پایان نامه با واژگان کلیدی ملی گرایی، سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، منافع ملی

دانلود پایان نامه ارشد

دیگر میان ملی گرایی و لیبرالیسم مربوط به تلقی مشترک آنها در خصوص تعریف از انسان در اندیشه مدرنیسم است. طبق دستگاه فکری مدرنیسم ، انسان محوری یکی از ویژگی های اصلی آن محسوب می شود.(سلیمی ،همان :..) به بیان دیگر ملی گرایی و لیبرالیسم معلول اصالت انسان بوده که طی آن منافع انسانی ارجحیت مییابد و لذا موضوعاتی نظیر خدامحوری و یا اعتقاد به نقش نهاد دین در دولت مورد اعتنا قرار ندارد .
مطابق این نگرش دولت-ملت جمهوری اسلامی ایران همانند سایر دولتها ماهیتی ملی ، عرفی ، سکولار و مبنای سرزمینی داشته که در محدوده جغرافیایی مشخص و معینی تشکیل شده و از حاکمیت و مسئولیت صرفا ملی برخودار بوده و لذا برای دولت جمهوری اسلامی ایران ، خاستگاه و منشاء الهی و دینی درنظر گرفته نمی شود . به تعبیر دیگر از آنجایی که نظام ایران برخاسته از اراده جمعی ملت و مردم ایران است که به آن مشروعیت و مقبولیت می بخشد ، دولت جمهوری اسلامی ایران اصالت ذاتی و اولیه دارد و ایدئولوژی مشروعیت بخش این دولت بر مبنای ملی گرایی است.(دهقانی فیروز آبادی،1384 : 48-50.)
چنین طرز تلقی از دولت و منشاء مشروعیت دهی آن تاثیر مهمی در حوزه مباحث فراملی گرایی و نوع نگاه به وضعیت مردم سایر نقاط دارد . زیرا بنابر پایه های فکری این دیدگاه ، دولت ملی و سرزمینی جمهوری اسلامی ایران موجودیت و هویت معین و مستقلی دارد که طی آن ، مرجع وفاداریها ، انتظارات ، مطالبات و همه فعالیت های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مربوط به ملت و مردم ایران و نهادهای ملی آن بوده و این ملت ایران است که اصالت و اولویت دارد نه امت اسلام یا هر واحد سیاسی فراملی یا فروملی دیگر .
ازهمین دریچه هویت ملی ایران نیز در چارچوب دولت ملی و شکل گیری ملت ایران معنا می یابد و این هویت آن را از سایر هویت های فراملی متفاوت و متمایز میکند. به گونه ای که مفهوم خودی و غیرخودی بر اساس شاخصه ایرانی و غیر ایرانی و بر حسب تعاریف ملی گرایی و مبنای سرزمینی تعریف می شود. در تایید این مطلب می توان به برداشتها و اظهارات طرفداران گفتمان ملی گرایی لیبرال در تعریف و تلقی از دولت ملی جمهوری اسلامی بر مبنای ارجحیت منافع ایران بر سایر موضوعات نظیر اسلام اشاره نمود . ( برای نمونه مهندس بازرگان معتقد بود اولویت اصلی با ایران است و باید از طریق اسلام به ایران خدمت نمود .( بازرگان،1363 : 20-19)
یکی از بازتابهای مهم این نگرش در خصوص مسائل و چالشهای فراملی مانند فقر و محرومیت سایر جوامع قابل ارزیابی است . از آنجایی که این گفتمان منبع اصلی هویت را ایرانی بودن و دولت-ملت ایرانی بر پایه سرزمینی و قومی می داند در نتیجه سیاست خارجی آن نیز بر حسب منافع ملی در محدوده جغرافیایی تعریف و تعیین می شود . بطوریکه معیار و محک اقدامات جمهوری اسلامی ایران نظیر رفتارهای حمایت گرانه برون مرزی می بایست در قالب منافع ملت ایران در حوزه جغرافیایی آن سنجیده شود نه پارامترهایی همچون مصالح مشترک و خیر عمومی مسلمانان یا بشریت.
