پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، دیپلماسی عمومی، ملی گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

می بایست فراهم کنند و تنها 4% خواستار محدود کردن فعالیتهای این سازمان می باشند .( جدول شماره 13)
نکته بسیار مهم دیگر اینکه نظرسنجی مشابهی که در سال 1392 صورت گرفته نشان می دهد همچنان جامعه کومور خواستار توسعه همکاریهای این نهاد ایرانی بوده و از دولت خود انتظار بیشتری برای ایجاد زمینه تعاملات با ایران می باشند و تنها حدود 6% مخالف همکاری با این سازمان میباشند.(جدول شماره 14)
ازدیدگاه شما وظیفه دولت و مردم کومور درارتباط با این سازمان چه می باشد؟(92-86)
ردیف
گزینه ها
فراوانی
درصد
1
با همکاری بیشتر زمینه تداوم و افزایش فعالیتهای این سازمان را می بایست فراهم کنند
193
72
2
همکاری در سطح فعلی مناسب بوده و توسعه آن ضرورتی ندارد
13
5
3
نظر خاصی ندارم
28
10/4
4
فعالیتهای این سازمان را محدود نموده و سازمانهای دیگری را جهت چنین فعالیتهایی جایگزین نمایند
15
5/6
5
عدم پاسخ
18
6/7
6
جمع کل
267
100
جدول شماره14 – منبع: گزارش بررسی تاثیرات فعالیتهای دفتر کمیته امداد امام خمینی(ره) کومور، 1392
از مقایسه و بررسی جداول شماره 13 و 14 که مربوط به دو نظرسنجی صورت پذیرفته در سالهای 1388 و 1392 در کشور کومور می باشد ، نتایج زیر بدست میآید:
اولا اعمال رفتارهای حمایتگرانه موجب افزایش انتظارات جامعه کومور از دولت ومردم خود برای گسترش همکاریها با جمهوری اسلامی ایران گردیده است .
ثانیا افزایش حدود 2% درصدی پاسخ مثبت پرسش شوندگان در نظرسنجی دوم علاوه بر اینکه شاخصی برای سنجش موفقیت اقدامات حمایتگری این نهاد می باشد ، از لحاظ معادلات سیاسی و اجتماعی کومور قابل تامل است . زیرا افزایش مذکور در شرایطی رخ داده است که در سالهای اخیر(یعنی پس از نظرسنجی اول و در دوره زمانی نظرسنجی جدید) حجم تبلیغات منفی علیه حضور ایران در آفریقا شدت یافته است . بویژه آنکه دولت احمد سامبی(رئیس جمهور سابق کومور) که حامی جدی ایران بود در انتخابات اخیر از قدرت کنار رفت و فضای بیشتری برای مخالفان سیاسی حضور ایران در کومور فراهم شد.
ثالثا تقویت رفتارهای حمایتگرانه عامل فشار مهمی در جهت تقویت حضور و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در سایر جوامع محسوب می گردد.
این درحالی است که بی توجهی به مولفه های دیپلماسی عمومی بویژه دیپلماسی حمایت و رفتارهای حمایتگرانه در عرصه راهبردهای کلان و بین المللی جمهوری اسلامی ایران علاوه بر نادیده گرفتن یکی از ظرفیت ها و فرصتهای اصیل برآمده از انقلاب اسلامی موجب هدر رفت سایر منابع در عرصه سیاست خارجی میگردد.
برای نمونه می توان به اقدامات صورت گرفته در قالب کمکهای توسعهای جمهوری اسلامی ایران به کشور آفریقایی جیبوتی اشاره نمود که طی آن پروژه ساخت پارلمان جیبوتی در دستور کار قرار گرفت و در نتیجه ایران در سال 1387 از طریق بانک توسعه صادرات وام 10 میلیون دلاری به جیبوتی ارائه نمود و سرانجام در سفر آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی در سال 1393ساختمان پارلمان کشور جیبوتی افتتاح گردید. (سایت عصر ایران، ۳ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش)
اما در عمل ملاحظه میگردد این قبیل کمکها اولا به دلیل نبود نقشه راه و راهبرد مشخص در عرصه تعاملات بین المللی در حوزه بشردوستانه و ثانیا به دلیل عدم بهره گیری از ظرفیتها و عواملی که زمینه های حرکت در راستای سیاستهای کلان نظام را فراهم مینمایند ، در مواقع ضرورت مورد استفاده قرار نگرفته است .
برای نمونه زمانی که هلال احمر ایران حجم زیادی از کمک های غذایی دارویی و انسان دوستانه را به وسیله کشتی برای کمک به مردم محروم یمن ارسال نمود و به دلیل مخالفت های ارتش عربستان سعودی ، این کشتی نتوانست به یمن برود ، دولت جیبوتی نیز در یک اقدام سلبی از فرود هواپیمای ایرانی حامل کمک های انساندوستانه هلال احمر برای مردم یمن خودداری کرد و حتی با اخلال در خصوص تخلیه و بارگیری کمکهای انساندوستانه مانع انتقال کمک های ج.ا.ایران به مردم آسیب دیده یمن شد.(همان)
در حالی که اگر این کمکها با پیوستهای اجتماعی و بر پایه برقراری ارتباط با اقشار اجتماعی آن کشور طراحی میگردید ، امکان اثربخشی بیشتری را در حوزه دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران فراهم میآورد.
