پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، زیست جهان، مصالح اسلامی، نظام بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

اخلاقی بودن محتوای انقلاب میفرمایند: “محتوای این انقلاب ، اسلام و اخلاق اسلامی و اخلاق انسانی و تربیت انسان ها بر موازین انسانیت بوده است .”( صحیفه نور ، همان : 251)
موضوع محرومیت ستیزی علاوه براینکه یکی از شاخصهها و اصول رفتاری بنیادین سیاست خارجی از منظر اخلاق و مسئولیت انسانی محسوب میگردد ، بلکه جایگاه ویژهای در خصوص تعریف راهبردی از معادلات جمهوری اسلامی ایران در نظام بین الملل دارد . بگونهای که حمایت از محرومین و مستضعفین بخش مهمی از پازل جهانی انقلاب اسلامی ایران در مواجهه با نظام سلطه می باشد .
توضیح اینکه امام خمینی(ره) در ترسیم یک افق کلان برای انقلاب اسلامی ، ضمن به چالش کشيدن نظام ناعادلانه اقتصادي و سياسي حاکم بر روابط بين الملل متعارف ، حوزه تعارض اصلي نظام بین الملل را در جنگ نهادينه شده بين فقر و غنا تعريف نموده و انقلاب اسلامي ايران را حامي هميشگي آسيب ديدگان از معادلات غير انساني و غير الهي موجود قلمداد نموده اند و معتقدند :” امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده است و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‌اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده‌اند می‌بوسم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می‌کنم خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما کانون حمایت از محرومان و مستضعفین عالم شده است و شراره کینه انقلابی‌تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است ( صحیفه ، جلد ۲۱ : ۸۵ )
فراملی گرایی – جهان گرایی اسلامی
فراملی نگری از ماهیت جهان شمول اسلام نشات میگیرد. مروری بر مفاد متون دینی و آموزههای فرهنگی اسلامی به روشنی بیانگر جهانشمولی اسلام است و آیات متعددی از قرآن كریم به صراحت (مثلا آیاتی که با لفظ یاایها الناس همه انسانها را مورد خطاب قرار دادهاند) یا به صورت غیرمستقیم ، از جهانی بودن رسالت پیامبر(ص) و محدود نبودن آن به زمان ، مکان یا افراد خاص تصریح نموده اند.
با این اسلوب در نظریه روابط بین الملل اسلامی واحد سیاسی دولت-ملت اصالت ذاتی نداشته و در مقابل تنها مرجع مشروع ، وفاداری به تعالیم اسلامی و انسانی است.
بدین ترتیب میتوان چنین نتیجه گرفت که فراملی گرایی در رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به سه صورت متبلور می شود. نخست در چارچوب امت گرایی اسلامی تحقق می یابد که به جای ملت ، اصالت را به امت می دهد و تعلقات و وفاداری های اسلامی ایران باید در راه تشکیل یک امت اسلامی تحت حاکمیت واحد اسلامی تلاش نماید.( اصل یازدهم قانون اساسی) این موضوع که از آیه ” ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون ” استفاده میگردد به صراحت در قانون اساسی ، دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف نموده است تا سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملی اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر بعمل آورد تا وحدت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جهان را تحقق بخشد .
دومین موضوع در این راستا ، تلاش برای تغییر و اصلاح نظام بین الملل مبتنی بر واحد سیاسی دولت-ملت جهت استقرار نظم و نظام مطلوب و عادلانه اسلامی است . بگونه ای که سیاست خارجی ج. ا. ایران در دوره های گوناگون و تحت حاکمیت گفتمان های مختلف ، همواره نظم و نظام بین الملل موجود را مورد نقد و انتقاد قرار داده و درجهت تغییر و اصلاح آن تلاش کرده است.
سومین نکته در این اصل مربوط به افق شناسی کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در بستر جهان گرایی اسلامی و تشکیل جامعه جهانی واحد در بلند مدت می باشد . زیرا رسالت جهانی و جهانشمولی اسلام و انقلاب اسلامی ایجاب می کند اسلام به همه انسان ها عرضه گردد و با پذیرش آن ها یک جامعه جهانی اسلامی تشکیل گردد.( دهقانی فیروزآبادی ، همان)
با این وصف خطاب در آیه شریفه فوق ، چارچوبی وسیع تر از مسلمانان و جوامع اسلامی را شامل میشود و خطابی است عمومی که تمامی افراد مکلف بشر را در برمیگیرد و مراد از امت در اینجا نوع انسان میشود و چون همه انسانها از نخستین تا آخرینشان همه یک نوع و یک موجودند ، نظامی هم که به تدبیر امورش در او جریان دارد نظامی است واحد و متصل ومربوط که بعضی اجزاء را به بعضی دیگر متصل میسازد.(طباطبایی ، 1375، جلد 14 :455 به نقل از سلیمی ، 1390 : 103 )
یعنی مطابق این مفهوم از امت واحده ، نه تنها بشر یک کل به هم مرتبطند بلکه یک نظام واحد و متصل بین انسانها برقرار است. لذا تقابل وتعارضی ذاتی بین افراد و جوامع بشری نیست (سلیمی ، همان : 104)
از این منظر بحث رفتارهای حمایتگرانه در برخی وجوه با نظریه اخلاق گفتمانی هابرماس و بحث تفاهم در عرصه جهان وطنی قرابت دارد . زیرا در دیدگاه هابرماس تفاوتی میان هموطنان و اعضای جامعه بشری وجود ندارد و از لحاظ هنجارهای اخلاقی ، همه انسان ها اعضای یک جامعه هستند . هر چند که از لحاظ ملیت زبان و دولت در معرض هنجارهای متفاوتی قرار داشته باشند . در نتیجه کمک به همنوعان از لحاظ هنجارهای اخلاقی نباید محدود به گروه یا جامعه خاصی باشد.
