پایان نامه با واژگان کلیدی نرخ بهره، ثروت سهامداران، حسابداران

دانلود پایان نامه ارشد

منافع يک طرح وجوهي است که در نتيجه عملکرد طرح ايجاد شده و باعث رشد درآمد ملي کشور مي‌گردد. منافع حاصل از يک پروژه ممکن است به صورت يکي از موارد زير باشد:
منافع مستقيم
فوايد مستقيم آنهايي هستند كه كاملاً مربوط و وابسته به هدف اصلي پروژه باشند، به عبارت ديگر منافع مستقيم فوائدي است كه بدون واسطه و به طور مستقيم نصيب اشخاصي كه از كالاها و خدمات حاصل از طرح استفاده مي‎كنند، مي‎شود. ارزش واقعي اين فوائد مستقيم، مقدار پولي است كه مصرف كنندگان حاضرند براي آن بپردازند. از ديدگاه اجتماعي توليد بيشتر كالاهاي مادي في‎النفسه مفيد است، اما تمايل به پرداخت مصرف‌كننده براي توليدات خالص طرح مهم مي‎باشد. منظور از توليدات خالص، كالاها و خدماتي است كه حاصل انجام طرح است. اگر توليدات حاصل از انجام طرح بخشي از عرضه را جانشين كرده و به حجم عرضة ‌كالا اضافه بكنند، در اين صورت منفعت مصرف كل طرح در واقع منفعت مصرف كل عوامل توليد است كه در اثر عدم توليد كالاي جانشين شده آزاد مي‎گردند.
منافع غيرمستقيم
منافع غيرمستقيم يا ثانوي طرح سرمايه‎گذاري به صورت ارزش افزوده به منافع مستقيم يا اوليه حاصل از طرح اضافه مي‎شود. منافع غيرمستقيم، آن بخش از منافع مي‎باشند كه به طور غيرمستقيم در اثر اجراي طرح به دست مي‎آيند. علاوه بر اين، ارزيابي طرح بايد اثرات طرح را بر روي نرخ سرمايه‎گذاري، ‌نرخ رشد جمعيت، ايجاد تخصص و مهارت و تربيت مديران اجرايي در نظر بگيرد.
منافع ملموس و ناملموس
منافع ملموس يك طرح منافعي هستند كه مي‌توان به كمك روابط پولي و در شكل پولي آنها را محاسبه كرد و منافع ناملموس به منافعي گفته مي‎شود كه نمي‎توان آنها را با پول اندازه‎گيري كرد(اسکونژاد، 1380).

2-2-7- هزينه هاي طرح
هزينه‎هاي طرح به هزينه‎هايي گفته مي‎شود كه تمام ارزش مواد اوليه و منابع مصرف شده در احداث طرح، حفظ و نگهداري و هزينه‎هاي اجرايي را در برمي‎گيرد. در ادبيات ارزيابي طرحها، هزينه تحت سرفصلهاي مختلفي آمده است كه در مجموع مي‎توان آنها را به صورت زير طبقه‎بندي كرد(قره باغيان، 1371):
هزينه‎هاي مستقيم يا اوليه
هزينه‎هاي اوليه به هزينه‎هايي گفته مي‎شود كه در مرحله ساخت طرح و قبل از شروع دوران بهره‎برداري مصرف مي‎شوند. مثل حق‎الزحمه مهندسان مشاور، مطالعات اوليه خريد زمين، تهيه نقشه‎ها، ساختمان سازي، خريد تجهيزات و تأسيسات و هزينه نصب ماشين‎آلات و غيره. هزينه‎هاي مستقيم معمولاً در كشورهاي در حال توسعه و در كشور ما، هم به صورت واحد پول داخلي و هم به صورت ارزي وجود دارند. همچنين بهره دوران احداث جزو هزينه‎هاي اوليه طرح است كه معمولاً پرداخت به دوران بهره‎برداري نيز موكول مي‎شود.
هزينه‎هاي غيرمستقيم يا ثانوي
هزينه‎هايي هستند كه در خارج از طرح ايجاد مي‎شوند. اين هزينه‎ها بايد در تحليل اقتصادي منظور شوند تا بتوان آنها را به سرمايه‎گذاري مربوط ساخت.
