پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، امام سجاد

دانلود پایان نامه ارشد

براء است (كه مردى است پرسخاوت و گشاده‌روی).
شأن نزول فوق نشان مى‏دهد كه انسان هرگاه بخواهد شانه از زير بار مسئوليتى خالى كند از هر وسيله‏اى براى خود بهانه مى‏تراشد، همانند بهانه‏اى كه جد بن قيس منافق براى عدم حضور در ميدان جهاد درست كرد و آن اينكه ممكن است زيبارويان رومى دل او را بربايند و دست از جنگ بكشد و به گناه بیفتد.
به‌هرحال قرآن در اينجا روى سخن را به پيامبر كرده و در پاسخ این‌گونه بهانه‏جويان رسوا مى‏گويد: بعضى از آن‌ها مى‏گويند به ما اجازه ده كه از حضور در ميدان جهاد خوددارى كنيم و ما را مفتون و فريفته (زنان و دختران زیباروی رومى) مساز! (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي‏).
اين احتمال نيز در تفسير و شأن نزول آيه داده‌شده است كه او (جد بن قيس) به عذر و بهانه زن و فرزند و اموال بی‌سرپرست خود مى‏خواست از جهاد صرف‌نظر كند.
ولى به‌هرحال قرآن در پاسخ او مى‏گويد:« آگاه باشيد كه این‌ها هم‌اکنون در ميان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط كرده‏اند جهنم گرداگرد كافران را احاطه كرده است» «أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ‏».
يعنى آن‌ها به عذرهاى واهى و اينكه ممكن است بعداً آلوده به گناه بشوند هم‌اکنون در دل گناه قرار دارند و جهنم گرداگرد آن‌ها را فراگرفته است آن‌ها فرمان صريح خدا و پيامبرش را درباره حركت به‌سوی جهاد زير پا مى‏گذارند مبادا به شبهه شرعى گرفتار شوند.25
يكى از راه‌های شناخت گروه منافقان در هر جامعه‏اى دقت در طرز استدلال آن‌ها و عذرهايى است كه براى ترك انجام وظائف لازم مى‏آورند چگونگى اين عذرها به‌خوبی باطن آن‌ها را روشن مى‏سازد.
آن‌ها غالباً به يك سلسله موضوعات جزئى و ناچيز و گاهى مضحك و خنده‌آور متشبث مى‏شوند تا موضوعات مهم و كلى را ناديده بگيرند و براى اغفال افراد باایمان به گمان خود از الفباى فكرى آن‌ها استفاده مى‏كنند و پاى مسائل شرعى و دستور خدا و پيامبر را به ميان مى‏كشند، درحالی‌که در ميان گناه غوطه‏ورند و شمشير به دست گرفته بر پيامبر ص و آئين او مى‏تازند.
10- تفرقه و اختلاف
«لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلاَّ خَبالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِين‏»
اگر همراه شما (به‌سوی ميدان جهاد) خارج مى‏شدند چيزى جز اضطراب و ترديد به شما نمى‏افزودند و به‌سرعت در بين شما به فتنه‏انگيزى (و ايجاد تفرقه و نفاق) مى‏پرداختند و در ميان شما افرادى (سست و ضعيف) هستند كه بسيار از آن‌ها پذيرا مى‏باشند و خداوند از ظالمان باخبر است26.
تفسیر نمونه در شرح این آیه می‌فرماید: آن‌ها با سرعت كوشش مى‏كنند در ميان نفرات لشكر نفوذ كنند و به ايجاد نفاق و تفرقه و از هم گسستن پيوندهاى اتحاد بپردازند «وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَة» سپس به مسلمانان اخطار مى‏كند كه مراقب باشيد « افراد ضعيف الايمانى در گوشه و كنار جمعيت شما وجود دارند كه زود تحت تأثیر سخنان اين گروه منافق قرار مى‏گيرند
اوضعوا از ماده ايضاع به معنى سرعت درحرکت است و در اينجا به معنى تسريع در نفوذ ميان سپاه اسلام آمده و فتنه در اينجا به معنى تفرقه و اختلاف كلمه است27.
«يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ» يعنى براى شما با ايجاد اختلاف و تفرقه فتنه‏جويى می‌گردند.28
11- ارتداد (از دین برگشتن)
«وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلاَّ يَسِيرا»
به شهادت اينكه اگر دشمن از هر سو بر آنان در خانه‏هايشان درآيند و بخواهند كه اينان دست از دين بردارند، جز اندكى بدون درنگ از دين برمی‌گردند.29
مراد از فتنه به قرينه مقام، برگشتن از دين و مراد از درخواست آن، درخواست از ايشان است و كلمه تلبث به معناى درنگ كردن است. و معناى آيه اين است كه اگر لشكرهاى مشركين از اطراف، داخل خانه‏هاى ايشان شوند و آنان در خانه‏ها باشند، آنگاه از ايشان بخواهند كه از دين برگردند، حتماً پيشنهاد آنان را مى‏پذيرند و جز اندكى از زمان درنگ نمى‏كنند مگر همان‌قدر كه پيشنهاد كفار طول كشيده باشد و منظور اين است كه اين عده تا آنجا پايدارى در دین‌دارند، كه آسايش و منافعشان از بين نرود و اما اگر با هجوم دشمن منافعشان درخطر بيفتد و يا پاى جنگ پيش بيايد، ديگر پايدارى نمى‏كنند و بدون درنگ از دين برمى‏گردند30.
