پایان نامه با واژگان کلیدی شاعران معاصر، زین العابدین، شورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

ر این باور است که اثر هنری تنها وقتی نگیسته میشود وجود دارد.(مصطفی رحیمی، 1356: 3)

4-3 ژرفساخت ادبیات متعهد عرب:
ادبیات متعهد که در زبان عربی به آن «الادب الملتزم» میگویند از جمله اصطلاحاتی است که بر اثر شکوفایی مکاتب ادبی در قرن نوزدهم میلادی در اروپا پدید آمد، یعنی پس از پدید آمدن مکتب رمانتیک و مکاتب ادبی پس از آن.
بحث تعهد در ادبیات عربی در یک قرن گذشته تحت تأثیر مکاتب اروپایی پدید آمد و بر اثر شرایط خاص حاکم بر این کشورها که مهمترین آنها استعمار غربی و اوج گرفتن مبارزات اجتماعی بود، این نوع ادبیات در خدمت این مبارزات درآمد و آزادی از بند استعمار و مصائب و مشکلات مردم، از موضوعات محوری در آثار شاعران و نویسندگان عرب زبان گردید.
مهمترین موضوعی که شاعران به آن میپرداختند تکیه بر ملیت و بهطور خاص ناسیونالیسم عربی در برابر سلطه کشورهای غربی بر کشورهای عربی بود در نتیجه پرداختند به قومیت عربی و گاهی نیز مسائل و مشکلات اجتماعی و مسائل انسانی و اخلاقی معیار التزام در ادبیات معرفی گردید. لذا بسیاری از ناقدان عرب تعهد در ادبیات را به معنای تعهد در قبال انسان و جامعه و مسائل و مشکلات اجتماعی دانستهاند. محمد غنیمی هلال نویسنده ناقد فقید، از جمله کسانی است که درباره التزام در ادبیات در آثارش به تفصیل سخن گفته است وی دراین باره مینویسد:« مقصود از التزام شاعر، ضرورت مشارکت فکری و هنری او در مسائل ملی و انسانی و درد و رنج مردم و امید و آرزوهای آنان است.» (غنیمی هلال، 1998: 456).
وی در جای دیگر، موضوع تعهد در ادبیات را اخلاق و مسایل اخلاقی در نظر گرفته، می نویسد: «ادبیات متعهد ادبیاتی اخلاقی است؛ ولی با ویژگی های فنی و هنرمندانه که اخلاق و تربیت را تابعی از زیبایی در ادبیات مطرح می سازد.» (غنیمی هلال، 1998 قضایا معاصره: 147) .
شوقی ضیف نیز پایبندی به مسائل اجتماعی را برای نویسنده یا شاعر ضروری میداند و مینویسد:
«حقیقت آن است که ما امروزه در عصر مبارزه به سر می بریم و ادیب نیز باید همراه با ملت خویش مبارزه کند و اصلاً عاملی مؤثر در این مبارزه باشد و انگیزه و افکار و اصول خویش را از مبارزات اجتماعی الهام بگیرد و با آن پیوندی ناگسستنی داشته باشد و بدیهی است که جدایی شاعر از ملت خویش و مسایل آنان و انزوای او، موجب می گردد که از مسئولیت خویش در قبال جامعه ای که در آن زندگی می کند و زندگی خود را مدیون آن است شانه خالی کند.» (ضیف، دون تاریخ: 192).
هرچند دین و اخلاق از دیر باز معیاری برای تعهد در ادبیات شناخته شده است، ولی تکیه بر دین و مذهب و آموزهها و گرایشهای اسلامی در قرن گذشته از سوی شاعران و نویسندگان مسلمان در کشورهای اسلامی و بهخصوص در کشورهای عربی مورد توجه بوده است. بسیاری از شاعران و نویسندگان مسلمان، تعالی انسانها و رهایی ملتها از بند استعمار و نجات مردم از مصائب و مشکلات اجتماعی را در گرو پایبندی به تعالیم اسلام دانستهاند و گرایش به اسلام را به عنوان تنها انتخاب باقی مانده فراروی کشورهای اسلامی و حتی جهان در ادبیات اسلامی وارد کردهاند.
