پایان نامه با واژگان کلیدی کمک رسانی، افغانستان، تغییر نگرش، جهانی شدن

دانلود پایان نامه ارشد

مرز” در اجلاس وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی در کشورالجزایر(2011) توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران مطرح گردیده و به تصویب رسیده است . (سند ملی جمهوری اسلامی ایران ، 2011 )
چالشهای رفتارهاي حمايت گرانه بین المللی ج.ا.ایران در عصر جهاني شدن
امکان استحاله مفهومی رفتارهای حمایت گرانه در افق جهانی شدن
با از میان رفتن معادلات جهانی حاکم بر جنگ سرد و فروپاشی نظام دوقطبی ، خوش بینی هایی درخصوص کم رنگ شدن تاثیر ملاحظات سياسی بر رفتارهاي حمايتي و امور انسان دوستانه برای کمک به مناطق و جوامع محروم ایجاد شد . زیرا تا آن زمان اغلب کمکها و امدادرسانیها در قالب وابستگیهای سیاسی به دو بلوک شرق یا غرب صورت می پذیرفت .
اما بر خلاف انتظارات اولیه نه تنها امور انسانی از معادلات سیاسی خارج نگردیده بلکه در عمل با وقوع منازعات مختلف در اقصی نقاط جهان و تغییر اتحادها و ائتلاف های بین المللی ؛ كمك‌هاي خارجي و امدادرسانیهای فراملی نقش ها و معانی جديدی در معادلات سیاسی به خود گرفته است . به عنوان مثال جنگ در عراق ، افغانستان و یا درگیریها در پاكستان (علاوه بر تمرکز قدرت های بزرگ به این کشورها) ، سبب جلب بيشتر حمایتهای بین المللی به اين مناطق گردیده و ضمن ارسال كمكها و امدادرسانیها ، اهدافی نظیر حل و فصل منازعات و یا حتي سیاستهای پيشگيرانهای همچون مقابله با شكل‌گيري تروريسم و سوء استفاده از نیازمندان در مناطق محروم پیگیری گردیده است.(محمدی فرد ، همان: 93)
دراین چشم انداز یکی از چالش های جدی مربوط به فلسفه و چگونگی ارائه کمک های انسان دوستانه می باشد که بی اعتنایی به آن موجب منحرف شدن از مسیر اصلی و زير سوال رفتن اصول كلي رفتارهاي حمايت‌گرانه (نظير بي‌طرفي ، بي‌غرضي ، استقلال و جامعيت) مي‌باشد. رفتارهای حمایت گرانه از آنجا که برخاسته از ارزش های انسانی است باید كليه افراد آسيب‌ديده را صرف‌نظر از مرزبندی های مختلف قومي ، نژادي ، مذهبی ، محل زندگي و سایرتفاوتها مورد حمايت قرار دهد.(سرخیل ، همان : 216) اما در عمل رفتارهای حمایت گرانه به سمتی سوق یافته که از فلسفه ذاتی خود فاصله گرفته و كمك‌ها به كشورهايي اعطا ‌شود كه اولا ارائه این کمک ها منافع آتی کمک کنندگان را در پی داشته باشد و ثانیا کمک گیرندگان تعهدات و سياست هاي خاصي را مرتبط با كشور كمك‌كننده در پيش گيرند . لذا جوامعی که در این چارچوب منفعت محور( از نگاه کمک کنندگان ) نگنجند ، علي‌رغم استحقاق ممکن است از دریافت كمكها محروم شوند.
در واقع ساختار نظام بین الملل بگونه ای سوق یافته كه طی آن قدرت های بزرگ با ابراز تفاسیر متفاوت از رفتارهای حمایت گرانه ، باعث تقسیم بندی و انواع مرزبندیها ميان افراد مستحق كمك گردند و در نتیجه طرف هاي حامي بر اساس تشخیص منافع خود به نیازمندان خاصی كمك كرده و مابقی را محروم مي‌نمايند . نکته حائز اهمیت اینکه مرزبندی های جدید از رفتارهای حمایت گرانه توسط قدرت های بزرگ نه تنها موجب می شود تا در اثر القاء سیاست ها و تبلیغات قدرت های بزرگ ، سایر کمک های بین المللی و توجه بازیگران دیگر نیز به این مسیر هدایت شوند ، بلکه به لحاظ مفهومی نیز رفتارهای حمایت گرانه به تدریج دچار استحاله معنایی شده و بر حسب خواست و اراده قدرت های بزرگ تفسیر و معنا می یابد.
