پایان نامه با واژگان کلیدی عقد نکاح، امام صادق، کودک و نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

تقاضاي اقرباي طفل يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي رئيس حوزه قضايي هر تصميمي را که براي حضانت طفل مقتضي بداند، اتخاذ کند”. ماده 1171 ق.م. بيان مي‌کند: “در صورت فوت يکي از ابوين حضانت طفل با آنکه زنده است خواهد بود؛ هرچند متوفي پدر طفل بوده و براي او قيّم معيّن کرده باشد”. کلمه “قيم” در اين ماده، برخلاف اصطلاح معمول درحقوق، به معني وصي بکار رفته است.65
2-1-3-2. حق بازي و تعليم و تربيت در فقه اماميه و حقوق موضوعه
همانطور که کودک نياز به آب و هوا دارد، بازي و انتخاب رفتار و گفتار مناسب(تربيت) و يادگيري علوم و فنون جهت رشد و شکوفا شدن استعدادها و توانايي‌هاي خود در عرصه حيات اجتماعي نيز از حقوق و نيازهاي اساسي کودکان به شمار مي‌آيد. به همين خاطر در مطالب زير به اين مباحث مهم پرداخته شده است.
2-1-3-2-1. حق بازي و تعليم و تربيت در فقه اماميه
بازي با سرشت کودک عجين است و يکي از نيازهاي طبيعي او بشمار مي‌رود.اسلام با توجه به اين نياز طبيعي دستور مي‌دهد که کودکان را تا هفت سالگي آزاد بگذارند تا بازي کنند.امام صادق عليه السلام فرموده‌اند : بگذارفرزندت تا هفت سال به بازي بپردازد و در هفت سال دوم به تاديب او همت گمارو در هفت سال سوم مراقب او باش. چنانکه در روايتي از پيامبر آمده است : هرکس که کودکي نزد اوست، بايد براي او کودک شود”.66
و بالاخره تربيت عبارت است از: انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ايجاد و شرايط و عوامل لازم و کمک به شخص مورد تربيت تا بتواند استعدادهاي نهفته‌اش را در تمامي ابعاد وجود، بطور هماهنگ پرورش داده و شکوفا سازد و به سوي هدف و کمال مطلوب تدريجاً حرکت کند. بنابراين تربيت کردن، ياري کردن کودک است تا به شخصيت آزاد و منضبطي که همان موجود اخلاقي است برسد يا بهتر بگوئيم: آن را در خود بسازد.67
تعليم: عبارت است از انتقال علو م وفنون و بطور کلي انتقال دانسته‌ها به فراگير و متعلم.بعبارت ديگر تعليم عبارت است از: سخن گفتن و القاي کلمات معنادار، تا متعلم به معاني آن الفاظ پي ببرد، و بدين وسيله استعدادهاي نهفته خويش را به فعليت تبديل سازد و عالم شود.از اينجا روشن مي‌شود که تعليم نيز نوعي تربيت بشمار مي‌آيد.68 تعليم و تربيت در ديدگاه اسلام همراه و قرين هم هستند. شايد اين دو را بتوان در ذهن ازهم جدا انگاشت، ولي در عالم خارج هر آموزشي، تربيت خاص خود را بدنبال دارد و در تربيت نيز، نوعي آگاهي و آموزش نهفته است.حق تعليم و تربيت، از حقوق اساسي کودک بشمار مي‌رود. در اسلام ضمن اينکه به جايگاه علم و دانش‌آموزي بطور عمومي فراوان اشاره شده است، تعليم و تربيت فرزندان نيز بطور مستقل، مورد توجه قرار گرفته و برآن تاکيد شده است. چنانکه در روايتي، امام علي(ع) فرمودند: حق فرزند بر پدر سه چيز است: 1- نام نيکو براي او انتخاب کند 2- او را به نيکي ادب کند 3- به او قرآن بياموزد.69
