پایان نامه با واژگان کلیدی شعر معاصر، رشته حقوق، سیمین بهبهانی

دانلود پایان نامه ارشد

ر فته، نوعی اتحاد ارواح به شمار میرود که بر اساسی طرحی آسمانی، مقدر شده است. (ترحینی، 1995: 114) چنانکه جبران آن را «معبد روح مینامد که همراه درد و رنج قلب بشر را پاک میکند»(سلیمی،1384: 115) بنابراین عشق یکی از محورهای اصلی مکتب رمانتیک است که شاعر به آن پیوسته تا خلأ وجود خود را به وسیله آن پر کند و نقصهای درونیش را به واسطهی آن برطرف نماید. (ایوبی، 1984: 90)

فصل چهارم: معرفی حمید مصدق و نزار قبانی

1-4 زندگینامۀ حمید مصدق:
حمید مصدق شاعر و حقوقدان ایرانی بود. او بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد. چند سال بعد به همراه خانوادهاش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی هم مدرسه بود و با آنان دوستی و آشنایی داشت مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکده حقوق شد و در رشته بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشته حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشته فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانشآموخته شد و در دانشکده علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.
وی پس ار دریافت پروانه وکالت از کانون وکلا در دورههای بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاههای اصفهان، بیرجند و بهشتی را پی میگرفت.
در ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق اشتغال داشت و از ۱۳۶۰ تدریس حقوق خصوصی به خصوص حقوق تعاون. مصدق تا پایان عمر عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت. حمید مصدق در هشتم آذرماه ۱۳۷۷ بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت.
2-4 آثار حمید مصدق:
نخستین اثر وی منظومه‌ی بلند «درفش کاویانی» در سال ‌۱۳۴۰ منتشر و در همان سال توقیف شد؛ چاپ دوم آن در سال ‌۱۳۵۷ منتشر و بعد از انقلاب نیز به دفعات تجدید چاپ شد. دومین کتاب شعر مصدق، منظومه‌ی «آبی، خاکستری، سیاه» است که در سال ‌۱۳۴۳ منتشر شد. این منظومه حال و هوایی لیریک و درعین حال اجتماعی دارد و تاکنون ده‌ها بار توسط ناشران رسمی و مخفی در داخل و خارج از کشور تجدید چاپ شده است.
«در رهگذار باد» سومین منظومه‌ی مفصل مصدق نیز نخستین‌بار در سال ‌۱۳۴۷ به چاپ رسید و پس از آن بارها تجدید چاپ شد.
«از جدایی‌ها» ، «سال‌های صبوری»‌ و «شیر سرخ» ، از دیگر آثار شعری حمید مصدق هستند که به ترتیب در سال‌های ‌۱۳۵۸، ‌۱۳۶۹ و ‌۱۳۷۶ منتشر شده‌اند. مجموعه‌ آثار این شاعر معاصر نیز در سال ‌۱۳۶۹ در کتابی به نام «تا رهایی» گردآوری شده است که این مجموعه نیز بارها تجدید چاپ شده است. از او همچنین علاوه بر آثار شعری، کتاب «مقدمه‌ای بر روش تحقیق» (‌۱۳۵۱)، «مجموعه‌ی رباعیات مولوی» و «غزلیات حافظ» و چندین کتاب در زمینه‌ی حقوق نیز به یادگار مانده است.(ابو محبوب، 1387)