ماهيت متغير منازعات و آشفتگی در رفتارهای حمایت گرانه
در گذشته بخش زیادی از کمک های انسانی صرف محرومیت هایی می شد که یا در اثر حوادث طبیعی نظیر سیل و زلزله پدید آمده بودند یا در جهت رفع عوارض جنگ ها و بحران هایی می گردید که دولت ها بطور مستقیم درگیر آن بودند . در چنین وضعیتی امکان تشخیص محرومین حوادث یا طرفین مخاصمه وجود داشته و طبیعتا بیشترین تلاش های کمک رسانی نیز صرف جمع آوری و چگونگی ارسال کمک به نیازمندان می شد. اما با افزایش چشمگیر انواع محرومیت های ناشی از خشونت ها و درگیری ها و همچنین تغییر ماهيت منازعات و گسترش دامنه بحران ها به طرف های غیر دولتی (مثل جنگ های فرقه ای و چند ملیتی یا درگیریهایی که چندین کشور وسرزمین را دربرمیگیرد ) ، سبب شده تا دیگر شیوه های کمک رسانی سنتی پاسخ گوی اوضاع وتحولات جدید نبوده و نیازمند بازنگری در شیوه ها ، برنامه ها و استراتژي‌هاي واكنش بين‌المللي در عرصه کمک رسانی باشد.
برای نمونه همچنان که در جنگ هاي کلاسیک ، سربازان و ارتش طرفین مشخص بوده و جنگ ها از اصول تقریبا مشخصی تبعیت می نمودند ، کمک رسانی ها نیز از الگوهای مشخصی پیروی نموده و عمدتا در جهت کمک رسانی به آوارگان و آسیب دیدگان جنگی صورت می گرفت. در حالي‌كه در نزاعهای معروف به جنگهای پسانوین و یا بحران های جدید مثل درگیری بوداییان میانمار با مسلمانان آن کشور(2013) ، بحران جانشینی قدرت در لیبی(2014)، تجاوزات گروه چندملیتی داعش در سوریه و عراق(2014) یا نظایر آن اشکال جدیدی به خود گرفته است و گروه های متخاصم درجستجوي درگيركردن ، بهره‌گيري و كنترل بخش وسيعي از جمعيت غير نظامي به منظور حفظ منازعه هستند. لذا در این دسته از منازعات تفاوت بين نظامیان و غيرنظامیان برای امدادرسانی مشخص نبوده و در نتیجه اولا پیاده سازی اصول رفتارهای حمایت گرانه نظیر انسان دوستی ‌و کمک به افراد بی دفاع با چالش مواجه می شود و ثانیا به دلیل نبود قواعد ، تضمین ها ، سازو کارها و شیوه های کارآمد ، موجب سردرگمی امداد رسانان و آژانس‌هاي كمك‌رسان می شود .
تغيير مفهوم تعهدات بين‌المللي دولت ها
یکی از آسیب های رفتارهای حمایت گرانه به تغییر تدریجی ديدگاه دولت ها در خصوص تعهدات و تكاليف در حوزه بشردوستانه باز می گردد . در همین رابطه می توان به ايده مداخلات بشردوستانه و امکان ورود دولت ها به حوزه سرزميني دولت ديگر بدون اجازه و با هدف كمك به افراد غيرنظامي و آسيب‌ديده در منازعه‌اي خاص اشاره نمود (ساعد ، 1387 :23) که در چارچوب پرداختن به رفتارهای حمایتی و کمک رسانی بین المللی مطرح شده و درپی وقایع سالهای اخیر موافقان و مخالفان بسیاری داشته است72 .