۱۲-بلاها و مصائب اجتماعی
«وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقاب»‏
و از فتنه‏اى بپرهيزيد كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد (بلكه همه را فرا خواهد گرفت چراکه ديگران سكوت اختيار كرده‏اند) و بدانيد خداوند كيفر شديد دارد.
امام سجاد و امام باقر از ائمه اهل‌بیت (ع) و همچنين زيد بن ثابت و ربيع بن انس و ابو العاليه به‌طوری‌که مجمع البيان نقل كرده آيه را لتصيبن با لام و نون تأکید ثقيله- قرائت كرده‏اند و بقيه قاريان آن را لا تصيبن بالاى ناهيه و نون تأکید ثقيله- قرائت نموده‏اند31.
و بهر تقدير كه باشد مى‏خواهد همه مؤمنين را از فتنه‏اى كه مخصوص به ستمكاران از ايشان است و مربوط به كفار و مشركين نيست زنهار دهد و اگر در عين اينكه مختص به ستمكاران از مؤمنين است و مع‌ذلک خطاب را متوجه به همه مؤمنين كرده براى اين است كه آثار سوء آن فتنه گریبان گیر همه مى‏شود.
و دليلى كه دلالت كند بر اينكه عقاب در جمله‏ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ مختص به عقاب دنيوى از قبيل اختلافات قومى و شيوع قتل و فساد و از ميان رفتن امنيت و آسايش باشد در دست نيست و به همین جهت بايد مقصود از فتنه هرچند مختص به بعضى از مؤمنين است فتنه‏اى باشد كه تمامى افراد امت بايستى درصدد دفع آن برآيند و با امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر كه خدا بر ايشان واجب كرده از شعله‏ور شدن آتش آن جلوگيرى به عمل‌آورند.
برگشت معناى آيه به تحذير تمامى مسلمانان از سهل‏انگارى در امر اختلافات داخلى خواهد بود، چون این‌گونه اختلافات آنان را به تفرقه و اختلاف كلمه تهديد نموده و باعث مى‏شود كه وحدت مسلمين به تشتت و چنددستگی مبدل شود و معلوم است كه در اين صورت هر دسته كه غالب شود زمام را به دست مى‏گيرد و نيز معلوم است كه اين غلبه، غلبه فساد است نه غلبه كلمه حق و دين حنيف كه خداوند تمامى مسلمانان را در آن شريك كرده32.
در آيه موردبحث فتنه به معناى بلاها و مصائب اجتماعى است كه دامن همه را مى‏گيرد و به‌اصطلاح خشك و تر در آن مى‏سوزند. و در حقيقت خاصيت حوادث اجتماعى چنين است هنگامی‌که جامعه در ادا رسالت خود كوتاهى كند و براثر آن قانون‏شكنى‏ها و هرج‌ومرج‌ها و ناامنى‏ها و مانند آن به بار آيد نيكان و بدان در آتش آن مى‏سوزند و اين اخطارى‏ است كه خداوند در اين آيه به همه جوامع اسلامى مى‏كند و مفهوم آن اين است: افراد جامعه نه‌تنها موظف‌اند وظايف خود را انجام دهند بلكه موظف‌اند ديگران را هم به انجام‌وظیفه وادارند زيرا اختلاف و پراكندگى و ناهماهنگى در مسائل اجتماعى موجب شكست برنامه‏ها خواهد شد و دود آن در چشم همه مى‏رود، من نمى‏توانم بگويم چون وظيفه خود را انجام داده‏ام از آثار شوم وظيفه‏نشناسى‏هاى ديگران برکنار خواهم ماند چه اينكه آثار مسائل اجتماعى فردى و شخصى نيست33.