بعلاوه این مساله میتواند از منظر ضرورت شکل گیری نظام فراگیر جهانی برای حل معضلات انسانی مورد استفاده قرار گیرد .زیرا تحقق جهان وطنی اخلاقی هابرماس نیازمند وجهه اقتدار فراملی و آیین رسیدگی به امور جهانی و بشری می باشد تا چالش ها و تعارضات بتواند به صورت منصفانه و مسالمت آمیز حل و فصل شود .
منافع بشری – مصالح اسلامی
اسلام دین همه انسان ها درهر دوره و مکانی است که بر حسب فطرت آدمی و مطابق با طبیعت انسان ها بنا نهاده شده است و از این رو تزاحم و تقابلی با رشد آدمی در این دنیا ندارد .(مطهری ، همان : 87) بر همین سیاق فراملی گرایی اسلامی به معنای تلاش برای سعادت و منافع جامعه بشری است که تحقق آن مستلزم پی گیری منافع و مصالحی فراتر از منافع ملی می باشد . برحسب این مبانی فکری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، فرض بر این است که بشریت دارای منافع و مصالح مشترکی است که دولت اسلامی در قبال تحقق و تأمین آنها مسئولیت دارد و لذا ارائه رفتارهای حمایتگرانه در جهت منافع بشری و متناسب با مصالح اسلامی است
در همین راستا ذکر دو نکته اهمیت دارد . از یک سو این منافع و مصالح با توالی منطقی در سه سطح ملی ، اسلامی و جهانی تعریف و پی گیری می شوند. به نحوی که در سیاست خارجی ج. ا.ایران منافع بشری و مصالح اسلامی به موازات منافع ملی تعقیب می گردد . لذا این منافع در طول یکدیگر قرار دارند و تأمین منافع بشری و مصالح اسلامی مستلزم تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی است. چرا که جمهوری اسلامی به دنبال برقراری نظام جهانی اسلامی بوده که منافع بشری را سرلوحه خود می داند و بدون حفظ و بقای جمهوری اسلامی ایران و منافع حیاتی آن امکان تحقق مصالح و منافع اسلامی و بشری نیز وجود نخواهد داشت .( دهقانی فیروزآبادی ، 1387 : 101) به بیان دیگر تحقق هدف و آرمان نهایی نظام سیاسی ایران یعنی”تأمین سعادت انسان در کل جامعه بشری” مستلزم وجود و حیات نظام جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی میباشد .
اما از سوی دیگر باید به این نکته اشاره نمود که توجه به بحث منافع بشری به منزله یکی از خطوط قرمز و شاخصهایی است که مسیر کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را مشخص میسازد و در نتیجه دستگاه سیاست خارجی ، نباید سیاستی در تقابل و تضاد با منافع انسانی اتخاذ کند . در همین چارچوب رفتارهای حمایتگرانه و حمایت از مستضعفین یکی از راهبردهای مهم در جهت تامین منافع بشری به شمار میرود که طی آن ؛ اولاً جمهوری اسلامی ایران از دریچه مصالح اسلامی و با توجه به رعایت ملاحظات مبتنی بر حفظ کیان جمهوری اسلامی ایران ، سیاست حمایت از محرومین را تعقیب میکند و ؛ ثانیا حفظ منافع بشری اقتضاء نمیکند تا در جهت تحقق منافع خاصگرایانه ، به منافع و مصالح سایر انسانها تعدی و ظلم شود .
امام خمینی(ره) در خصوص جمع منافع ملی و مصالح بشری می فرماید: ” در زمینۀ تمام قراردادها ، ما بر اساس مصالح سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ملت خودمان عمل خواهیم کرد . نه به ظلمى تسلیم مى شویم و نه به کسى ظلم خواهیم کرد. (صحیفه امام ،ج 4 : 248)
اصل گسترش تفاهم و ارتباطات بین المللی
مطابق منطق هستی شناسی نظریات انتقادی ، جمهوری اسلامی ایران به منزله یک بازیگر اجتماعی از ماهیت ، هویت ، منافع و عقلانیت متمایزی (از آنچه خردگرایی می پندارد) برخوردار بوده و سیاست خارجی بر پایه مفهوم انسان اجتماعی102 استوار است.
