پایان نامه با واژگان کلیدی فراشناختی، راهبردهای شناختی، خودتنظیمی، فرآیندهای شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان آگاهی از اینکه فرد چگونه یاد می گیرد، آگاهی از چگونگی استفاده از اطلاعات موجود برای رسیدن به یک هدف، توانایی قضاوت دربارۀ فرایندهای شناختی در یک تکلیف خاص، آگاهی از اینکه چه راهبردهایی را برای چه هدفها یی مورد استفاده قرار دهد، ارزیابی  پیشرفت خود در حین عملکرد و بعد از اتمام عملکرد تعریف کرده است (فلاول و میلر، 1998؛ به نقل از عبا باف،1387).
دانش فراشناختی به دانش یا باور درباره اینکه چه عوامل و متغییرهایی و به چه شیوههایی روی جریان یا پیامدهای تلاش شناختی اثر میگذارد اشاره دارد. به عبارت دیگر دانش فراشناختی به آن بخشی از دانش انسان اشاره دارد که به امور شناختی مربوط است.فلاول دربارۀ دانش فراشناختی به سه مؤلفۀ زیر اشاره کرده است:
الف- اطلاع فرد از نظام شناختی خود: این مؤلفه به دانش فرد در مورد آنچه باید دربارۀ یادگیری و پردازش اطلاعات بداند، اشاره دارد و شامل اطلاعاتی مثل تواناییهای حافظه، مراحل حافظه220، انواع حافظه221 و ظرفیت آنها، نحوه بررسی مطالب و فرآیندهای کنترل222 کننده است. اطلاع از تواناییهای حافظه و برآورد درست این تواناییها می تواند به فرد در اکتساب، نگهداری و استفاده درست از آنچه یاد گرفته است، کمک کند.
ب- اطلاع فرد از تکلیف: اطلاع فرد از تکلیف شامل دانش دربارۀ ماهیت تکلیف، نوع، کیفیت و چگونگی تکلیفی است که قرار است فرد با آن درگیر شود. از آنجا که عدم کارآیی حافظه، بیش از هر چیز به فقدان توجه در شروع کار برمی گردد، اگر مطالب در ابتدای پردازش با دقت انتخاب نشده باشد، یادآوری آن نیز با اختلال مواجه خواهد شد. به منظور پردازش صحیح اطلاعات، یادگیرنده باید بتواند از تواناییهای خود در آن زمینه آگاهی پیدا کند.
ج- اطلاع فرد از راهبردها: این مؤلفه به آگاهی از راهبردهای شناختی223 و فراشناختی و اینکه فرد بداند چه وقت و کجا، از چه راهبردی می تواند استفاده کند، اشاره دارد. اطلاع از راهبردهایی که در مراحل گوناگون نگهداری و بازیابی اطلاعات به کار می رود (سازماندهی، مرور ذهنی، تمرکز و…) می تواند در امر اکتساب و یادآوری مؤثر باشد (سواسون224، 1990، به نقل از؛ امینی، 1386).
ب. تجربه فراشناختی
فلاول (1988) در توضیح تجربه‌ فراشناختی عنوان می‌کند که این تجربه ناظر بر تجاربی شناختی یا عواطفی است که به یک اقدام شناختی مربوط می‌شوند. در این میان می‌توان به تجارب کاملاً آگاهانه‌ای که به سادگی قابل بیان هستند به عنوان نمونه‌ای از تجارب فراشناختی اشاره نمود. با این حال، این تجارب همیشه شامل تجارب آگاهانه نیستند بلکه گاهی تجارب کمتر آگاهانه را نیز شامل می‌شوند. نکته حائز اهمیت این است که این تجارب از جهت محتوا میتوانند مختصر یا مفصل، ساده یا پیچیده باشند. علاوه بر این، تجارب شناختی، ممکن است هر زمان، قبل از یک تلاش شناختی، در طول آن، یا بعد از آن رخ دهند. با این حال، تجارب شناختی نشان می‌دهند که افراد در مواجهه با یک موقعیت شناختی در کجای اقدام شناختی قرار دارند و چه نوع پیشرفتی کرده‌اند و می‌کنند و احتمالاً خواهند کرد. به ویژه آنکه این تجارب در موقعیت‌هایی رخ می‌دهند که انتظار می‌رود فرد به بازبینی و تنظیم آگاهانه و دقیق شناخت خود ناگزیر باشد (همان).
