پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، ملی گرایی، سیاست گذاری، محدودیت ها

دانلود پایان نامه ارشد

بیشتری برای هدایت امور دیپلماتیک همچون وظایف انجام مذاکرات و نمایندگی برخوردار بودند . اما در نتیجه توسعه این تکنولوژی ها ، وظایف و مسئولیت های دیپلمات ها دچار تغییرات بنیادین شده و زمینه تماس گسترده مستقیم نهادهای دولتی و غیر دولتی در ورای مرزهای ملی تسهیل شده است . (Boone 2007: 301 به نقل از گوهری مقدم،1391 :176)
نکته دیگر اینکه در گذشته دیپلماسی عموماً با ابزارها و جلوه های فیزیکی قدرت ملی (مثل نیروی نظامی و ابزارهای اقتصادی) سروکار داشت ، اما امروزه این ابزارها برای پاسخ به چالش های جدید و محیط جدید بین المللی کافی نیستند . در نتیجه مقولاتی مانند قدرت نرم و ابزارهای دیپلماسی عمومی مانند رسانه ها به عناصر اصلی دیپلماسی جدید مبدل شده اند . به حدی که لازمه دیپلماسی برقراری ارتباط با رسانه های عمومی است که توجه ویژه ای را می طلبد و تبلیغات و افکار عمومی دو عامل مؤثر در دیپلماسی به شمار میآیند . در حال حاضر رابطه تنگاتنگی بین دیپلماسی و مطبوعات و رسانه های جمعی به وجود آمده . (.مجتهدی ، همان : 117)
خلاصه اینکه اکثر ابزارهای جدید (جهت مواجهه با چالش های نوین) از جنس اطلاعات ، آگاهی و خارج از کنترل مستقیم دولت ها و مرتبط با فناوری های نوین ارتباطی هستند . بنابراین توانایی دیپلماسی جهت مقابله با چالش ها و تهدیدات جدید نیازمند انجام اصلاحات ساختاری استفاده از ابزارها و تکنیک های نوین است (.وحیدی ، همان : 376)
دیپلماسی و ارتباطات فراملی
الزامات نوین ارتباطات پساملی بر سیاست خارجی
انقلاب در ارتباطات و توسعه شگرف تعاملات فراملی در دهه های اخیر به طرز بنیادینی مفاهیم و مولفه های اصلی روابط بین الملل از جمله قدرت را تغییر داده و به تبع آن انواع سیاست گذاری های دفاعی ، خارجی ، امنیتی و… کنشگران بین المللی را دگرگون نموده است. بگونه ای که بسیاری از دانشمندان در تبیین تحولات جدید قدرت (به معنی توانایی دست یافتن به نتایج مطلوب در امور بین المللی) ، موضوع ایجاد جذابیت را به جای زور و اجبار مورد بررسی قرار می دهند و معتقدند تقویت مولفه های ارتباطی به شکل فزاینده ای برای تکمیل قدرت نظامی و اقتصادی لازم است و می تواند به صورت موثری در گسترش ارتباطات جهانی و شکل دهی به افکار عمومی مردم سراسر دنیا برای حمایت از اهدافی خاص بکار رود.(سیمبر ، 1392 :29 )
طبق این دیدگاه توسعه تعاملات فراملی در عرصه جهانی از درجه اهمیت بالایی برخوردار است و شکلدهی به ارتباطات جهانی به عنوان یک عامل موثر هم در فرآیند سیاست گذاری های کلان بین المللی و نیز تاثیرگذاری بر سیاست خارجی کشورها در اولویت قرار می گیرد .
توضیح بیشتر آنکه هدایت سیاست خارجی در دو سطح صورت می پذیرد که تا حدودی به هم وابسته اند. سطح اول که مربوط به حوزه سیاست گذاری ها است (و در آن مباحثی نظیر گزینه های سیاسی، موقعیت ها و تاکتیک ها مطرح می شوند) و در محیط داخلی و در میان گروه های ذی نفع و سایر تصمیم سازان تصمیم گیری می شود. اما سطح دوم در عرصه تعامل و دیپلماسی قرار می گیرد (که در برگیرنده اجرای سیاست ها برای بازیگران دیگر ، ارائه مواضع و تقاضاهای تعیین شده در مرحله قبل و جست وجوی راه حل ها از طریق مواجهه ، مذاکره یا ترکیبی از هر دو است.)