احمد سامبی (رئیس جمهور وقت کشور آفریقایی کومور) در خصوص تاثیر پیوستهای حمایتی و بازتاب اجتماعی فعالیتهای حمایتگرانه جمهوری اسلامی ایران در حوزه دیپلماسی عمومی میگوید ” کمیته امداد امام خمینی(ره) فعال ترین ، مهمترین و مطمئن ترین NGO در کشور کومور می باشد که توانسته در دلهای مردم کومور نفوذ کند و نام ایران را به نیکی در زبانها جاری سازد.(گزارش سفر سرپرستی امداد به کومور، 1391 :29)
لذا چنین استنباط میگردد که :
اولا بهرهگیری از دیپلماسی عمومی به عنوان یکی از اجزای تعیین کننده تعاملات بین المللی به شمار میآید که این مساله با توجه به ماهیت فرهنگی و رویکردهای اجتماعی جمهوری اسلامی ایران اهمیت مضاعفی مییابد.
ثانیا توجه به پیوستهای فرهنگی-اجتماعی در حوزه دیپلماسی عمومی هم به دلیل رویکردهای کلان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر تعامل با جوامع انسانی سایر ملل و هم به دلیل ضرورت بهره گیری از ظرفیتهای ذاتی فراملی گرایی یک اصل مهم تعاملاتی محسوب میشود .
ثالثا دیپلماسی حمایت و رفتارهای حمایتگرانه یکی از وجوه مهم دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران میباشد که هم از منظر فرهنگی و سنخیت با ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی و نیز ابعاد اجتماعی حائز اهمیت است و به دلیل اهتمام آن بر رویکردهای انسانی و تاکید بر برقراری تعامل دوسویه میان کمککنندگان و کمکگیرندگان(محرومین) میتواند یکی از راهکارها و شیوههای مهم در شکل دهی به مناسبات اجتماعی ایران در سایر جوامع تلقی گردد.
با این اوصاف مهمترین دستاوردهای دیپلماسی حمایت بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:
بسط ارزشها و آرمان های دینی-ملی
تبلیغ و تالیف قلوب نسبت به جمهوری اسلامی ایران
گسترش تعاملات غیر رسمی و مردمی
تقویت روابط انسانی بر اساس مصالح بشری
تعمیق اهداف استراتژیک نظام
بدین ترتیب ملاحظه می شود که رفتارهای حمایت گرانه به مثابه یکی از اجزای اصلی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران توانسته اذهان عمومی بسیاری از کشورهای منطقه نظیر عراق ، لبنان ، افغانستان ، فلسطین تا منتها الیه آسیای جنوب شرقی ، آفریقا و آمریکای لاتین را تحت الشعاع قرار دهد . تاجاییکه به اذعان تحلیلگران دیپلماسی عمومی یکی از پارامترهایی که باعث پایداری و حضور جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارها و تهدیدات قدرت های بزرگ بویژه ایالات متحده امریکا در طول سی سال گذشته گردیده ، بهره گیری از رفتارهای حمایتگرانه در جهت افزایش قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران و تاثیرات آن بر افکار عمومی بین المللی بوده است.

فصل پنجم: تاثیرات رفتارهای حمایت گرانه در پیشبرد اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
رفتارهای حمایتگرانه در گفتمان های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
شاکله و قالب بندی سياست خارجي (به معنی رفتار بين المللي دولت ها) ، همواره مورد توجه تحلیلگران مسائل بین الملل بوده است. در همین چارچوب گفتمان در ادبیات سیاست خارجی به معنای نظام و ساختار معنایی حاکم بر دستگاه سیاست خارجی یک کشور(اعم از شخصیت های حقیقی و حقوقی(کارکنان دولتی) ، موسسات ، سازمان ها ، بنگاه ها ، رسانه ها و نهادهای فعال برون مرزی ) است که شیوه خاصی از کنش و رفتار را ممکن می سازد . طبق این تعریف ، گفتمان در سیاست خارجی فراتر از ارزش ها و باورهای فردی و شخصی تصمیم گیرندگان سیاست خارجی بوده و باورهای عمومی نهادینه شده پذیرفته شده یا ساختار معنایی خاصی است که به شیوه نگرش بازیگران سیاست خارجی در خصوص روابط و نظام بین الملل قوام می بخشد.