تجربه فراشناختی یا فرایندهای تنظیم و کنترل، یکی دیگر از فرایندهای فراشناختی است که فرایندهای تفکر فرد را در موقعیت یادگیری هدایت می کند. کنترل کنندههای فراشناخت یا خود تنظیمی عبارتند از:
الف- برنامه ریزی225: برنامه ریزی مستلزم تعیین هدف برای مطالعه، انتخاب راهبردهای مناسب و تنظیم منابعی است که بر عملکرد یادگیرنده تأثیر میگذارد. دمبو226(1994، به نقل از سیف، 1383) درباره اهمیت این نوع راهبرد فراشناختی میگوید: دانش آموزان و دانشجویان موفق آنهایی نیستند که سر کلاس حاضر میشوند، به درس گوش می دهند، یادداشت برداری میکنند و منتظر میشوند تا معلم تاریخ امتحان را اعلام کند. بلکه کسانی هستند که زمان لازم برای انجام تکلیف را پیش بینی میکنند درباره تحقیقاتی که باید انجام دهند اطلاعات کسب میکنند به هنگام ضرورت گروههای کاری تشکیل میدهند و از سایر رفتارهای خود نظم دهی استفاده میکنند. دانش آموزان و دانشجویان موفق یادگیرندگانی فعالند نه منفعل.
ب- راهبرد نظارت227: این مؤلفه شامل پیگیری و توجه به هنگام خواندن متن، سؤال کردن از خود دربارۀ موضوعات و نظارت کردن بر سرعت و زمانی است که خواندن یک متن نیاز دارد. این راهبرد به یادگیرنده کمک می کند تا هر زمان که به مشکلی برمی خورد به سرعت آنرا تشخیص دهد و در جهت رفع آن بکوشد. دمبو (1994، به نقل از سیف، 1383) میگوید: شما مشغول مطالعه و آماده شدن برای امتحان درس زیست شناسی هستید. از خود درباره این درس سؤالهایی میپرسید و متوجه میشوید که بعضی قسمتهای کتاب را خوب نفهمیده اید، روش خواندن و یادداشت برداری شما برای این قسمت مفید و مؤثرنبوده است. لازم است از راهبرد دیگری استفاده کنید.
ج- راهبرد تنظیم228: این راهبرد به دانش آموزان کمک میکند تا چگونگی مطالعه خود را اصلاح کنند، دوباره مرورکنند و نقایص درک و فهم خود را برطرف نمایند (کدیور،1382). این راهبرد باعث انعطاف پذیری رفتار یادگیرنده میشود و به او کمک میکند هر زمان که لازم باشد روش و سبک یادگیری خود را تغییر دهد. دمبو(1994، به نقل از سیف،1383) یکی از ویژگیهای یادگیرندگان موفق را توانایی اصلاح کردن راهبرد های شناختی غیر مؤثر خود و تعویض آنها با راهبردهای شناختی مؤثر می داند. راهبرد تنظیم یا نظم دهی با راهبرد نظارت یا کنترل بصورت هماهنگ عمل میکند یعنی وقتی که یادگیرنده از راه کنترل و نظارت متوجه میشود که یادگیری موفقیت لازم را به دست نمیآورد و این ناشی از سرعت کم یا زیاد مطالعه یا راهبرد غیر مؤثر یادگیری است بلافاصله سرعت خود را تعدیل میکند یا راهبرد خود را اصلاح یا عوض میکند. به طور کلی فراشناخت دارای سه مولفه می باشد (فلاول،1979،1997؛دمبو،1994) که در جدول شماره یک به طور خلاصه ارائه شده است.

