پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، ایدئولوژی، سیاست خارجی ایران، نظام اعتقادی

دانلود پایان نامه ارشد

اقدام و رفتار نمی کند و لذا برای درک آن می بایست به عقلانیت های ارتباطی – اخلاقی و انتقادی – استعلایی که نقش تعیین کننده ای در تبیین انگیزه ها و رفتار ایران در عرصه سیاست خارجی ایفا می کنند تکیه نمود .
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و منطق مسئولیت
در نظریه انتقادی (برخلاف انگارههای جریان خردگرایی) ، علت و انگیزه رفتار کشورها محصول اقدامات و رفتارهای گوناگون در جهت رسیدن به اهداف پیشینی و از قبل تعیین شده و ثابت نیست . بلکه سیاست خارجی کشورها به منزله بازیگران اجتماعی تحت تاثیر مقولاتی نظیر الگوهای رفتاری ، میزان سازگاری و انطباق پذیری اقدامات با اصول همزیستی و تفاهم ، موازین اخلاقی-ارتباطی قرار داشته و در نتیجه مقبولیت و مشروعیت آن ها مبتنی بر وظایف و تکالیف انسانی و اخلاقی ناشی از محیط اجتماعی است .
بر همین منوال مهم ترین و بنیادی ترین قوام دهندگان این بافت و بستر اجتماعی نیز ساختارهای غیر مادی مانند زبان ، گفتمان ، هنجارها ، ارزش ها ، ایدئولوژی و فرهنگ هستند. از همین رو منطق اقدام و رفتار سیاست خارجی در نظریه انتقادی را میتوان منطق مسئولیت نامید.(دهقانی فیروز آبادی ، بهار : 139)
از این دریچه منطق مسوولیت در مقابل منطق نتیجه قرار گرفته و خود را به عقلانیت ابزاری و معادلات مبتنی بر سود و زیان آن محدود نمی کند و در نتیجه فضایی گسترده تر از منطق نتیجه را پیش روی تصمیم سازان سیاست خارجی می نهد . زیرا تمرکز صرف بر چنین تلقی از عقلانیت ، وجوه دیگر عقلانیت برای هدایت سیاست خارجی کشورها و مناسبات بین المللی را نادیده گرفته و سایر ابعاد و جنبه های حیات بشری را به کنش هدفمند و توانایی دستیابی به اهداف و آماج فرو می کاهد .( دهقانی فیروز آبادی ، بهار : 134)
بنابراین با درنظر داشت ویژگی های منطق مسئولیت میتوان چنین استنباط کرد که جمهوری اسلامی کنش ها و رفتارهای خارجی خود را لزوما مبتنی بر پیامدها و نتایجی که برای اهدافش دارد ، انتخاب نمی کند. بلکه ، بر عکس ، اقدامات و کنش های سیاست خارجی ایران بر مبنای مسوولیت یا تکلیف و رسالت آن مبتنی بر رهایی و رهایی بخشی صورت می گیرد. بگونهای که گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر منطق مسئولیت پذیری و در راستای ‌سیاستهای ضد هژمونی ، وحدت و همبستگی اسلامی و استقلال و خودکفایی است. (قوام ، 1393 : 16 )
به عبارت دیگر دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در فرآیند سیاستگذاری و تصمیم گیری خود را کنشگری رسالت مدار میداند (نه هدف محور) که به چگونگی انجام وظیفه و ادای تکلیف می اندیشد (نه چگونگی تامین اهداف و منافع پیشینی).