3-4 جایگاه حمید مصدق در شعر معاصر ایران:
شعر همیشه «دعوت» است. دعوت به برخاستن، دعوت به تغییر دادن، دعوت به تسلیم نبودن و اسیر نشدن. شعر مصدق رمانتیسم اجتماعی یا رئالیسم رمانتیک دارد. چون در مصدق، ایده آل ها با واقعیت ها آمیخته اند. مصدق همیشه از ایده آل هایش سخن می گوید؛ ایده آل های اجتماعی ، انسانی و … این است که خاطره ها و آرزوها را در شعرش زیاد می بینی، می خواهد بر واقعیت ها سر فرود آورد و بنابراین همواره می ستیزد تا واقعیت ها را بر اساس ایده آلها صورت دهد. خاطره، آرزو و ستیز، سه عنصر و خمیر مایۀ اساسی در سازمان دادن به نظام احساسی و فکری مصدق است. پس طبیعی است که یأس و ناامیدی را در آثار مصدق چندان زیاد نمی بینی. نه اینکه اصلا ً نیست، نه، مگر نمی گوید:
دیگر به اعتماد که باید بود؟
دیوار اعتماد فرو ریخت (در رهگذر باد: 5)
شعر مصدق«فریاد» می زند. وقتی دعوت باشد، ستیز باشد، شعرش بوی خون نمیدهد، امّا صدای فریاد از آن به گوش می رسد. هر چه به سمت آخرین مجموعه هایش پیش می روی، فریادش بیشتر است. آرزو باشد، آن وقت میخواهی فریاد نباشد؟!(ابو محبوب، 1387: 10-13)
شعر سهل و ممتنع ، شعری است که سُرایش آن آسان به نظر بیاید ولی تقلید کردن از آن در عمل دشوار و در حد محال باشد. یکی از ویژگی های شعر سهل و ممتنع ای است که واژه های بکار رفته در آن ساده، روان، زودفهم و بطور کلی نزدیک به زبان محاوره باشد.
بنابراین اشعاری مانند اشعار مشیری و حمید مصدق از نوع شعرهای سهل و ممتنع است.
مصدق از اواخر دهۀ چهل تا اوایل دهۀ پنجاه یکی از نامدارترین چهره های شعر معاصر بود. امّا دربارۀ او، نسبت به آوازۀ بلندی که کسب کرده بود نقد و نظر چندانی نوشته نشد.
زبان سهل و ممتنع حید مصدق باعث شد که کسانی در اظهارنظرهای سریع و کوتاه خود، وی را از همگِنان فریدون مُشیری و محمّد زهری به حساب آورند. با این همه سیمین دانشور بر این عقیده است که شعر مصدق ساده و صمیمی است؛ ولی از کسی تقلید نمی کند. به نظر وی، حمید مصدق خودش در شاعری، خداوند شیوه ای خاص است:
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
در نمونه ای که نقل شد، ملاحظه میشود که اشعار حمید مصدق بیشتر متکی به توصیف است. سالهاست که پارههایی از شعر مصدق، مانند آب روان در دشت خاطرات خلایق جریان دارد. حمید مصدق در دوران خفقان پهلوی دوم، به تدریج دفترهای شعرش را به بازار کتاب فرستاد. پارههایی از اشعار او را انبوهی از روشنفکران، دانشجویان و مردم فرهیخته میخواندند و تکرار میکردند ولی بیش از همه، این شعر او بر سر زبانها افتاد:
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مُشت رسوایان را باز نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد
چه کسی با دشمن بستیزد
چه کسی پنجه در پنجۀ هر دشمن درآویزد. (ابومحبوب، 1387: 304)
حمید مصدق دلیل عدم موفقیت بسیاری از شاعران معاصر را، بی بند و باری در سرایش شعری ذکر کرد. وی اعتقاد داشت که اگر شاعران، «خوب» شعر بگویند مردم هم از شعر آنان «خوب» استقبال خواهند کرد. مصدق افزود: یادمان باشد مردم با «نخریدن» شعرهای «بد» گویندگانش را «مجازات» میکنند.
مصدق نه تنها شاعری درون گرا و منزوی نبود بلكه به فراخور رشته تحصیلی و شغلش، انسانی با حساسیت های بالای اجتماعی و سیاسی بود و بسیار به تشكیل انجمن های ادبی و شركت در آنها علاقه داشت و اغلب خودش نیز محور قرار میگرفت. بدلیل همین روحیه اش، عمدتاً جلسات و انجمن ها ادبی تشكیل می داد؛ مانند انجمن صائب در اصفهان و انجمن امید در تهران و همچنین مجامع دیگر. اعضای انجمن امید عبارتند از: مصدق، اخوان، بهبهانی، حقوقی و سپانلو؛ كه این انجمن تا امروز هم ادامه دارد و اسم آنرا به خاطر اخوان، امید گذاشتند.
محمدعلی سپانلو در پیرامون فعالیت سیاسی مصدق او را شاعری معتدل می داند و می گوید: «حمید فعالیت های سیاسی اش در حد همین فعالیت های علنی بود كه ما می بینیم؛ یعنی همان سالهایی كه شعر او در دانشگاهها خوانده می شد حتّی آن جنبش های گاهی مسلحانه كه بود، حمید اصلا دخالت نداشت و همیشه می گفت: شعر من عاشقانه است ، نه اینكه برداشتید آنرا سیاسی كردید. در دوره ی عمرش هم با گرایش ملی گرائی معتدل زندگی كرد.» (همان: 34-35)
اوج حساسیت های سیاسی او زمانیست كه شعر(آبی،خاكستری،سیاه) منتشر شد و حرفهای زیادی پیرامون آن و شعرش شایع شد. سیمین بهبهانی در این باره میگوید:« شگفت نیست كه این اشارت و پایان بر انگیزاننده و آگاهی دهنده ی آنرا جوانان آرمان خواه یك تعبیر سیاسی تلقی كردند و همه جا شایع شد كه حمید مصدق را برای قصیده ی آبی، خاكستری، سیاه گرفته اند. و البته كه چنین نبود و در اوّلین ملاقاتی كه با او داشتم این مطلب را در میان گذاشتم، به سادگی خندید و گفت: «از اینگونه شایعات زیاد است ،من به مدت دو ماه طعم زندان سیاسی را چشیده ام، امّا مطلب كلّی تر از این بوده است.»(همان: 37)