پایبندی به گرایش های اسلامی و اعتقاد به این که ادبیات متعهد در حقیقت همان ادبیات اسلامی است به صورت یک طرز تفکر دارای طرفداران فراوان و بسیار جدی با استدلال های قابل تأمل است. ولی باید توجه داشت که در مقابل، صرف نظر از دیدگاه های مغرضانه و غیرعلمی، گاهی دیدگاه هایی وجود دارد که اصل گرایش های دینی در ادبیات متعهد را به کلی مورد تردید قرار می دهد. غنیمی هلال در این باره می نویسد: «تبلیغات دینی یا مذهبی، نباید مبنایی برای تقویت اثر ادبی قلمداد گردد؛ به طوری که ادبیات به وسیله ای برای تقدیس نوع خاصی از شعایر دینی یا مذهبی یا حزبی تبدیل شود و ارزش خود را از خارج از محدودة ادب کسب کند» (غنیمی هلال، 1998: 152).

5-3 ژرفساخت ادبیات متعهد در ایران:
دکتر فرشیدورد در کتاب دربارۀ نقد ادبی مینویسد: بیشک شعری که متعهد باشد و هنری که ارزش اخلاقی و اجتماعی داشته باشد اهمیت بیشتری دارد زیرا دارای دو جنبه است هم جنبه زیبایی و هنری دارد و هم جنبه اجتماعی و اخلاقی؛ بنابراین، در دیدگاههای ارائه شده موضوعات گوناگون دینی، اخلاقی، انسانی، ملی و اجتماعی به عنوان معیارهای تعهد در ادبیات مطرح گردیده؛ ولی عمده دیدگاهها برمحور مسائل ملی، اخلاقی، اجتماعی میچرخد و بسیاری از صاحبنظران بر مشکلات اجتماعی و ملی مردم سرزمینی که شاعر به آن تعلق دارد تکیه میکنند. (فرشیدورد، 1363: 97)
برخی از نویسندگان در تعریف ادبیات متعهد کوشیدهاند پا را از مسائل وطنی و ملی فراتر نهند آن را به مسائل جامعه بشری سرایت دهند و به قول معروف فراملی به آن بنگرند. عبدالحسین فرزاد مینویسد:
«آنچه از مسأله تعهد امروزه در جهان دانسته میشود، نگران بودن نسبت به سرنوشت بشر است، در هرکجا که باشد، هر مرام و مسلکی که داشته باشد و از هر نژاد و محیطی که باشد.» (فرزاد، 1376: 75).

6-3 گفتاری در باب عشق:
1-6-3 عشق از دیدگاه عرفانی:
عشق و محبت از مهمترین مباحث عرفان نظری و عملی است. در واقع تجلی عشق است که تمام مراتب خلقت را ایجاد میکند و به ظهور میرساند، و در مسیر کمالیة موجودات به سوی نیز همین عشق است که ایجاد حرکت و کمال میکند و مرتبه به مرتبه آنها را تا خود حق میرساند.(آل رسول، بیتا: 157)
عرفا گویند اگر عشق عالی نمیبود، موجودات مضمحل میشدند و آنچه حافظ ممکنات و معلولات نازاد است، عشق است(عشق عالی) که ساری در تمام ممکنات و موجودات جهان هستی میباشد، زیرا همه موجودات عالم طالب و عاشق کمالاند و غایت این مرتبه از عشق تشبیه به ذات خدای متعال است. مولوی میگوید:
عشق چون شد بحر را مانند دیگ
عشق بشکافد فلک را صد شکاف (شاکر، 1388: 228)
صوفیان، عشق را فرض راه و طریقت دانند، زیرا که بنده را به خدا رساند «چه حیات و ممات سالک عشق است»(گوهرین، 1382: 136)
عشق یکی از مقامات عرفانی است که عطار در هفت وادی سلوک آن را اولین وادی شمرده است و مفهوم آن در کتب صوفیان آمده است. اهمیت آن چنان بود که کتب متعدد در این زمینه تألیف گشت و عشق از نظر نظامی و بسیاری از متفکران وشاعران ایرانی از قرن ششم به بعد از جمله عطار و مولوی و سعدی و حافظ یک حقیقت واحد است. معنایی است که در همه موجودات عالم ساری است(پورجوادی، 1372: 174)

2-6-3 انواع عشق در ادبیات عرب(عشق عذری و عشق اباحی):
غزل إباحی (که بیشتر در شهرها رایج بود) در حقیقت آن است که شاعر در آن با گستاخی تمام بدون هیچ پوششی هرچه در دل دارد می گوید. شاعر إباحی در پی ماجراجویی عاشقانه است. به بیان دیگر هرجا زن زیبایی بیابد، عاشقش می شود. بنابراین شاعر غزل اباحی ممکن است در آن واحد به چند معشوق عاشق باشد.