۱۳- آزمایش و امتحان
ِیکی از معانی که برای فتنه ذکرشده است آزمایش است این معنا بیشتر از بقیه معانی در قرآن و روایات ذکرشده است؛ مانند موارد زیر:
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ (2) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ (3)
آيا مردم گمان كردند به حال خود رها مى‏شوند و آزمايش نخواهند شد؟! 3- ماکسانی را كه پيش از آنان بودند آزموديم (و این‌ها را نيز امتحان مى‏كنيم) بايد علم خدا در مورد كسانى كه راست مى‏گويند و كسانى كه دروغ مى‏گويند تحقق يابد.34
در تفسیر نمونه‌شان نزول آیه را این‌چنین بیان نموده شده است. «بعضى از مفسران روايتى نقل كرده‏اند كه بر طبق آن يازده آيه آغاز اين سوره در مدينه نازل‌شده، در مورد مسلمانانى كه در مكه بودند و اظهار اسلام مى‏كردند اما حاضر به هجرت به مدينه نبودند، آن‌ها نامه‏اى از برادران خود در مدينه دريافت داشتند كه در آن تصریح‌شده بود: خدا اقرار به ايمان را از شما نمى‏پذيرد مگر اينكه هجرت كنيد و به‌سوی ما بیایید آن‌ها تصميم به هجرت گرفتند و از مكه خارج شدند، جمعى از مشركان به تعقيب آنان پرداختند و با آنان پيكار كردند بعضى كشته شدند و بعضى نجات يافتند (و احتمالاً بعضى نيز تسلیم‌شده به مكه بازگشتند). بعضى دیگر از مفسرین آيه دوم را در مورد عمار ياسر و جمعى ديگر از مسلمانان نخستين مى‏دانند كه ايمان آوردند و سخت تحت شكنجه دشمنان واقع شدند. ولى بررسى خود اين آيات نشان مى‏دهد كه هيچ دليلى بر مسئله ارتباط آيات با هجرت در آن‌ها نيست تنها بيانگر فشارهايى است كه بر مؤمنان در آن زمان از ناحيه دشمنان و حتى گاه از ناحيه پدران و مادران مشرك آن‌ها وارد مى‏شد»35.
اين آيات مسلمانان را تشويق به استقامت و پايمردى در برابر موج فشار دشمن مى‏كند و اگر سخن از جهاد به ميان آورده نيز ظاهراً جهاد در همين زمينه است، نه جهاد مسلحانه دسته‌جمعی و گروهى، كه دستور آن در مدينه نازل شد.
و نيز اگر سخن از منافقان مى‏گويد ممكن است اشاره به گروه سست ايمانى باشد كه احیاناً در مكه در لابه‌لای مسلمانان وجود داشتند، گاه با مسلمانان همراه بودند و گاه با مشركان و كفه هرکدام سنگین‌تر مى‏شد به‌سوی او مى‏چرخيدند!
آزمايش الهى يك سنت جاويدان‏ است آيا مردم گمان كردند همين اندازه كه اظهار ايمان كنند و شهادت به توحيد و رسالت پيامبر دهند به حال خود واگذارده خواهند شد و امتحان نمى‏شوند
«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ» بعد بلافاصله به ذكر اين حقيقت مى‏پردازد كه امتحان يك سنت هميشگى و جاودانى الهى است، امتحان مخصوص شما جمعيت مسلمانان نيست، سنتى است كه در تمام امت‌های پيشين جارى بوده است. مى‏فرمايد: ماکسانی را كه قبل از آن‌ها بودند آزمايش كرديم «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ‏».
آن‌ها را نيز در كوره‏هاى سخت امتحان افكنديم، آن‌ها نيز همچون شما در فشار دشمنان بی‌رحم و جاهل و بی‌خبر و متعصب و لجوج قرار داشتند، هميشه ميدان امتحان باز بوده و گروهى در اين ميدان شركت داشته‏اند.
بايد هم‌چنین باشد چراکه در مقام ادعا هر كس مى‏تواند خود را برترين مؤمن، بالاترين مجاهد و فداكارترين انسان معرفى كند، بايد وزن و قيمت و ارزش اين ادعاها از طريق آزمون روشن شود، بايد معلوم گردد تا چه اندازه نيات درونى و آمادگی‌های روحى با اين گفته‏ها هماهنگ يا ناهماهنگ است؟
آرى بايد خدا بداند چه كسانى راست مى‏گويند و چه كسانى دروغ‌گو هستند «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ»36.
آزمايش براى تحقق بخشيدن به نيات و صفات درونى است.
و به‌عبارت‌دیگر اين عالم همچون يك دانشگاه يا يك مزرعه است (اين تشبيهات در متون احاديث اسلامى واردشده) برنامه اين است كه در دانشگاه استعدادها شكوفا گردد، لیاقت‌ها پرورش يابد و آنچه در مرحله قوه است به فعليت برسد.
بايد در اين مزرعه نهاد بذرها ظاهر گردد و از درون آن‌ها جوانه‏ها بيرون آيد، جوانه‏ها سر از خاک‌بردارند، پرورش يابند، نهال كوچكى شوند و سرانجام درختى تنومند و بارور و اين امور هرگز بدون آزمايش و امتحان ممكن نيست.
و ازاینجا مى‏فهميم كه آزمایش‌های الهى نه براى شناخت افراد است، بلكه براى پرورش و شكوفايى استعدادها است.
بنابراین اگر ما آزمايش مى‏كنيم براى كشف مجهولى است، اما

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حكم، چنين، بيرون، ايمان Next Entries منبع تحقیق با موضوع انقلاب مشروطه، وزارت خارجه