هزينه فرصت از دست رفته
هزينه فرصت از دست رفتة يك كالا، عبارت است از مقدار كالاي ديگري كه بايد از آن صرفنظر كرد تا عوامل توليد و منابع كافي براي توليد يك واحد اضافي از كالاي اول در اختيار باشد. در ارزيابي طرحها جهت تحليل مالي، هزينه فرصت از دست رفته يك نهاده خريداري شده هميشه برابر با قيمت بازاري آن خواهد بود. اما در تحليل اقتصادي برابر با ارزش توليد نهايي آن در بهترين مورد كاربرد در خارج از طرح (وقتي كه يك محصول واسطه است) يا برابر ارزش كاربردي آن (وقتي كه يك محصول نهايي است) مي‎باشد(قره باغيان، 1371).
هزينه‎هاي وابسته
هزينه‎هاي وابسته كه به آنها هزينه‎هاي همراه يا كمكي نيز مي‎گويند، هزينه‎هايي هستند كه بايد خرج شوند تا كالاها و خدمات را به شكل نهايي و قابل مصرف درآورند و در اختيار مصرف كنندگان نهايي قرار دهند. مثلاً در يك طرح آبياري هزينه‎هاي مربوط به بذر و كود، هزينه‎هاي وابسته به شمار مي‎آيند.
هزينه‎هاي پيش‎بيني نشده
معمولاً دربرآورد هزينه‎هاي طرح فرض مي‎شود كه تغيير نسبي در قيمتها بوجود نخواهد آمد و در طول دوره سرمايه‎گذاري ميزان تورم صفر خواهد بود. اما برآورد هزينه‎هاي اوليه طرح تنها براساس اين فرضيات واقع بينانه نخواهد بود. هزينه‎هاي پيش‎بيني نشده را مي‎توان به دو بخش تقسيم كرد (قره باغيان، 1371):
هزينه‎هاي پيش‎بيني نشده جهت جبران تغييرات شرايط فيزيكي
هزينه‎هاي پيش‎بيني نشده جهت جبران تغييرات سيستم قيمتها
2-1-8- معيارهاي انتخاب يا رد پروژه‌ها در تحليل هزينه ـ فايده13
در تحليل هزينه ـ فايده پروژه‌ها مي‌بايست مبنايي براي قبول يا رد پروژه و انتخاب آن از ميان پروژه‌هاي ديگر تعيين شود. روشها و معيارهاي ارزيابي مختلف که صرفاً ابزار تصميم‌گيري هستند داراي مزايا و معايب گوناگوني مي‌باشند. در يک طبقه‌بندي کلي مي‌توان معيارهاي ارزيابي را به دو دسته معيارهاي غيرتنزيلي و تنزيلي تقسيم‌بندي نمود(خلیلی عراقی، 1384):
1- معيارهاي غيرتنزيلي:
کاربرد اين معيارها عمدتاً ساده است و به دليل اينکه جريان دريافتها و پرداختها را به صورت تنزيل نشده در نظر مي‌گيرند، در طرحهايي با عمر يکساله نتايج صحيح‌تري ارائه مي‌دهند. روشهاي غيرتنزيلي به کار رفته در اين پروژه ها عبارتند از :
نرخ بازده متوسط
دوره برگشت سرمايه
2- معيارهاي تنزيلي
به وسيله معيارهاي تنزيلي مي‌توان طرح هايي را که داراي عمر و طول بهره‌دهي متفاوتي هستند ارزيابي نمود. به عبارت ديگر در اين معيارها سودآوري طرح مبتني بر عمليات طي عمر طرح است و تمامي دريافت ها و پرداخت هاي انجام شده در طي طرح به زمان حال برگردانده مي‌شوندکه عبارتند از :
ارزش فعلي خالص
نرخ بازده داخلي
نسبت فايده به هزينه
در ادامه به شرح هريک از معيارها مي‌پردازيم، اما پيش از آن تعاريف زير نيز ارائه مي‌گردد:
* بهره:بهره هزينه استفاده از سرمايه است. هر چه ميزان نرخ بهره بيشتر باشد هزينه بيشتري جهت استفاده از سرمايه پرداخت خواهد شد.
