پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، کمیته امداد، تاجیکستان

دانلود پایان نامه ارشد

از مبادی رسمی داخلی برای ارسال به محرومین خارج از کشور) بود ، یک سیر نزولی تدریجی را نشان میدهد.

جدول ‏51: حمایت (حوزه خدمات درمانی) از محرومان خارج از کشور توسط کمیته امداد امام(ره)
سال 84
سال 83
سال 82
سال 79
سال 78
نام کشور
15494نفر
16340نفر
16758نفر
20745نفر
20796 نفر
لبنان
345 نفر
498 نفر
466 نفر
1700 نفر
2991 نفر
سوریه
2926نفر
3199 نفر
4328 نفر
2943نفر
3384 نفر
آذربایجان
4130نفر
5955 نفر
5697نفر
10500 نفر
9230 نفر
تاجیکستان
کاهش محسوس کمکرسانیهای دولتی در قالب فعالیتهای وزارت جهاد سازندگی(سابق) به مناطق محروم در خارج از کشور و تعطیلی اغلب پروژههای عمرانی آن (نظیر مدرسه سازی ، راه سازی و زمینهای کشاورزی) در این دوره بر اساس چنین نگرشی قابل ارزیابی است.
این درحالی بود که امدادرسانی به خارج از کشور از منظر اشاعه الگوهای ملی مورد توجه بیشتری قرار گرفت. در همین باره وزیر امور خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران در مراسم شب شعر حمایت که با حضور مقامات تاجیکستان ، ادیبان و فرهیختگان تاجیک و ایرانیان مقیم آن کشور توسط دفتر کمیته امداد امام خمینی(ره) در تاجیکستان برگزار گردید ، ضمن اشاره به مشترکات تاریخی و ملی دو کشور ، کمک به همنوع را بر اساس یکی از شاخصه های فرهنگ ایرانی معرفی کرد . ( کنعان ، 1393 : 3)
بنابراین می توان گفت رفتارهای حمایتگرانه همانند گفتمانهای پیشین در عرصه سیاست خارجی جریان یافت. با این تفاوت که نحوه اولویتبندی تغییر نموده و تاکید کمتری بر مبانی دینی امدادرسانی گردیده و در عوض از زاویه ملی به امر کمکرسانی بین المللی تمرکز بیشتری شد.
البته رفتارهای حمایت گرانه بر پایه آرمان ها و اهداف ملی نیز طبق این گفتمان از معنا و ظرفیت مفهومی بالایی برخوردار است . زیرا
اولا رفتارهای حمایت گرانه یکی از مقولاتی است که در سنت ها و آیین و رسوم ایرانی سابقه ای دیرینه داشته و تاریخ حمایتگری در فرهنگ ایرانی به پیش از اسلام می رسد . برای نمونه ایرانیان پیش از اسلام در مناطق مختلفی از آفریقا نظیر زنگبار (تانزانیای امروزی) حضور داشته اند و کمک های عمرانی و خدماتی متعددی ارائه نموده اند که آثار و بقایای آن همچنان قابل مشاهده است . (همان)
ثانیا بحث حمایت از دیگر انسان ها و مستضعفان یکی از موضوعات مشترک انسانی است که قابلیت نشر از منظر صدور انقلاب در راستای الگو پردازی مردم سالاری جمهوری اسلامی و سیاست الهام بخشی را دارا می باشد. ضمن آنکه رفتارهای حمایت گرانه از ظرفیت مفهومی بالایی در جهت گسترش ارتباطات برون مرزی (که از رویکردهای اصلی سیاست خارجی بویژه در این دوره محسوب می شد) و ایجاد حوزههای جدید تعاملاتی میتوانست مورد بهره برداری قرار گیرد .