گفتمان سیاست خارجی ، یک نوع بستر و چارچوب زبانی و معنایی را میسازد که سیاست خارجی در آن معنا می گیرد و لذا در گفتمان های سیاست خارجی مختلف ، مفاهیم و دال ها ، معنا و مدلول متفاوتی می یابند . از این رو ، با هژمونی و استیلای یک گفتمان سیاست خارجی ، مفاهیم و دال های مختلف مانند هویت ، منافع ، اهداف و امنیت ملی ، نظام بین المللی و حتی دولت ملی ، معانی و مدلول های متفاوتی پیدا می کند.(هوارث ، همان : 196-195 )
با این وصف سیاست خارجی هر دولتی بازتابی از گفتمان حاکم بر مناسبات سیاسی آن کشور است. در جمهوری اسلامی ایران نیز همراه با پیروزی انقلاب اسلامی و حاکم شدن اندیشه های اسلامی ، چشم انداز کلان سیاست خارجی در مسیر الهی و سعادت بشر ترسیم گردیده (مقدمه قانون اساسی) و لذا سایر اهداف ، برنامهها و متعاقب آن اقدامات تحت تاثیر این نگرش قرار گرفته است.
هر چند که گفتمان انقلاب اسلامی نیز در طول زمان دستخوش تغییر و تحولات شده و در دوران های مختلف با سیاق و اشکال متفاوت تبلور یافته است . به نحوی که در خلال پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون میتوان گفتمان های مختلف سیاست خارجی را احصاء نمود که بر حسب دالها و مفاهیمی از قبیل هویت ملی یا فراملی ، منافع ملی یا مصالح بشری ، قدرت نرم و سخت مفصل بندی گردیدهاند.
طبیعی است که این تغییر و تحولات گفتمانی تنها در محدوده و حوزه گفتمانی باقی نمانده ، بلکه در عرصه اجرا و اعمال سیاست خارجی جمهوری اسلامی نیز تاثیرات شگرفی بر جای گذاشته است . لذا برای درک و فهم سویه ها و درونمایه های سیاست خارجی نظام سیاسی ایران ، تحلیل و تبیین تشکلهای گفتمانی و همچنین گفتمان مسلط در هر دوره که پیامدها و بازتابهای متفاوتی در عرصه عملی و رفتاری برجای گذاشته لازم و ضروری است.(تاجیک، همان : 62-80 )
بدین ترتیب برای شناخت و درک جایگاه رفتارهای حمایت گرانه در تحولات گفتمانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می توان اصل رفتارهای حمایت گرانه و امدادرسانی را در درون هر یک از گفتمان های سیاست خارجی ج. ا.ایران مطابق با دالها یا مفاهیم کلی نظیر دولت-ملت ایران ، انقلاب اسلامی و نظام بین الملل مورد بررسی قرار داد.
با این مقدمات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه گذشته در قالب پنج دوره گفتمانی شامل دوره آغازین انقلاب اسلامی (دولت موقت و ریاست جمهوری بنی صدر) ، دوره جنگ و دفاع مقدس ، دوره سازندگی ، دوره اصلاحات و سرانجام دوره اصول گرایی تقسیم می گردد . فرض بر این است که سیاست خارجی ایران در این دوره ها بر اصول و مفروضه های متمایزی استوار بوده است.
دوره آغازین انقلاب اسلامی (1360-1357)
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامي ، رويكردهاي متفاوتي در عرصۀ سياست خارجي ايران پدیدار گشت و ميان صاحبنظران و تحليلگران در مورد ماهيت و عوامل تعيين كنندۀ سياست خارجي اختلافات متعددی نمایان شد و هر گروه و جریانی مطابق با ايستارها و رويكردهاي مختلف ، ارزيابيهاي متفاوت و گاه ضد و نقيضي (از طیفهای انقلابی و رادیکال تا رویکردهای درونگرا و یا محافظه کارانه) ارائه مي نمود . تا اینکه با انتخاب مهندس مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر در سال 1357 ، به تدریج گفتمان ملیگرایی لیبرال یا واقعگرایی در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی ایران گسترش یافت و تا سال 1360 به حاکمیت نسبی خود ادامه داد . (دهقانی‌فیروزآبادی ، 1393 : 89)
همانگونه که از نام گفتمان فوق بر می آید ، این جریان بیشتر نظر به دو اندیشه ملی گرایی و لیبرالیسم داشته است که البته هر دو تفکر سیاسی از محصولات نظام مدرنیسم بوده و بر پایه مفروضه اصلی دولت-محوری تشکیل شده اند و در نتیجه سایر مقولات نظیر چگونگی ارتباط و تعامل با سایر دولت ها ، قدرت ، منافع و امنیت ملی در قالب نظام معنایی مبتنی بر اصالت دولت-ملت قوام گرفته و اصل بنیادین آن ملی گرایی و حاکمیت ملی است.
در نتیجه این گفتمان بر اهمیت و اولویت کشور و ملت ایران و منافع ملی آن در سیاست خارجی تاکید داشته و یعنی دولت-ملت ایران مهم ترین مرجع وفاداری سیاسی شهروندان ایرانی به شمار آمده و تامین منافع و مصالح ملی بر هر مصلحت و منفعت دیگری ارجحیت و اولویت اصلی می یابد.
از طرف دیگر ، نقطه اشتراک و قرابت فکری

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، دیپلماسی عمومی، کمیته امداد Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ملی گرایی، سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، منافع ملی