پایان نامه با واژگان کلیدی فوردایس، روانشناسی، مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

این روش بطور موفقیت آمیزی برای بزرگسالان و نوجوانان افسرده بکار گرفته شد، اما برای افراد غیربیمار استفاده نشده است. برنامه شادی فوردایس(1983) بر روی یک جامعه دانشجویی و غیربیمار استفاده شد تعدادی از مولفه های رفتاری و مهارت های اجتماعی در آن گنجانده شد.
صرف هر چه بیشتر اوقات در گروه و جمع
دوست بهتری برای دیگران بودن
تقویت ارتباط نزدیک
فعال بودن بیشتر
ایجاد و بهبود رابطه اجتماعی و شخصیت اجتماعی
مشارکت در کارهای مفید و باارزش
2-6-2 شناخت درمانی46
«شناخت درمانی، مجموعه پیچیده ای از تکنیکی است که هدف آن تفسیر رویدادها بطور واقعی و منطقی است»(رم47،1990).
افراد شاد بگونه ای متفاوت از افراد غمگین فکر می کنند. آنها نظر مثبتی درباره مسائل دارند، اهداف واقعی و زندگی هدفمندی دارند، آنها می توانند بخش جذاب مسأله را مورد توجه قرار دهند، خود را سرزنش نمی کنند، وقتی اتفاق بدی پیش می آید معتقدند که می توانند این اتفاقات را کنترل کنند(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، 1383).
درمانگرهای شناختی ادعا می کنند که هر فردی با تمرکز به افکار و احساسات هوشیارش می تواند مسائل روان شناختی خود را درک، حل و فصل نماید(آیزنک، فیروزبخت،1385).
نظریه پردازان روانشناسی بالینی پیشنهاد کرده اند که افسردگی از افکار غیرمنطقی و منفی ناشی می شود و درمان شناختی برای اصلاح اینن افکار توصیه شده است. برخی از افکار منفی، در بیماران افسرده و غمگین مشاهده می شود و در تحقیقات سنتی روش تفکر به شیوه مثبت در هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفته است(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، 1383). تفکر مثبت بخشی از شناخت درمانی است اما مهم ترین جزء آن نیست(آیزنک، فیروزبخت، 1375). فوردایس(1978) مجموعه ای را برای افراد سالم با عنوان «برنامه افزایش شادی» ارائه کرد که دارای هشت مولفه شناختی شامل:
کار بر روی شخصیت سالم
انتظارات و آرزوهای پائین
رشد افکار مثبت و خوش بینانه
بها دادن به شادی
– برنامه ریزی و سازمان دهی برای امور زندگی
تأکید بر زمان حال
کاهش احساسات منفی
توقف نگرانی(آرگایل، ترجمه گوهری و همکاران، 1383).
3-6-2 آموزش مهارت های اجتماعی
آموزش مهارت های اجتماعی می تواند کمک زیادی ارائه کند، برای کسانی که نمی توانند دوست پیدا کنند این آموزش ها شامل ارتباط غیرکلامی و ارتباط کلامی، احساس مفید بودن، درک بهتر موقعیت ها و ارتباط های اجتماعی می باشد. آرگایل و لو (1990) نشان دادند که بخشی از تبیین شادی برون گراها، به خاطر مهارت های اجتماعی بهتر این افراد می باشد، به خصوص خودابرازی48 و توانایی همکاری آنها، آموزش مهارت های اجتماعی بخشی از یک مجموعه بزرگ درمانی است. دوره «مقابله با افسردگی» لوینسون و بوتلیب49(1995) شامل موارد زیر است:
مهارت های بیان50
دوست یابی51
بحث و گفتگو52
خودابرازی
ارتباط شفاف 53
7-2 صفات درونی افراد شادکام
1) از عزت نفس و احترام به نفس بالایی برخوردارند و خودشان را دوست دارند.
2) احساس کنترل شخصی بیشتری در خود احساس می کنند.
3) خوش بین هستند.
4) برون گرا هستند و در ارتباط با دیگران توانمندند.
5) معتقدند که افکار خوبی دارند، افرادی اخلاقی اند و قادر به پیشرفت هستند.
6) کام به طور معمول احساس کنترل شخصی دارند و بهتر با استرس ها مقابله می کننند.
7) زمانی که عهده دار امری می شوند انتظار موفقیت دارند(میرز، 1993).
8-2 شرح حال مختصری درباره فوردایس:
دکتر مایکل فوردایس استاد دانشکده های روانشناسی و به عنوان پیش قدم تحقیقات و تئوری پرداز شادمانی در جهان شناخته می شود. به مدت 33 سال استاد روانشناسی، مدیر تکنیک در حوزه مشاوره خصوصی و مولف مقاله های متعدد، آزمون های روانشناسی بوده است. کارهای اخیرش در حوزه تکنیک های افزایش شادمانیاست که نتایج آن پایه و اساس روانشناسی شادمانی است. آزمون ها و مواد شادمانی دکتر فوردایس اخیراً در کلنیک ها و کلاسهای تحقیقاتی سراسر دنیا مورد استفاده قرار می گیرد و کارش توجه زیادی را در رسانه های عمومی به خود جلب کرده است. در حال حاضر دکتر فوردایس در ایالت فلوریدا زندگی و تدریس می کند. با دکتر فوردایس به آدرس زیر54 می شود تماس برقرار کرد(عبدی مالیدره، 1385).