4-4 زندگینامۀ نزار قبانی:
نزار قبانی در سال ۱۹۲۳ در شهر دمشق پایتخت سوریه چشم به جهان گشود. دروس ابتدایی و مقطع دبیرستان را در همین شهر گذراند. سپس در رشته حقوق دانشگاه دمشق مشغول به تحصیل شد و توانست در سال ۱۹۴۵ مدرک کارشناسی خود را بگیرد. پس از اتمام تحصیلات، به جای پرداختن به حرفه وکالت بر آن شد تا به هیأت دیپلماتیک سفارت سوریه در قاهره بپیوندد و چند سالی در سفارتخانه کشورش در ترکیه، انگلیس، لبنان و اسپانیا مشغول به کار بود. همزمان با انجام امور سیاسی به سرودن شعر نیز پرداخت تا جایی که در سال ۱۹۶۶ تصمیم گرفت میان سیاست و شعر یکی را برگزیند پس جانب شعر را گرفت و از کلیه سمت های سیاسی اش استعفا داد. انتشار اولین دیوان شعر تحت عنوان « قالت لی سمراء » (سمرا به من گفت) با استقبال گسترده مردم مواجه شد و او را به سرودن اشعار هرچه بیشتر تشویق کرد. نزار قبانی در شعرهای اولیه اش، با استادی تمام روحیات و خصوصیات زن را وصف کرد که در میان خاص و عام به شاعر زن شهرت یافت. برخی معتقدند تعلق خاطر او به موضوع زن ناشی از دو مسأله و حادثهای است که به شدت در روح و روان او تأثیر فراوان گذاشت. حادثۀ اول به خودکشی خواهرش وصال بر میگردد که در عشق خویش ناکام ماند و چارهای جز انتحار نیافت و حادثۀ دوم به ترور همسر عراقیاش به نام «بلقیس الراوی» باز میگردد که در جریان بمبگذاری یک گروهک مخالف رژیم عراق در سال ۱۹۸۱ در سفارت این کشور در بیروت جان باخت. این دو حادثه چنان تأثیری بر روح بی آلایش نزار قبانی گذاشت که شعرهای اولش را به موضوع زن اختصاص داد. عشق قسمت عمدۀ آثار نزار را در بر میگیرد. خود او چنین اعتراف می کند؛ «من از خانوادهای هستم که شغل آنها عاشقی است. عشق با کودکان این خانواده زاده می شود، همان گونه که شیرینی با سیب متولد می شود. وقتی به یازده سالگی می رسیم عاشق می شویم و در دوازده سالگی دلتنگ می گردیم و در سیزده سالگی از نو عاشق میشویم و در چهارده سالگی دلتنگ می گردیم و در چهارده سالگی دلگیر و دلتنگ. در خانواده ما هر طفلی در سن پانزده سالگی پیر است و در کار عاشقی صاحب طریقهای». (قبانی، 1336: 66)
نزار در پی کشته شدن همسرش بلقیس در سال ۱۹۸۱ قصیده یی می سراید. او در این قصیده لطیف ترین احساسات شاعرانه خویش را برای خواننده بیان می کند و کشته شدن همسرش را بهانه یی برای محکوم کردن فتنه ها و تفرقه های موجود بین عرب ها قرار می دهد. آنجا که می گوید؛ «اگر آنان درخت زیتونی را از ربع قرن پیش آزاد کردند یا میوه لیمویی را بازگرداندند و پلیدی را از تاریخ محو نمودند، از قاتلان تو تشکر خواهم کرد ای بلقیس، اما آنان فلسطین را ترک کردند تا آهویی را بکشند.»
با کشته شدن بلقیس، نزار راهی سوئیس می شود. پس از چندی به فرانسه و سپس به لندن، شهری که همیشه برایش مظهر آرامش و زیبایی بوده، می رود. در این شهر نزار همچنان به سرودن اشعارش ادامه می دهد. کتاب های شعری او یکی پس از دیگری در کشورهای عربی چاپ و خوانندگان با شور و ذوق زایدالوصفی این کتاب ها را خریده و می خرند. شهرت نزار در سراسر جهان عرب زبانزد خاص و عام شده بود. او دیگر به سوریه تعلق نداشت، جهانی او را می طلبید. نزار در آوریل ۱۹۹۸ در لندن چشم از جهان فروبست. اما مردم همچنان خاطره نزار را که با صدای آرام ولی پراحساسش اشعارش را می خواند به یاد دارند. جسد نزار قبانی به دستور حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه با احترام نظامی و تشریفات رسمی بر دوش هزاران نفر از دوستداران شعرش در دمشق زادگاه او به خاک سپرده شد.

5-4 آثار نزار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی شاعران معاصر، زین العابدین، شورهای اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نقد تطبیقی، شعر عاشقانه، شفیعی کدکنی