سياست خارجی جمهوری اسلامی ایران و ساختار نظام بين الملل
در بررسی موقعیت کشورهای جهان در عرصه سیاست بین المللی ، ایران در زمره کشورهایی است که سیاست خارجی آن با موضوعات و مسائل بسیار متنوع و پیچیده ای روبروست. ماهیت و ساختار متمایز حکومتی(نظام دینی)، جبر ژئوپلتیک و ژئو اکونومیک(قرار گرفتن در خاورمیانه) ، پیگیری اهداف و آرمان های بنیادین(اسلامی-انقلابی) همگی از جمله عواملیاند که ملاحظات خاصی را متوجه سیاست خارجی ایران می نمایند و موجب می گردند سیاست خارجی این کشور در صحنه گسترده ای از محیط بین الملل و با عنایت به مسائل منطقه ای و بین المللی مختلف ، جایگاه و موقعیت خود را شناسایی و تعریف نماید.
بدیهی است که این درهم تنیدگی و تاثیر و تاثرات فرامرزی نهایتا وضعیت خاصی برای دستگاه سیاست خارجی ایران فراهم می نماید که بسته به نوع موضع گیری و اقدام در صحنه بین المللی می تواند به فرصتها یا تهدیداتی برای مجموعه کل نظام سیاسی کشور مبدل شود. در همین زمینه اشاره به برخی کلیات که شاکله عمومی سیاست خارجی کشور را تشکیل میدهد ضروری بنظر می رسد.
طبق یک تقسیم بندی منطقی سیاست دولت ها اصولاً یا به امور داخلی مربوط می شود یا به امور فرامرزی؛ که طبق این دسته بندی اصطلاح سیاست خارجی در مقابل امور داخلی به کار می رود. در خصوص سیاست خارجی تعاریف زیادی ارائه گردیده است . سیاست خارجی64 به اجمال عبارت است از خط مشی و روشی که دولت در برخورد با امور و مسایل خارج از کشور برای حفظ حاکمیت و دفاع از موجودیت و [تعقیب و تحصیل] منافع خود اتخاذ می کند.(منصوري ، همان :11)
به بیان دیگر سیاست خارجی عبارتست از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین ، در چارچوب منافع اصلی و در محیط بینالمللی از سوی دولت ها انجام میپذیرد. بنابراین سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت ها باشد.(مقتدر، همان : 132-131)
در همین چارچوب اهداف و راهبردهای سیاست خارجی را تصمیم سازان و حاکمان رسمی دولت ها ترسیم میکنند تا اینکه بتوانند یا وضع بینالمللی موجود را به سمت منافع خود تغییر دهند و یا در حفظ آن بکوشند. اهداف سیاست خارجی65 حاصل تحلیل مقاصد66 و وسایل67 نیل به اهداف می باشد. دریک نگاه کلی گرچه اهداف روشن و واقعی سیاست خارجی از کشوری به کشور دیگر متفاوت بنظر می رسد ، با این همه می توان گفت همه کشورها دارای اهداف زیر می باشند:
هدفهای کوتاه مدت68 و حیاتی: منافع و ارزش های حیاتی از جمله این اهداف به شمار میآیند و غالبا با حفظ موجودیت یک واحد سیاسی بیشترین ارتباط را دارند. زیرا آشکار است که واحدهای سیاسی بدون حفظ موجودیت خود نمیتوانند به دیگر هدفها دست یابند. تعیین دقیق ارزش یا منافع حیاتی در کشوری خاص، بستگی به ایستارهای سیاستگذاران آن کشور دارد. در این زمینه میتوان مواردی نظیر استقلال ، امنیت ملی ، یکپارچگی سرزمین ، رفاه اقتصادی و حفظ و تقویت شیوه زندگی را بیان نمود.
هدفهای میان مدت: این هدفها زمان بر هستند و بعد از اهداف کوتاه مدت دارای اولویت هستند. در این باره می توان به برتری منطقهای ، تضعیف مخالفت ها و توسعه فرصت های اقتصادی در سایر نقاط اشاره نمود.
هدفهای بلندمدت که عبارتند از طرحها ، آرمان ها و پندارهای مربوط به سازمان سیاسی یا ایدئولوژیک غایی در نظام بینالمللی ، قواعد حاکم بر روابط درون نظام مزبور و ایفای نقش دولت های خاص در این نظام.