در بررسی جایگاه رفتارهای حمایت گرانه و کمکهای انسان دوستانه برون مرزی در این گفتمان می توان از تقسیم بندیهای حول محور عامگرایی و خاصگرایی در نظریات انتقادی مکتب فرانکفورت بهره جست . چراکه این گفتمان با توجه به تمرکز بر ملی گرایی از رویکرد خاصگرایی(ایرانیت) در مقابل عام گرایی(همه انسان ها) تبعیت می نماید . طبیعتا در چنین چارچوب گفتمانی در عرصه سیاست خارجی ، موضوعات فراملی نظیر رفتارهای حمایت گرانه برون مرزی بویژه در نقش کمک دهندگی به سایر انسان ها با چالش های مبنایی مواجه می شود . زیرا منافع خاص ملت ایران که در قالب معادلات مبتنی بر واقع گرایی تعریف شده بر منافع سایر افراد و یا شهروندان سایر کشورها اولویت و ارجحیت دارد.
بعلاوه مطابق این گفتمان نه تنها مصالح انسانی(عام گرایی) بلکه اقتضاء ات و اهداف اسلامی نیز فقط در صورتی که تامین کننده منافع ملی ایران باشد و با آن تعارض و تخالفی پیدا نکند به عنوان بخشی از سیاست خارجی قابل پیگیری است. تاجاییکه در باور ملی گرایان لیبرال ، اسلام و ایدئولوژی اسلامی ماهیت و کارکردی ابزاری برای تامین منافع ایران دارد.
علی الخصوص آنکه در گفتمان ملی گرایی لیبرال به انقلاب اسلامی نیز از منظر یک انقلاب ملی نگریسته شده است که متعلق به یک ملت خاص بوده که اهداف و آرمان های خود را در قلمرو جغرافیایی و سرزمینی آن ملت و کشور تعریف و تعقیب می کند. در نتیجه رسالت و مسئولیت انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب ملی تنها به درون مرزهای ایران محدود شده و از قلمرو جغرافیایی ایران فراتر نمی رود و برای انقلاب اسلامی اهداف فراملی و اسلامی برون مرزی متصور نیست.
لذا مقولاتی همچون رفتارهای حمایت گرانه و کمک به نیازمندان و محرومین خارج از کشوری که در صدد ایجاد تغییر و تحول اوضاع نابه سامان جوامع خود باشند از اولویت برخوردار نمی باشد و بنابراین مباحث رفتارهای حمایت گرانه نظیر ارائه الگوها و شیوه های حمایتگری ، دیپلماسی حمایت ، تکافل و افاق بین المللی از سوی جمهوری اسلامی در خصوص سایر جوامع و کشورها ، موضوعیتی در دستگاه سیاست خارجی نخواهد داشت .
البته این گفتمان از چند حیث با چالش های جدی و مبنایی مواجه بود . از يك سو این اندیشه تحت تأثير اوضاع و شرايط انقلابي قرار گرفته و لذا متأثر از طرح مطالبات جديد مردم بویژه در خصوص پیاده سازی احکام اسلامی بود. از جانب ديگر به خاطر ماهيت تجديد نظرطلبانۀ انقلاب اسلامی ، به صورت خواسته یا ناخواسته در برابر منافع ساير كشورهای محافظه کار منطقه قلمداد میشد و همین موضوع برقراری تعاملات و گسترش ارتباطات با سایر کشورها را با پیچیدگی های مضاعفی روبه رو می کرد .