بر همین اساس رفتارهای حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران در این دوره با رویکرد الهام بخشی و الگوسازی در قالب توانمند سازی جوامع محروم تقویت شد و نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد امام خمینی(ره) با ارائه و آموزش طرحهای حمایتی مانند تبیین طرح اکرام ایتام و یا ارسال صندوق های صدقات و سایر پشتیبانی های لجستیکی در خصوص فقر زدایی ، در جهت انتشار الگوهای حمایتگری و یاری نیازمندان پرداخت .(مرادی ، همان : 69 )
دولت عدالت محور (1392-1384)
در پی روی کارآمدن اصول‌گرايان در نهمين دورة انتخابات رياست جمهوري و انتخاب آقای محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی ، گفتمان پیشین حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شد . از آنجایی که مفصل‌بندی و معنایابی مفاهیم و عناصر این گفتمان حول نقطۀ کانونی یا دال متعالی”عدالت” شکل گرفته به گفتمان موسوم به عدالت گرایی معروف گردیده است . البته عدالت طلبی و عدالت گستری تجلی بازگشت به یکی از اصول و ارزش های اولیه و پایهای انقلاب اسلامی و اندیشه های بنیان گذار جمهوری اسلامی تلقی می گردد.94
با این رویکرد مهم ترین راهبردها و جهت گیری های سیاست خارجی در این دوره عبارتند از :
تاکید بر ارزش های دینی با رویکرد عدالت گستری و خدمت به بندگان خدا
حرکت در مسیر برپایی حکومت عادلانه جهانی از طریق احیای مجدد تمدن اسلامی
توسعه و پیشرفت برای تحقق عدالت و ارتقاء سلامت و رفاه اجتماع مبتنی بر اسلام ناب متناسب با مقتضیات زمان
حفظ استقلال همه جانبه کشور و تعامل بین المللی بر مبنای عدالت ، صلح و عزت برای همه و مبارزه با بی عدالتی، تبعیض، و تحقیر ملت ها(شریعت ، همان : 260)
مطابق با معیارهای این گفتمان ، رئیس جمهور در بیان مواضع سیاست خارجی خود به صراحت اعلام کرد که “آرمان نهایی ، همان تشکیل حکومت عدل جهانی است و انقلاب اسلامی با تأسی از پیامبران الهی می بایست بشریت را به این قله آرمانی نزدیک سازد. عدالت روح انقلاب اسلامی و ستون نگهدارنده کشور است و عدالت گستری اصل اول دولت اسلامی می باشد.” (محمدی ، 1389 : 12)
با قرار گرفتن عدالت در مرکز کانونی سیاستهای دولت نهم ، بار دیگر موضوع توزیع عادلانه منابع و فرصت ها در همه مناطق کشور و برای همه آحاد ملت ایران در اولویت قرار گرفت و مباحث پیرامون محرومیت زدایی نظیر توزیع سهام عدالت ، تلاش برای شعارهای ساده زیستی در فرهنگ عمومی مردم و متعاقب آن برپایی عدالت در سرتاسر جهان و ایفاء نقش در تحقق عدالت جهانی از جمله رئوس برنامه های اصلی مطرح گردید .
مقام معظم رهبری در تبیین اهداف متعالی انقلاب اسلامی می فرمایند:” هدف از اين انقلاب تشكيل جامعه اسلامى است و معيارها و شاخصهاى عمده جامعه اسلامى هم اينهاست: جامعه برخوردار از علم ، برخوردار از اخلاق و برخوردار از عدالت. ارزش هائى كه جامعه اسلامى براى آن ها تشكيل شده است، اينهاست. آن چيزى هم كه ميتواند زندگى مادى ما را ، رفاه ما را ، عزت سياسى و بين المللى ما را به طور كامل تأمين كند… وظيفه دولت ها هم اين است، وظيفه آحاد مسئولان هم اين است ، وظيفه مديران بخش هاى مختلف هم همين است.” (بيانات معظم له در ديدار مسئولان نظام در سالروز مبعث پيامبر اكرم (ص) ،۱۳۸۶/۰۵/۲۰) همانطور که ملاحظه می شود عدالت خواهی در این گفتمان تنها معطوف به نیازهای داخلی نبوده بلکه در این گفتمان جهت گیری بین المللی نیز برحسب مقوله عدالت پی گیری می شود.
