی ، رویکرد کلان به دیپلماسی حمایت را نیز میتوان برحسب تقویت حاکمیت دین گرا در روابط بینالملل حائز اهمیت دانست. زیرا دیپلماسی حمایت جمهوری اسلامی مبتنی بر رویکردی برخاسته از فرهنگ و تمدن اسلامی-ایرانی به شمار می آید.
بنابراین دیپلماسی حمایت از منظر دینی-فرهنگی جمهوری اسلامی ایران می تواند نقطه شروع مهمی برای ایجاد و بسط یک گفتمان و دیدگاه جهانی مشترک در بین جوامع اسلامی و حتی غیر اسلامی محسوب شود و ضمن بهره گیری از ظرفیتهای دیپلماسی فرهنگی و تاکید بر ارزش های مشترک دینی ، در جهت هنجارسازی و ایجاد ارزش ها و آرمان های مطلوب در حوزه فرهنگ مشترک جهانی اقدام نماید تا از این طریق شرایط بسط و گسترش گفتمان دینی در زمینههای مختلف اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی در عرصه بین المللی فراهم شود. (سیمبر ،http://www.farsnews.com/newstext.php )
به عبارت دیگر حمایتگری از دریچه فرهنگ مشترک بشریت و در جایگاه منطق درونی کمک به همنوع، رفتار انسان ها را به نگرشی والا و فرهنگی متعالی و رفتارهایی درخور شأن انسانیت راهنمایی می نماید. البته تحقق گفتمان دینی در عرصه بین المللی با شاخص های مهمی در ارتباط است که از آن جمله عبارتند از : صلح گرایی و امنیت سازی به شکل جامع ؛ پیوند دین و سیاست در جهت ارتقای وضعیت مادی و معنوی آحاد مردم ؛ تکوین و گسترش عدالت اجتماعی به هدف رشد و تقویت استعدادهای انسانی در شرایط فرصتهای برابر ؛ نفی گرایش های اومانیستی و مصرف گرایانه (صرفا لذت جویانه) ؛ نفی نگرش های قوم محورانه و نژاد پرستانه هتاک به ارزش های برابری انسانی ؛ تکیه بر قدرت معنوی جهت ارتقای ارزش های اخلاق فردی و اجتماعی ؛ تقویت آگاهی مسلمانان از ظرفیت های بومی و عدم تبعیت محض از الگوهای وارداتی ؛ تبیین جهانشمولی دیدگاه های اسلامی و قرآنی در همه امور زندگی انسانی ؛ تمشیت و تدبیر جهت پیشگیری از واگرایی مذهبی ؛ طراحی و برنامه ریزی مدبرانه در راستای تقویت همگرایی و وحدت بین فرقه ها و مذاهب مختلف اسلامی ؛ تاکید بر نقاط اشتراک ادیان الهی جهت همگون سازی ادیان در نظام بین الملل.( سیمبر ، همان )
خلاصه آنکه عرصه دیپلماسی و خصوصاً دیپلماسی حمایت یکی از مبادی مهمی است که ظرفیت های لازم و بنیادین برای انتقال مفاهیم انقلاب اسلامی در روابط فرهنگی بینالمللی را برخوردار است و لذا در صورتی گفتمان دینی به موفقیت شایسته خواهد رسید که با پیگیری مشترکات تمدنی و فرهنگی (نظیر رفتارهای حمایتگرانه) بتواند رویکردی مبتنی بر موضوعات انسانی به روابط فرهنگی بینالمللی ارائه نماید . اتخاذ چنین رویکردی اگر با مدیریت مناسب همراه باشد زمینه مساعدی فراهم میآید تا با تکیه بر حکمت نظری و عملی اسلام ، ضمن جریان سازی فکری و ارزشی ، پویایی تمدن اسلامی را برحسب پیوند عقلانیت و معنویت به تدریج متجلی سازد و موفقیت های هر چه بیشتری را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه بیاورد و بر اقتدار نظام نیز بیافزاید.(همان)
مساله سازماندهی و ساختارسازی
گفتمان سازی در خصوص رفتارهای حمایت گرانه باعث دست یابی به اجماع هایی در سطح بین المللی می شود. در چنین شرایطی شکل گیری سازوکارهای جهانی (که دارای استقلال عمل و ابزارهای تضمین آور حقوقی و عملیاتی باشد )، به عنوان مکمل اجرایی و مابه ازای عملیاتی این گفتمان سازی اهمیت ویژه ای مییابد تا از این طریق بتوان
اولاً در قالب ایجاد یک عزم جهانی به صورتبندی و تشکیل نهادهای اجتماعی و بین المللی حمایتی مبادرت ورزید .
ثانیاً با بهره گیری از ظرفیت سازمان ها ، تشکل ها ، نخبگان و سایر بازیگران بین المللی ، موضوع رفتارهای حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران را بعنوان دغدغه مشترک بشری پیش برد.