* ارزش زماني پول:«پول، پول مي‌سازد». جمله‌اي است که به حقيقت نزديک است. اگر شخصي مبلغي را امروز در بانک پس‌انداز يا در کارخانه‌اي که به سوددهي آن اطمينان دارد سرمايه‌گذاري نمايد، در مدتي معين به مبلغ اوليه او مبلغي اضافه خواهد شد. اين مبلغ اضافي که بر اثر وجود نرخ بهره (يا نرخ بازگشت سرمايه) ايجاد مي‌شود، مي‌تواند مفهوم ارزش زماني پول را توصيف کند (مجيديان، 1377).
* تعادل :ارزش زماني پول و نرخ بهره با هم اصل تعادل را به وجود مي‌آورند و آن عبارت از تساوي ارزش مقادير مختلف پولي در زمانهاي مختلف از نظر اقتصادي است؛ مثلاً اگر نرخ بهره را 6% فرض نماييم در اين صورت 100 واحد پولي امروز معادل 106 واحد پولي در سال آينده خواهد بود. (اسكونژاد، 1380)
2-1-9- روش نرخ بازده متوسط (ARR)14
نرخ بازده متوسط را معمولا نرخ بازده سرمايه (ROI)15 نيز مي‌نامند. در اين روش براساس شيوه‌اي که حسابداران نسبت سود خالص را به سرمايه محاسبه مي‌کنند، نرخ بازده سرمايه‌گذاري تعيين مي‌شود. گاه سود خالص سالهاي نخستين بهره‌برداري و گاه سود خالص طرح در يک سال عادي بهره‌برداري (استفاده از ظرفيت کامل طرح) به عنوان سود موردنظر براي برآورد بازده سرمايه‌گذاري، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بهتر است ميانگين سود خالص طرح در طول عمر آن و يا حداقل ميانگين سود 5 تا 10 سال نخستين سالهاي بهره‌برداري به عنوان شاخص سود سالانه طرح در نظر گرفته شود، زيرا سود سالهاي نخستين طرح که هنوز از ظرفيت کامل آن بهره برداري نشده است، نمي‌تواند نشان‌دهنده سود سالهاي بعدي باشد. با استفاده از رابطه ذيل مي‌توان نرخ بازده متوسط را حساب نمود(اسکونؤاد، 1380).
ARR=ANP/I
ARR= نرخ بازده متوسط
ANP16 = متوسط سود خالص ساليانه
I = سرمايه‌گذاري کل (ثابت + در گردش)
در اين روش معيار قضاوت، ARRبدست آمده مي‌باشد. در بين طرحهاي مختلف آن طرحي که ARRآن بزرگتراست، مطلوبتر مي‌باشد. در يک طرح اگرARR از حداقل قابل قبول مورد نظر سرمايه‌گذار بزرگتر باشد، آن طرح پذيرفته مي‌شود. مزاياي اين روش عبارت است از :
اين يک روش تقريبي است.
اين روش سود را به مفهوم حسابداري در نظر مي گيرد نه اقتصادي
اين عامل براي زمان، ارزش پولي قائل نمي شود.
روش نرخ بازده متوسط روش مفيدي براي ارزيابي سريع طرحهاي سرمايه‌گذاري بخصوص براي طرحهايي که داراي عمر اقتصادي کوتاه هستند، به شمار مي‌رود. (اسكونژاد، 1380)
2-1-10- دوره برگشت سرمايه17
دوره برگشت يک طرح سرمايه‌گذاري، تعداد سالهايي که براي پوشش هزينه اوليه سرمايه‌گذاري لازم است، را به ما نشان مي‌دهد. بر اساس اين ضابطه طرح يا گزينه‌اي که در کوتاه مدت اصل مبلغ سرمايه گذاري انجام شده را برگشت دهد، برتري مي‌يابد. دوره برگشت سرمايه نسبتي است از هزينه اوليه سرمايه‌گذاري به جريان نقدي سالانه، مشروط بر اينکه جريان نقدي سالانه مساوي باشد.