در واقع تغییر نگرش برخی بازیگران و قدرت های بین المللی در عرصه کمک رسانی به سایر جوامع ضمن ایجاد چالش هایی در خصوص حاكميت مطلق دولت ها بر سرزمين خود موجب تغییر مفهوم تعهدات بین المللی شده و تكاليف و تعهدات جامعه بين‌المللي در رابطه با افراد ، گروه هاي آسيب‌پذير و دولت ها را با دگرگونی مواجه نموده است . بالتبع اين تحولات ، حوزه عمل اقدامات بشردوستانه را تحت تأثير قرار داده و آثار و تبعات آن را فراتر از گذشته نمايان ساخته است به نحوي كه حاكميت سنتي دولت ها نيازمند تعريف مجدد و در نظرگرفتن مسايل جديد است. (Arigatou ,2008: 82-83)
همین موضوع سبب شده تا رفتارهای حمایت گرانه تحت تاثیر تفاسیر جدید حقوق بشردوستانه قرار گیرد و حتی در مواردی اقدام و پیگیری رفتارهای حمایت گرانه در مناطق بحران زده به دلیل نگرانی دولت ها از تغییر ماهیت تعهدات بینالمللی با چالش های جدی مواجه شود و بسیاری از دولتها ترجیح دهند تا مانع ورود کمکهای انساندوستانه به درون مرزهای ملی خود شوند .
فاصله گیری از کارکرد واقعی و سوء استفاده های ابزاری قدرت های بزرگ
يكي ديگر از چالش هایی كه حوزه کمکهای انسانی و رفتارهاي حمايتي را تهدید می کند ، استفاده ابزاري و منفعت‌طلبانه از اين نوع اقدامات مي‌باشد. رفتارهای حمایت گرانه فضایی را ایجاد می کند که بازیگران صحنه بین الملل که عموما قدرت های بزرگ محسوب می شوند این امکان را بیابند تا در قالب اقدامات بشردوستانه اهدافي نظير كمك به گروه هاي موافق ، فروش تسليحات ، جاسوسي و نظائر آن را انجام دهند و منافع خود را در این مناطق به پيش برند . در عرصه های جهانی نیز قدرت های بزرگ این موقعیت را پیدا می کنند تا با ارائه برخی کمک های به اصطلاح توسعه ای برای دولت های نیازمند ، به نوعی آراء و نظرات آن ها را در تصمیم گیریهای سازمان ها و مجامع بین المللی به خود اختصاص دهند .
این در حالی است که سیاسی‌شدن کمک‌های انسانی می‌تواند پیامدهای متفاوتی بر فرآیند کمک‌رسانی برجا بگذارد. برای نمونه بنگاه های خبری بین الملل که عمدتا تحت تاثیر قدرت های بزرگ قرار دارند طوری عمل کنند که كمك‌هاي انساني جهاني به سمت وضعيت هايي كه همگام با منافع آن ها تلقی می شوند ، هدایت شوند و در مقابل مواردی که هم راستا با سیاست های جهانی قدرت های بزرگ نیست کمتر در معرض کمک های جهانی قرار گیرند و لذا در چنين شرايطی ، آسيب ديدگانی که در وضعيت‌ كم اهميت‌تر (از حیث سياسي يا رسانهاي) قرار دارند كمك كمتري دريافت مي‌كنند. به بیان دیگر الگوي كمك‌رساني انساني بيشتر با منافع اعطاكنندگان ارتباط دارد و نه نيازهاي جوامع آسيب ديده.( …Vaux, 2006:215)
در همین رابطه محمد حنيف اتمر73 در مقاله‌ای که به کنفرانسي در مورد کمک‌های انسانی درلندن ارائه کرده ، به روشنی تصریح مینماید که سياست و رويه هاي کنوني کمک انساني در افغانستان بيشتر اهداف سياست خارجي کشورهاي غربي را تأمين مي‌كند و شرايط واقعي لازم براي يک اقدام اصولي انساني مورد توجه قرار نمي‌گيرد. (: 29-31 Atmar , 2014) اصول انساني انسانيت، بيطرفي و بي‌جهتي از نظر منافع سياست خارجي در درجه دوم اهميت قرار دارد و بنابراين هنگام تضاد با اين منافع به کنار گذاشته مي‌شوند. در حالي که افغانستان بيشترين کمک انساني سرانه را در دوران جنگ سرد دريافت مي‌کرد ، اين کمک‌ها پس از خروج شوروي از اين کشور در سال 89-1988 به رغم ادامه مشکلات انساني به شدت کاهش يافت.