در همین چارچوب ارتباطات پساملی هر دو مرحله سیاست گذاری و تعامل را در حوزه سیاست خارجی تحت تاثیر قرار میدهد . در واقع ارتباطات جهانی هم ظرفیت های گسترده ای را جهت تاثیر گذاری بر مقامات و تصمیم سازان سیاست خارجی برای حرکت به سمت اهدافشان فراهم میآورند و هم ممکن است محدودیت ها و فرصت هایی در دو بخش سیاست گذاری و یا مراحل تعاملی سیاست خارجی پدیدار نمایند.
به بیان دیگر تاملی موشکافانه بر روابط نوین بین ملت ها و دولت ها ، نوع دیگری از تعامل که فراتر از دایره روابط دیپلماتیک می باشد را در اختیار قرار می نهد که بعضا پتانسیلهایی فراتر از مناسبات رسمی داشته و در ذیل قواعد دیپلماتیک قابل تعریف نبوده و بیشتر بر مبنای شناخت و تفاهم مشترک (که برخاسته از جهان بینی و انسان شناسی مشترک ، منافع مشترک ، ارزش ها و فرهنگ های مشترک بشری) استوار می باشد.
با این اوصاف چنین استنباط می شود که پرداختن به ابعاد جدید فراملی گرایی یکی از الزامات نوینی است که می تواند سبب گشوده شدن فضای نوینی در عرصه سیاست خارجی کشورها شود . بگونه ای که تطور مفهومی و گسترش آن درعرصه تحولات مربوط به روابط و مناسبات فرامرزی موجب فراهم آمدن ظرفیت های تعاملاتی جدیدی در حوزه روابط خارجی بشود .
دیپلماسی و تعهدات مشترک بشری
با توسعه مفهومی دیپلماسی ، تحولات عمده ای درحوزه ارتباطات جهانی بوجود آمده است . به نحوی که وجود پارامترهای مشترک بشری از جمله چالش های مشترک جهانی (همچون فقر و محرومیت بین المللی) ، دیدگاه مبتنی بر انحصار در ارتباطات و کنشگری دولت ها را به شدت متزلزل گردانده و کنترل مطلق دولت ها بر سرزمین و سرنوشت اتباع خود را با تردید مواجه نموده است . بر همین اسلوب به موازات افزایش تعاملات فراملی ، تکالیف و تعهدات جامعه بین المللی در رابطه با افراد و گروه هاي آسیب پذیر اهمیت بیشتري یافته است.
بطوری که مسائلی همچون حمایت از فقرا یا واکنش نسبت به نقض حقوق بشر ، جزء حوزه های مشترکی بشمار می رود که انواع حساسیت های بین المللی را در پی داشته است و آثار و تبعات آن به گونه ای بوده که حاکمیت سنتی دولت ها ، سیاست خارجی و به تبع آن دیپلماسی کشورها را نیازمند تعریف مجدد و درنظرگرفتن مسایل جدید ساخته است.
توضیح بیشتر آنکه در شرایط کنونی (که به تعبیر هابرماس در فرایند جهانی شدن قرار دارد) ، حاکمیتهای ملی در معرض تحولات زیربنایی قرار گرفته و درنتیجه ساختار ارتباطات بین المللی نیز در معرض تغییرات می باشد. در همین رابطه دو چهره کلی در خصوص تاثیر روند جهانی شدن بر دیپلماسی می توان درنظر گرفت. نخست ، روند فزاینده وابستگی ها و ارتباطات متقابل ؛ و دوم کاهش اهمیت مرزهای ملی و محدودیت های اعتباری . در چنین وضعیتی کنترل ملت ها و دولت ها (به دلیل افزایش تماسها ، ارتباطات ، نقل و انتقالات مالی) خواسته یا ناخواسته کم می شود و در نتیجه اولا امکان حذف یا کاهش برخی اعمال مدیریتها و کنترل های حاکمیتی دور از انتظار نخواهد بود و ثانیا دولتها نمیتوانند به تنهایی پاسخگوی تعهدات و نیازهای انسانی باشند.