بعلاوه از بعد نظری نیز ایرادات مبنایی بر آن وارد است ؛ از جمله اینکه پیگیری اندیشه حمایتگری و تحقق رفتارهای حمایت گرانه حتی فارغ از مبانی و آرمان های دینی و انسانی می تواند عامل موثری در تقویت منافع و اهداف ملی محسوب شود و تامین کننده پارامترهای تعریف شده در سیاست خارجی مانند حوزه نفوذ اجتماعی ، قدرت نرم ، وجهه سازی جمهوری اسلامی و ایجاد شبکه های اجتماعی گردد. (موضوعی که هدف از نگارش این پایان نامه را در برمی گیرد .)
دوره جنگ تحمیلی (1368-1360)
در پی استعفای مهندس بازرگان و تشکیل شورای انقلاب و سپس بروز اختلافات بسیار در دوره ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر ، گفتمان ملی گرایی لیبرال با چالش های متعددی روبه رو شد . این دوره که با یکی از حوادث و نقاط عطف تاریخ کشور یعنی وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران مصادف گردید ، موجب تقویت بیش از پیش شور انقلابی و اندیشه های اسلامی گردید .
از سوی دیگر حوادث و رخدادهای داخلی صورت گرفته بویژه درگیری بین نیروهای اصولگرا و نیروهای هوادار بنی صدر در اواخر اسفند 1359 و تصویب طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر توسط مجلس در سیام خرداد و اعلام حکم عزل بنی صدر از مقام ریاست جمهوری توسط امام خمینی در تیرماه همان سال همگی باعث قرار گرفتن نهادهای دولتی و انقلابی در اختیار نیروهای خط امام و افزایش پشتیبانی فضای انقلابی جامعه از نیروهای ارزش گرا گردید و ضمن منزوی شدن گفتمان قبلی ، به تدریج حاکمیت فکری گفتمان جریان خط امام در کشور شکل گرفت و به ایجاد منزلت هژموتیک گفتمان اسلام گرایی انقلابی مبدل گردید.(شریعت ، 1387 :257)
توضیح بیشتر اینکه گفتمان های اسلامی به منزله منظومه ای از مفاهیم و ساختار معانی همریشه ، به صورت چند سطحی بر تصمیم سازان و سایر پارامترهای تشکیل دهنده دستگاه سیاست خارجی ایران تاثیر دارد و به همین سیاق موجبات پیگیری ، بسط و حفظ ارزش ها و آرمان های اسلامی و انقلابی را در دستور کار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فراهم می کند و متعاقب آن نیز جایگاه ، نقش و کارکرد مقولات مختلف را در حوزه های داخلی و خارجی نظام تعیین و تعریف می نماید.
بر پایه نگرش های دین-محور از آنجا که اسلام دینی جهانشمول است و جهان بینی آرمان ساز و آرمان خواه دارد ، جمهوری اسلامی ایران نیز رسالت جهانی و آرمان ها و اهداف فراملی اسلامی مبتنی بر هدایت و سعادت کل بشریت دارد.(بهشتی ، همان :15) بنابراین ، جمهوری اسلامی ایران در چارچوب همین ایدئولوژی اسلامی و انقلاب اسلامی ، سیاست خارجی متفاوت و متمایزی از دولت های ملی صرف دارد که اهداف و آرمان های اسلامی و انقلابی در آن پیگیری می شود.