جدول شماره 1: مولفه های فراشناخت از دیدگاه فلاول (1979)
مؤلفه
توضیح
فرد: آگاهی از توانایی خود
و دیگران به عنوان
پردازشگر شناختی
1) آگاهی فرد از نقاط قوت و ضعف خود
2) آگاهی از اینکه چه چیزی را میدانیم و چه چیزی را نمی دانیم
3) آگاهی از محدودیت های حافظه کوتاه مدت

تکلیف:
آگاهی از انواع تکالیف شناختی
1) آگاهی فراگیر از اینکه بازشناسی ساده تر ازیادآوری یک سلسله اطلاعات است
2) آگاهی از اینکه یادآوری کلمه به کلمه دشوارتر از بیان خلاصه یک مطلب است
3) آگاهی از اینکه یادگیری دوبارۀ چیزی بسیارآسان تر ازیادگیری آن برای اولین بار است
راهبرد: آگاهی از انواع
راهبردهای شناختی
1) آگاهی و استفاده از روشهای یادیار مانند تکرار، سازماندهی، خودآزمایی وتفسیر
2) علم به اینکه استفاده از راهبردها می تواند به عملکرد موفقیت آمیز کمک کند

2-8-2- نظریه بیکروبراون
بیکر و براون229 (1984) در مفهوم سازی فراشناخت، آن را به دو حیطه طبقه بندی نموده‌اند:
الف) دانش درباره‌ی شناخت و ب) تنظیم شناخت. این نظریه‌پردازان بر این باورند که فراشناخت دارای دو بخش است:
1) آگاهی و بازبینی دانش حقیقی یا بیانی برای تکمیل و به پایان رساندن یک کار ویژه
2) آگاهی و بازبینی فرآیندها و جریان‌های مورد نیاز یا داشتن روش‌ برای انجام دادن یک کار ویژه
به نظر آنها، آگاهی و بازبینی، به بازنگری فعال، دانش اطلاق می‌شود. با این حال آنها مدعی‌اند که پدیده‌هایی که نوعاً در حیطه‌ی فراشناخت می‌گنجد، ممکن است بسیار ناهمگن و از لحاظ ماهیت و دوره‌ی رشد بسیار متفاوت باشند، به گونه‌ای که استفاده از هر گونه اصطلاح واحد از قبیل فراشناخت در مورد آنها مشکل باشد. از این رو، آنها ترجیح می‌دهند که به جای مفهوم فراشناخت، از اصطلاح فرآیندهای اجرایی230 استفاده کنند و از این طریق به مطالعه‌ اشکال مختلف تنظیم شناختی نظیر بازبینی، خودتنظیمی، بپردازند. به عبارت دیگر فراشناخت دومولفه دارد: دانش (آگاهی) وکنترل(تنظیم) اولی ناظراست برآگاهی ازمهارتها، راهبردها و منابعی که لازمه عملکرد موثر در یک تکلیف و مولفه دوم لازمه توانایی استفاده از مکانیسمهای خودتنظیمی است تا از تکمیل موفق تکلیف اطمینان حاصل آید. اینکار شامل وارسی پیامد231، تلاشهای مسئله گشایی232، برنامه ریزی و ارزشیابی ثمربخش کنش انجام شده ،آزمون و تجدید نظر در راهبردهای مورد استفاده در یادگیری و اقدام به کنش جبرانی برای چیرگی برمشکلات میشود (ماهر،1372). به سخن دیگر، فراشناخت از یک سو شامل دانش روش‌ها و فرآیندهای شناختی یادگیری و از سوی دیگر شامل روش‌های کنترل و نظارت بر یادگیری است.