توضیح بیشتر اینکه تفاوت بین هدفهای میانمدت و بلندمدت تنها به تفاوت در عامل زمان که ویژگی ذاتی آن هاست مربوط نمی شود بلکه همچنین میان آن ها تفاوت مهمی از حیث دامنه وجود دارد. دولت ها به هنگام پافشاری بر هدفهای میانمدت، درخواست هایی خاص از دولت هایی خاص دارند؛ اما در تعقیب هدفهای بلندمدت، برنامه ها و درخواست های دولت ها معمولا جهانی است.(سجادپور، همان : 8-56 )
مقولات بیناذهنی مؤثر بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
روی هم رفته در بررسی سیاست خارجی و عوامل و عناصر تأثیر گذار بر ساخت و ماهیت آن به متغیر های متعددی توجه می شود. در این میان گرچه تصمیمگیرندگان نقش اساسی را در فرایند سیاستگذاری خارجی ایفا میکنند ، اما این بدان معنی نیست که هدفها و منافع اصلی بدون پشتوانه از اذهان سیاستگذاران تراوش کرده و به‌صورت سیاست ها و جهتگیریهای خاصی به‌ مورد اجرا درآیند . بلکه پارامترهای متعددی در بوجود آمدن آن ها دخیل می باشند که کشورها در تدوین و اجرای سیاست خارجی شان ناگزیرند عوامل و شرایط را در نظر بگیرند و آنگاه به تصمیم گیری و اجرای سیاست خارجی بپردازند.
ارزش‌ها و اعتقادات
سیستم اعتقادی و نظام ارزشی یک دولت ، از این لحاظ حائز اهمیت است که تصویری از کارکرد نظام بینالمللی و نیز موقعیت یک دولت در قبال سایر دولت ها بهدست میدهد. بر همین اساس، برخی از رفتارهای بینالمللی توسط برخی دولت ها مورد طرد و انکار واقع می شود و پارهای دیگر بگونه ای مورد تفسیر مجدد قرار میگیرد که با نظام اعتقادی و ارزشی حاکم بر جامعه سازگار باشد. این واقعیت را نیز نباید نادیده گرفت که نظام اعتقادی و بطورکلی ارزش ها و هنجارهای یک کشور ، در بسیاری از موارد محدودیت های بسیاری در عرصه انتخاب راهحلهای گوناگون در سیاست خارجی بوجود میآورد. آثار این محدودیت ها را میتوان در انعقاد قراردادها و عضویت در اتحادها و ائتلافهای مختلف مشاهده کرد.( قوام، 1372 : 135)
در حقیقت چشم انداز اصلی سیاست خارجی کشورها نشان دهنده اهداف و طرز تفکر آن هاست. این عامل کشورها را از نظر برقراری روابط دیپلماتیک محدود می کند. به این معنا که کشورها بنا به الزامات ایدئولوژیک و هنجارهای اصلی خود حتی ممکن است مجبور به قطع روابط دیپلماتیک با برخی از کشورها و راغب به برقراری رابطه با برخی دیگر از کشورها شوند. عامل ایدئولوژیک در معنای عام آن بقدری با اهمیت است که در برخی موارد میتواند آتش جنگ بین کشورها را شعله ور نماید . مانند ایدئولوژی فاشیسم که به علت تضاد با ایدئولوژیهای کمونیسم و لیبرالیسم ، یکی از عوامل آغازکننده جنگ جهانی دوّم محسوب می شود.