فوردایس(1983) برنامه ای برای افزایش شادمانی افراد جاممعه ایجاد کرده است که شامل 14 عنصر است. این برنامه هشت عنصر شناختی و شش عنصر رفتاری دارد. وی معتقد است با آموزش این اجزا به افراد توانسته است بر شادمانی آنان بیفزاید.
هشت جزء شناختی برنامه فوردایس عبارتند از:(فوردایس،1983).
1- کاهش سطح توقعات و آرزوها
2- ایجاد تفکر مثبت و خوش بینانه
3- برنامه ریزی امور
4- تمرکز بر زمان حال
5- کاهش احساسات منفی
6-توقف ناراحتی(گریز از ناراحتی)
7- پرورش شخصیت سالم
8- اولویت دادن و ارزش قائل شدن برای شادمانی
شش جزء رفتاری برنامه فوردایس عبارتند از: (فوردایس،1983)
1- افزایش فعالیت
2- افزایش ارتباط اجتماعی
3- تقویت روابط نزدیک(ایجاد صمیمیت بیشتر)
4- پرورش شخصیت جتماعی
5- خلاقیت و درگیر شدن در کارهای پرمعنا
6- خود بودن
فوردایس(1997) از صاحب نظران روان شناسی شادی با بررسی تحقیقات متعددی، مجموعه ای با عنوان«آموزش شادکامی» ارائه داده است. این برنامه دارای 14 اصل است. اعتقاد فوردایس بر این است که به غیر از تأثیر عوامل مختلفی چون ژنتیک، شخصیت، میزان درآمد، طبقه اجتماعی و اقتصادی، میزان تحصیلات و … در میزان شادی افراد، وبژگیهای خاص دیگری نیز وجود دارند که وجود آن ها موجب کسب شادی می گردد. زیربنای برنامه شادکامی فوردایس این است که اگر شخص بخواهد می تواند همانند افراد شاد، شاد باشد. این برنامه ترکیبی از نظریات شناختی و رفتاری می باشد. در سطح شناختی روند تحقیقات انجام شده برای رسیدن به هر یک از این اصول می توانند شادی فراگیران را افزایش دهند، ارائه می گردد. در حیطه رفتاری، از تکنیک های رفتاردرمانی استفاده می شود تا به کمک آن ها این چهارده اصل عملی شوند.
9-2 اصول چهارده گانه فوردایس
این اصول به نقل از عابدی(1383) شرح داده می شود.
1-9-2 اصل اول: فعال تر بودن و سرگرمی
این اصل مبتنی بر مطالعات زیادی است که نشان می دهند افراد شاد در زندگی خود فعال تر هستند. نتایج نشان می دهد که افراد شاد زندگی شان را با فعالیت، پر و لبریز می کنند و مهم تر اینکه بیشتر اوقات خود را به فعالیت های جالب و لذت بخش می گذرانند. لذا فوردایس جهت تحقیق این اصل زندگی افراد شاد و ناشاد را با هم مقایسه می کنند و فراگیران درمی یابند که زندگی افراد شاد، یک زندگی فعال و پر از فعالیت های خوشایند است.
این اصل به فعالیت های زیر استوار است:
فعالیت های لذت بخش نسبت به فعالیت های غیرلذت بخش، شادکامی بیشتری ایجاد می کنند.
فعالیت های جسمانی بیش از فعالیت هایی که تحرک جسمانی ندارند، شادکامی ایجاد می کنند.
تجربه های جدید و تازه بیش از فعالیت های تکراری موجب شادی فرد می گردند.
فعالیت های جمعی نسبت به فعالیت های فردی شادی بخش تر هستند.
فعالیت های سودمند و معنادار بیشتر از فعالیت های بیهوده شادی ایجاد می کنند.
فوردایس به فراگیران توصیه می کند تا فهرستی از فعالیت هایی با ویژگی فوق را تهیه کنند و سپس آنها را تشویق به انجام آن ها در زندگی روزمره خود می کند.
2-9-2 اصل دوم: گذراندن اوقات بیشتر در اجتماعات و فعالیت های جمعی
مطالعات نشان می دهند که فعالیت ها و روابط اجتماعی در شادمانی فردی نقش مهمی دارد. علاوه بر این اکثر پژوهش ها زندگی فعال اجتماعی را مهم ترین عامل شادکامی می دانند. فعالیت های اجتماعی هم در سطح رسمی شامل عضویت در سازمان ها، کلوپ ها، انجمن ها و … و هم در سطح غیر رسمی مانند ارتباط با دوستانن، همسایگان، خویشاوندان، همکاری و … می باشد. مطالعات نشان دهنده آن است که وجود تعاملات اجتماعی(رسمی و غیررسمی) احساس رضایت از زندگی، حمایت از طرف دیگران و احساس تعلق به گروه را افزایش داده که در نتیجه همه این موارد در ایجاد و افزایش شادکامی افراد بسیار موثر می باشند.