از سوی دیگر وقتی ارائه یا دریافت کمک‌های انسانی بر حسب مناسبات سیاسی شکل گیرد ، قربانيان بحران ها که نیازمند کمک‌های فوری هستند بیش از همه آسیب می بینند . مثلا در دوران توفان مرگبار ميانمار در سال 2013 که ميزان تلفات به حدود 127 هزار نفر رسید ، دولت این کشور به دلیل مسائل سیاسی و مذهبی در عمل از قبول و ارسال کمک‌ها برای مسلمانان این کشور که بیش از سایرین در معرض آسیب قرار داشتند در عمل خودداري کرد (http://www.farsnews.net/ )
فقدان عزم بین المللی برای تحقق سازوکار جهانی حمایت از محرومان
از آنجایی که در وضعیت به هم تنیده جهانی شدن ، پدیده فقر در جوامع مختلف معلول مولفه های داخلی و بین المللی می باشد ، لذا نمی توان برای رفع آن نیز تنها بر اساس وضعیت و شرایط محیطی و یا ساختارهای مبتنی بر ملی گرایی (که مدنظر نظام مدرنیسم می باشد) حرکت نمود .(ساعد ، همان : 39) به بیان دیگر برای رسیدگی به نیازهای محرومین یک جامعه بویژه فقر مزمن باید همزمان در دو سطح متفاوت برنامه ریزی نمود . در سطح اول که معطوف به بقاء و بهبودی فوری وضعیت نیازمندان در کوتاه مدت می باشد ، برنامه ریزی ها بر بسیج امکانات محیطی ، ملی و سپس کمک های بین المللی متمرکز می شود .
اما در گام دوم که به ریشه یابی معضلات و چاره جویی مبنایی برای ایجاد زمینه های پیشرفت ها توجه دارد ، ارتباطات فراملی اهمیت بیشتری می یابد . زیرا عموما جوامعی که از معضلات فقر مزمن رنج می برند به دلایلی همچون نبود زیرساخت های مناسب ، ناکارآمدی ساختاری ، فساد سازمان یافته ، عملاً گرفتار یک سیکل معیوب شده و برای رفع این بحران ها با مشکلات متعدد مواجه می باشند. لذا رفع این معضل مستلزم تغییر نگرش ها و سیاست ها در جهت تخصیص منابع بیشتر و یافتن راه کارهای موثر است . در چنین شرایطی شکل گیری سازوکارهای جهانی که دارای استقلال عمل و ابزارهای تضمین آور حقوقی و عملیاتی باشد ، اهمیت ویژه ای می یابد تا بتوان در قالب یک عزم جهانی به ایجاد و تشکیل نهادهای اجتماعی و بین المللی مبادرت ورزید و با بهره گیری از ظرفیت سازمان ها ، تشکل ها ، نخبگان و سایر بازیگران بین المللی ، موضوع رفتارهای حمایت گرانه را بعنوان دغدغه مشترک بشری پیش برد.
در همین چشم انداز نظریه پردازان انتقادی ضمن بررسی امکان تحقق حیات اخلاقی در نظام بین المللی مرکب از دولت ها ، خواهان ایجاد عزم بین المللی و تشکیل ساختارهای سیاسی جدیدی هستند که طی آن علاوه بر منافع شهروندان داخلی به منافع “بیرونی ها” بیشتر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، امام خمینی، قانون اساسی، جهان اسلام Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسمی، سیاست خارجی، روابط بین الملل