بر همین اسلوب مهم ترین شاخصه و ویژگی نظام اعتقادی و ارزشی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مربوط به ماهیت اسلامی آن می باشد که هم از حیث نظری و هم جنبه عملی آن را از سیاست خارجی سایر کشورها متمایز می سازد . این موضوع سبب شده در عرصه بین المللی ، جمهوری اسلامی ایران نسبت به مصالح اسلامی و به تبع آن منافع بشری نیز حساسیت داشته و اهدافی فراتر از اهداف ملی را مدنظر قرار دهد . به دیگر سخن ، ماهیت اسلامی نظام ایران و ایدئولوژی مشروعیت بخش آن بر وجوه مختلف داخلی و خارجی نظام سیاسی ایران تاثیر داشته و یکی از مقولات بیناذهنی موثر بر سیاست خارجی ایران محسوب می شود . “ما در سیاست خارجی خود همواره حافظ ارزش هاي انسانی ، حیثیت و اعتبار و منافع مستضعفین و مسلمین هستیم و خود را موظف به دفاع از آن ها می دانیم .مبارزه با استکبار جهانی و دفاع از حقوق و حیثیت انسان ها در جهان براي ما بعد اعتقادي و رسالت الهی دارد ، نه این که جنبه هاي سیاسی و تاکتیکی به معناي رایج و متعارف داشته باشد . زیرا ما به عنوان یک مسلمان حافظ منافع و مدافع حیثیت و ارزش هاي انسانی هستیم.” ( منصوري ، همان : 3)
همین امر سبب میشود تا حمایت و کمکرسانی به جوامع محروم و کشورهای در حال توسعه(مسلمان و غیرمسلمان) بر اساس ارزشها و الگوهای انسانی برخاسته از جهاننگری اسلامی اهمیت ویژهای یابد. کمک رسانی به کشورهای غیر مسلمان در حال توسعه نظیر ونزوئلا و یا برخی کشورهای آفریقایی غیر مسلمان مانند اتیوپی در این چارچوب معنا می یابد.
بازتاب این تاثیر را در عرصه بین المللی می توان در ظهور گفتمان اسلام سیاسی در مناسبات بین المللی نیز ملاحظه نمود که به صورت مولفه ای جدید در روابط بین‌الملل ، مفروض اصلی نظریه‌های سکولار روابط بین‌الملل (مبنی بر عدم تأثیر دین بر تحولات بین‌المللی) را مخدوش کرده است . زیرا پیش از انتشار گفتمان دینی از سوی جمهوری اسلامی ایران هیچ‌یک از نظریه‌های بین الملل ، نقش تعیین‌کننده برای دین در سیاست بین‌الملل قائل نبودند. (سیمبر ، 1391 : 18) می‌توان گفت که با ورود دین و دینداری در عرصه سیاست خارجی مفاهیمی همچون عدالت که تا پیش از آن به‌شکل مضیق و در قالب نظریات مادی تعریف می گردید، در قالب مفاهیم دینی و با تعریفی جامع معنا گردید.(همان)
زمینههای تاریخی ، فرهنگی و اجتماعی
آمیختگی و تاثیرگذاری پارامترهای برآمده از مولفه های تاریخی، فرهنگی بر سیاست خارجی ایران نیز به صورتهای مستقیم و غیرمستقیم بر تصمیمسازیها و تصمیمگیرندگان سیاست خارجی به خوبی مشهود می باشد . در واقع سیاست خارجی برای بقا و موفقیت خود باید سازگاری لازم با این عناصر را بعنوان پشتوانه های نظری داشته باشد. برای نمونه تجربیات تاریخی و سوابق مشترک فرهنگی-اجتماعی ایرانیان در برقراری ارتباط با همسایگان خود می تواند در اتخاذ همکاریها و ایجاد تعامل نزدیک و شکل گیری سیاست همگرایی منطقه ای نقش بسزایی ایفا نماید. همچنین زمینههای تاریخی و تجربه مشترک ایران و کشورهای درحال توسعه در مواجهه با استعمار نیز عاملی جهت شکل دهی ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران میباشد.
در همین راستا امام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، واقع گرایی، انقلاب اسلامى، نظام بین الملل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انسان شناسی، نظام ارزشی، توسعه هزاره