P. B. P= I/N. C. F
P. B. P = دوره برگشت سرمايه
I = هزينه سرمايه‌گذاري اوليه
N. C. F = جريان نقدي ساليانه که در اينجا براي تمام سالها مساوي است.
اگر جريان نقدي ساليانه مساوي نباشد بايد از رايطه ذيل استفاده نمود :

در برخي از مواقع دوران احداث طرح نيز جزء دوره برگشت سرمايه محسوب مي‌شود. همچنين اين امکان وجود دارد که يک طرح سرمايه‌گذاري در طول عمر اقتصادي خود حتي سود نداشته باشد بلکه هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري را از طريق استهلاک بازگرداند، لذا اين ضابطه به سودآوري ارتباطي ندارد و صرفاً بيانگر مدت زمان برگشت سرمايه‌گذاري است و در حقيقت ضابطه‌اي براي در نظر گرفتن مشکل نقدينگي طرحها است. اين روش يک روش مناسب براي سرمايه‌گذاران ريسک گريز است که مايل اند هر چند وقت يکبار اصل سرمايه خود را داشته باشند. استفاده از اين روش نوعي تعديل در مقابل ريسک و نامطلوبي است. از جمله معايب اين روش عبارت است از (اسکونژاد، 1380):
عدم تشخيص عايدات بعد از دوره برگشت
براي پول، ارزش زماني قائل نمي شود.
وقتي که دو يا چند طرح سرمايه‌گذاري که زمان تحقق سود آنها يکسان نيست با هم مقايسه مي‌شوند روش دوره برگشت سرمايه روشي گمراه کننده جهت تعيين سودآوري طرحها خواهد بود (اسكونژاد، 1380).

2-1-11- ارزش فعلي خالص(NPV)18
محاسبه ارزش فعلي يک فرآيند مالي، تبديل ارزش آينده کليه دريافتها و پرداختها به ارزش فعلي در زمان حال يا مبدا پروژه مي باشد. چنانچه به ازاي حداقل نرخ جذب كننده i براي يك پروژه ارزش فعلي هزينه ها بيش از ارزش فعلي درآمدها باشد پروژه غير اقتصادي خواهد بود. و چنانچه باشد، ارزش فعلي هزينه‎ها كمتر از ارزش فعلي درآمدها بوده و پروژه اقتصادي است. اگر باشد پروژه اقتصادي است، زيرا حداقل نرخ جذب‌كننده براي سرمايه‎گذاري تأمين گشته است. معيار ارزش فعلي خالص مزاياي قابل ملاحظه زير را دارا مي‎باشد (اسكونژاد، 1380):
ارزش زماني پول را درنظر مي‎گيرد؛
جريان نقدي را در كل دوره درنظر مي‎گيرد؛
كاملاً با هدف مالي حداكثر سازي ثروت سهامداران تطابق دارد؛
ارزش فعلي خالص پروژه‎هاي گوناگون، به ارزش پول امروز مي‎تواند جمع شود.
2-1-12- روش نرخ بازده داخلي(IRR)19
يکي از روشهايي که امروزه در تعيين و انتخاب اقتصادي ترين پروژه‌ها متداول مي‌باشد، روش نرخ بازده داخلي است. در اين روش ضابطة قبول يا رد يك پروژه، براساس معياري (نرخي) به نام نرخ بازگشت سرمايه مي‎باشد. در حقيقت تعادل درآمدها (درآمدهاي ساليانه، ارزش اسقاطي و. . . ) و هزينه‎ها (سرمايه اوليه، هزينه‎هاي ساليانه و. . . ) تحت يك نرخ امكان‌پذير است (البته نه هميشه با يك نرخ) و آن نرخ (يا نرخها) نرخ بازگشت سرمايه است. اگر فرآيند مالي پروژه‎اي از سرمايه اوليه P، ارزش اسقاطي SV و درآمد ساليانه A و عمر مفيد n تشكيل شده باشد، حل رابطه زير (i) كه همان نرخ بازگشت سرمايه است را مشخص مي‎نمايد :

براي سرمايه‌گذاران گاهي اوقات مهم است که اين نرخ را بدانند، همچنين مؤسسات وام‌دهنده بين‌المللي براي توجيه اقتصادي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عرضه و تقاضا، اوقات فراغت، علم اقتصاد Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نفت و گاز، ناخودآگاه