2-8-3- نظریه پاریس وکراس
پاریس233 و همکاران (1984) در بیان مفهوم فراشناخت، پهنه‌ این مفهوم را گسترده‌تر از آگاهی و بازبینی دانش بیانی و روش‌مند دانسته‌اند. آنان فراشناخت را به بازنگری اجرایی «نظام شخصی234» و تعامل نظام شخصی با تکالیف یا زمینه‌های یادگیری ویژه، گسترش داده‌اند. از این دیدگاه، نظام شخصی، نظامی است که بر احساسات، نگرش‌‌ها، باورها، ارزش‌ها، ساخت دانش و مهارت‌ها استوار است.کراس و پاریس (1988) نیز دو نوع فراشناخت به هم پیوسته را نام می‌بردند:
الف:  دانش درباره‌ی شناخت و ب: تنظیم شناخت و نظارت بر آن (خرازی، 1375).
به عبارت دیگر فراشناخت عبارت است از دانشی که ما درباره‌ فرآیندهای شناختی خویش داریم و روش‌های نظارت و کنترل بر این فرآیندها.
پاریس (1990) معتقداست که محققان دو ویژگی اصلی فراشناخت را شناخته‌اند: «ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود235». ارزیابی شناخت خود شامل دانش شخص از دانش و استعدادهای خود و حالات احساسی خود از دانش، استعدادها، انگیزه و ویژ‌گی‌ها به‌ عنوان یادگیرنده است. چنین ارزیابی‌هایی به این سؤالات جواب می‌دهد: «چه می‌دانید؟ چطورفکر می‌کنید؟ چه موقع و چرا از دانش و راهبردها باید استفاده کرد؟»
به ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود «فراشناخت درعمل» گفته می‌شود؛ یعنی فعالیتهای ذهنی که موجب حل بهتر مسئله می‌شود. برای تمرکز بر ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود لازم است یادگیرنده در مدیریت ساخت دانش خود به‌طور فعال دخالت کند (همان).
مفهومی که در دهه 1970 به‌عنوان «نامعلوم» شروع شد، در طول زمان به‌صورت مفهوم مشخصی درآمده است و در بسیاری از تحقیقات روانشناسی یافت می‌شود. به‌طورکلی، به‌ نظر می‌رسد که تعریف فراشناخت باید حداقل شامل مفاهیم زیر باشد:
دانش از دانش خود، از فعالیتهای ذهنی، از حالات شناختی و احساسی و استعداد کنترل و تنظیم هوشیارانه و عمدی دانش، فعالیتهای ذهنی و حالات شناختی و احساسی. اغلب تبیینهای فراشناختی تمایزی اساسی بین دانش فراشناختی (آنچه که فرد در موردشناخت میداند) و فرآیندهای کنترل فراشناختی (فرد دانش را برای تنظیم شناخت به کار میگیرد) قائل شدهاند (اسکرا و مشمن236 1995).

2-9- فراشناخت ویادگیری اجتماعی
از روزگار «کورت لوین237»، (جونز، 1985؛ به نقل از طوسی، 1375) روان‏شناسان اجتماعی بر این باور بوده‏اند که شیوه بهتر برای شناخت رفتار اجتماعی، آن است که رفتار اجتماعی را کارکرد و پیامد «دریافتهای‏ ذهنی238» مردم از پدیده‏های جهان پیرامونشان بدانیم، نه پیامد «بررسیهای عینی239» آنها از آن پدیده‏ها. برای نمونه، چنانچه دریافت یک پاداش عینی مانند پول یا ستایش را باج یا خودشیرینی بدانیم، واکنش دیگری در برابر آن خواهیم داشت تا چنانچه آن را باج یا خودشیرینی ندانیم. از این‏رو، واکنش ما گذشته از خود محرک، بستگی به برداشت و دریافت ما از آن محرک هم دارد.
اسکرا و مشمن240 )۱۹۹۵( از جمله عوامل زمینه ساز در ایجاد و پایه گذاری مهارت فراشناختی را در یادگیری فرهنگی241 می داند. آنها معتقدند که سه عامل : یادگیریهای فرهنگی، ساخت فردی و تعامل همگنان در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی فراشناختی، راهبردهای شناختی، روانشناسی، ذهن آگاهی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، فراشناختی، یادگیری اجتماعی، مهارتهای اجتماعی