هم چنين امام صادق(ع) فرمودند: (لازم است) طفل هفت سال بازي کند، هفت سال خواندن و نوشتن بياموزد و هفت سال حلال و حرام (مقررات زندگي) را ياد بگيرد.70
از آنجا که فرزندان استمرار وجود پدر هستند، تربيت آنها از زاويه‌اي ديگر نيز قابل بررسي است. امام سجاد(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: حق فرزند برتو اين است که بداني قسمتي از وجود توست و در خير و شر دنيا به تو پيوند دارد و تو در ادب آموزي و خداشناسي او مسئوليت داري، (بايستي او را به خداي بزرگ راهنمايي کني) و در اطاعت اوامر حق نسبت به خودت و او ياريش نمايي، پس درصورت انجام وظيفه‌ات پاداش بري و درصورت تقصير و کوتاهي کيفر شوي، پس در انجام امورش همچون کسي باش که به کارهاي نيکوي او در دنيا آراسته مي‌شود و به خوب اقدام کردنت درباره او و نتيجه خوب گرفتن از او نزد پروردگارش از مجازات مصون باشي و نيرو و تواني غير از خداوند نمي‌باشد.71
البته پدر بعنوان معلم و مربي بايد همواره در تلاش براي جستن راههاي بهتر و مؤثرتر براي تعليم و تربيت و آگاهي مقدم بر امر تعليم و تربيت او باشد.يک پدر خوب بايد در ابعاد تعليم و تربيتي مربوط به خود نيز پيوسته درحال رشد باشد.بنابراين پدر بعنوان مربي بايستي همواره در بکارگيري راهها و روشهاي جديد تربيتي توانا باشد.البته براي تربيت، راههاي مختلف بيان شده است.از جمله:
1- تربيت بوسيله الگو: مربي و بويژه پدر در نظر طفل نمونة برتر و الگوي شايسته‌اي است که کودکان از نظر رفتاري و اخلاق، دانسته يا ندانسته، از او پيروي مي‌کنند. 2- تربيت بوسيله عادات نيکو: والدين بايد از همان آغاز، طفل را به اخلاق و عادات و آداب شرعي و پسنديده خو دهند. 3- تربيت از راه موعظه: قرآن کريم از شيوة موعظه و نصيحت و بيان داستانهاي حکمت آميز، قصه و حکايات پندآموز بسيار استفاده کرده است. با موعظه مي‌توان مرز خوبي و بدي و مصاديق آنها را با لطافت تمام جدا نمود. 4- تربيت از راه مراقبت: يعني پدر بعنوان مربي بايستي طفل را به لحاظ تکوين عقيدتي و اخلاقي و آمادگيهاي رواني و اجتماعي، سالم و مؤثر بودن محيط تعليم و تربيت، همواره مدنظر و تحت مراقبت داشته باشد و از حال او غفلت نکند، تا با استمرار و پيگيري آگاهانه و بازخورد مناسب از حرکت‌هاي تربيتي بتوان به اهداف عالي دست يافت.همچنين پدر بعنوان مربي بايستي به قواعد اساسي تربيت براي نيل به هدف مطلوب پايبند باشد. اخلاص، تقوي، علم، حلم و اعتقاد به مسئوليت از جمله صفات اصلي مربي در راه تربيت بشمار مي‌روند.72

2-1-3-2-2. حق بازي و تعليم و تربيت در حقوق موضوعه
در حقوق ايران نيز علاوه بر حمايت جسمي کودک به حمايت اخلاقي و رواني وي نيز توجه داشته است. ماده 1104 ق.م. در اين زمينه مي‌گويد: “زوجين، بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود به يکديگر معاصدت نمايند”.و در ماده 1178 نيز مقرر گرديده است: “ابوين مکلف هستند در حدود توانايي خود به تربيت اطفال خويش برحسب مقتضي اقدام کنند و نبايد آنها را مهمل بگذارند”.