بعلاوه در چنین صورتی می توان انتظارداشت تا برون داد عملی این گفتمان سازیها در قالب شکل گیری اسناد ، معاهدات ، کنوانسیون ها و سایر تضمین های بین المللی تولید شود .
اما در شرایط فعلی عملا به دلیل عدم گفتمان سازی بین المللی و ترویج فکری درحوزه رفتارهای حمایت گرانه ، امکان شکل دهی به توافق های جامع و گسترده درخصوص ساختارهای حمایتی فراهم نشده و درنتیجه اقدامات انسان دوستانه عموما جنبه پراکنده و نابسامانی در عرصه بین المللی داشته است. تایید مطلب آنکه با وجود برخی تلاش های صورت پذیرفته در سطوح مختلف بین المللی اما همچنان سازوکارهای مشخص و معینی در حوزه کمکرسانی تحقق نیافته است و عموما بنا به شرایط و بحران های موردی ، اقدامات مقطعی انجام می پذیرد .
اقدام و همکاری های میدانی
محصول نهایی دو گام پیشین (یعنی گفتمان سازی و سپس ساختارسازی) در خصوص رفتارهای حمایت گرانه در عرصه جهانی شدن ، در حوزه میدانی و همکاری های بین المللی نمایان می شود. به بیان دیگر بعد از اینکه بر حسب اسناد و تضمین های تولید شده (که برآمده از توافقات و اجماع بین المللی است) ، سازماندهی های اولیه درجهت ساختارسازیهای بین المللی اتفاق بیافتد ، نوبت به گام سوم یعنی فراهم آوردن شرایط لازم برای همکاری های میدانی و اقدامات مشترک در حوزه رفتارهای حمایت گرانه فراخواهد رسید . در این صورت می توان انتظار داشت :
اقدامات مذکور از یک شبکه جهانی مبتنی بر ظرفیت های بشری و امکانات گوناگون در عرصه جهانی برخوردار شود .
مشتمل بر یک اولویت بندی منطقی نیاز محرومان با نگره بشری ساماندهی شود .
در بحث تولید اسناد و نظارت بر اجرای قوانین ومقررات ، دولت ها و سایر کنشگران فعال بتوانند در قالب اعضای متعهد حضور یابند.
منافع ملی یا اقتصادی دولت ها یا بازیگران معدود بین المللی جای خود را به منافع مشترک و متوازن دهد .(زیرا در چنین وضعیتی محرومیت یکی از برهم زنندگان اصلی توازن در عرصه بین المللی محسوب خواهد شد)
امکان سوء استفاده و نگاه ابزاری از رفتارهای حمایت گرانه کاهش یابد.
نتیجه آنکه وقتی پیگیری و تحقق رفتارهای حمایت گرانه به منزله تامین منافع مشترک در اندیشه های بین المللی تلقی شود ، در این صورت نه تنها ایجاد الزامات و سازوکارهای بین المللی در دستور کار و اولویت اصلی بازیگران بین المللی قرار خواهد گرفت بلکه وضعیتی فراهم می شود که بسیاری از اخلالها و چالشهایی که منشا آن محرومیت است در خلال برقراری تعاملات و کنش های ارتباطی در زیست جهان بشری از بین برود . البته این مساله در حوزه مناسبات غیردولتی نمود بیشتری دارد و میتواند نتایج محسوسی بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران داشته باشد و حتی موجب شکل گیری نگرشهای عمیق در مورد ایران باشد .
نقش رفتارهای حمایت گرانه در سیاست همگرایی جمهوری اسلامی ایران
رفتارهای حمایت گرانه و دیپلماسی حمایت از چند حیث به سیاست همگرایی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای اسلامی و غیراسلامی در عرصه بین المللی کمک میکند. در توضیح میتوان تاثیر دیپلماسی حمایت را در چند سطح بررسی نمود . در سطح نخست باید گفت یکی از مهمترين مزيت هاي ديپلماسي حمايتي مربوط به جلوه انساني آن مي باشد. اين رويکرد هماهنگ با فطرت انسان ها و در راستاي دو اصل نوع دوستي و همکاري در روابط بين الملل می باشد که در درون اخلاق گفتمانی قابل تبیین بوده و در واقع منعکس کننده پيام های اخلاقی است و به دلیل مشترک بودن میان همه انسان ها می تواند به عاملی جهت نزدیکی انسان ها تبدیل شود.