بنابراین بنظر می رسد افق آتی دیپلماسی و مناسبات بین المللی برای پاسخ به مسائل مشترک بشری نیازمند بازتعریف مناسبات انسانی ذیل مفاهیم نوین جهاننگر می باشد که طی آن بتوان ساختار جدید نظام بین الملل را بر اساس منظومه ای در نظر گرفت که حول جامعه جهان-شهر (بعنوان نقطه کانونی آن) در حال شکل گیری باشد . طبیعی است که در صورت تحقق چنین وضعیتی ، سایر موضوعات نظیر اقتصاد ، هنر ، فن آوری و صنعت نیازمند تعریف مجدد در ارتباط با این جهان –شهر خواهند بود و لذا مباحثی همچون سیاست خارجی ، دیپلماسی ، صنعت ملی ، وابستگی های اقتصادی (که بر حسب مفروضات ساختار فعلی ایجاد شده) ، میبایست بار دیگر بر حسب اندیشه جهان-شهری و معادلات آن مورد تامل قرار گیرند. بگونه ای که معادلات نوین جهان- شهری تعاریف جدیدی از همه حوزه ها ایجاد می نماید .
لازم به ذکر است تحقق چنین هندسه تعاملاتی که مبتنی بر تعهدات انسانی در عرصه جهانی باشد دارای سنخیت زیادی با نگرش اسلامی است . بگونهای که گزاره هایی مبنایی مانند”ما شریک غم همه مظلومان جهان هستیم” در این نگرش قابل درک تر خواهد گردید. چرا که ماهیت و ریشه این نوع اندیشه بر اساس اندیشههای جهان شمول طراحی گردیده است و طبیعتا چنین موضع گیریهایی در معادلات جهان اندیش معنای دقیق تر و قابل فهم تری می یابند .
رفتارهای حمايت‌گرانه جمهوری اسلامی ایران و ارتباطات بین المللی
همزمان با توسعه رفتارهاي حمايت‌گرانه و کمکهای انساندوستانه در عرصه بین المللی (به عنوان یکی از مصادیق فراملی گرایی) ، جایگاه و رابطه ميان اين رفتارها با مسايل سياسي درحال تحول بوده است. به حدی که بسیاری از کنشگران تاثیرگذار بین المللی (اعم از دولت ها و سازمان های فراملی) از اين رفتارها در جهت حل و فصل منازعات ، شکل دهی به تعاملات ، كاهش (و در مواقعی حتی افزایش) سطح خشونت ها استفاده مي‌كنند. به تعبیری رفتارهای حمایت گرانه از جنبه های سنتی خارج گردیده و به مولفه ای مهم در کنار سایر پارامترها و اقدامات سياسي ، نظامي ، فرهنگی مبدل شده است . برای نمونه اقدامات حمایتی و امدادرسانی آمریکا در کشورهایی نظیر افغانستان صرفا در قالب اهداف سياست خارجي آن کشور تعقيب شده (نه به عنوان مسئله‌اي انسان دوستانه) و بر حسب اقتضاي شرايط و راهبردها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. ( محمدی فرد ، 1392 :91)
تغییر نگاه به رفتارهای حمایت گرانه پس از پايان جنگ سرد و تقویت مولفه های فراملی گرایی ابعاد عمیق تری یافته است . زیرا در دوران جنگ سرد ، معادلات نظام بین الملل بیشتر معطوف به منازعات دو بلوک قدرت‌ بر اساس مسائل ایدئولوژیک تعريف مي‌شد و سایر مسايل اهميت ثانوي می یافت و لذا حتی کمک های انسان دوستانه نیز بر حسب مدل دوقطبی صورت می گرفت . اما در پی تحولات و تغییر در شکل بندی قدرت های جهانی ، مسايل انسانی از قبیل توسعه يافتگی مجال بیشتری یافته و از الگوهای متفاوتی تبعیت می کند .