بنا بر ماده 4 قانون تامين وسايل و موجبات تحصيل اطفال و نوجوانان ايراني مصوب 22/5/1353: اگر ولي طفل در موعد مقرر به موجب قانون تعليمات اجباري، بدون داشتن عذر موجه، کودک خود را براي تحصيل منظم به دبستان نسپارد، علاوه بر اجبار وي بر جبران غفلت و مسامحه به پرداخت جريمه و جزاي نقدي تا دويست هزار ريال، و به انجام تکاليف خود نيز محکوم خواهد شد و اگر از اجراي حکم امتناع کند و يا پس از اجراي حکم، کودک يا نوجوان کمتر از 18 سال را از تحصيل باز دارد، به حبس حنجه‌اي و تعزيري از يک سال تا سه سال و تامين هزينه معاش و تحصيل کودک و نوجوان محکوم خواهد شد.البته اين ضوابط و مقررات تاکنون جدي تلقي نشده و کمتر اتفاق افتاده است که ولي متخلف طفل به پرداخت جريمه يا مجازات حبس محکوم شده باشد.73
2-1-3-3. حق تکريم و احترام در فقه اماميه و حقوق موضوعه
تکريم و احترام به ديگران و اصول همزيستي در روابط اجتماعي انسانها يکي از اصول بديهي و ضروري بشمار مي‌رود که کودکان نيز نبايد ازاين امر مستثني باشد بنابراين در مطالب صفحه بعد سعي بر توضيح و تبيين اين امر مهم شده است.
2-1-3-3-1. حق تکريم و احترام در فقه اماميه
اسلام، توجه به نيازهاي معنوي و تامين احتياجات رواني کودک را به طرز ظريفي پيش‌بيني نموده است. از اين روست که تکريم و رعايت احترام کودک بعنوان يک حق مسلم بر عهده والدين و ديگران مورد تاکيد قرار گرفته است. چرا که دوره کودکي مهمترين دورة زندگي انسان و دورة شکل‌پذيري و اثرپذيري او مي‌باشد.پيامبر(ع) فرمودند :”فرزندان خود را احترام کنيد و آدابشان را نيکو گردانيد تا مورد مغفرت و بخشش خداوند قرار گيرند”. البته اکرام و احترام کودکان مصاديق فراواني دارد که در اسلام بدانها تصريح شده است که در زير به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:
1- سلام کردن: امام صادق(ع) به نقل از رسول اکرم(ص) مي‌‌فرمايند :”پنج چيز است که تا لحظه مرگ آنها را ترک نمي‌کنم… يکي از آنها سلام گفتن به کودکان است تا اين رفتار، پس از من سنت گردد”.74
2- خطاب نيکو به فرزندان: دراين رابطه پيامبر(ص) مي‌فرمايد : وقتي نام فرزندتان را مي‌بريد او را گرامي بداريد و جاي نسشتن او را وسيع‌تر قرار دهيد و نسبت به او روترش مکنيد.75
3- عيب‌جويي نکردن: روزي مردي در حضور پيامبراکرم(ص) به خاطر عملي که فرزندش انجام داده بود از او عيب‌جويي کرد پيامبر فرمود : فررزندت تيري از تيرهاي تيردان توست.76
4- وفاي به عهد: علي(ع) از پيامبر گرامي اسلام نقل مي‌کند: هريک از شما، اگر به فرزند خود وعده مي‌دهد، بايد به آن عمل کند و نيز امام کاظم(ع) مي‌فرمايد: اگر به کودکان خود وعده داديد وفا کنيد زيرا آنان مي‌پندارند که روزيشان به دست شماست، براستي خداوند برهيچ چيز از آنان آنچنان خشم نمي‌گيرد، مگر بخاطر زنان و کودکان.77
2-1-3-3-2. حق تکريم و احترام در حقوق موضوعه
با مستفاد از روح مواد 1173 و 1178 قانون مدني و نظر به پيروي قانون مدني ايران از فقه اماميه مي‌توان گفت که ولي قهري ملزم به رعايت کرامت و احترام کودک است، همانطوريکه خودشان نيز متقابلاً از کودک چنين انتظاري را دارند.