از همین دریچه میتوان سطح دیگری از تاثیر دیپلماسی حمایت بر همگرایی را در قالب اشتراکات فرهنگی و بحث اخلاق جهانی بررسی نمود . اخلاق جهانی مجموعه ای از هنجارهای حداقلی مشترک میان همه ادیان ، فرهنگ ها ، جوامع و گروههای مختلف بشری است که موضوع آن انسان قطع نظر از هر گونه تعلق و تعین فرهنگی ، نژادی ، مذهبی ، زبانی ، جغرافیایی است . در واقع اخلاق جهانی نظامی وحدانی فراسوی همه نظام های اخلاقی متکثر و چند لایه موجود که بر عمیق ترین زیرساخت های مشترک انسان ها و ضرورتهای ناشی از جامعه جهانی متکی است . با این وصف فرهنگ حمایت گری و آموزه های حمایت گرانه به منزله پایه ای مشترک نزد تمدن های گوناگون بشری ، بیانگر تسلسلی تاریخی و بارز در اعصار گوناگون محسوب می شود .
در واقع آموزه حمایتگری به منزله یکی از اجزای فرهنگ و تمدن مشترک بشری دارای قابلیت و ظرفیتی ذاتی در سطح جهانی است که می تواند علاوه بر آنکه به عنوان یکی از پارامترهای وحدت بخش میان دولتهای گوناگون محسوب شده بلکه در جایگاه یکی از نقاط اشتراک عواطف انسان ها در ایجاد نزدیکی و تقریب بر فضای تعاملات بین ملت ها باشد و توافقاتی را در حوزه های مختلف زمینه سازی نماید . لذا تقویت روحیه حمایتگری و ترویج آن در سطح بین المللی و تلاش برای مؤثر ساختن آن در شکل بندی روابط بین الملل عاملی است که رفتار انسان ها را به نگرشی والا و فرهنگی متعالی و رفتارهایی درخور شأن انسانیت راهنمایی می نماید که اعتناء به آن زمینه های همگرایی جهانی و تقارن بیش از پیش اهداف و منافع و نیز کاهش تنش ها و تعارضات را موجب می گردد . تکیه به آموزه های سازنده دیپلماسی حمایت (از قبیل نوع دوستی ، نیکوکاری ، احسان و ایثار) در دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، به جهت آنکه برانگیزنده اقداماتی در جهت حمایت از دیگران می باشد سرمایه های بی بدیلی هستند که جوامع انسانی را به تقریب میان یکدیگر تشویق مینماید و بنابراین ترویج آن هم به عنوان پیشگیری از سوء تفاهمات و تنش ها از یک سو و همچنین وسیله ای برای حل مناقشات از مسیر تقویت وجوه مشترک انسانی از سوی دیگر خواهد بود .
سطح دیگر مربوط به هماهنگي و انطباق ديپلماسي حمايت با ارزش هاي دینی-مذهبي است که طی آن زمینه مناسبی جهت شکل دهی ارتباطات با سایر جوامع اسلامی بر پایه وجوه مشترک و مقبول دینی فراهم می شود. چرا که اولا کشورهای اسلامی از نقاط مشترک فرهنگی و دینی بسیاری برخوردارند و لذا فضای مفاهمه مناسبی بصورت بالقوه میان آن ها وجود دارد. ثانیا رفتارهای حمایت گرانه بعنوان یک ارزش مشترکی است که تکیه به آن درسیاست خارجی موجب بسط و پیشبرد سیاست جهانشمولی اسلام خواهد گردید. این در حالی است که ایجاد همگرایی و تعامل در نظام بین الملل بویژه در ارتباط با جهان اسلام یکی از اهداف پایدار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بشمار می آید و در قانون اساسی نیز به آن تصریح گردیده است.
باید افزود از آنجا که همه مذاهب و اديان آسمانی به نوعی در آموزه هاي خود بر اين سنت مشترک تاکيد کرده اند ، لذا دیپلماسی حمایت از این منظر نیز دارای ظرفیت خوبی برای برقراری ارتباطات میان پیروان ادیان مختلف برخوردار است . بطوریکه تمرکز بر روح حمایتی در قالب مقایسه تطبیقی پیرامون آموزه های حمایت گرانه در ادیان مختلف ، انسان را به رویکرد دینی نسبت به نوع دوستی و نیکوکاری رهنمون می سازد . در این رهیافت ، معارف دینی که مبتنی بر حمایت گری است نه تنها تعارض آفرین و تنش زا نبوده بلکه موجب الفت و همگرایی پیرامون ادیان و مذاهب می گردد و این مقدمه ای برای کاهش فاصله ها و پرکردن شکاف های جعلی و تفرقه های دینی خواهد بود.
برقراری ارتباطات و تعاملات کمیته امداد امام خمینی(ره) با انجمن خیریه سنت اجیدیو ایتالیا در همین چارچوب حائز اهمیت است. نکته قابل توجه اینکه موسسه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط انسانی، کمیته امداد، حقوق بشر، سیاست خارجی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حوزه نفوذ، کمیته امداد، امام خمینی، افغانستان