به هر تقدیر ، در این دوره قدرت یافتن انقلابیون مکتبی در صحنه رسمی سیاسی منجربه افزایش نقش عنصر اسلامیت و کاهش نقش عنصر ایرانیت گشت و همزمان باعث اولویت مصالح اسلامی و انقلابی بر منافع ملی گردید .(شریعت ، همان :258) بطوریکه اندیشه آرمان گرایی اسلامی ، که در دولت محمدعلی رجایی (معروف به دولت مکتبی) قوت گرفته بود ، پس از شهادت ایشان همچنان در کابینه جوان و انقلابی معروف به کابینه جنگ پیگیری شد و در دو دوره چهار ساله تا سال 68 استمرار یافت.90
در این دوران تأکید بر اصول اسلامی- انقلابی به اوج خود رسید و برای نمونه امام خمینی(ره) درمراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری درتاریخ 17/7/1360 این دوره را به عنوان آغاز دوران استقرار حکومت اسلامی نامیدند.( صحیفه نور، همان ، ج15: 288)
با تقویت چنین رویکردی در سیاست خارجی ، موضوع رفتارهای حمایت گرانه و کمک به نیازمندان خارج از کشور که برآمده از اندیشه های دینی-انسانی می باشد از دو حیث “خصلت و نقش دولت” از منظر جهانشمولی دین اسلام و همچنین “ماهیت و رسالت فراملی انقلاب اسلامی” حائز اهمیت ویژه است. چراکه نوعی تعهد و الزام خاص به اهداف و آرمان های والای اسلام و انقلاب در کانون این گفتمان شکل می گیرد که بر حسب عمل به تکلیف شرعی انقلابی بوده و قطع نظر از نتایج ، پیامدها و هزینه های مادی و غیر مادی آن معنا می یابد .
به بیان دیگر در چارچوب گفتمان آرمان گرایی اسلامی ، جمهوری اسلامی ایران یک دولت اسلامی حداکثری ( از حیث پیگیری اصول کلی ، ارزشی ، قواعد عام حکومت و کلیه شئونات اسلامی) است که مشروعیت خود را از خدا و اسلام کسب میکند. در نتیجه تمام احکام صدر اسلام در شرایط کنونی برای جمهوری اسلامی ایران نیز ثابت و به شرط امکان واجب است .(زنگنه ، 1388 :120-119. )
در واقع جمهوری اسلامی تحت ولایت فقیه ، به رغم اینکه در محدوده سرزمینی و جغرافیایی ایران شکل گرفته ، اما در قبال امت اسلام نیز تعهد و مسئولیت ذاتی دارد و کلیه فعالیت های مسلمانان باید تحت نظارت ولی امر مسلمانان جهان صورت گیرد و وی نیز باید کلیه منابع جهان اسلام از جمله ایران را برای تعقیب و تامین منافع و مصالح امت اسلام به کار گیرد.(دهقانی فیروز آبادی ، 1387 : 209)
با این برداشت موسع از دولت ، دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به عنوان دولتی که به همه انسان ها از جمله محرومین و مستضعفان جهان تعلق دارد ، دارای تکالیف ، تعهدات و رسالت هایی فراتر از یک دولت- ملت سرزمینی می باشد. (دهقانی فیروزآبادی ، 1384 : 82-84) و کمک به همه محرومین و مستضعفین سایر مناطق و به عبارتی رفتارهای حمایت گرانه برون مرزی جزء وظایف ذاتی دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود .
به واقع گفتمان فوق (بر خلاف گفتمان ملی گرایی لیبرالیسم) ، مطابق هویت اسلامی تعریف شده است و نگاه جهان شمول به محرومیت و استضعاف داشته و در نتیجه اهمیت و نقش ایرانیت و ملی گرایی در آن به حداقل کاهش می یابد و منافع و اهداف سیاست خارجی بر حسب مصالح و منافع اسلامی تعریف می گردد و مصالح اسلامی بر منافع ملی ایران ارجحیت و اولویت دارد.
رفتارهای حمایت گرانه در این قرائت گفتمانی از قرابت معنایی زیادی با موضوع اخلاق مسئولیت در نظریات مکتب انتقادی فرانکفورت برخوردار می باشد . زیرا در این گفتمان مقولات خاص گرایانه مانند هویت ملی ، ملی گرایی و ناسیونالیسم به عنوان یک ایدئولوژی و نظام فکری مبتنی بر اصالت ملت مردود شمرده می شود .
ملت گرایی یا ملی گرایی متضمن به رسمیت شناختن و اولویت بخشیدن موجودیت و هویت متمایز ملت ایران است که با اندیشه جهان وطنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کمیته امداد، امام خمینی، امام خمینی(ره)، ایران و هند Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، کمیته امداد، دولت اصلاحات