در تقسیم بندی گفتمانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی این دوره باید گفت گفتمان عدالت هم نظیر گفتمان های پیشین ناظر بر ایدئولوژی و جهان بینی اسلامی تعریف می شود. با این تفاوت که بر خلاف رویکرد گفتمان اصلاحات که متمایل به ماهیت سکولار از دولت بود ، این گفتمان به هویتی کاملا دینی و اسلامی از دولت باور دارد . بطوری که در همه عرصه های مختلف قانون گذاری و اجرای امور ، عمل بر حسب موازین و احکام اسلامی را وظیفه و تکلیف شرعی خود قلمداد نموده و در نتیجه نقطه کانونی و مرکز ثقل روایت اصول گرایی از هویت ملی ایران بر مبنای اسلامیت بنا می شود.(دهقانی فیروز آبادی ،1391 :233)
در همین چارچوب عمل به رفتارهای حمایت گرانه و کمک به رفع نیازها و محدودیت ها نه تنها جزء ارزش ها و آرمان های دینی و انقلابی محسوب می شود ، بلکه به لحاظ ماهوی نیز دارای قرابت معنایی با مفاهیمی همچون عدالت خواهی دارد که از محورهای اصلی سیاست خارجی این گفتمان محسوب می شود. در نتیجه به دلیل وجود افقهای مشترک و اصولی (میان مرکز کانونی این گفتمان با رفتارهای حمایتگرانه) در جهت تحقق عدالت و رفع نابرابری ها میتوان استدلال نمود که از منظر نظری فرصت و زمینه مساعدی جهت گسترش رفتارهای حمایت گرانه فراهم گردید.
لذا رفتارهای حمایت گرانه در درون نقش ها و سرفصلهای دولت همچون دولت عدالت گستر یا دولت حامی مستضعفان تجلی و بروز یافت و از اهمیت بیشتری برخوردار شد. علی الخصوص که در روایت و گفتمان عدالت محور ، رفتارهای حمایت گرانه ماهیتی اسلامی و فراملی دارد که در برگیرنده آرمان هایی چون وحدت جهان اسلام ، دفاع از مسلمانان و مستضعفان ، صلح و عدالت جهانی و تامین سعادت انسان ها است.
افزایش حمایتها و مساعدتهای سازمانها و نهادهای حمایتی از سوی جمهوری اسلامی ایران به مناطق آسیب زده و محروم مثل سومالی ، کومور و سریلانکا تاییدی بر این مطلب است . بگونهای که در جریان سیل و فاجعه انسانی پاکستان در سال 1389 علاوه بر حمایتهای نهادها و سازمانهای غیردولتی (مثل خیریهها ، کمیته امداد امام خمینی(ره) و مجمع جهانی اهل البیت(ع) )، بخشهای مختلف دولتی نیز مانند بخشهای مختلف وزارت امور خارجه(مرکز دیپلماسی عمومی و رسانهای ، سفارتخانه و کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در پاکستان) ، وزارت کشور و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در جهت امدادرسانی مردم آواره پاکستان بسیج شدند . (مرادی ، همان : 109)
بعلاوه در این دوره رفتارهای حمایتگرانه به عنوان مولفهای ارتباطی در جهت توسعه تعاملات اجتماعی با سایر مناطق و کشورها در دستگاه سیاست خارجی مورد توجه خاصی قرار گرفت . بویژه آنکه مناسبات رسمی ایران با کشورهای آفریقایی از یک رشد چشمگیری برخوردار شده بود و رویکرد نگاه به آفریقا در سیاست خارجی ایران به یک اولویت تبدیل شده بود.(بخشی ، 1391 : 16)
در یک جمع بندی کلي گفتني است که جهت گيري عمده و اصلي سياست خارجي در حوزه رفتارهای حمایت گرانه و کمک به محرومین خارج از کشور هم به دلیل جایگاه قانونی در اسناد بالادستی و هم به دلیل سنخیت با فرهنگ ، سنن و باورهای مردمی از يك روند نسبتا پايداري برخوردار بوده و در درون‌ گفتمان های مختلف پیگیری شده است . بویژه آنکه این اصل انسان دوستانه چه در زمان حيات امام (ره) و چه در دوره زعامت مقام معظم رهبری همواره مورد اهتمام مسئولین ارشد نظام بوده است . هرچند مطابق توضیحات ارائه شده در هر مقطع تاریخی و با توجه به شرايط و مقتضيات ، تاكتيك‌ها و روش هاي دولت ها در عرصه سياست خارجي شاهد برخي تغييرات نسبت به گفتمان های دیگر بوده است .