ضمن آنکه با افزایش سازمان های بشردوستانه در سطح بین المللی امکان توسعه رفتارهاي حمايتي در قالبهای جدید بیشتر شده است. این درحالی است که با قرار گرفتن مفهوم امنیت انسانی در معادلات امنیتی ، موضوع فقر و توسعه‌نيافتگي نيز بر فهرست تهديدات امنيت بین المللی اضافه شده است و بازیگران بین المللی برای مقابله با معضلات جهانی همچون فقر و گرسنگی ، قاچاق انسان و مواد مخدر ، گسترش تروريسم نیازمند بازنگری در مقولات حمایتی گردیده و موجبات ورود مباحث رفتارهاي حمايت‌گرانه به حوزه هاي وسيع‌تر سياسي ، حقوقي و حتی ‌امنيتي فراهم گردیده است .
رفتارهای حمایت گرانه ؛ ضرورت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
چنانچه ملاحظه گردید پرداختن به مفهوم رفتارهای حمایت گرانه از منظر فراملی گرایی می تواند زمینهساز گشوده شدن فضای نوینی در عرصه سیاست خارجی شود . بگونه ای که تطور مفهومی و نیز گسترش کاربرد آن درعرصه تحولات مربوط به روابط و مناسبات فرامرزی موجب فراهم آمدن ظرفیت های تعاملاتی جدید می شود .
در همین چارچوب ملاحظه انواع مصادیق عینی توجه به فراملی گرایی در میان سیاست خارجی نظامهای مختلف ، تاییدی بر این مدعاست . جایگاه این موضوع در سیاست خارجی کشورها به حدی تقویت شده است که حتی کشورهایی مانند افغانستان که بر اساس شاخص های قدرت در رده های پایین معادلات بین المللی قرار می گیرند و در بسیاری از موارد در زمره کشورهای کمک گیرنده محسوب می شوند ، نیز برای تحقق اهداف خود تلاش می کنند تا به شکلی مولفه های فراملی بخصوص رفتارهای حمایت گرانه را در سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی خود تعریف کنند.76 به بیان دیگر دولت ها توجه به فراملی گرایی را عامل مهمی جهت تعیین و دستیابی به نقش و جایگاه برتر بین المللی خود با اهمیت شمرده و آن را با ابعاد مختلف مباحث اقتدار سیاسی و اقتصادی خود مرتبط می دانند. بنحوی که امروزه نگرش مبنی بر توسعه حمایتهای اجتماعی (نظیر کمک رسانی در حوادث) در طراحی سیاست خارجی بسیاری از کشورها حکم ضرورت یافته و در دستور کار سفارتخانه ها و نمایندگی های خارج از کشور آن ها قرار گرفته است . (مرادی ، همان : 19) طبق این رویکرد فراملی گرایی نه تنها به معنی کمرنگ شدن و بی توجهی به مولفه های ملی و منافع ملی تلقی نمی شود ، بلکه راهبردی در جهت توسعه و افزایش نفوذ و قدرت ملی بحساب می آید . از همین رو سیاست مداران آمریکایی ، چینی و سایر قدرت های بزرگ به دنبال گسترش و غلبه مولفه های مورد نظر خود در ابعاد فراملی و جهانی هستند . برای نمونه دولتمردان آمریکایی در طول دهه های گذشته نشر و ترویج لیبرالیسم را بعنوان یکی از مفاهیم ملی در دستور کار سیاست خارجی خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی عمومی، دیپلماسی رسمی، سیاست خارجی، روابط بین الملل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی عمومی، زیست جهان، انقلاب اسلامی، سیاست خارجی