البته غزل إباحی در عصر امویان با مقاصد سیاسی و کم رنگ کردن عفت عمومی دنبال می شد. شاید بدان جهت شاعران را در کار غزل گستاخانه آزاد می گذاشتند که در پی نقد اجتماعی و سیاسی نروند. زیرا ما در همان زمان شاعر سیاسی بزرگ عرب، فرزدق را داریم که قوی ترین قصیده او در مدح امام زین العابدین (ع) است. او در این قصیده به طور صریح و با رشادت کامل، بنی امیه را می کوبد و با شهامت می گوید؛ این شخص (زین العابدین) از آن خاندان است که عشقً به آنان عین دین و دشمنی با آنان خود کفراست.(مصاخبهکننده: روزنامه اعتماد، مصاحبه شونده: عبدالحسین فرزاد، 1386)
درسده قرن سوم درمقابل غزل اباحی و غزل مذکر که شرح روابط گناه آلود و بازتاب تباهیها ومفاسد اخلاقی جامعه آن روز بود، نوعی غزل پاک وعفیف که شباهت بسیار به غزل عذری داشت ،در این دوره به وجود آمد و مفهومی نوین از عشق به ادبیات عاشقانه راه یافت . در این نوع غزل شاعر به وصف جسمانی معشوق و شرح ماجراهای عاشقانه نمی پردازد و یکایک اعضای بدن او را همچون برخی شاعران جاهلی نمی ستاید. بلکه وی با شرح عواطف و احساسات درونی خود ، بیشتراز ماهیت عشق وتأثیر معجزه آسای آن درعاشق سخن می گوید . عشقی نشأت گرفته از عقاید مذهبی که از هرگونه هوس وگناه پیراسته است و شاعر در راه آن همه چیز خود حتی جانش را فدا می کند و به گفته مطیع بن ایاس « عشقی درون سوز وجانگداز که آهن و فولاد را می گدازد واگر عاشق در راهش بمیرد، شهید مرده است »( بغدادی ، 1349: 225)
غزل عذری یا بدوی که عاشق و معشوق هر دو پاکباز و عفیف هستند. در حقیقت تمایل به جنس مخالف تمایلی غریزی و طبیعی است که نقطۀ کمال آن ازدواج است.
نکته مهم در این نوع عشق این است که تنها یک زن در زندگی شاعر وجود دارد و نه بیشتر. حالا این زن زشت باشد یا زیبا، فرقی نمی کند. شاعر به او وفادار است و او را زیباترین می بیند.

