پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، امام خمینی، قانون اساسی، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

است چه ابعادي دارد و چه احتياجاتي دارد و اسلام که براي انسان سازي آمده است آيا فقط جهت حيواني اين انسان را مي خواهد بسازد ؟ يا انسان{الهی} مي خواهد بسازد ؟… يک انسان مي تواند از عالم طبيعت تا ماورائ طبيعت واز ماورائ طبيعت تا مرتبه الوهيت سير بکند انسان يک موجود جامع هست نه يک موجود يک بعدي يا دو بعدي . فقط انسان در بين موجودات يک موجود چندين بعدي است که براي هر بعدش احتياجاتی . هر مکتبي را به استثناي مکتب اسلام که ملاحظه کنيد يک مکتب مادي است که انسان را حيوان تصور کرده است . يک موجودي که همان خوردن و خوابيدن است منتهي بهتر خوردن و بهتر خوابيدن که حيوانات هم مشترکند با ما در خوراک و خوابيدن . لکن اين مکتب ها انسان را يک حيواني اينطور ادراک کرده اند خيال مي کنند که اين امر عيني از همين عالم طبيعت است و حال اينکه عوامل ديگري هست که اين ها ادراکش نکرده اند و آن ها عوالم عيني بيشتر يعني از عينيت بيشتر خط دارند تا عالم طبيعت در آخر موجودات عالم وجود واقع شده است يعني منتهي اليه عالم وجود عالم طبيعت است پست ترين عالم ، عالم طبيعت است و اينطور نيست که انسان خودش باشد و همين طبيعت و مرتبه اي نداشته باشد”(صحيفه نور ، جلد 2 : 154 )
این درحالی است که در تعاریف اسلامی نسبت به معرفی انسان از تعبیر اشرف مخلوقات استفاده شده که ضمن آن انسانیت بر محور فضیلت و کمال به عنوان یک اصل توجه شده و به منزله یکی از ویژگی های تعیین کننده انسانی شمرده می شود. در قران کریم اشارات فراوانی در خصوص ارزش و جایگاه انسان و ضرورت حفظ احترام و کرامت شده است: لقد كرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی كثیر ممن خلقنا تفصیلا”.[1] “ما آدمیزاد را گرامی داشتیم و آن ها را در خشكی و دریا (بر مركبهای راهوار) حمل كردیم و از انواع روزیها پاكیزه به آنان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی كه خلق كردیم برتری بخشیدیم‏”(سوره اسراء، ایه 70)
اصل کرامت و ارزش والای انسانی به حدی اهمیت دارد که خدای سبحان بعد از آنکه ابلیس بر انسان سجده نکرد  مى فرماید: “ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدى” چرا در برابر آنچه با دست خویش آفریدم سجده نکردى؟( سوره ص ایه 75) و همین موضوع سبب رانده شدن شیطان از درگاه الهی محسوب می شود.
اما در مقابل براساس تفکر غربی که بر اصالت بشر پای می فشرد (امانیسم) ، رسیدن به رفاه مادی و تمایلات انسانی به منزله محور و مدار همه امور ازجمله سیاست تلقی می شود. بدیهی است که در این دیدگاه منفعت گرا ، نه تنها به فضائل اخلاقی و کمالات دینی نظیر ازخودگذشتگی ، انفاق ، ایثار به عنوان یک معیار اصلی توجه نمی شود بلکه سیاست از دین جدا گشته و منفعت طلبی مادی جایگزین آن می گردد و لذا در صورت لزوم معیارهای انسانی نادیده گرفته خواهد شد. چراکه بشر خود قانون وضع می کند و فقط قانون بشری لازم الاجرا خواهد بود و ارتباطی به ماوراء طبیعت و قوانین الهی ندارد.