2-1-3-4. ولايت اولياي قهري در عقد نکاح صغار و تعارض آنها در فقه اماميه و حقوق موضوعه
ار آنجائيکه هر يک از پدر و جد پدري در عرض يکديگرولايت بر نکاح صغار دارند و ممکن است در صورت اقدام همزمان هردو به اين امر تعارض پيش آيد بنابراين عندالزوم مطالب زير جهت روشن شدن امر فوق الذکر بيان شده است:
2-1-3-4-1. ولايت اولياي قهري در عقد نکاح صغار و تعارض آنها در فقه اماميه
يکي از انواع ولايت قهري در عقد نکاح صغار، ولايت پدر مي‌باشد.پدر بر عقدنکاح پسر صغير يا دختر صغيره خود ولايت دارد. اين حکم مورد اجماع فقهاي اماميه است، و روايات زيادي نيز در اين زمينه وارد شده است.78
و يکي ديگر از انواع ولايت قهري بر نکاح صغار، ولايت جدپدري است. جدپدري در حال حيات پدر در ولايت برنکاح با او شريک است يعني هريک مستقلاً داراي ولايت برنکاح صغير يا صغيره مي‌باشند و اگر يکي از آنها بميرد ولايت اختصاص به ديگري پيدا مي‌کند.در اين مساله، اختلافي بين فقهاي اماميه وجود ندارد، و تنها ابن ابي عقيل(ره) معتقد است که ولايت برعقدنکاح با پدر است و غير از او کسي داراي ولايت نيست. البته فرمايش ابن ابي عقيل مخالف با ظاهر رواياتي است که در باب اولياء عقدنکاح وارد شده است منظور از جدپدري، پدر پدر، جد جد و هرچه بالاتر رود، مي‌باشد. در اين مسئله که آيا وجود پدر پدر (جد نزديک)، جد پدر يا جد جد و دورتر ولايت دارند يا نه؟ عده‌اي از فقها قايل به ترتيب شده‌اند. ولي اکثر فقهاي اماميه معتقدند که جدپدري و هرچه بالا رود هم رديف پدر داراي ولايت هستند. زيرا روايات در باب نکاح، اطلاق دارند و شامل جد نزديک و دور مي‌شوند.
وبالاخره آخرين نکته قابل ذکر در ولايت قهري بر نکاح صغار، تعارض ولايت اولياء قهري در عقد نکاح صغار مي‌باشد، و چنانکه گفته شد هريک از پدر و جدپدري در عرض يکديگر ولايت برنکاح صغير يا صغيره دارند. بنابراين هرکدام از آنها مي‌تواند بدون کسب رضايت ديگري اقدام به ازدواج مولي‌عليه نمايد. البته در صورت وقوع ازدواج از طرف هردو، ازدواجي که زودتر انجام گرفته است صحيح، و ديگري لغو و باطل است.براين مطلب ادعاي اجماع شده است. روايات بسياري نيز در اين زمينه وارد شده است و در صورت وقوع هردو عقد پدر و جدپدري در زمان واحد، عقدنکاح جدپدري مقدم خواهد بود. براين مطلب ادعاي اجماع شده است و به رواياتي که دلالت براين مطلب دارند نيز استناد شده است. 79
2-1-3-4-2. ولايت اولياي قهري برعقد نکاح صغار و تعارض آنها در حقوق موضوعه
در ماده 1041 ق.م. قبل از اصلاح مجمع تشخيص مصلحت نظام چنين آمده بود: “نکاح قبل از بلوغ ممنوع است. تبصره: عقدنکاح قبل از بلوغ با اجازه ولي به شرط رعايت مصلحت مولي‌عليه صحيح مي‌باشد” (اصلاحي مصوب 14/8/70). اما بنابر مادة واحده مصوب 1/4/1381 مجمع تشخيص مصلحت نظام، ماده 1041 ق.م. اصلاح گرديده است.”ماده واحده- ماده 1041 قانون مدني موضوع ماده 24 قانون اصلاح موادي از قانون مدني و تبصره آن مصوب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی رابطه نامشروع، عقد نکاح Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی قانون مجازات، نکاح و طلاق، دادگاه صالح