3-9-2 اصل سوم: مولد بودن و انجام کارهای سودمند و معنادار
تحقیقات نشان می دهند که شادکامی و رضایت از زندگی با کار معنادار و مولد ارتباط دارد. همچنین بررسی ها نشان می دهند که شادترین افراد کسانی هستند که از کارشان لذت می برند. نکته مهم این اصل توجه به این است که در جوامع کنونی افراد حدودد 80% از اوقات بیداری خود را در محیط کاری خود می گذارانند و بنابراین در صورتی که از کارشان لذت ببرند و کار برای آن شادی بخش باشد، در افزایش شادکامی کل آن ها بسیار موثر خواهد بود.
مولد بودن و باروری، کارکردی دو گانه دارند. تا زمانی که فرد مولد و دارای بهره وری است شادی او افزایش می یابد. اما دوره هایی کوتاه مدت از مولد نبودن و عدم بهره وری در کار، منجر به افسردگی فرد می شود. نکته عملی و آموزشی که در راستای آموزش این اصل به فراگیران توصیه می شود، این است که همواره نسبت به اهداف و تعهدات خود، احساس مسئولیت بیشتری داشته باشد و هدف خود را کم نکنند تا دچار احساس عدم بهره وری و سودمندی نگردند.
4-9-2 اصل چهارم: برنامه ریزی و سازماندهی بهتر
تحقیقات نشان می دهند افرادی که شادتر هستند، اغلب در کارها و برنامه ریزی ها سازمادهی بهتری دارند. آن ها کارآمد و بابرنامه هستند و اهل طفره روی و به تعویق انداختن امور نیستند. سازمان دهی علاوه بر این در کارهای روزمره مفید واقع می شود، در برنامه های درازمدت زندگی نیز تأثیر به سزایی دارند. افراد شاد می دانند که هدفشان از زندگی چیست و مقصدشان در زندگی کدام است. بنابراین به برنامه ریزی و سازمان دهی فعالیت های خود اهمیت بیشتری می دهند. در این مرحله شیوه تدوین اهداف و برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت آموزش داده می شود. همچنین جهت انتخاب از به تعویق انداختن و انجام به موقع کارها، تکنیک های مدیریت زمان55 آموزش داده می شود.
5-9-2 اصل پنجم: دور کردن نگرانی ها
یکی ار تفاوت های مهم افراد شاد و ناشاد در این است که افراد شاد خیلی کمتر به خود نگرانی راه می دهند. فوردایس در برنامه آموزشی خود ناراحتی و نگرانی را دشمن شماره یک شادکامی معرفی می کند. در این مرحله از آموزش، فراگیران آموزش می بینند تا اوقات بیشتری را صرف فعالیت های لذت بخش نمایند. همچنین به آنها آموزش داده می شود تا افکار منفی خود را کنار بگذارند. زیرا افکار منفی باعث کاهش شادکامی و افزایش ناراحتی می شود. هنگام آموزش این اصل، از فراگیران خواسته می شود که افکار منفی خود را به طور روزانه فهرست کنند. پس از چند هفته این فهرست به کمک خود آن ها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد تا مشخص شود که اولاً بیشتر نگرانی ها و ناراحتی های آن ها بی مورد بوده است و ثانیاً بیشتر این ناراحتی ها و نگرانی ها را می توان کنترل کرد. در این مرحله با استفاده از تکنیک های رفتاری چون جایگزینی فکر56 و نظارت ذهنی57 به فراگیران آموزش داده می شود تا افکار منفی خود را کنترل کنند.
6-9-2 اصل ششم: کاهش سطح توقعات و آرزوها
این اصل مبتنی به نقشی است که توقعات روزمره و موفقیت های درازمدت در شادکامی افراد ایفا می کنند و بر این اصل اثبات شده که میزان رضایت فرد از زندگی صرفاً به آن چه که در دنیای واقعیت روی می دهد، وابسته نیست بلکه به آن چه برایش اتفاق خواهد افتاد نیز مربوط است. فوردایس طی برنامه آموزشی خود مطابق این اصل فراگیران را با مواردد زیر آشنا می کند: انتظارات و توقعات خیلی بالا معمولاً منجر به ناکامی و ناامیدی می شود ولی انتظارات کمتر معمولاً منجر به نتایج خوشایندی می شود. خیال پردازی ها و آرزوهای بلند مدت برای رسیدن به شادمانی خیالی چندان به میزان شادی افراد نمی افزاید. افراد شاد، منتظر شادی نمی مانند. آنها شادی را به عنوان راهی برای عبور می بینند نه مکانی برای رسیدن. شواهد نشان می دهد که افراد شاد، تمایل به انتخاب اهدافی در زندگی خود دارند که توانایی رسیدن به آن اهداف را در زندگی داشته

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عاطفه مثبت، عاطفه منفی، رضایت شغلی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی فوردایس، تعارض کار، گروه درمانی