تفاوت در اهداف
یکی دیگر از تفاوتهای نظام سیاسی اسلامی با سکولاریسم به اهداف دو نظام بازمی گردد . هدف از سیاست و حکومت در بینش اسلامی با آنچه امروزه در مراکز علمی تحت مقوله علم سیاست رایج میباشد ، دارای تفاوت می باشد . این تمایز از آنجا نشات میگیرد که در نگرش رایج دست یابی به قدرت ، حفظ و تعمیق و تداوم آن ، خود یک هدف اصلی است. در واقع سیاست مدرن به نوعی بر دیدگاه حاصل از توصیه های قدرت-محور (نظیر اندیشه های ماکیاولی) استوار بوده که در آن هدف وسیله را توجیه می کند :”الهدف تبرر الوسیله؛ از هر وسیله ای جهت رسیدن به هدف می توان بهره جست.”(همان)
در چنین چارچوبی ، آنچه اصالت دارد نفس دولت است و برای حفظ مصلحت دولت ، حاکم حتی می تواند دروغ بگوید و به هر امری دست زند و لذا پایبندی سیاست مداران به اخلاق و مذهب به میزانی توصیه می شود که ضامن مصلحت و موفقیت حاکمان باشد و در نتیجه به دین و اخلاق نگرش ابزاری شود.(نیکگوهر ، همان : 138)
اما در تفکر دینی ، حرکت و جهت گیری صحیح تنها بر مبنای شرع اصالت مییابد و نمی توان برای دست یابی به هدف از هر ابزاری بهره برد و در این بین دولت و قدرت خود به مثابه ابزاری در جهت نیل به هدف برتر نگریسته می شود. سیره پیامبر اسلام(ص) و ائمه به ویژه دوران حکومت امام علی(ع) شاهد خوبی بر این مدعاست . لذا در تعالیم دینی تاکید شده که باید کرامت انسان حفظ شود و نباید وسایل و ابزارها موجب تنزل روحی و سقوط جامعه و افراد گردند . در سیاست اسلامی دست یابی به هدف و کسب پیروزی از راه و ابزارهای نامشروع صحیح نیست. حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند : “اتامرونی ان اطلب النصر بالجور(نهج البلاغه ، همان : خطبه 125 ) آیا مرا امر می کنید که پیروزی از راه ستم به دست آورم؟!”
خلاصه اینکه در اندیشه سیاسی غرب ، هدف از سیاست معطوف به تعیین حدود و قوانین در قالب اطاعت شهروندان از دولت و محصور کردن قدرت سیاسی است.(مطهری ، همان : 244) بعلاوه در این شاکله فکری چون جایگاه کرامت انسانی به منزله یک اصل تلقی نشده ، داعیه ای نیز در جهت حرکت به سمت آن وجود ندارد و از هر وسیله ای جهت اداره جامعه میتوان بهره گرفت.(همان)
اما در مقابل هدف نهایی سیاست در نظام اسلامی زمینه سازی و دست یابی به فضیلت و کمال است و در این راستا ، کرامت و عزت انسان معنای اصولی میگیرد . بطوریکه از نظر اسلام ، کرامت در سایه حاکمیت الهی تحقق می یابد و حکمت الهی اقتضا می کند که انسان در جهت هدف و کمال متعالی سوق داده شود.
جایگاه حمایتگری بین المللی در اسناد بالادستی سیاست خارجی ج.ا. ایران
سیاست خارجی هر کشور برایند اندیشهها ، خواستهها ، آرمان ها ، اهداف و هنجارهای درون یک جامعه است که انعکاس آن از حیث نظری در اسناد بالادستی و از حیث عملی در دستگاه دیپلماسی آن کشور نمایان است. خط مشی کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز در قانون اساسی و سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران متجلی گردیده است. اهم اصولی که به موضوع رفتارهای حمایت گرانه ایران در عرصه بین المللی پرداخته است عبارتند از:
قانون اساسی
در اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح گردیده است دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است همه امکانات خود را برای نیل به امور ذیل بکار برد:” تنظیم سیاست خارجی کشور بر حسب معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان”
همچنین در اصل یازدهم به حکم آیه کریمه “ان هذه امتکم امه واحدة و اناربکم فاعبدون” همه مسلمانان یک امتاند و دولت ج. ا.ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش به عمل آورد تا وحدت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
همچنین به حکم آیه شریفه “لا ینهکم الله عن الدین لم یقاتلوکم فی الدین ولم یخرجوکم من دیارکم ان تبدوهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین” دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. این اصل در حق کسانی اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند.( اصل چهاردهم)
علاوه بر آن موضوع حمایتگری به همه انسان ها (بدون در نظر گرفتن خاص گرایی و مرزبندیهای دینی ، نژادی و نظائر آن) در اصل صد و پنجاه و چهارم نیز اینگونه اعلام گردیده که جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر ، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند.