در همین چارچوب منافع جمهوری اسلامی ایران نسبت به تعاملات بین المللی درونزا بوده و معلول هویت آن هاست که از طریق فرایند ارتباطات اجتماعی ، پیشینه تاریخی و سایر ساختارهای اجتماعی مربوط به جمهوری اسلامی ایران شکل می گیرد .بعلاوه “نظام و جامعه بین المللی نیز صرفا یک گستره راهبردی نیست که کشورهای عاقل به شیوه عقلانی در پی کسب و تامین منافع پیشینی خود باشند بلکه قلمرویی است که کشورها را به عنوان بازیگران و کنشگران اجتماعی و سیاسی می سازد”
با این اسلوب جمهوری اسلامی ایران لزوما در قالب عقلانیت ابزاری اقدام و رفتار نمی کند و لذا برای درک آن می بایست به عقلانیت های ارتباطی – اخلاقی و انتقادی – استعلایی که نقش تعیین کننده ای در تبیین انگیزه ها و رفتار ایران در عرصه سیاست خارجی ایفا می کنند تکیه نمود . بدین ترتیب رفتارهای حمایتگرانه جمهوری اسلامی ایران نسبت به سایر جوامع خصوصا مناطق محروم و کشورهای در حال توسعه الزاما مطابق منطق نتیجه(هزینه-فایده) نمیباشد. بلکه در قالب عقلانیت ارتباطی و در جهت گسترش ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران قرار میگیرد .
موضوع نقش رفتارهای حمایتگرانه جمهوری اسلامی ایران در گسترش تفاهمات انسانی از دریچه مباحث زیست جهان هابرماس نیز قابل تبیین است .
در واقع از آنجا که زیست جهان به حوزه ای از رفتار اشاره دارد که طی آن هماهنگی میان کنشگران و نظم و قاعده از طریق تکیه بر باورها و ارزش های مشترک حاصل می شود ، لذا انسان ها برای شکل بخشیدن به کنش های ارتباطی خود نظیر ساختن هویت ها ، مذاکره درباره تعریف موقعیت ها ، هماهنگ کردن کنش ها و ایجاد انسجام اجتماعی ، از رسوم و سنت های فرهنگی مشترک نظیر کمک به همنوعان بهره می گرفتهاند. اما در جریان توسعه سیاسی-اجتماعی و سپس شکل جدیدی از تعاملات در قالب مدرنیته ، میان زیست جهان و نظامهای جدید تفاوت ایجاد شده است. بگونهای که در زیست جهان رویکرد کنش به سمت درک متقابل شده ، اما در سطح سیستم بر کنترل ابزاری و کارآمدی تاکید گردیده است .
نکته مهم آنکه در سرمايه‌داري متأخر حوزة سيستم بر حوزة زيست جهان و كنش هاي ارتباطی غلبه یافته و بحران ايجاد كرده و سرانجام ناعقلانيت عقلانيت پديد ‌آمده است . به نظر هابرماس “متاسفانه ، سرمایه داری غربی مانع تحقق تمامی ظرفیت های عقلانی سازی اجتماعی و فرهنگی ای شده است که به لحاظ انسانی سودمندند. بویژه آنکه سرمایه داری ، عقلانی سازی اجتماعی را به زیان رشد و پیشرفت فرهنگی گسترش داده است. برای مثال رشد عقلانیت علمی- تکنولوژی سایه خود را بر پیشرفت استدلال اخلاقی انداخته است و عقلانیتی علمی-اداری کنترل زندگی روزمره را در اختیار دارند و مسائل اخلاقی را به تصمیم های مبتنی بر هزینه- فایده بر می گردانند “(بائرت ، همان : 160). خلاصه آنکه از دید هابرماس در جوامع صنعتی جدید ، کنش معقول و ابزاری ، حوزه کنش تفاهمی و ارتباطی را در خود هضم کرده و اعمال متکی بر محاسبات عقلانیت ابزاری ، بخش اعظم کنش های افراد را تشکیل می‌دهد. به حدی که حاصل وضعیت فعلی سلطه نظام بر ‌زیستجهان را باعث از دست رفتن معنا ، تزلزل هویت جمعی ، بی‌هنجاری ، بیگانگی و شئ‌گونگی جوامع قلمداد می‌‌کند. در همین سیاق رفتارهای حمایتگرانه که یکی از ویژگیهای انسانی و از وجوه مشترک زیست جهانها محسوب میشده تحت تاثیر نظامات بین المللی قرار گرفته و جایگاه واقعی خود را از دست داده است .
اما در نقطه مقابل میتوان چنین استدلال کرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، نظریه انتقادی، عقلانیت ابزاری، عقلانیت ارتباطی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، شورهای اسلامی، کشورهای اسلامی، روابط بین الملل