3-6-3 جایگاه عشق در غزل معاصر ایران و عرب:
در تعاریف کلاسیک و سنتی عمولاً غزل را شعر کوتاهی میدانند که حداقل چهار و حداکثر بیست بیت است و دو مصراع اول هم قافیه استو این قافیه در مصراع چهارم و ششم و تا آخر ادامه دارد و در پایاین معمولاً شاعر نام خود را میآورد که تخلص نامیده میشود. اما این تعریف با آنچه در دوره معاصر با آن مواجه هستیم کمی متفاوت است. امروزه بیشتر از آنکه قالب و تعداد ابیات شعر، ملاکی برای غزل بودن و یا نبودن شعری قرار بگیرد محتوا و مضمون و فضای عاطفی و حسی شعر است که نوع آن را مشخص می سازد؛ حال آنکه ممکن است این شعر، حتی در قالبی آزاد و به اصطلاح شعر حر یا سپید سروده شود. آنچه در معنی باعث اطلاق نام غزل بر نوعی از اقسام شعر میشود، در درجه اول، موضوع شعر است نه قالب ظاهری آن؛ از اینرو، اگر قطعه شعری از لحاظ فنی و ساختاری به صورت غزل و از لحاظ معنی در موضوع دیگری غیر از عشق گفته شود، در حقیقت غزل نیست. با این تعریف میتوان گفت: منظور از غزل، شعر عاشقانه است؛ حال چه در قالب سنتی و چه در قالبهای جدید شعری.(یزدان پناه، متولی، 1390: 170)
عشق و امید یکی از چشماندازهای در شعر شاعران معاصر ایران است. شاعران معاصر رسالت خود را در نواختن نغمههای شور و امید در جان انسانیت میدانند اما نه امیدی کاذب و فریبنده؛ شاعران امروز حتی مرگ را بقا در طبیعت و تداوم چرخش هستی و زندگیبخش خواندهاند.
چه بسا که این شاعران نابینای دردها نیستند، بلکه دردها و ناکامیها را دیده دریافتهاند ولی بازنتاباندهاند و بالعکس در اشعارشان واژه هایی چون: باران، پنجره و… نمادها و سمبلهای حاکی از نوعی امید و خوشبینی را ارائه دادهاند تا روح حیات و زندگی خواهی را در خوانندگان شعر خویش بدمند و آنان را در بهتر شدن زندگی امیدوار سازند.( کیخانی فرزانه، 1390: 192) از مهمترین شاعران معاصر ایران که عشق و امید از مهمترین درونمایه شعری آنهاست عبارتند از: نیما یوشیج، احمد شاملو، سیمین بهبهانی، سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث، حمید مصدق و…
عشق یکی از مضامین بسیار رایج شعر رمانتیکی است که شاعران معاصر عرب، در مظاهر مختلف آن تحت تأثیر رمانتیک غرب قرار گرفتهاند. عشق رمانتیکی معمولاً با خوشبینی شاعر مرتبط است، از این لحاظ دارای یک بعد روحی است که در آن غالباً یک تجربهی فیزیکی همراه یک تجربه متافیزیکی به صورت همزمان، وجود دارد. شاعر رمانتیک دوست ندارد در یک حالت ثابت درونی بماند و تلاش میکند که به بالاترین حالتهای روحی دست یابد. رمانتیکها زیباییهای زن را به وفور در شعر خود وصف کردهاند و هر آنچه را که در عشق به او شایسته دانستهاند، بیان کردهاند. عشق رمانتیکها معمولاً از بیان هوی و هوسهای غریزی به دور است. از نظر آنان عشق یک سرچشمه ابدی است که شاعر از طریق آن به حقیقت هستی پی میبرد و حجاب تن را کنار میزند. به باور آنها، با اکسیر عشق و آزادی است که روح شکفته می شود. از نگاه آنها اگر عشق نبود، شاخههای زندگی برهنه، بی برگ و بی ثمر و بدون لطافت و شادابی می مرد. عشق حالتی است که رمانتیکها، آگاهانه در آن به حرکت درمیآیند و با عشق به زن تکامل مییابند. (الحاوی، 1971: 179) از نظر آنان جانی که از عشق خالی باشد، پژمرده میشود و میمیرد.
عشق در ادب رمانتیک دارای مقام ویژهای است و از علایق جسمانی فراتر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اگزیستانسیال، ناخودآگاه، اصالت وجود Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی شعر معاصر، رشته حقوق، سیمین بهبهانی