این تصریحات نشان می دهد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، اولا انسان را به مفهوم جهانی و به ماهو انسان به رسمیت می شناسد ؛ هرچند به لحاظ معطوف بودن به چارچوب های ملی و کشوری ، مفهوم تبعه و هویت شهروندی را نیز مطمع نظر قرار داده است . ثانیا در تبیین نسبت میان مردم و دولت ، رویکردی وستفالیایی ندارد ؛ چراکه در سیستم وستفالیایی ، دولت ها ماهیتی مستقل یا در درون خود دارند ، اما مطابق ایده انسان-محور ، دولت ها باید باشند تا از افراد حمایت و حراست کنند ( پور سعید ، همان : 552 ) .
البته بحث رفتارهای حمایت گرانه از ابعاد مختلف و با رویکرد تامین نیازهای مختلف انسانی در اصل بیست و نهم نیز چنین آمده است :” برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی ، بیکاری ، پیری ، از کار افتادگی ، بی سرپرستی ، در راه ماندگی ، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی …) .
سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران درافق 1404 ه .ش
در سندچشم انداز جمهوری اسلامی ایران که به عنوان سند بالادستی کشور و تعیین کننده مسیر حرکت نظام جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 ه.ش می باشد چنین آمده است : “با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامه ریزی شده و مدبرانه جمعی و در مسیر تحقق آرمان ها و اصول قانون اساسی، در چشم انداز بیست ساله ، ایران کشوری است توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه، با هویت اسلامی و انقلابی، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین الملل. جامعه ایرانی در افق این چشم انداز چنین ویژگی هایی خواهد داشت:
الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردم سالاری دینی، توسعه کارآمد، جامعه اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقه ای بر حسب تعالیم اسلامی و اندیشه های امام خمینیره.
دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر حسب اصول عزت ، حکمت و مصلحت.
دیدگاه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی
مبانی و مولفه های اندیشه جهانی امام خمینی(ره) 
نظام اسلامی با نظامهای سکولار در عرصه های گوناگون نظیر سیاست خارجی دارای تفاوت های نظری و عملی می باشد . با این مقدمه شاکله اصلی سیاست خارجی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی (که نمایانگر رفتار نظام جمهوری اسلامی ایران در تعاملات بین المللی می باشد) به انحاء مختلف با آرمان های اسلامی و مفاهیم مکتبی برگرفته از تفکرات امام خمینیره به عنوان بنیانگذار و رهبر امت اسلامی عجین شده است .
این انديشه های تابناک که ريشه در معارف اسلام ناب محمدي (ص) (شامل آموزه هاي وحياني قرآن کريم و گنجينه معارف اهل بيت (ع))دارد ، در حقیقت میراث گرانبهایی است که پیشینهای همسنگ سیاست خارجی مسلمانان صدر اسلام و زمان پیامبر(ص) دارد70 .
برای نمونه می توان به داستان مرد یهودی فقیر و از کار افتاده ای اشاره کرد که وقتی پیامبر اعظم (ص) از اصحاب خود در مورد علت تکدی گری وی سئوال فرمودند آن ها گفتند که این شخص یهودی است. پیامبر(ص) در پاسخ ضمن نکوهش این طرز تفکر فرمودند از بیت المال مسلمین به او سهم داده شود.(مطهری ، همان :91 .)
در واقع امام خمینیره  بعنوان یک زعیم عالیقدر امت اسلامی توانستند نظامی دینی درقالب الگوی جمهوری اسلامی ایران در اختیار جامعه بشری قرار دهند . این انديشه هاي سياسي- الهی امام خمينيره داراي رسالت ، پيام و ابعاد جهاني است. امامره ضمن برخورداری از دیدگاه های سیاسی مبتنی بر اصول و قواعد فقهی ، به عنوان یک روشنفکر دینی آگاه به مسائل روز دنیا که نسبت به ساختار استعماری نظام بین الملل منتقد بودند ، درباره سیاست خارجی به طور اعم وسیاست خارجی حکومت اسلامی به صورت اخص ارائه طریق فرموده اند. در اين نگرش احساس مسئوليت و تعهد نسبت به سرنوشت امت اسلامي و نيز نظامات حاکم بر زندگي بشر در اقصي نقاط عالم مورد توجه ويژه قرار داشته و بر همين اساس تجويزات و بايد و نبايد هايي صدور يافته است.
دراین میان خاستگاه فکری امام ره درکرسی یک فقیه و رهبری دینی طبیعتاً ویژگی هایی دارد که با حرکت یک حاکم غیر دینی متفاوت خواهد بود. بعلاوه شخصیت انقلابی ایشان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انسان شناسی، نظام ارزشی، توسعه هزاره Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کمک رسانی، افغانستان، تغییر نگرش، جهانی شدن