به بیان دیگر گفتمان های سیاست خارجی جمهوری اسلامی بعد از دولت موقت در سال1360 تا کنون همگی در درون ابر گفتمان انقلاب اسلامی قرار داشتهاند . در طول این سالها همه گفتمان های سیاست خارجی ریشه در سنت و باورهای اسلامی داشته اند و ضمن برخورداری از نگاهی فراملی و بین المللی به مسائل ، درصدد بازتعریف نظم و نسق سیاسی- اجتماعی در حوزه سیاست داخلی و خارجی بودهاند و معیارهای نوینی را برای تعریف و تعیین خود و دیگران در عرصه ملی و فراملی ارائه دادهاند و لذا مطابق نظریات انتقادی به اشکال مختلف ، گفتمان های حاکم بر روابط و نظام بین الملل و به تبع آن نظام مستقر در آن را به چالش طلبیدهاند و به طرق مختلف از جمله پیگیری رفتارهای حمایت گرانه در جوامع محروم و کمک به مستضعفین خواستار سامان دهی و تغییر اوضاع به نفع محرومین و نیازمندان بودهاند و در نتیجه مولفه ها و متغیرهای نوین و جدیدی در حوزه امور خیریه و بشردوستانه را بیش از پیش وارد مناسبات جهانی کرده اند .
نقش رفتارهای حمایت گرانه در میانجی گری
رفتارهای حمایت گرانه در عرصه برون مرزی از ابعاد مختلف می تواند در نقش میانجی عمل نماید. از یک سو به دلیل گسترش حوزه دیپلماتیک و در هم آمیختگی مناسبات (به ویژه تغییرات در بازیگران جدید عرصه دیپلماسی) ، سبب شده تا علاوه بر طیف وسیعی که بطور رسمی مسئولیت ایفای نقش میانجی میان دولت ها را دارند ، افراد و شخصیت های حقیقی یا حقوقی غیر دولتی نیز در مقام میانجی در تعاملات دولتها مشارکت نمایند. در این چارچوب کمک رسانی و امداد به آسیب دیدگان به دلیل ماهیت ذاتی در عرصه امور انسانی ، شرایط مساعدی را برای کنشگران عرصه کمک رسانی فراهم میکند تا فعالان این حوزه بتوانند در شرایط اضطراری که عملا فرصت حضور رسمی وجود ندارد به ایفای نقش بپردازند .
علی الخصوص آنکه در بحرانهای ناشی از جنگ ها و درگیریهای نظامی یا سیاسی که امکان برقراری ارتباط میان طرفهای درگیر به حداقل می رسد ، ضرورت بهره گیری از ظرفیت های گروههای امدادرسانی و حمایتی بیش از پیش نمایان می شود . نقش سازمانهای امدادرسانی و خیریه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، کمیته امداد، دولت اصلاحات Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام خمینی، امام خمینی(ره)، جهان اسلام، انقلاب اسلامی